|
|
کدخبر: ۱۴۶۰۱۶

هر چند سال «نو» می‎شود، اما عشق و محبت ما نسبت به اهل بیت، کهنه شدنی و عوض شدنی نیست.

گروه فرهنگی مشرق- در چشم و دل ما، جهان تاکنون بانویی به عظمت و کمال فاطمه ندیده است. این نگاه و احساس، مضمون احادیثفراوان و حاصل اوراق تاریخ بشری و سیره نورانی آن حضرت است.

آنان که در پی صعود به قله‎های کمالند و می‎خواهند ارتفاعات ایمان و پاکی و معنویت را فتح کنند، باید به این «چکاد رفیع» بنگرند و رسیدن به کوهپایه‎های این قله را آرزو کنند.

«فاطمهشناسی»، به این آسانی هم نیست. حقیقت او را، جز خدای فاطمه و پدر فاطمه و همسر فاطمه نمی‎شناسد.
و… «گنجاندن بحر در سبو ممکن نیست».(۲) امام امت، همیشه از فاطمه زهرا به عظمت یاد می‎کرد و شناخت آن حورای انسی را خارج از قلمرو ادراک بشر می‎دانست. این جملات از آن پیشوای راحل(ره)

است: «زنی که از معجزات تاریخ و از افتخارات عالم وجود است؛ زنی که در حجره‎ای کوچک و خانه‎ای محقر، انسان‎هایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاک تا آن سوی افلاک و از عالم ملک تا آن سوی ملکوت اعلی می‎درخشد. صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجره محقری که جلوه‎گاه نور عظمت الهی و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است».

چهارده قرن از زمان حیات آن بانو و درخشش آن منظومه فضیلت می‎گذرد بی آنکه چیزی از فروغ آن خورشید کاسته شود. خوشا آنان که جرعه‎نوش این کوثرند. خوشا آنان که شمیم محبت و معرفت او را چشیده‎اند. و خوشا آنان که فاطمی و زهرایی‎اند.

(۳) امروز گرچه طوفان تجمل‎گرایی و مصرف‎زدگی، بنیاد خانواده‎ها را سست کرده است، گرچه دنیا‎زدگی و سطحی‎نگری، شعله‎های ایمان‎ها و باورها و ارزش‎ها را خاموش کرده است، اما… اگر فاطمه، الگوی زیستن باشد، اگر آخرت‎گرایی، که پیام زندگی فاطمی است، جان بگیرد، اگر هویت گمشده در زنان جامعه بازیافت شود، اگر قناعت و سادهزیستی و ارزشمحوری، جای خود را در زندگی‎ها پیدا کند و اگر معنویت و عرفان، جهیزیه زندگی شود و مهریه ازدواج‎ها «سکه‎های ایمان» قرار گیرد، باز هم حیات معنوی قوام می‎گیرد و نسل امروز به الگوهای مکتبی روی می‎آورد.

فاطمه، نه تنها برای شیعه و اهل قبله، بلکه برای هر انسانی در هر جا و هر زمان و به هر زبان و نژاد و فرهنگ «الگو» است. اما به شرط آنکه بتوانیم فاطمه زهرا را برای جهان معاصر، ترجمه و معرفی کنیم.
(۴) باز هم ایام فاطمیه است. دل‎های عاشق و بی‎قرار، «سرود غم» می‎خوانند و منظومه اندوه می‎سرایند. این روزها آسمان دل‎ها ابری است و هوای چشم‎ها بارانی. نام فاطمه از تار دل‎ها نوای غم برمی‎آورد. یاد زهرا، واژه‎های محزون و غربت‎زده را به غمنامه تبدیل می‎کند.

ایام فاطمیه، مجموعه‎ای از جگرهای سوزان و چشم‎های گریان عزاداران و عاشقانی است که یک عمر، دم از عترت زده‎اند و در ایام سرور و حزن آل‎الله، شادی کرده یا اشک ریخته‎اند(یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا). خدا را شاکریم که نعمت غم زهرا و عشق فاطمه را ارزانی ما کرده و نسل فاطمی ما را نمک‎گیر سفره گسترده «اهل بیت» ساخته است. این اشک‎ها، «گواه محبت» است. این دلسوختگی‎ها، «شاهد» عشق است.

«تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده‎ها». این روزها، جانمان جرعهنوش «زمزم ولا» می‎شود و قلبمان شفافیت بلور نور و زهره زهرا را بهتر لمس میکند.
گریهها شفیع ما میگردند تا در آستان عترت، عزت یابیم و اشکها «وسیله» ما می‎گردند تا به دامان شفاعتشان توسل جوییم.

(۵) هر چند سال «نو» می‎شود، اما عشق و محبت ما نسبت به اهل بیت، کهنه شدنی و عوض شدنی نیست. هر چند نوروز است، اما به فرموده خاندان عصمت، آن روز «عید» است که در آن معصیت خدا نشود.

عیدی که میان دو «فاطمیه» قرار داشته باشد، نمی‎تواند رنگی فاطمی و اهل بیتی نداشته باشد.
پسزمینه عید نوروز، ایام عرض ارادت به ساحت اهل بیت است. روزهای پس از نوروز هم، زمینه فاطمیه دوم و موسم اظهار محبت به عترت پاک. شیعه آل‎الله، حرمت این روزها را نگه می‎دارد.
وقتی فاطمیه‎ای به وسعت ایران خیمه عزا برپا می‎کند، وقتی امواج محبت اهل بیت، در همهجای ایران قابل دریافت است، باید جام دل را لبریز از این عشق کرد، باید چتری برداشت و زیر این باران رفت، باید از این «کوثر» در همین دنیا نوشید، تا «جام کوثر» در آخرت هم نصیب گردد. *

*منبع: مجله پنجره

ارسال نظر