|
|
کدخبر: ۱۶۲۷۱۰

مهران احمدی:

مهران احمدی می گوید تمام تلاشش را می کند تا دخترش(باران) در هیچ یک از مقاطع زندگی احساس نگرانی نکند و همیشه در خوشبختی زندگی کند.

به گزارشافکارنیوز، بعضی از بازیگران هستند که در هر نقشی دوست داشتنی اند! نقش منفی و مثبت هم ندارد. آنقدر با صداقت بازی می کنند که حتی نقش منفی شان را هم دوست داری. مهران احمدی یکی از همین بازیگران است که این روزها محبوبیت فوق العاده ای بین مردم پیدا کرده است. او که همین چند وقت پیش با بازی در نقش شکیب توانسته بود توانایی های خود را در عرصه بازیگری بیش از پیش به اثبات برساند نوروز امسال با بازی در نقش بهبود فریبا مهر تاییدی بر هنر بازیگری خود زد و در میان مخاطبین جعبه جادویی به محبوبیتی باور نکردنی دست یافت. مهران احمدی که زیاد اهل مصاحبه های مطبوعاتی نیست در گفتگو با خانواده سبز می گوید از محبت های مردم خوشحال است و از اینجا به بعد حس می کند باید با انتخاب های هوشمندانه محبت های مردمش را به درستی پاسخ دهد. او همچنین می گوید تمام تلاشش را می کند تا دخترش(باران) در هیچ یک از مقاطع زندگی احساس نگرانی نکند و همیشه در خوشبختی زندگی کند.

اگر اجازه دهید از اینجا شروع کنیم که اصلاً بازیگری از چه زمانی برای شما تبدیل به دغدغه شد و چی شد تصمیم گرفتید وارد این عرصه شوید؟

قبل از ورود به دانشگاه، تئاتر را در مدرسه و مدتی بعد به صورت حرفه ای تر در اداره ارشاد دنبال می کردم. در همان ایام به همراه آقای رضا کاهانی و دوستان دیگر تئاترهایی را روی صحنه می بردیم. سال ۷۸ در رشته بازیگری فارغ التحصیل شدم و با حضور در تله تئاترهایی به کارگردانی کوروش نریمانی و آقای حامدی خواه وارد تلویزیون شدم.

رزومه شما نشان می دهد که از ورود شما به تلویزیون تا ورودتان به سینما فاصله نسبتاً زیادی است. خودتان دوست نداشتید زود وارد سینما شوید یا این موضوع دلیل دیگری دارد؟

فکر می کنم این یک روال طبیعی بوده که من طی کردم و چندان دور از ذهن نیست. من کارم را با تئاتر آغاز کردم، بعد وارد تلویزیون شدم و بعد از چند سال هم کارم را در سینما آغاز کردم. در آن سال ها به دلیل شرایطی که داشتم در برخی از آثار تلویزیونی کار کردم که به شخصه علاقه چندانی به آنها نداشتم اما در آن زمان دانشجو بودم و از آنجایی که وضعیت مالی چندان مناسبی نداشتم باید کار می کردم تا از پس مخارج دانشگاه بر بیایم. اما به مرور به این نتیجه رسیدم که نباید هر کاری را قبول کنم و این تصمیم باعثشد ۴ ۵ سال در تلویزیون کار نکنم.

و در این ۴۵ سال مشغول چه کاری بودید؟

مدتی بیکار بودم تا اینکه به سراغ ساخت فیلم کوتاه رفتم مدتی هم به عنوان دستیار کارگردان در سینما فعالیت داشتم و همزمان تئاتر هم کار می کردم و در نهایت شرایطی فراهم شد تا در اولین فیلم رضا کاهانی(آدم) حضور داشته باشم. از همان جا هم تصمیم گرفتم اگر قرار است کار کنم در کاری حضور داشته باشم که دوستش دارم. فکر می کنم در اکثر اوقات این اتفاق افتاده و تمام تلاشم را کرده ام تا تن به هر کاری ندهم. البته ممکن است در این مسیر تصمیمات اشتباهی هم گرفته باشم.

فکر می کنم خیلی سخت می توان کار بدی از شما در سینما به خاطر آورد…

خوشحالم که یادتان نیست و من هم ترجیح می دهم یادآوری نکنم اما خودم می دانم که در کارنامه سینمایی ام کار بد هم دارم. در مجموع فکر می کنم ۹۰ ۹۵ درصد از کارهایم آثار استاندارد و قابل دفاعی است.

