|
|
کدخبر: ۱۷۵۷۰۹

مشکلات زیادی برای من از تهدید و مزاحمت های تلفنی و آزار های روحی و روانی پیش آمد که مطمئن هستم منشا آن از طرف ایشان بوده. بعد از آن دیدم که دیگر نمی توانم با آقای ژکان ادامه دهم برای همین گفتم صحبت های تلفنی را یک نفر دیگر بگوید و نقشم را حذف کنید.

گروه فرهنگی مشرق- علاقمندان سینما، نام و چهره مهشید افشارزاده را از بازی در «بای سیکل ران» به یاد دارند. بازیگری که پس از آن، در ۲۲ اثر سینمایی دیگر حضور یافت و در نهایت در کسوت کارگردان هم حاضر شد.

او این شب ها سریال «قهر و آشتی» را روی آنتن دارد. افشارزاده اما از حضور در این سریال ناراضی است که دلیلش را بی پروا و بدون تعارفات مرسوم بیان کرده. فیلم جدید او یعنی «پنج ستاره» بزودی در سینماها اکران می شود؛ فیلمی با بازی شهاب حسینی، همایون ارشادی، لیلا بلوکات، شیرین بینا، امید روحانی، بهناز جعفری و سحر قریشی. روایت گزنده افشار زاده از پشت صحنه این سریال و مناسبات پیچیده سینما را در ادامه می خوانید:
بیش از حد اعتماد کردم

متاسفانه بیش از حد به آقای ژکان(کارگردان سریال قهر و آشتی) اعتماد داشتم. ایشان در دانشگاه استاد ما بودند و او را سال ها به عنوان انسانی محترم می شناختم برای همین موقعی که قرارداد بستم به ایشان اعتماد کردم. گفتند نسخه دوم قرارداد فردا در اختیارتان قرار می گیرد. فردا و فرداهای دیگر آمد و نسخه قرارداد داده نشد. بعد که با تهیه کننده صوری(جعفر صمدی) صحبت کردم گفتند شما سال ها است بیکارید و باید راضی باشید از این که نقش پر و پیمانی به شما پیشنهاد شده. باید قرارداد پایین ببندید چون این نقش ها به هر کسی داده نمی شود. گفتم بعد از سال ها استار بودن در سینمای ایران و بعد از یک دوره کم کاری این حرف برایم جای تعجب دارد. ایشان گفتند بودجه ما کم است و همکاری کنید. گفتم چون می خواهم برای استادم کار کنم گوشه ای از کار را می گیرم.

رفتارهای غیرحرفه ای توام با بی احترامی

در طول کار اتفاقات غیر حرفه ای اذیتم می کرد. آقای ژکان بازیگران و افراد غیر حرفه ای از آموزشگاه خودشان آورده بودند؛ از منشی صحنه، عوامل تدارک، دستیارهای کارگردان و… همه غیر حرفه ای بودند. در این سریال رفتارها اصلا حرفه ای نبود و عوامل بسیار بی ادبانه صحبت می کردن.

متاسفانه آقای ژکان به عنوان ناخدای این کشتی که باید جلوی این رفتارها می ایستادند، با بچه های شان جلسه می گذاشتند و می گفتند در عالم حرفه ای باید پر رو باشید، باید با عوامل تند صحبت کنید که حساب کار دستشان بیاید. نمونه غیر حرفه ای گری های دیگر ایراداتی بود که بعضی از خانم های بازیگر از گریم من می گرفتند و می گفتند چرا باید گریم و لباس ایشان باید اینجوری باشد و مال من جور دیگر؟ هیچ شناختی از این نداشتند که گریم، لباس، نوع بازی و حرف زدن یک کاراکتر با توجه به شخصیت پردازی ای که دارد تعیین می شود. نه این که من عنوان یک دختر ۱۸ ساله در نگاه و حرکتم عشوه باشد و کارگردان نتواند آن را کنترل کند. نوع لحن صحبت کردن یک دختر ۱۸ ساله در خانه غلط است و اصلا هدایت نمی شود. البته آقای ژکان این بازیگر را به پیشنهاد خودم برای نقش دخترم انتخاب کردند ولی در طول کار رقیبی برای من شده بود که چرا خانم افشارزاده این طور لباس می پوشد چرا نقش ایشان زیاد است؟

من گفتم مگر شما فیلمنامه را نخوانده ای؟ در داستان مشخص شده که نقش من زنی است که هم در خانه مسولیت دارد هم در اجتماع. یا می گفتند که دیالوگ ها باید بین ما تقسیم شود. در سینما و تلویزیون این مشکلات هست که هیچ کس جایگاه خود را نمی داند، بازیگر غیر حرفه ای می خواهد جای بازیگر حرفه ای را بگیرد، بازی غلط می کند و کارگردان را تحت تاثیر قرار می دهد.

