|
|
کدخبر: ۱۷۸۹۹۳

حقوق خانم ها چیزی نیست که مردها به آنها هدیه کنند!

زنانی که امروز دانشگاهها و مدارس جامعه را پر کرده اند، فردا آنقدر نقششان زیاد خواهد شد که از اداره خانه تا حضور جدی در جامعه و تصمیم گیری ها را شامل می شود، این تحول مبارکی است چرا که خود خانم ها در انقلاب شریک بوده و سهم دارند و حالا نمی توانید بگویید که مردها این را به ما هدیه کرده اند!

آیت الله هاشمی رفسنجانیقریب ۲۰ سال قبل طی سخنانی منتشر نشده درباره حقوق زنان تاکید کرد: با همین قرآن، عمل پیامبر(ص) و روایات ائمه اطهار(ع) و آن اجتهاد که ما عمل می کنیم و از آن استخراج کرده ایم می خواهم نتیجه بگیرم هم حقوق زن و هم شخصیت او بعنوان انسان هم حقوق اقتصادی اش هم از لحاظ برخورداری از سهم اجتماعی و حقوق متعال در خانواده، جامعه اصولش عادلانه است و برای مرد و زن مساوی است.

به گزارش امید نیوز از پایگاه اطلاع رسانی آیت اللههاشمی رفستجانی(ره)، متن کامل این سخنرانی بدین شرح است:

الحمدالله والسلام علی رسول الله و آله

خوشحالیم از اینکه خانم ها بصورت منطقی و تحقیقی درصدد بررسی مقررات کشورمان بر اساس اصول اسلامی افتاده اند که، بتوانیم برداشت درستی از وضع موجود و افق روشنی برای آینده ترسیم کنیم. در مورد کاری که شروع کرده اید من به عنوان کارشناس اسلام و همچنین فردی که نسبتاً به شرایط جامعه و حدود و ثغوری که در مقرراتمان وجود دارد آشنا است، نکاتی را بصورت کلی عرض می کنم. مسئله مهم این است که این همایش و مطالعات بعدی کاملاً بر اساس علمی و تحقیقی و با توجه به واقعیتها و مقتضیات برگزار شود که نتیجه بخش باشد.

هیچ مکتبی به اندازه اسلام به زنان توجه نکرده است

سعی کنید فکر و ذهنتان را از پیش داوری ها خالی کنید همانطور که در ابتدای اجلاس گفته شد و پیرایه هایی که بهرحال تقلیدها با عواطف بوجود آورده یا می آورد، البته از لحاظ تفکر اجتماعی تا آن جائیکه من مطالعه دارم هیچ مکتبی را نمی شناسم در گذشته و امروز بعنوان مکتب یا بعنوان تفکرات فردی که به اندازه اسلام عمیق و همه جانبه به حقوق زن ها توجه کرده باشد. با واقع بینی و نه یک جانبه و با تعصب آنچه مقتضای جامعه و مصلحت زن و مرد بوده و پایه این فکر هم این است که اصولاً مبانی اسلام، همانطور که خود قرآن اعلام می کند، براساس فطرت است. این آیه صریح را ببینید که «فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها». شما با دینی سر و کار داری که بر اساس فطرت انسانی تنظیم شده است. بر اساس عقاید ما که خداوند عالم مطلق است بر فطرت و مقتضیات انسان و جوامع بشری و گذشته و آینده، طبعاً کسی مناسب تر از چنین مقامی نیست که بتواند دین و مقررات را با فطرت هماهنگ کند. آگاهی مطلق، پایه اساسی این اصل بسیار محکم قرآنی است ما اگر بگوییم اینکار را می کنیم ادعای بزرگی است که مطمئناً نمی توانیم اینکار را بکنیم که حتماً هم نمی توانیم، چون ما نه فطرت را می شناسیم و نه آن احاطه را بر همه نیازها داریم، خداست که چنین ادعای بزرگی را می تواند مطرح کند و به این ادعا هم عمل کرده و به عقیده من، ما خیلی مطالعه کرده ایم مخصوصاً در قبل از انقلاب که این بحثهایی که شما می کنید، قبل از انقلاب خیلی داغ بود و بسیاری از خانم های جوان اصلاً یادشان نیست، یعنی اصلاً آن روزها نبوده اند که ببینند چه بحثهای حاد و تندی در بین اقشار اجتماعی و متفکران بود، اما من آن موقع عمیقاً و با دقت زیاد مطالعه کردم و جالب است که این مقررات اسلام مربوط به زمانیست که، هیچ جای دنیا چنین مقررات عادلانه ای نبود؛ یعنی از یک تجربه جامعی قرآن استفاده نکرده، که آن انشاء خداست، یعنی وحی. موقعی که صدها سال بعد از آن اروپا تازه بحثهای جدی داشته اند.

