|
|
کدخبر: ۳۱۹۷

جشید مشایخی گفت: گاهی با خودم می‌گویم کاش به اندازه خرید یک دکه پول داشتم و در آن شغلی برای خودم دست و پا می‌کردم.

به گزارشامیدبه نقل از برنا، گفت‌وگو با جشید مشایخی شبیه به مرور تاریخ سینما و تلویزیون است با او از هردری صحبت کنید. مشایخی متولد ۱۳۱۳، دارای تحصیلات ناتمام در رشته تئاتراست. وی سال ۱۳۳۶ به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیک درآمد و به عنوان بازیگر کار خود را در برنامه نمایشی کانال سوم غیر دولتی آغاز کرد و با ایفای نقش در فیلم کوتاه «جلد مار» هژیر داریوش به همراه فخری خوروش جلوی دوربین رفت او تا کنون نقش‌های خاطره سازی را مانند «سوته دلان»، «قیصر»، «سربه داران»، «کمال الملک، «هزار دستان»، «کمال الملک»، «یک بوس کوچولو»، «پل سیزدهم» و.. را ایفا کرد گفت‌وگوی ما را او در زیر می‌خوانید.

نباید مخاطبان را دست کم گرفت
در طول سال‌های اخیر ما بیش از اندازه مخاطبان‌مان را دست کم گرفتیم و تصورمان بر این است که آن‌ها صرفا به دنبال قصه‌های سطحی هستند در حالی که ما تماشاگران باهوشی داریم و هر جا کار خوبی را ارائه کردیم آن‌ها از آن استقبال کرده‌اند سینماگران ما باید جدا از پر کردن جیب‌هایشان به فکر فرهنگ سازی و ارتقا سطح سلیقه مخاطبان باشند.

کاش به اندازه خرید یک دکه پول داشتم
من خودم مشکلات این عرصه را با گوشت، پوست و استخوانم لمس کرده ام ومی دانم طعم نداری چیست و چطور به خاطر کسب روزی حلال مجبور می شوید در کاری ظاهر شوید که چندان آن را دوست ندارید گاهی وقت‌ها می شود که با خودم می گویم کاش حتی به اندازه خرید یک دکه پول داشتم و در آن شغلی را برای خودم دست و پا می کردم تا مجبور نشوم در کارهایی که به لحاظ قصه بی ارزش هستند بازی کنم اما صد افسوس که این اتفاق رخ نمی دهد شرایط این عزیزان را من درک می‌کنم اما باز هم می‌گویم نمی‌توان دست روی دوست گذاشت و صرفا منتظر معجزه ماند همه ما باید دست به دست هم بدهیم تا سینمای ما از این وضعیت خارج شود و به آرمانی که ما در ذهن‌مان داریم نزدیک گردد.

کلیشه نشدم
برخی از منتقدان می گویند حضور من در نقش پدربزرگ، دایی و… ممکن است این ذهنیت را ایجاد کند که من در قالب این نقش‌ها کلیشه شدم اما من با این موضوع موافق نیستم چون این موضوع زمانی می‌تواند صحت داشت که من صرفا در این‌ گونه نقش ها حضور داشته باشم و نقش دیگری را تجربه نکرده باشم در حالی که شما اگر به کارنامه هنری من نگاهی بیندازید متوجه خواهید شد که من تجربه های متفاوتی را داشته ام که فارغ از نقش یک پدر یا پدر بزرگ و خان دایی خان داداش بوده است اما خب ظاهرا نقش آفرینی من در این کارها در حافظه مردم بیشتر نقش بسته است و آن‌ها من را با این کاراکتر ها به یاد می‌آورند البته من این موضوع را به هیچ عنوان نشات گرفته از ضعف یک بازیگر نمی‌دانم و معتقدم او در این نقش‌ها به قدری اثر گذار ظاهر شده است که ارزش ماندگاری در حافظه مردم را داشته باشد.

در انتخاب‌هایم با وسواس عمل کردم
همیشه سعی کرده‌ام در انتخاب‌هایم با وسواس و دقت نظر خاصی عمل کنم چرا که معتقدم من نسبت به مردم وظیفه‌ایی دارم که اگر از آن کوتاهی کنم به آنها بدهکار می شوم اگر شما به خانه ما بیایید و روی میز کار من را ببینید متوجه خواهید شد که پر است از فیلمنامه هایی که آن ها را خواندهام اما حس کردم با بازی در انها نمی توانم به آن چیزی که مد نظرم هست دست پیدا کنم و ممکن است که مردم از من در باره بازی در این آثار دلگیر شوند اما خب برای انتخاب یک نقش عوامل متعددی دخیل هستند. البته نباید فراموش کرد ما بازیگر هستیم و تنها راه کسب معاش ما هم بازیگری است و اگر از این طریق نتوانیم ارتزاق کنیم بی شک از پس تامین هزینه های جاری زندگی‌‍مان بر نمی‌آییم وقتی شما به نه فیلمنامه جواب منفی می‌دهید بالاخره باید به یکی از این‌ها پاسخ مثبت دهید نمی‌توان همین طور دست روی دست بگذارید و منتظر قصه بهتری بمانید چون هزینه‌های زندگی به شدت کم تحمل هستند.