و چی شد که در کار اول رضا کاهانی حضور داشتید؟

فکر می کنم ذکر این نکته ضروری است که تلویزیون عامل ورودم به سینما نبود بلکه تئاتر سر منشاء اصلی اولین کار سینمایی ام بود. ما(من و رضا کاهانی) سال ها در تئاتر با یکدیگر همکاری داشتیم و فکر می کنم همین ذهنیت هم باعثشد رضا از من به عنوان نقش اصلی اولین فیلمش استفاده کند.

شما در سینما مشاغل مختلفی از جمله دستیاری، برنامه ریز، فیلمنامه نویسی، مدیر تولید و بازیگری را تجربه کرده اید. این یعنی شما به نوعی آچار فرانسه سینما هستید؟

اینکه در مشاغل مختلف سنیمایی فعالیت داشته ام زیاد به این ربط ندارد که خیلی آدم توانمندی هستم و همه کاره ام! من علاقه زیادی به کارم دارم و به همین دلیل هم سعی می کنم در هر جایگاهی وظیفه ام را به درستی انجام دهم و نمره قابل قبولی در ازای انجام وظیفه ام دریافت کنم. من بچه تئاتر هستم و می دانید که تئاتری ها همه کارها را خودشان انجام می دهند. سابقه حضور در تئاتر باعثمی شود شما برای انجام هر کاری در این حرفه آماده باشید. بدون اینکه بخواهم شعار بدهم عرض می کنم تلاشم این است که بتوانم به بهترین شکل انجام وظیفه کنم، همین.

شما نقش های مختلفی را در سینما و تلویزیون ایفا کرده اید. اما فکر می کنم متفاوت ترین حضور شما، نقشی بود که در «اسب حیوان نجیبی است» ایفا کردید. چطور توانستید نقش یک دو جنسه با تمام ویژگی هایش را بازی کنید؟

برای بازی در این نقش حدود چهل روز با شخصی که چنین حالتی داشت در ارتباط بودم تا بتوانم ویژگی های این نقش را از نزدیک ببینم. راستش من فرمول دیگری برای بازیگری بلد نیستم. شما در پیش تولید نقشی که می خواهید بازی کنید از یک حس خودآگاه استفاده می کنید تا بتوانید شخصیت را کشف کنید. وقتی شخصیت را کشف کردید و از آن لبریز شدید، جلوی دوربین ناخودآگاه نقش را بازی می کنید. آن لحظه زمانی است که شما دیگر خودتان نیستید و آن نقش به جای شما حرف می زند. البته این کارهایی که برایتان گفتم زحمت دارد و کار آسانی نیست.

بگذریم، بعد از سال ها دوری از تلویزیون با «تا ثریا» سیروس مقدم دوباره در جعبه جادویی تلویزیون ظاهر شدید. چی شد که تصمیم به حضور دوباره در تلویزیون گرفتید؟

بله، بعد از حدود ۷ سال با این سریال به تلویزیون برگشتم. سیروس مقدم یکی از معدود سوپراستارهای کارگردانی در تلویزیون است و مدیوم تلویزیون را بسیار خوب می شناسد. مهمترین ویژگی آقای مقدم این است که متن را به درستی انتخاب می کند و به خوبی اقتضای جامعه را می شناسد و می داند الان جامعه تشنه چه موضوعی است. به جز مسائل تکنیکی باید بگویم که اخلاق یکی از اولویت های آقای مقدم است که من همیشه از این همه صداقت و سلوک ایشان لذت برده ام. همه این دلایل باعثشد بعد از مدت ها با بازی در «تا ثریا» به تلویزیون برگردم.

و مدتی بعد هم در «پایتخت ۲» بازی کردید. در این سریال حدود ۴ ۵ قسمت حضور داشتید اما فکر می کنم «بهبود فریبا» آنقدر برای مردم دلنشین بود که به نوعی خودش را به «پایتخت ۳» تحمیل کرد. موافقید؟

بله شاید بتوان گفت این شخصیت، خودش را به سریال تحویل کرد(خنده). فکر می کنم در سری دوم این سریال مخاطب اقبال خوبی نسبت به شخصیت بهبود نشان داد و مردم در همان ۴ ۵ قسمت این نقش را پذیرفتند. چسبیدن به خانواده دوست داشتنی پایتخت کار آسانی نبود و سخت بود که یک عضو جدید به خانواده «تقی معمولی» اضافه شود. وقتی پیشنهاد بازی در پایتخت به من ارائه شد می دانستم که قرار است با دست خالی وارد صحنه نبرد شوم و باید همانجا خودم را مسلح کنم(با خنده). در واقع می دانستم که کار آسانی نخواهم داشت. تجربه کار با آقای مقدم در «تا ثریا» این موضوع را به من ثابت کرده بود که باید عرق بریزی تا کار به نتیجه برسد. با تمام این تفاسیر با خوشحالی و رغبت بازی در «پایتخت» را پذیرفتم و خدا را شکر می کنم که اتفاقات خوبی برای نقش بهبود فریبا افتاد.