نهضت حقوق زن در غرب خدمت فراوانی به زنان کرده، اما …

علماء، اندیشمندان، اربابان کلیسا می گفتند: زن و مرد آیا هر دو انسان هستند؟ مرد را قبول داشتند ولی می گفتند: آیا زن انسان کامل است؛ که شما اگر کتاب های آن زمان را بخوانید می بینید که چه بحثهایی است و یک بحثمهم فلسفی داشتند که آیا روح زن مثل روح مرد جاویدان است یا نه؟ روح زن با مرگ خاتمه می یابد؟. این بحثها مبانی فلسفی دارند و آنهم قرنها پس از آمدن قرآن، البته دردوران اخیر نهضت حقوق زن در غرب خدمت فراوانی به زنان کرده، اما باز مبنایش آگاهی ها و علم مطلق نیست. آنروزها که پیغمبر در جزیرة العرب احکام متعالی را آورد، هیچ فشار اجتماعی نبود و زنها دنبال حقوق خودشان نبودند و هیچ بحثی نبود و هیچ کس اعتراض نداشت. برخی قبایل عرب به دلیل جنگها و شرایط قبیله ای که زندگی می کرده اند، داشتن دختر که برایشان مشکلات ایجاد می کرد ترجیح می دادند اصلا در خانه شان دختر نباشد و خیلی روشن است در تاریخ و در قرآن آمده که بچه ها را می کشتند. در آن شرایط احکام متعالی که قرآن بیان کرده اعجاز است و لذا من تاکید می کنم که حالا که بحثرا شروع کرده اید، حتماً باید علمای روشن اسلام شناس هدایت این بحثرا برعهده بگیرند. همانطور حقوقدانان زبردست که احاطه حقوقی بر مقررات خودمان دارند و روانشناس ها که از عهده روان شناس روح زن و مرد برآیند و جامعه شناسان، که این رشته ها در شناخت زن و مرد تاثیر دارد و باید جامع بحثکرد ما مشکل جامعی نداریم و لذا باید موضوع بررسی شود و نتیجه اش بصورت کتاب ارجمندی دربیاید.

