|
|
کدخبر: ۱۰۷۹۸۲

رازهای رسیدن به موفقیت از نظر ما اینهاست.

به گزارشامید،برای رسیدن به موفقیت همه ما هر روز تلاش می کنیم اما درصد کمی از این چند میلیارد انسان هستند که می توانند موفق شوند. مطلب زیر برای شمایی نوشته شده که دوست دارید موفق باشید و از زندگی بهره بیشتری ببرید. رازهای رسیدن به موفقیت از نظر ما اینهاست.

۱. موفقیت را تعریف کنید

بعضی ها توی حساب شان یک میلیارد پول دارند، چند کارخانه و ماشین و کلی کارمند و یک زندگی خوب هم در اختیارشان است اما خودشان را موفق نمی دانند در حالی که آدم هایی هم هستند که تنها با داشتن یک زندگی معمولی کاملاً خودشان را موفق می دانند. یکی بعد از مدتی برج می خرد و خود را موفق نمی داند و دومی با خرید یک پیکان قسطی خود را آدم موفقی می داند. بحثبر سر این که قناعت خوب است یا آدم موفق هیچ وقت نباید سیر شود نیست. بحثبر سر تعریف شما از این کلمه است. به چه چیزی می گویید موفقیت؟ تعریف های کلی به درد نمی خورد. دفتری بردارید و اهدافی که رسیدن به آنها باعثموفقیت می شود را بنویسید. مثلاً پاس کردن یک واحد درسی برای شما یک موفقیت درسی است. خریدن یک گوشی موبایل هم یک موفقیت اقتصادی یا شخصی است. خریدن یک ماشین یا پس انداز کردن میزانی مشخص از پول هم همین طور، ‌در دفتری فهرست اهدافی که با رسیدن به آنها به موفقیت می رسید را بنویسید.

۲. برنامه ریزی کنید

برای رسیدن به اهداف باید برنامه داشت. فهرست اهداف را بنویسید و آنها را زمانبندی کنید. در فهرست تان سه گروه برنامه های کوتاه، میان و بلند مدت ترتیب دهید و برای هر کدام زمانی مشخص کنید. مثلاً خریدن یک گوشی موبایل ۵۰۰ هزار تومانی بسته به نوع زندگی و درآمد شما می تواند یک برنامه کوتاه مدت یا میان مدت باشد. برای خرید یک موبایل اول باید تامین اعتبار صورت بگیرد. ۵۰۰ هزار تومان پول برای خرید گوشی را از کجا تامین می کنید؟ فرض کنید می خواهید به مدت ۵ ماه هر بار ۱۰۰ هزار تومان از حقوق خود را پس انداز کنید تا در پایان ماه پنجم پول لازم برای خرید گوشی فراهم شود. در این صورت اگر در طول این ۵ ماه بتوانید صرفه جویی و پس انداز بیشتری داشته باشید یا حتی در خرید گوشی سراغ نوع دست دوم آن بروید و به این ترتیب دو ماه زودتر به خواسته خود برسید. این یک موفقیت است. یک موفقیت کوتاه مدت یا میان مدت که شما را خوشحال می کند. کنارش در دفتر تیکی بزنید و هر روز با دیدن دفتر و فهرست آرزوها و اهداف و مرور تیک های خورده احساس بهتری داشته باشید.

۳. مشورت بگیرید

مشورت گرفتن برای رسیدن به موفقیت بهترین کار است. اینکه بدانید باید سراغ چه کسی بروید تا بهترین جواب را دریافت کنید اول مستلزم آن است که سوال درست را بدانید. اول بدانید سوال درست کدام است و بعد دنبال کسی باشید که به شما پاسخ درست را بدهد.

