|
|
کدخبر: ۱۶۲۷۲۶

وقتی مدیریت کلان سیما معترف به خاموش بودن ماهواره ها در زمان پخش سریال پایتخت ۳ هستند، روی دیگر سکه این است که بعد از این خانه های مردم با ماهواره ها گرم می شوند، اگر چنین است، مسئولیت این وضعیت با چه کسی هست؟

گروه فرهنگی مشرق- ۲۵ فروردین پیامکی روی گوشی ام آمد که می شد با پرداخت ۳۰۰ تومان برای یک ماه از موسیقی های پیشواز اعلام شده برای انتظار تماس گیرنده استفاده کنم. یکی از کد ها را انتخاب و وارد کردم. پاسخ آمد: «شما ۷۹۳۸۶ امین نفری هستید که آهنگ پیشواز سریال پایتخت ۳ را انتخاب کرده اید». یعنی مسئولین سرور پیامکی هم از این استقبال شگفت زده شده بودند.

استقبال از سریال «پایتخت ۳» نیازمند تحقیق و نظرسنجی نیست. در تعطیلات نوروز هرجا بودیم و به هرخانه ای می رفتیم یا تصویر شبکه یک پخش می شد و یا صحبت از نقی معمولی و ارسطو و همسر چینی اش داغ بود. البته در فحوای همه صحبت ها، بحثاسپانسرهای افراطی گنجانده در لابلای برنامه هم مورد نقد و مخالفت مردم بود. البته مراد این قلم نقد سریال یا مدح و ذم آن نیست.

هفته گذشته آقای علی دارابی(معاون محترم سیما) مطلبی با مضمون تاثیر مثبت این سریال در زمینه های مختلف قلمی کرده و برای رسانه ها ارسال فرموده بودند. نوشته ایشان با این جمله به پایان می رسید: «پایتخت ۳ سریالی بود که خانه ها را گرم و ماهواره ها را خاموش کرد».

اکنون پرسش جدی ما از مدیران رسانه ملی این است که طی چند روز سپری شده از خاتمه پایتخت ۳، خانه های مردم با چه تصویرهایی گرم می شود؟

مردم پای چه شبکه و برنامه ای می نشینند؟

در بقیه ایام پیش رو، خانواده ها(که بعضا حتی در روستاها نیز ماهواره دارند)، وقت خود را چگونه سپری خواهند کرد؟

مطمئنا آقای دارابی و همکارانشان در مدیریت میانی رسانه ملی می دانند که راس استراتژی دشمنان کشور را جدا کردن مردم از حکومت به وسیله ابزارهایی مانند ماهواره، اینترنت و امثالهم تشکیل می دهد. نظریه معروف برژینسکی را نیز بی تردید مد نظر دارند. بنابراین وقتی مدیریت کلان سیما معترف به خاموش بودن ماهواره ها در زمان پخش سریال پایتخت ۳ هستند، روی دیگر سکه این است که بعد از این مردم با ماهواره ها گرم می شوند، اگر چنین است، مسئولیت این وضعیت با کی هست؟ به ویژه که حالا جملگی صاحب نظران جامعه شناسی و کارشناسان رسانه براین رویکرد اتفاق نظر دارند که اصلی ترین راه مقابله با رسانه های معاند، سلبی نیست، بلکه ایجابی است.

دراین صورت وظیفه اصلی مبارزه ی ایجابی با کسانی که خواهان فاصله مردم از حکومت هستند برعهده چه دستگاه، نهاد و رسانه ای است؟ بی تردید بخش های مختلفی از مدیریت کلان فرهنگی کشور و نیز دولت و مجلس دراین وضعیت مسئولیت دارند اما وظیفه رسانه ملی در راستای تحقق مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگی بر کسی پوشیده نیست. آیا به صرف اینکه سالی چند برنامه ماهواره خاموش کن ساخته و پخش شود و در بقیه سال مردم به دامن رسانه های خارجی رها شوند کفایت می کند؟ آیا با چنین رویکردی می توان از ایجاد رخنه فرهنگی مورد اشاره مقام معظم رهبری پیش گیری کرد؟ کما اینکه نتوانسته ایم. قبول ندارید؟ به آمارها مراجعه فرمایید و به تحلیل علمی آن بپردازید.