مقررات عرفی مرتباً باید بررسی و طبق نیازهای زمان مرتباً تغییر کند

درباره قانون مدنی که می خواهید بحثکنید، حتماً باید ارجی که این قانون دارد در نظر بگیریم. در آن سالهایی که قانون نوشته شد شرایط مان با امسال خیلی تفاوت داشت. اما بعنوان طلبه و روحانی باید از اینکار که آنزمان کرده اند و قوانین را طبق معیارهای اسلامی نوشته اند، تشکر کرد و مردم باید راضی باشند که کار بزرگی شده ولی خوب واقعیت پیشرفت زمان همین است که مقررات عرفی مرتباً باید بررسی و اصلاح شود و طبق نیازهای زمان مرتباً تغییر کند. الان هم درست در زمانی که حکومت اسلامی تشکیل داده ایم وقت آن رسیده قانون مدنی نوشته شده با تغییراتی که بنام اسلام بود. این جا هم باید اینکار را بکنید خوشبختانه رهبر گرانقدر انقلاب هم با دید روشنی که دارند تاکید فرموده اند که بررسی کنیم و ببینیم که در حد قانونی چه اصلاحاتی باید انجام داد. این اجازه برای شما سرمایه خیلی خوبی است. کلیاتی که من می خواهم عرض کنم از حدود همایش شما مقداری فراتر و عمومی تر است. اسلام و قرآن بخصوص در همه ابعاد مجموعه حقوق زن را متعادل در نظر گرفته، افراط و تفریط اصلاً دیده نمی شود، وقتی که به نحو تاریخ که بسیار ساده است نگاه کنید ملاحظه می شود که در این جهت خیلی ادیبانه و با حکمت به نقش سرنوشت ساز زنان بسیار توجه شده که اینقدر به نقش مردان توجه نشده. از انبیاء که آنها مقام خاص خودشان را دارند نقشی که قرآن برای حضرت مریم قائل است که تحولات عمده دنیا در مسیحیت یا کلیمیت را داشته و با تحولاتی که بعدها به آن اشاره می کنیم که این نقطه تحول دنیاست. می بینیم که قرآن نقش بزرگی را برای زنان در نظر گرفته برای مثال قرآن در داستان حضرت عیسی همانطور که می دانید عمده جمعیت دنیا تحت تاثیر آن آموزشها هستند، مریم محور همه آنهاست و تعبیری که قرآن می کند… وضع آن روز را نشان می دهد و …و احکام الهی را در هر زمان نشان می دهد وقتی که مادر حضرت مرم(ع) در آن وقت نذر کرده بود که بچه موجود در رحم خود را برای خدمت در معابد آزاد کند، این متن قرآن است. تفکرات آنموقع این بود که فقط مرد می تواند به معابد خدمت کند و برای زن چنین حق را قائل نبودند. وقتی که او مشاهده کرد که بچه دختر شده و با اینکه متعبد بود با حسرت گفت: خدایا چه بد شد که فرزندم دختر شده است. خوب این جمله کوتاه تفکر آنزمان را نشان می دهد. جمله ای که قرآن می گوید، دیدگاه وحی و دیدگاه الهی چه بوده که می فرماید غصه نخور مردی مثل این زن پیدا نمی شود و داستان حضرت مریم را و مقاماتی که در تولد و تربیت حضرت عیسی داشته بیان می کند و خیلی خوب می توانید نقش تعمیق و تربیت زن را ببینید. در قرآن داستان حضرت موسی و مصر فرعون آورده شده که فلاکت، استبداد و نقش خواهر و مادر و همچنین نقش همسر و بعداً شخصیتهایی دیگر از خانم هایی که در دربار او بودند، همچنین نقش همسر فرعون در دربار و نقش وی بعنوان ملکه فرعون و شخصیت اول آنروز را نشان می دهد، در این تحول عظیم که هزاران سال دنیا را تحت تاثیر قرار داده واقعاً نقش وی اول است. در داستان حضرت سلیمان و همسر حضرت لوط و همسر حضرت نوح و … که از زنان نام برده شده در داستان خلق کعبه که می دانید محور حرکتی دینی جوامع اسلامی تا قیامت خواهد بود. نقشی را به ابراهیم و مادرش داده، تاریخ ما و اشارات قرآن چیزهای جالبی را نشان می دهد.