در طول کار رفتارهای آزاردهنده غیر حرفه ای زیاد دیدم. گریم و لباسم در طول کار تغییر کرد. به گریمور گفته بودند الکی پودر بزن و بگو گریم شده ای. زیر گونه هایم را تیره می کردند…

می گفتند دخالت نکن

وقتی این موارد را گوشزد می کردم آقای ژکان می گفتند شما چون فیلم ساخته ای می خواهی در کار کارگردان دخالت کنی، اتفاقا بدتر جبهه گیری می کردند. سر فیلم خودم خیلی ها پیشنهاد می دادند و اگر سازنده بود قبول می کردم. این که بگویی فقط حرف خودم، عین جزم اندیشی است. چطوری می شود یک نفر عقل کل باشد؟ در طول کار از این رفتارهای آزاردهنده غیر حرفه ای زیاد دیدم. گریم و لباسم در طول کار تغییر کرد. به گریمور گفته بودند الکی پودر بزن و بگو گریم شده ای. زیر گونه هایم را تیره می کردند… یکی از بازیگران رفته بود شمال. همه عوامل از ساعت هفت صبح آفیس شده بودند. ساعت چهار آمد و تازه طلبکار بود که من قرارداد ندارم. خب این مشکلات از کجا می آید؟ مشکلات از آن بالا شکل می گیرد که هر کسی را به عنوان تهیه کننده انتخاب می کنند.

دعوا و فحاشی سر صحنه

آن زمان می گفتند آقای صمدی تهیه کننده است، ایشان برادر شهید هستند و برای من احترام داشتند ولی خودشان متاسفانه حرمت نگه نداشتند و رفتارهای عجیبی سر صحنه از ایشان دیدیم. یک روز دستیار کارگردان و دستیار تصویربردار با هم درگیر شده بودند. ما جایی کار می کردیم که خانواده شهدا زندگی می کردند و طبیعتا زشتی این گونه رفتارها دو چندان بود. تهیه کننده به جای مصالحه شروع کرد به هتاکی و زدن حرف های بسیار زشت. آقای خسرو شاهی تصویربردار سریال، محترمانه سرش را پایین انداخته بود و یک کلمه جواب نداد. آقای ژکان در آن لحظه غیبشان زد و مشخص بود جایگاه شان را به کسی دیگر سپرده بودند تا از زبان ایشان فحاشی کند و جایگاه فرهنگی خودشان خدشه ای نبیند. سر و صداها که بلند شد من داخل سالن بودم گفتم آقای صمدی خجالت آور است. وقتی با آقای ژکان صحبت کردم گفتند می توانم کاری کنم که برای همیشه از صحنه بازیگری فید شوید. بعد از آن مشکلات زیادی برای من از تهدید و مزاحمت های تلفنی و آزار های روحی و روانی پیش آمد که مطمئن هستم منشا آن از طرف ایشان بوده. بعد از آن دیدم که دیگر نمی توانم با آقای ژکان ادامه دهم برای همین گفتم صحبت های تلفنی را یک نفر دیگر بگوید و نقشم را حذف کنید.

باندبازی و ضابطه در کشورهای موسوم به جهان سوم حرف اول را می زند، برای همین بعضی ها یک شبه معروف می شوند و بعضی ده سال طول می کشد تا فیلم بعدی شان را بسازند.
سختی های ساخت فیلم

باندبازی و ضابطه در کشورهای موسوم به جهان سوم حرف اول را می زند، برای همین بعضی ها یک شبه معروف می شوند و بعضی ده سال طول می کشد تا فیلم بعدی شان را بسازند. سر «پنج ستاره» خیلی اذیت شدم، بعد از ده سال با سرمایه شخصی که شوهرم جور کرده بود می خواستند فیلم را از دستم در بیاورند و به مشاورم(کامبوزیا پرتوی) بدهند. ماجراهای فیلم مثنوی هفتاد من می شود. همیشه تصور می کردم، فیلمسازی مثل راندن یک قایق روی دریاست. لحظاتی که قایق را می رانی و فقط از پارو زدن و دیدن مناظر لذت می بری! اما این اول کار است… بعد از مدتی، سختی های بسیاری به وجود می آید و در آن لحظه است که دعا می کنی ای کاش غرق نشوی. به جایی می رسی که باید تمام بحران های پیش رو را کنترل کنی و نبض هماهنگی عوامل باشی.

در سیمنا لمپنزیم کار را پیش می برد

واقعا نمی توانم برای آدم هایی که شعور کار فرهنگی ندارند بازی کنم. بعضی بازیگرها به خاطر مسائل پشت پرده این اقبال را دارند که از کارگردان های درجه یک پیشنهاد داشته باشند. من کارهایی که سوهان روح است را دیگر هرگز قبول نمی کنم، هر چند سال یک فیلم بسازم کافی است. البته بعد از مشکلاتی که آقای صدرعاملی برایم ایجاد کرد و ممنوع التصویر شدم هنوز هم اجازه نمی دهند پیشرفت کنم. فیلمم حتی در جشنواره فجر کاندیدا نشد. یا کافی است یکی بگوید به فلانی کار ندهید. چرا به عسل بدیعی به خاطر ازدواج با آقای عرب نیا کار ندادند؟ همین مشکل را برای فریما فرجامی و محمد رضا گلزار و خیلی های دیگر بوجود آوردند. یک عده با هم ائتلاف می کنند و یک بازیگر را به بهانه ای بایکوت می کنند. همه شان هم لمپن اند چون در سینما لمپنزیم کار را پیش می برد اگر شما شارلاتان نباشی نمی توانی کارت را پیش ببری. این چه فضای فرهنگی است که ما داریم؟

منبع: تبیان

ارسال نظر

پربیننده ترین