خیلی از بازیگران از زیاد دیده شده می ترسند. بعد از دیده شدن فوق العاده «آوای باران» از حضور در «پایتخت ۳» و ماجرای زیاد دیده شدن نمی ترسیدید؟

پایتخت را نمی شد رد کرد، اگر می شد شک نکنید این کار را می کردم. خودم پایتخت و آقای مقدم را دوست داشتم و به همین دلیل در آن بازی کردم. به جز این سریال هر کار دیگری بود بدون شک آن را قبول نمی کردم. الان هم تصمیم گرفته ام حدود یک سال در تلویزیون کار نکنم تا گرفتار موضوعی که اشاره کردید نشوم.

برگشت به نقش بهبود فریبا بعد از یک سال در «پایتخت ۳» برایتان سخت نبود؟

شاکله اصلی این نقش در سری قبل سریال به وجود آمده بود و من فقط یک روز فرصت می خواستم تا ویژگی های نقش برایم تداعی شود و در قالب آن فرو بروم.

با توجه به اوضاع نه چندان مساعد مالی تلویزیون حضور اسپانسر در «پایتخت ۳» موضوع چندان عجیب و غریبی نبود. اما یک جاهایی به نظر می رسید که نقش اسپانسر در سریال خیلی پررنگ می شد…

مثلاً کدام صحنه ها؟

مثل صحنه های مربوط به کشتی یا سکانسی که دوربین داخل ساختمان می رفت و مشخصات آن شرکت به مخاطب ارائه می شد…

خب معلوم است وقتی کسی به عنوان اسپانسر هزینه می کند توقع دارد در ازای پولی که پرداخت کرده تبلیغ خوبی هم از محصولش ارائه شود.

این موضوع برای بازیگر سخت نیست؟

به شخصه برای من مسئله ای نیست. البته در این سریال من نقشی در تبلیغ اسپانسر نداشتم اما اگر وظیفه ای در این باره به من سپرده می شد حتماً انجام می دادم چون به هر حال اسپانسر پول پرداخت می کند. ما باید در ازای کاری که انجام می دهیم پول بگیریم و این در حالی است که همه ما از وضعیت نامساعد مالی صدا و سیما آگاه هستیم. خیلی وقت ها قسط ها عقب می افتد و گاهی بیش از ۶ ماه طول می کشد تا حقوق مان پرداخت شود. در این میان گناه من بازیگر چیست؟ ضمن اینکه حضور اسپانسر در آثار هنری در همه جای دنیا مرسوم است. فکر می کنم ما خیلی سخت می گیریم. مثلاً الان این موضوع جا نیفتاده که بازیگر به صورت انفرادی یک کالای تجاری را تبلیغ کند. در شرایطی که نه دولت حمایتی از بازیگر دارد و نه مردم، بازیگر چه کار باید انجام دهد تا بتواند حداقل از عهده خودش بر بیاید؟ اینکه گوشه گود بنشینیم و بگوییم لنگش کن کار سختی نیست! نمی توانیم همه چیز را با هم بخواهیم. اینکه توقع داشته باشیم بدون داشتن بودجه کار خوب بسازیم توقعی است غیر منطقی… نباید فراموش کنیم که حضور اسپانسر در «پایتخت ۳» باعثشد این کار هر طور که می خواهد پیش برود. شما فکر می کنید اگر بودجه کافی وجود نداشت امکان تولید صحنه های کشتی با آن کیفیت بالا وجود داشت؟ فقط یک روزش را من شاهد بودم ۹۵۰ نفر که به عنوان تماشاگر در سالن کشتی حاضر شده بودند صبحانه و ناهار خوردند. شما فکر می کنید اگر پول نباشد این اتفاقاتا اجرایی می شود؟ در طرف مقابل اسپانسر هم در ازای پرداخت هزینه توقع دارد کالایش را به مردم معرفی کند.

آقای خمسه در ایام نوروز در یک برنامه تلویزیونی از عدم تسویه حساب با پایتخت گلایه کردند. با وجود اسپانسر پول هایتان سر موقع پرداخت شد؟

قطعاً گلایه آقای خمسه مربوط به سریال پایتخت نبوده! پول همه ما پرداخت شده و فقط قسط آخر باقی مانده که طبیعی است و آن هم به زودی پرداخت می شود. منظور آقای خمسه سریال دیگری است که حدود ۷ ۸ ماه است هیچ پولی پرداخت نکرده و ایشان به این موضوع اعتراض کردند.