تجربه زیبای یک بوس کوچولو
یکی از متفاوت و بهترین نقش‌های که در سال‌های اخیر بازی کردیم نقشم در فیلم سینمایی «یک بوس کوچولو» بود چون این فیلم همواره جزو کارهای مورد علاقه من است چرا که شخصیتی را که در این فیلم ایفا کردم به شدت به خود واقعی من شبیه است برای ایفا کردن آن احتیاج به ما به ازای بیرونی نداشتم چرا که بیش از هفتاد درصد از شخصیت آن فرد در خود واقعی من وجود داشت اما خب متاسفانه نقش هایی مانند آن کمتر در سینمای ما یافت می شود.

آدم‌های کوچک نباید وارد عرصه هنر شوند
من نمی گویم بازیگر نباید خوش قیافه باشد می گویم ما نباید همه چیز را به قیافه محدود کنیم بازیگر حرفه با ارزشی است و برای ورود به آن باید فیلتر های را قرار داد و به صرف پارتی بازی یا خوش چهره بودن نباید کسی را انتخاب کرد چرا که در آن صورت ما حق عده ایی از افراد با استعداد را می خوریم نسبت به آن ها بدهکار می شویم شاید بیشتر حرف زدن راجع به برخی از مسائل به صلاح سینمای ما نباشد مثل اینکه تهیه کننده یا کارگردان ها بدون هیچ ضابطه‌ای فلان فرد را از کوچه و خیابان با هزاران وعده می‌آورند تا بلکه از این طریق … ولش کنید اصلا بهتر وارد این مسائل نشویم. البته دوست ندارم این مسائل را در بوق کرنا کنم ما باید با این معضل به شکل کارشناسانه رفتار کنیم عرض من این است فردی باید وارد این وادی شود که اهل دل باشد قدر هنر را بداند چشمش دنبال شهرت نباشد برای این هنر و مردمی که با آنها کار می‌کند ارزش قائل باشد چون بالاخره این افراد عنوان الگو را یدک می کشند و فردی که چنین عنوانی را به دوش می‌کشد باید قدر آن را بداند آدم‌های کوچک نباید وارد این عرصه شوند چون هنر مقدس است و فضیلت خاص خودش را دارد.

تفاوت کار در سینما و تلویزیون
هیچ‌کس نمی‌تواند منکر جذابیت‌های که سینما برای بازیگرانش دارد بشود، چون کار جلوی دوربین ۳۵ بسیار شیرین است اما واقعیت این است که بعد از این همه سعی و تلاش در این عرصه به این نتیجه رسیدم که بازی در تلویزیون به مراتب دشوارتر از سینما است چرا که در این رسانه شما با طیف وسیعی از مخاطبان با سلیقه‌های متفاوت مواجه هستید و از این جهت باید تمام حواس و تمرکزتان را معطوف کنید تا اثر در خور توجهی را ارائه دهید. با این‌که برخی از اهالی سینما نسبت به حضور در تلویزیون گارد دارند اما من این رسانه را بسیار مردمی می‌دانم و معتقدم اگر تلویزیون نبود خیلی از کارگردان‌ها و بازیگران بیکار می‌ماندند. در شرایطی که سینمای ما با نوعی سر درگمی مواجه است به حق تلویزیون توانست جور آن را بکشد.

سینما فقط عشق نیست
متاسفانه این روزها اکثر فیلم‌های ما شبیه به هم شده‌اند انگار یک سوژه به نویسنده‌های ما داده می‌شود تا از روی آن کپی کنند همه قصه‌ها حول و حوش دختر و پسری عاشق می‌گذرد که با کمی لودگی با هم ازدواج می‌کنند سینمای امروز ما از لحاظ محتوا دچار سردرگمی شده است مگر ما مشکلی به جز عشق در جامعه‌مان نداریم که بخواهیم در مورد آن حرف بزنیم و فیلم بسازیم. البته عشق چیز بدی نیست اما موضوع این است که این عشق های که در فیلم‌های امروزی شاهد آن هستیم اصلاً عشق نیستند. ما باید چشم‌های‌مان را باز کنیم و دیگر مشکلات موجود در جامعه‌مان را هم به تصویر بکشم.

آرمان شهر من در سینما
به نظر من واقع نمایی رسالت بزرگ سینما است و باید به جای درگیر شدن در ابتذال به سمت روایت واقعیت گام بر دارد متاسفانه در تمام دنیا سینما با شتاب به سمت مفاهیم خشونت، ابتذال و ترس رفته است و از رسالت اصلی خودش فاصله گرفته است.

اعتماد به کارگردان‌های جوان
برخی به من می‌گویند یکی از حسن‌های شما این است که همواره با کارگردان‌های جوان و حتی کار اولی کار می‌کنید این اعتماد از جانب شما چطور شکل می‌گیرد؟ که من در جواب آن‌ها می‌گویم: روابط ما نباید در عالم هنر چیزی فراتر از این نوع اعتماد باشد چرا که اصل اعتماد است که باعثشکوفایی استعداد افراد می‌شود بالاخره من خودم روزی جوان بودم و به خوبی می‌دانم که اعتماد کردن تا چه حد می‌تواند در پیشرفت افراد موثر باشد به همین خاطراگر جوانی به من پیشنهاد همکاری بدهد و اهل ذوق و با استعداد باشد هرگز جواب رد به او نخواهم داد.

ارسال نظر