قاطعانه معتقدیم اسلام مخالف عقل نیست

اینها داستان سرایی نیست که اتفاق افتاده است قرآن وقتش را برای داستان صرف نکرده، هرجا که داستانی بیان کرده، هدف عمده جنبه تربیتی بوده است، ما این مقدار مرد غیر پیغمبر در قرآن نداریم که نقشهایشان در تحول عمده تاریخ باشد. این نقش تاریخی از آن زن است که در دوران بسیار قدیم و قبل از آن از لحاظ حقوقی، اجتماعی، خانوادگی و سهم اقتصادی داشته که بعدها بدان م یپردازیم در قرآن و اسلام تعادل خوبی می بینیم نمی خواهم ادعا کنم که چنان اطلاعات وسیعی دارم که می توانم قرآن را تفسیر علمی کنم. ممکن است شما به مواردی برخورد کنید که از لحاظ اسلامی قطعی باشد و از لحاظ منطقی آن را بپذیرید مواردی در اسلام است که تعبدی است و در اسلام می پذیریم. این خاصیت این است که چون دین از مرکز عالی محیط علمی است و گذشته و آینده و حال زیر نظرش است و خیلی چیزها می داند که ما نمی دانیم، بنابراین اصل تعبد در این تحقیق باید نفوذ کند و آن جا که با قوانین غیر دینی بر می خوریم، قابل نقص و تعبیر است که من البته نمی توانم بگویم چون ممکن است به مسائل دینی برخورد کنید که نتوانید بگوئید. ولی اگر آنجا که حکم قطعی دینی است با این قضاوت محدود نمی توانیم در مورد آن قضاوت قطعی کنیم؛ اما وقتی قانون مدنی ر بحثمی کنید که مبنای آن فقه است، وقتی با فقها صحبت کنید می بینید که خیلی از این بحثها در فقه هم قابل مجادله است. اینطور نیست که صد در صد بحثناپذیر باشد و فرق می کند، لذا می بینید که در یک مسئله که فقها با هم بحثمی کنند و به آنها هم مراجعه می کنید می بینید این محصول اجتهاد است و اجتهاد در شرایط زمان هم بوده و قابل تغییر هم هست و نظرات دیگری هم هست و اگر نظرات مخالفی در فقه هم داشته باشیم جای دارد که بحثکنیم و یکی از آنها را انتخاب کنیم. خوشبختانه اجتهاد در اسلام واقعاً اجتهاد پویایی است و تحول پذیر و با منطق است و ما اصل کل محکمه با شرع حکم باذل را برعکس جاری و ساری و قاطع می دانیم و معتقدیم در متن اسلام چیزی مخالف عقل نیست و در هیچ جا عقل حکم مخالف اسلام ندارد و تشخیص اینها و تطبیق اینها کار هر کس نیست. باید بسیار زیاد بر روی این موضوع مطالعه کنند و متخصصان نیرومند بنشینند و قضاوت کنند تا اینکه درباره این مسائل مهم نظری بدهند.

حقوق زن و شخصیت انسانی او باید در خانواده و جامعه عادلانه باشد

حتماً باید عرصه ها خیلی وسیع و همه جانبه باشد ولی بطور کلی عرض می کنم همه کارشناسان اسلام قبول دارند که احکام اسلام با منطق و عقل سازگر است. ما خود این اصل را یک محور برای اجتهادمان می دانیم و چیزی که در اسلام مخالف عقل نباشد برای اسلام نمی پذیریم، همان ولایت عقل هم آسان نیست، چرا که هر عقلی حاکم در این جا نیست چون سرنوشت مردم و سرنوشت جامعه منحصر به یک نفر یا دو نفر نیست و قضاوت هایی در این معدود نمی توان عاقلانه باشد، قضاوتها در این مسائل نمی تواند عقلی باشد مسائل خاصی در این مورد می تواند محورش اظهار نظرهای شخصی باشد. ببینید که این تعبیر قرآن وقتیکه مسائل طلاق و ازدواج و مسائل خاص طلاق و احکام خانواده را بیان می کند، یک نتیجه گیری کلی می فرماید: «ولهن مثل الذی علیهم» این یک اصل محکمی است که قرآن می فرماید؛ یعنی… خانم ها به اندازه حقوقشان، تکالیفشان متعادل است تعادل و مثلنی هست و لهن را در عرب مصداقشان را حقوق می دانیم و علیهم را مصداقشان را تکالیف می دانیم شاید ترجمه ابتدایی آن این باشد که به همان اندازه که به نفعشان است به همان اندازه هم به ضررشان است، ولی این ترجمه درست نیست هیچ چیز به ضررشان نیست اصلاً نفع و ضرر مطرح نیست. این تعبیر را اگر برداریم و به جایش بگوییم تعادل است بین حقوق و تکالیف هم در مردها اینطور نیست هم در زنها اینطور نیست این یک مقایسه بین زن و مرد نیست این یک اصل قطعی قرآنی است. اصل دیگر قطعی قرآنی که برایتان بازگفته شده و می دانید قرآن می فرماید «انی لا اضیع عمل عاملاً من ذکرا و انثی» نتیجه تلاش و کار هیچ انسانی در پیشگاه خداوند هیچ ضایع نمی شود هیچ حقوقی ضایع نمی شود. می خواهد مرد باشد می خواهد زن باشد. بالاخره حقوق انسانی ناشی از تلاش و زحمت اوست و از چیزهایی که خودش می خواهد بدست بیاورد. از کارش از حقش در این مورد زن و مرد فرق نمی کند. قرآن می فرماید هر انسانی حقش باید عادلانه به او پرداخت شود. حق انسان را خداوند در هیچ جا ضایع نمی کند و هر کس در مسیر فکر درست عمل صالح و کار درست حرکت کند نتیجه اش منجر به حیات طیبه می شود که مسیر هر انسانی است و آن مقتضای آفرینش عادلانه الهی است. از این گونه اصول کلی و خدشه ناپذیر در قرآن بسیار می بینید در عمل پیغمبر هم مجسم است. با همین قرآن عمل پیامبر و روایات ائمه اطهار آن اجتهاد که ما عمل می کنیم و از آن استخراج کرده ایم می خواهم نتیجه بگیرم هم حقوق زن و هم شخصیت او بعنوان انسان هم حقوق اقتصادی اش هم از لحاظ برخورداری از سهم اجتماعی و حقوق متعال در خانواده، جامعه اصولش عادلانه است و برای مرد و زن مساوی است. در اجلاس وجود داشته گلایه هایی از سنتها و عادات قبیله ای ملی کشورهای مختلف نژادی بتدریج ممکن است باشد. حالا با مثبت یا منفی و یا ممکن است تقلیدهای کورکورانه ای از ملل دیگر مثلاً مکتب غرب و شرق و دیگر مکاتب باشد و از چیزهایی تاثیر گرفته شود که در خیلی از موارد اسلام نظر خاصی ندارد. حکم اباهه است اگر جایی مصلحت بداند، م یپذیرد و اگر نداند نمی پذیرد. یک موارد خاصی است که اسلام به منفی و مثبت نظر شخصی توجه دارد و نه آن را به شخص جامعه و تشخیص کارشناسان گذارده ایم و شخص علمای همزمان گذارده ایم.