امسال از گوشه و کنار انتقاداتی هم نسبت به پایتخت شنیده می شد. در این مورد چه نظری دارید؟

۶۰ ۵۰ نفر انتقاد کردند که فکر می کنم بهتر است جوابی به آنها ندهیم. به هر حال هر کاری می تواند منتقدین و موافقینی داشته باشد. پایتخت هم قطعاً کار بی اشکالی نبوده اما فکر می کنم بعضی ها با غرض به سمت و سوی انتقاد از این سریال حرکت کردند.

و فکر می کنید عامل اصلی اقبال مردم به پایتخت چه بود؟

صداقت و جمع شدن یک گروه بی غرض و مرض و حرفه ای دور هم، عامل اصلی علاقه مردم به این سریال بود. صداقت بیش از اندازه ای که در سکانس ها و پلان ها وجود داشت در کنار طنزی که بدون هیچ توهین و مضحکه ای در موقعیت های مختلف اتفاق می افتاد باعثشد مردم این سریال را دوست داشته باشند.

با توجه به درخشش در «آوای باران» و «پایتخت ۳» فکر می کنم شما الان یکی از محبوب ترین بازیگران تلویزیون هستید. از برخوردهایتان با مردم برایمان بگویید.

خوشحالم که مردم این دو نقش را دوست داشتند، چه «شکیب» که منفی بود و چه نقش ساده و بی پیرایه «بهبود».
خوشبختانه مردم خیلی محبت دارند و من هم از ابراز محبت آنها خوشحال می شوم، هر چند گاهی مورد کم لطفی هم قرار می گیریم. برخی ها دوست دارند لطف کنند اما این کار را بلد نیستند اما اکثریت مردم لطف دارند و از این بابت خوشحالم. امیدوارم بتوانم جوابگوی محبت این عزیزان باشم.

آقای احمدی شاید خیلی ها نمی دانند که شما صاحب فرزند هستید. از باران برایمان بگویید.

باران ۹ ساله اسات و مثل همه پدرها که فکر می کنند فرزندان باهوشی دارند تصور می کنم باران دختر باهوشی است. مشخص است که خیلی هم او را دوست دارم.

علاقه ای به بازیگر شدن دارد؟

خودش به من می گفت که دوست ندارد بازیگر شود. او وضعیت من را در کوچه و خیابان می بیند و فکر می کند زندگی در این شرایط سخت است. به همین دلیل هم می خواهد دامپزشک و کارگردان شود. یک بار که با هم صحبت می کردیم می گفت در فیلم هایی که خواهد ساخت از من هم به عنوان بازیگر استفاده خواهد کرد. با این تفاسیر فکر می کنم از الان می توانم برای ۶۰ سالگی ام روی یکی دو فیلمی که باران می سازد حساب باز کنم(خنده).

پارسال مدام جلوی دوربین بودید و طبعاً ساعت های کمتری را در کنانر باران گذراندید. این شرایط سخت نبود؟

این شرایط اگرچه سخت است اما باران به آن عادت کرده و می داند خیلی از لحظات را باید در کنار مادرش سپری کند. همسرم در این زمینه کمک زیادی به من کرده و باید از او تشکر کنم. مادرم هم یکی از مشوقین اصلی من در راه بازیگری است و از او هم تشکر می کنم. در مجموع باید بگویم خانواده یک بازیگر به دلیل شرایط شغلی او، زندگی چندان آسانی ندارد. شاید دیدن همین شرایط سخت هم باعثشده باران تصمیم بگیرد هیچ وقت بازیگر نشود.

و این شرایط سخت به روند خوشبخت بودن لطمه ای نمی زند؟

نه، فکر می کنم خوشبختی جاهای دیگری رقم می خورد. خوشبختی وقتی اتفاق می افتد که تو با فردی که زندگی می کنی به یک درک متقابل دست پیدا کنی. به نظرم بزرگترین خوشبختی در زندگی مشترک، درک متقابل است. بقیه مسائل، کوچک و غیر ارزشمند است.

اگر بخواهید از این طریق با باران صحبت کنید به او چه می گویید؟

تمام تلاشم در این جهت است که باران در زندگی یک فرد اندیشمند و خوشبخت باشد. بنابراین دلم می خواهد بداند که در هیچ مرحله ای از زندگی نباید نگران باشد و من هم در همین جهت تلاش می کنم.

و اگر بخواهید به عنوان حرف آخر با مردم صحبت کنید، چه می گویید؟

امیدوارم هیچ وقت به یکدیگر دروغ نگوییم و از محیط زیست پاسبانی کنیم.

خانواده سبز / شماره ۴۰۳ و ۴۰۴ / اردیبهشت ماه ۹۳ / مصطفی امامی / صفحه ۱۲

ارسال نظر