در میان دوستان و نزدیکان خود آدم های موفق را پیدا کنید و از آنها بپرسید چطور موفق شده اند. دنبال این جواب باشید که فرق آدم های موفق و ناموفق در چیست. از موفق ها و ناموفق ها می توان مشورت گرفت. هر دو طرف چیزی برای شنیدن شما دارند. موفق ها به شما می آموزند برای رسیدن به موفقیت باید از چه مسیری حرکت کنید و ناموفق ها به شما می گویند که در راه رسیدن به موفقیت چه اشتباهاتی مرتکب شده اند. مشورت گرفتن بسیار کمک می کند تا هزینه و زمان به موفقیت رسیدن تان کاهش پیدا کند.

۴. تصمیم بگیرید

مهمترین قدم برای موفق شدن گرفتن تصمیمات مناسب است. بزرگترین مشکل ما بر سر راه موفق شدن هم این است که نمی دانیم ما سه مرحله آزمون و خطا داریم. چه تصمیم بگیریم؟ کی بگیریم؟ چطور اجرایی اش کنیم؟

تجربه نشان داده ما همیشه در هر کدام از این مراحل سه گانه دچار اشتباهاتی شده ایم که به ضررمان تمام شده. مثلاً تصمیمی را که باید آن روز می گرفتیم دو روز دیرتر گرفته ایم. کاری را که باید به سرعت انجام می داده ایم به کندی انجام داده ایم. تصمیمی را که باید می گرفتیم به کلی برعکس گرفته ایم یعنی جای اینکه برویم و به خوردن حق مان اعتراض کنیم با سکوت اجازه داده ایم حق مان خورده شود. این قصه ساده ای است که همه با آن آشنا هستیم!

برای هر کدام از ما بارها پیش آمده که در راه تصمیم گرفتن با مشکلاتی این چنینی مواجه شویم. تنها راه مقابله با این مشکل آن است که از مشورت آدم های باتجربه استفاده کنیم، نترسیم و از مطرح کردن آنچه می خواهیم هراسی نداشته باشیم. این کلید گرفتن تصمیم است. به خودمان اعتماد کنیم، از آدم با تجربه ای مشورت بگیریم و در نهایت تصمیم را سر وقت عملی نماییم. قبل از اتخاذ و اجرای تصمیم به آن فکر کنیم و پیامدهای احتمالی را بسنجیم.

۵. آینده نگر باشید

برای اینکه بدانید در آینده چه خبر است هیچ راهی بهتر از آن نیست که آینده را بسازید. ساختن آینده کار دشواری نیست. فقط باید بدانید می خواهید چه چیزی را بسازید و آن را چگونه درست کنید. ساختن آینده یعنی اینکه آدم فکر روزهای بعد را داشته باشد. پس انداز و سرمایه گذاری کند. با دوستان خوش فکر نشست و برخاست داشته باشد و ببیند در دنیای اطرافش چه خبر است. چه کسی دارد پیشرفت می کند و چه کسانی دارند فرصت های اقتصادی را به سادگی از دست می دهند. همین چند روز پیش با خبر شدم یکی از همکاران سابقم برای خودش خانه خریده و ازدواج کرده بی آنکه کسی خبردار شود. خب، یادم می آید که او همیشه سر کار تا می توانست زرنگ بازی در می آورد. به دوستانش که در رسانه های مختلف کار می کردند نزدیک شد تا دامنه کاری خود را وسعت بدهد. حالا بعد از چند سال موفق شده تا به زندگی خود سروسامانی ببخشد. برای موفقیت در این زمینه برنامه ریزی کرده بوده و حالا مزد برنامه هایش را گرفته. مبارکش باشد. در حالی که کسی را هم می شناسم که هر چه در می آورده خرجش دوستانش می کرده یا اینکه دنبال خرید این چیز و آن چیز برای خودش بوده. نه پس اندازی و نه سرمایه گذاری خاصی… آینده نگری همان حکایت «جیک جیک مستون و فکر زمستون» است که باید جدی گرفت. زمستان که از راه می رسد تازه می فهمی کجای قصه ای…

خانواده سبز / شماره ۳۹۱ و ۳۹۲ / دی ماه ۹۲ / هومن جعفری / صفحه ۳۸

ارسال نظر