رویش ها و ریزش ها را بررسی کنید. کمیت استفاده از ماهواره را نسبت به چند سال اخیر تجزیه و آنالیز فرمایید. اگر نرفته اید و ندیده اید(که حتما دیده اید) سری به کم جمعیت ترین روستا و دورافتاده ترین دهات و شهرک ها بزنید و از نزدیک و با واقعیت ها آشنا شوید. تا همین چند سال پیش مردم و خانواده های روستایی به دلیل نوع زندگی به هم پیوسته خود، از داشتن ماهواره ابا داشتند. وجود «دیش» در منازل شرمساری داشت. همسایه و اقوام به دارنده آنتن و گیرنده های خارجی طور دیگری می نگریستند، اما حالا(بدون واهمه از لقب بی فرهنگی و وادادگی)، از یکدیگر جویای شبکه و برنامه های سرگرم کننده تر ماهواره ها هستند.

واقعا هم وقتی خانواده ها توقعشان درحد پخش سریالی مانند پایتخت ۳ است تا قید هرچه فیلم خارجی و شبکه ماهواره ای را بزنند، نباید بر این مردم ببالیم و متقابلا برکم کاری و سوء مدیریت خودمان اعتراف کنیم؟ پدران و مادران این سرزمین همواره برنزدیک شدن هر بی قیدی و بی حیایی به چارچوب منازلشان عکس العمل نشان داده اند، حالا چرا درسکوت، رنج بدترین و زننده ترین تصاویر از ناحیه غریبه ها را تحمل می کنند؟ از کنار پخش بد آموز ترین کلمات و جملات درمحیط خانواده شان عبور می کنند؟ چه اتفاقی افتاده؟ چه جریان و چه کسانی باید پاسخگو باشند؟ مسئولیت ترمیم و مرمت این تخریب و انهدام فرهنگی را چه کسانی باید بر عهده بگیرند؟ و…

واقعیت امر این است که جمهوری اسلامی(بدرستی و عالمانه) استفاده از ابزارهای صوتی و تصویری را مباح و حلال کرد. درادامه ترویج مصرف گرایی(که نقش تلویزیون برجسته بود) سیل انواع دستگاه های پخش و گیرنده تا اقصی نقاط کشور و درون سنتی ترین خانواده ها و در نزد مذهبی ترین افراد راه گشود به طوری که الان اغلب منازل بیش از یک گیرنده دارند و فکر نبودن تلویزیون در منزلی، بی اطلاعی است. بنابراین اعم اوقات فراغت همه(و خصوصا گروه سنی کودک و نوجوان و زنان خانه دار) پای تلویزیون ها سپری می شود. اکنون با این وضعیت و عادت و شرطی شدن مردم به تلویزیون، چگونه می توان آنها را با هر برنامه خشک و فاقد جذابیت و بدون داستان پردازی پرکشش نگه داشت.

چگونه می توان نخبگان و افراد مرجع و دانشجویان را در تعطیلاتی مانند نوروز پای صحبت های بی سروته برخی مجریان و هنرپیشه ها میخکوب کرد؟ چگونه می توان زنان خانه دار را در طول روز پای آیتم های پرحرف اسپانسر محور نشاند؟ و… آیا حالا نباید به پدر و مادرهای هرچند مقید و وفادار به ارزش ها و فرهنگ خودی حق داد که به صورت فردی نتوانند در برابر موج کنونی مقاومت کنند؟ وقتی همه امکان سرگرمی فرزندان هر پدرومادری همین تلویزیون شده، آیا او حق ندارد که بخواهد تا این رسانه به وظیفه اش عمل کند و فرزند او را در برابر امواج مخرب حفظ کند؟ چنین پدرومادرهایی چگونه می توانند با وجود انواع برنامه های سرگرم ساز بیگانه و فقدان نمونه های جذاب در این سو، فرزند بیکار در خانه را از نشستن پای فلان سریال ترکی نهی کند، اگر چه با خون دل خوردن همراه باشد.

مردم با استقبال از پایتخت ۳ نشان دادند که میانه ای با ماهواره ها ندارند و اگر شبکه های داخلی به صورت مستمر مبادرت به تولید و پخش برنامه های جذاب کنند، بی بروبرگرد عطای شبکه های برون مرزی را به لقای آن خواهند بخشید. اما چه کنند که الان دوهفته است که این سریال تمام شده و به تعبیر معاون محترم سیما خانه هایشان را طور دیگری باید گرم کنند. این بحثرا در آینده ادامه خواهیم داد.

ارسال نظر