|
|
کدخبر: ۵۹۳۵۵

بهتر از عاشقانه ها ساختن، کار سختی است.

به گزارشامید، بی هیچ تردیدی باید او را یکی از بهترین های موسیقی پاپ کشور دانست؛ چیزی که حتی دشمنانش نیز بر آن صحنه می گذارند. «احسان خواجه امیری» با درایت و سیاستی مثال زدنی، از همان ابتدا خود را از زیر سایه نام پدر بلند آوازه اش خارج کرد و به کاراکتر مستقلی دست یافت. او در سال های فعالیتش همواره خود را در سطح اول موسیقی کشور حفظ کرده است. او سال گذشته آلبوم «عاشقانه ها» را روانه بازار کرد که در تمام نظرسنجی های معتبر، به عنوان بهترین آلبوم سال برگزیده شد. در سالروز انتشار این آلبوم که دقیقاً همزمان با تولد احسان است، با او همکلام شدیم که ماحصلش را در ادامه می خوانید:

هر روز خدا را شکر می کنم


خواجه امیری بخش عمده موفقیت هایش را از لطف خدا می داند: «هر روز خدا را بارها شکر می کنم. حتی روی صحنه، از ابتدا تا انتهای کنسرت شاید بیش از ده بار بگویم «خدایا شکرت». این کدی است بین من و خدا و برای خودم قانون کرده ام که حتماً بگویم. خدا را شکر می کنم در این مسیری که تا به امروز پشت سر گذاشته ام، انتخاب های درستی سر راهم بوده و کمکم کرده است. شاید اگر یک انتخاب نابجا می کردم و قدم اشتباهی بر می داشتم، امروز اینجا نبودم و این قطعاً به خواست خدا بوده است. موفقیت هیچ وقت مرا اشباع نمی کند. انسان حریص بوده و همیشه خواستار چیز بیشتری بوده است. الان تشویق های مردم برایم لذت بخش تر از قبل است، خیلی از آنها انرژی می گیرم و همه تلاشم را می کنم تا این انرژی را به آنها برگردانم.»

هم نشینی با افراد بزرگ؛ عامل موفقیت


«خیلی ها بودند که صدای بهتر و زیباتر و توانایی بیشتری داشتند، به کلاس مختلف رفته و درس موسیقی خوانده بودند و بیش از من برای موسیقی زحمت کشیده بودند، ولی چون انتخاب درستی نداشتند به نتیجه مطلوب دست پیدا نکردند. همین انتخاب های درست باعثشد که افرادی در کنار من باشند که بتوانم بیشترین بهره را از وجودشان ببرم، چه از نظر فکری چه از نظر رفتار اجتماعی و چه از نظر نوع انتخاب هایی که در آینده خواهم کرد. این انتخاب ها خیلی مهم بوده است. در این سال ها افراد بزرگی چون دکتر افشین یدالهی، اهورا ایمان و روزبه بمانی در کنارم بوده اند که قطعاً همنشینی با آنها خیلی تاثیرگذار بوده است».

به تدریج پیشرفت کردم


«خیلی ها با همان آلبوم اول یا با یک تک آهنگ، به شهرت می رسند و سوپراستار می شوند؛ اما برای من این طور نبوده است. پیشرفت من در کارم با شیب ملایمی صورت گرفت، فروش آلبوم های اول و دومم به تدریج بیشتر شد و آثارم به مرور دیده شد.»

ساختن آلبومی بهتر از «عاشقانه ها»، کار سختی است!


احسان با اینکه «عاشقانه ها» موفق ترین آلبوم اوست موافق است و در مورد دنبال کردن فضای آن در اثر بعدی می گوید: «سعی می کنم برای آلبوم بعدی، بهتر از «عاشقانه ها» کار کنم. البته ساخت آلبومی بهتر از «عاشقانه ها» آن هم در این زمان، کمی مشکل است، چون خدا را شکر در این آلبوم همه چیز جفت و جور شد و اتفاقی افتاد که باید می افتاد. ما داریم تمام تلاش مان را می کنیم تا کار بهتری انجام دهیم که پخته تر باشد. اینکه آن اتفاق لازم بیفتد یا نه، دست خداست.

باید گاهی به خودمان تلنگر بزنیم


«اصلاً به پایان فکر نمی کنم، چون خیلی اذیتم می کند. الان انرژی ام برای کار کردن، بیشتر از همیشه است و انگیزه هایم خیلی بیشتر شده است. البته خوب است که انسان هر روز بتواند پایان خود را متصور شود؛ شاید باعثشود برخی کارها را انجام ندهد و یا برنامه هایش را تغییر دهد. خوب است که گاهی تلنگری به خودمان بزنیم.»

نارضایتی از مراسم تجلیل از استاد ایرج


امسال مراسمی برای تجلیل از استاد ایرج برگزار شد که استاد شجریان هم در آن حاضر شد و از آواز استاد ایرج به عنوان «معیار آواز ایرانی» یاد کرد. اما گویا احسان از کیفیت مراسمی که برای تجلیل از پدرش گرفته شده چندان رضایت نداشته است: «من قصد نداشتم در آن مراسم حضور پیدا کنم و به اصرار مادرم، در نیم ساعت پایانی آن شرکت کردم. به نظرم قطعاً نیاز به برگزاری چنین مراسمی بود، اما باید خیلی باشکوه تر، مفصل تر و با برنامه ریزی بهتر برگزار می شد تا در شان ایشان باشد. تنها اتفاق خوب آن مراسم، حضور استاد شجریان بود».