حق خانم ها چیزی نیست که مردها به آنها هدیه کنند!
این مسئله اصلاً یکی باب بسیار وسیعی است که خیلی هم ابراز عقیده کردن در مورد آن آسان نیست و لذا خواهش می کنم که حالا که وارد بحثها شده اند حوصله زیادی بخرج بدهید که کار محققانه ای بکنید و در ضمن حق انقلاب را که واقعاً بر خانم ها دارد ادا کنید. خیلی مهم است که بدانید کار بزرگی در انقلاب اتفاق افتاده خانم هایی که الان در جلسه ما هستند و هزاران جلسه در آن گونه که ما داریم… در دانشگاهها، موسسات، مدارس و ادارات ما مشغول کار هستند یا در خانه هستند و متکلف وظایف سنگینی هستند. باید بدانند که بعد از انقلاب خیلی موانع از سر راهشان برداشته شده و ممکن هم هست که قیودی اضافه شده و من هم نمی خواهم بگویم که همه حقوق که اضافه شده درست است و نمی خواهم بگویم که همه چیز در گذشته منفی بوده؛ اما مجموعه دستاوردها برای خانم ها کاملاً مثبت است و راه درستی پیش پای خانمها گذارده شده، زنانی که امروز دانشگاهها و مدارس جامعه را پر کرده اند فردای آن آنقدر نقششان زیاد خواهد بود که از پرورش اولاد گرفته تا اداره خانه و تا حضور جدی در جامعه و در تصمیم گیری ها شامل خواهد بود و این یک تحول مثبت و مبارکی است که اتفاق افتاده اگر خوب و منطقی و عاقلانه و حکیمانه با این تحول مثبت که مال خودتان است برخورد کنیم و اینکه خودتان هم در این انقلاب شریک بوده اید و سهم دارید و حالا نمی توانید بگویید که مردها این را به ما هدیه کرده اند. این کاری بود که همه ما مجموعاً این کار را کرده ایم و انشاالله نمونه خوبی از جامعه متعادل اسلامی و واقعاً اسلامی را بتدریج بر دنیا عرضه کنیم. شما را به خدا می سپاریم و دعا می کنیم در راه مثبتی که انتخاب کرده اید، خداوند کمکتان کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

ارسال نظر