|
|
کدخبر: ۱۴۶۱۴۶

شناخت حضرت فاطمه زهرا(سلام ‎الله‎ علیها) چونان معرفت قرآن کریم، مشروط به طهارت از لَوْثحس و خیال و رَوثوهم و گمان و فَرثتمثیل و تشبیه و دَم مفهوم و ذهن است.

گروه فروهنگی مشرق- یادداشت ذیل از دفتر آیت الله جوادی آملی گرفته شده و با نگاهی به شخصیت حضرت صدیقه طاهره(سلامالله علیها) مزین شده است.

شناخت حضرت فاطمه زهرا(سلام ‎الله‎ علیها) چونان معرفت قرآن کریم، مشروط به طهارت از لَوْثحس و خیال و رَوثوهم و گمان و فَرثتمثیل و تشبیه و دَم مفهوم و ذهن است؛ زیرا حقیقت آن بانو، هم‎چون سایر اهل‎ بیت عصمت(علیهم ‎السلام)، همتای قرآن مجید است و حدیثشریف و متواتر ثقلین شاهد صادق آن است؛ «اِنی تارک فیکم الثَقَلین کتابَ اللهِ وعِتْرَتی…» و مساس علمی با قرآن کریم بدون طهارت روح و نزاهت دل میسور نیست؛ چه اینکه تماس بدنی با الفاظ این کتاب آسمانی بدون طهارت ظاهری روا نخواهد بود؛ «إنه لقرآنٌ کریم فی کتابٍ مکنونٍ لایمسه اِلاالمطهرون».

هرچند همه معصومان از دوده طه و یس یعنی عترت طاهرین(علیهم ‎السلام) معادل قرآن کریمند و هر کدام به‎منزله سُوَر و آیات آسمانی‎اند که کلام ویژه خداست، لیکن حضرت فاطمه(سلام ‎الله‎ علیها) خصیصه‎ای دارد که در دیگر معصومان نبوده و نیست و آن اینکه این بانو، نهتنها معادل قرآن بود بلکه مصاحب و معاشر و همراه و هم‎آوا با آن بود؛ به‎طوریکه آن حضرت و قرآن با هم از فراطبیعت به طبیعت آمدند و همزمان طبیعت را وداع کردند و عمر طبیعی آن‎‎ها منقطع شد؛ اگرچه حقیقت آن‎‎ها مخصوصا قرآن برای ابد باقی است. توضیح آنکه عمر شریف آن حضرت همزمان با نزول قرآن کریم آغاز شد و با انقطاع وحی و پایان پذیرفتن آن خاتمه یافت؛ زیرا عمر گران‎مایه آن بانو هرچند کمتر از ۲۰ سال بود و مدت نزول قرآن مجید تقریبا ۲۳ سال بود لیکن اوایل نزول قرآن مجید، معراج رسول اکرم(‎صلی‎ الله ‎علیه ‎و آله‎ و سلم) شروع شد که در آن سفر الهی، زمینه تکون ماده اولی و ریشه انعقاد چیزی که بعدا به‎صورت نطفه حضرت فاطمه(سلام ‎الله‎ علیها) ظهور می‎کرد، فراهم شد. یعنی مدتی که از نزول قرآن سپری شد و حضرت فاطمه(سلام‎ الله ‎علیها) متولد نشد، برای این بود که مقدمه میلاد مسعود آن حضرت به برکت قرآن در معراج فراهم گردد.

پس در این فاصله، تمام شرایط سپهری و زمینی مهیا شد تا آن بانوی عرشی، از عرش به فرش تنزل کند و آن غذای ملکوتی شب معراج، به‎صورت ملکی تجلی یابد و لحظه به لحظه همزمان با نزول آیات و سور قرآن مجید به تمام و کمال خود برسد تا هنگامی که قرآن کریم به نصاب خاص خویش نائل شد و آیه کریمه «اَلْیومَ اکملتُ لکم دینَکم و اَتْمَمْتُ علیکم نعمتی وَ رَضیتُ لکم الاسلامَ دینا» نازل شد و خورشید وحی در کرانه غرب عمر نبوی(‎صلی ‎الله ‎علیه ‎و آله ‎و سلم) افول کرد، نوبت ارتحال سریع آن بانو فرا رسید و طولی نکشید که آن حضرت به بدرقه قرآن مجید بار هجرت بست و خاموش شد و با قدر مجهول و قبر مخفی، چنین لیلهالقدری از جامعه جاهلی عصر خویش که جز لیلهالقبر نبودند، جدا شد و آن را وداع کرد. البته حقیقت ولایت آن حضرت همراه با قرآن ابدی بوده و همسفر با کلام زنده و جاوید سرمدی خواهد بود. همان‎طوری که تهمت تحریف قرآن کریم دعوای فایل و خیال آفِل است، ادعای «حَسْبُنا کتابُ الله» نیز تأریب دین و تمثیل اسلام است که هرگز نتیجه نخواهد داد.

