|
|
کدخبر: ۳۱۰۹۹

به طورکلی در سالهای جوانی سازمان روانی فرد به گونه ای شکل می گیرد که می تواند صلاحیت های کار مولد و استقلال اقتصادی را به دست آورد و پس از دستیابی به شغل نسبتا پایدار در دوره جوانی در سنین میان سالی و پختگی فرد به خلاقیت واقعی و نوسازی دائمی زندگی می رسد.

به گزارشامید، یکی از عناصر مهم حیات اجتماعی جوانان انتخاب شغل و شروع منظم و کارآمدتر فعالیت اجتماعی است. اینکه همه موضوعات مربوط به قلمرو کار مستلزم بررسی دقیق و همه جانبه است، به دلیل آن است که باید کار را یکی از ویژگی های زندگی نوع بشر به شمار آورد.

انسان موجودی اجتماعی است که حتی امروز هم با و جود تنوع مجموعه های اکولوژی و گوناگونی آهنگ حرکت در پیشرفت فنی و تحول در ساخت اجتماعی و سطح اقتصادی جوامع، در زندگی به کار می پردازد. در واقع کار وجه اشتراک و شرط لازم زندگی انسان در جامعه است.

تحول هویت شغلی و انتخاب شغل در راستای رشد و شکل گیری هویت در نوجوانان و جوانان رخ می دهد، و اینکه شغل آینده من چه خواهد بود؟ و در اجتماع چه نقشی خواهم داشت؟ سوالی است که بسیاری از نوجوانان از خود می پرسند.

هویت شغلی به صورتی بسیار ساده از دوره کودکی شروع به شکل گرفتن می کند و کودکان به خیال پردازی های شغلی می پردازند که در نوجوانی با بروز تواناییهای فکری و دستیابی به مقدمات تفکر انتزاعی به آزمایش ذهنی مشاغل پرداخته و می فهمند که به دست آوردن یک شغل مستلزم تواناییها و آموزش های خاص است و بالاخره مرحله واقع بینی شغلی که در جوانی حاصل می شود، که با مقایسه مقتضیات شغلی و آموزشها و مهارت های مورد نیاز هر شغل با ارزشها و علایق و استعدادها و تواناییهای خود، انتخاب شغلی انجام می شود.

به طورکلی در سالهای جوانی سازمان روانی فرد به گونه ای شکل می گیرد که می تواند صلاحیت های کار مولد و استقلال اقتصادی را به دست آورد و پس از دستیابی به شغل نسبتا پایدار در دوره جوانی در سنین میان سالی و پختگی فرد به خلاقیت واقعی و نوسازی دائمی زندگی می رسد.

ایجاد مشاغل مناسب با تواناییها و ظرفیت های همه جوانان کشور و ارائه راهنماییهای شغلی به آنان توسط نهادهای تخصصی در دبیرستان ها و موسسات آموزش عالی و در بخش های صنعتی، فرهنگی و… از امور مهمی است که باید مورد توجه و تلاش متولیان امور جامعه قرار گیرد.

جوانان خواهان ورود به اجتماع هستند تا انرژی و تازگی وجود خویش را در راه پذیرش مسئولیت های اجتماعی صرف کنند و از جانب اجتماع جدی تلقی شوند، آنان از تاثیرگذارترین عوامل انسانی در جامعه بشری هستند و هرگونه تعالی و ترقی و پیشرفت در ابعاد مادی و معنوی مرهون توانایی ها، آمادگی ها و استعداد های جوانان یک جامعه است.

یکی از حقوقی که بر عهده پدران است و باید آن را ادا نمایند این است که فرزندان جوان خود را در انتخاب و کسب شغل یاری نمایند. پیامبر گرامی اسلام به حضرت علی(ع) فرموده اند که حق فرزند بر پدرش این است که برای وی نام خوب انتخاب کند، در ادب و تربیتش بکوشد و او را به کار شایسته ای بگمارد.(بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۸۵)

بنابراین در کنا ضرورت تربیت مناسب با مقتضیات زمان جهت آمادگی و توانمندی، ضرورت ایجاد شغل مناسب برای فرزندان جوان نیز مطرح گردیده است. داشتن شغل و قبول مسئولیت نه تنها وسیله امرار معاش و ادامه زندگی است، بلکه خود مایه عزت نفس و شرف اجتماعی و از عوامل موثر اعتماد به نفس و اثبات شخصیت است.

جوانی که کار می کند و درآمد شخصی دارد، خود را مستقل و آزاد می بیند و در باطن احساس سربلندی و افتخار می کند، به خود حق می دهد که در جامعه اظهار وجود نماید و خویشتن را به نام یک عضو مفید و موثر اجتماع به حساب آورد. بر عکس اگر جوانی که همه وجودش توانمندی و هیجان و غرور است نتواند شغل مناسب پیدا کند و به خواسته های فطری خویش دست یابد در معرض شدید نگرانی، اضطراب، افسردگی و به دنبال آن خطر، انحراف و آلودگی می باشد.

امیر مومنان علی(ع) می فرمایند: همچنان که داشتن شغل محل تلاش و کوشش است، بیکاری محل فساد و تباهی و نابودی است. و همچنین فرموده اند: یعنی حالات و رفتار های جاهلانه جوانی ناشی از بیکاری است.(غررالحکم، ص۳۲۵)

جوانان وظیفه دارند با تلاش و همت عالی به کسب علوم و فنون لازم اقدام نمایند و مهارت های لازم را به دست آوردند تا شایستگی داشتن شغلی مناسب را پیدا کنند و بدانند که سعی و تلاش برای امرار معاش از دیدگاه شریعت اسلام امری است که دارای اجر معنوی بالایی می باشد و کسی که از قبول مسئولیت و سعی و تلاش و انجام کار شانه خالی می کند، مورد بدبینی اسلام است. امام صادق(ع) می فرمایند: کسی که در طلب روزی خانواده خود کار می کند و به سعی وکوشش تن می دهد مانند مجاهدی است که در میدان کارزا برای خدا جهاد می کند.(الکافی، ج۵، ص۸۸)

اما باید جوانان تلاش خود را بکنند، وظیفه والدین و مسئولان حکومتی نیز می باشد تا شرایط کار و کسب شغل را برای جوانان جامعه فراهم آورند. چرا برای جوانی که سالیان سال درس خوانده زحمت کشیده یا مهرت آموخته، بسیار سخت است که نتواند علم و توان خود را به کار ببندد و نتیجه تلاش خود را ببیند. بیکاری عامل بسیاری از خطرات برای جامعه و جوانان می باشد. بیکاری اگر منجر به فقر گردد، اساس اعتقادات و ایمان را با مشکل مواجه می کند و جامعه را در سراشیبی سقوط و ناامنی قرار می دهد.

ارسال نظر