کسی که جناح عترت را از مرغ باغ ملکوت دین اِربا اِربا نماید، کسی که بال ولایت را از سیمرغ رَوضه جبروت اسلام مثله کند، هرگز از دین مورد ادعای خویش بهره‎ای نبرده و از اسلام مطمح نظر خود طرفی نخواهد بست. غرض آنکه هرچند بقای معنوی ولایت و عصمت و حجت بالغه بودن حضرت فاطمه(سلام ‎الله ‎علیها) هم‎چون قرآن کریم تضمینشده است لیکن عمر ظاهری قرآن ناطق و صامت در آغاز و انجام مقارن بوده؛ به‎طوری که تقریبا با هم نزول کردند و با هم عروج نمودند. معرفت آن ذات نورانی، گذشته از صبغه اعتقادی مستلزم جنبه اخلاقی، حقوقی، فقهی و اجتماعی است؛ زیرا آن انسان کامل، اسوه همگان در معارف علمی و احکام عملی بوده و خواهد بود. لذا ارائه برخی از بیانات سودمند آن حضرت درباره مسائل اخلاقی و حقوقی و مانند آن لازم است وگرنه اثر عملی بر شناخت حضرت فاطمه(علیها ‎السلام) مترتب نمی‎شود.

«نشان ناشناسی ناسپاسی است / شناسای حق اندر حق‎شناسی است»
آن حضرت درباره اخلاص در عمل و آثار گران‎بهای آن چنین فرمود: «مَنْ اَصْعَدَ اِلی اللهِ خالصَ عبادَتِهِ اَهْبَطَ اللهُ عزوجل الیه اَفْضَلَ مصلحته / هرکس عبادت خالصانه خود را به‎سوی خداوند صاعد نموده و بالا ببرد، خداوند بهترین مصلحت وی را به‎سوی او گُسیل داشته و نازل می‎فرماید». این کلام فاطمی، مأخوذ از وحی نبوی(‎صلی ‎الله‎ علیه ‎و آله ‎و سلم) است؛ «الیه یصْعَدُ الکلم الطیبُ وَ الْعملُ الصالحُ یرْفَعُه».

البته اعتقاد طیب، خُلق طیب و عمل صالح هرگز از انسان طاهر جدا نیست تا بهتنهایی صعود کند و صاحب خود را که متقوم به اوست، ر‎ها نماید؛ بلکه در صحابت انسان طاهر معتقد و متخلق و عامل بالا می‎رود و بالا رفتن به‎سوی خدای سبحان با بالندگی و برازندگی همراه است. حتما چنین انسان مهاجری که هجرت او به لقای الهی منتهی می‎شود، اسوه‎ای چونان حضرت فاطمه(علیها ‎السلام) دارد و ره‎توشه‎ای معقول و مقبول خواهد داشت که نیاز‎های سفر طولانی معاد وی را تامین می‎نماید.

هم‎چنین آن حضرت در کیفیت بهره‎مندی از دنیا چنین رهنمودی دارد: «اِنی اُحِب من دُنیاکم ثلاثا الانفاقُ فی سبیل اللهِ و تلاوه کتابِ الله و النظرُ الی وجه ابی رسول ‎الله ‎صلی ‎الله ‎علیه ‎و آله‎ و سلم». هر نعمتی زکاتی دارد که تأدیه آن، انفاق در راه خداوند محسوب می‎شود. بخشی از آن، واجب است و برخی از آن، مستحب. زکات شجاعت، جهاد برای حفظ دین و میهن اسلامی است. زکات جمال، عفاف و صیانت از آلودگی است. منبع همه این مآثر الهی قرآن کریم است که تلاوت، تدبر و تفسیر آن توصیه شده است.

نگاه به شخصیت حقیقی و حقوقی رسول اکرم(‎صلی ‎الله‎ علیه ‎و آله ‎و سلم) جاذبه دلپذیری دارد که اندیشه‎‎های علمی را به انگیزه‎‎های عملی می‎رساند. اگر جامعه کنونی از نظر به شخص عنصری پیامبر گرامی اسلام محروم است، از نظریه‎پردازی محققانه در مکتب حیات‎بخش آن حضرت ممنوع نیست. *

*منبع: مجله پنجره

ارسال نظر