با کار کردن پدر موافق نیستم


به نظر من صدای پدرم بهترین صدای تاریخ موسیقی ایران است. از نظر توانایی و جنس صدا، نظیر نداشته و نخواهد داشت. «دلیل مخالفتم با کار کردن پدر این است که آنطور که انتخاب ها برای من مهم است، برای پدر مهم نیست. از طرفی پدر آثار خوب زیادی دارد و من دوست ندارم با کارهایی که امروز می خواهد انجام بدهد، خاطره خوب کارهای قبلی در ذهن مردم مخدوش شود. طبیعتاً ایشان امروز صدای دوران جوانی شان را ندارند. انتخاب های خوبی هم نداشته اند. شما به آثار ایشان نگاه کنید؛ شاید بیش از هزار ترانه خوانده اند. ولی ما خواننده ای داریم که یکی دو ترانه خوانده ولی همان یک یا دو ترانه اش جزء کارهای جاودانه تاریخ شده است. در حالی که پدرم در گذشته در انتخاب هایشان دقت زیادی نمی کردند؛ درست برعکس من. در همین آلبوم «عاشقانه ها» واقعاً روی یک بیت، حدود یک ماه زمان گذاشتیم و با روزبه بمانی کلنجار رفتیم تا به نتیجه دلخواه برسیم.»

همکاری با ماتادور


خواجه امیری که غالباً آثارش عاشقانه است، امسال تیتراژ سریال اکشن پلیسی «ماتادور» را خواند. احسان در این خصوص و در پاسخ به سوالی در مورد سنخیت فضای آثارش با این سریال، چنین می گوید: «کاری که من برای این سریال خواندم، پلیسی نبود، بلکه عاشقانه بود. حال عشق می تواند عشق به میهن باشد؛ چیزی که وجه اشتراک همه ما ایانی ها است».

هنرمند بدون امضا، به جایگاه بالا نمی رسد


«به طور کلی اگر هنرمندی امضایی برای خودش نداشته باشد و کارش منحصر به فرد نباشد، به جایگاه بالایی دست پیدا نمی کند. نمی خواهم بگویم هنرمند بزرگی هستم، اما همه هنرمندان مطرح در سطوح بالا، امضای خودشان را دارند و قطعاً کارشان منحصر به فرد بوده که به آن درجه رسیده اند.»

آنهایی که مثل من می خوانند، سربلندم کرده اند!


احسان برخلاف دیگران، درباره کسانی که از او تقلید می کنند نظر منفی ندارد! او از کلمه «تقلید» استفاده نمی کند و می گوید: «خدا را شکر اکثر کسانی که مثل من کار کرده اند، آثارشان خوب بوده و باعثسربلندی من شده اند و حتی بعضی از کارهایشان را دوست داشته ام. نه تنها از این مسئله ناراحت نمی شوم، بلکه خوشحال هم می شوم. چون حتماً کارم تاثیرگذار بوده که کسی تلاش می کند مثل من کار کند».

از انتشار ساخته هایم در آلبوم احسان فدایی رضایت نداشتم


احسان در زمینه آهنگسازی، همکاری چندانی با دیگران نداشته، از این رو قرار گرفتن نامش روی جلد آلبوم تازه منتشر شده «امیر احسان فدایی، کمی تعجب برانگیز بود. او در این باره می گوید: «کارهایی که به تازگی در این آلبوم قرار گرفته و منتشر شده، برای سال ها پیش است. زمانی قرار بود این کارها توسط ایشان اجرا شود که اصلاً آلبوم «سلام آخر» را هنوز منتشر نکرده بودم… به هر حال قطعاتی که اخیراً منتشر شده جدید نیست و اصلاً رغبت و رضایتی نداشتم که با ایشان کار کنم. خیلی هم تلاش کردم، ولی کارها را داده بودم…».

دنبال کارهای درجه یک هستم


خواجه امیری درباره دلیل عدم همکاری اش با دیگران به عنوان آهنگساز نیز اظهار می کند: «هر آهنگسازی محدود است. همه ما می توانیم در روز چندین ملودی بسازیم، اما درجه یک نیستند. ما می توانیم تعداد محدودی آهنگ نسبتاً بکر با ویژگی های تازه ای بسازیم؛ حالا امروز دیگر بکر به معنای واقعی که اصلاً وجود ندارد. کار مشکلی است و طبیعتاً اگر بتوانیم چنین کاری انجام دهیم، فکر می کنم در مرحله اول خودمان مهمتر از هر کسی باشیم. پس برای خودمان می سازیم و می خوانیم. در نتیجه کاری که بخواهم در اختیار دیگران قرار دهم، درجه دو است؛ اگر درجه یک باشد طبیعتاً خودم می خوانم چون نمی خواهم کار درجه دو انجام بدهم. اگر از میان همه کارهایی که می سازم، سالی سه یا چهار آهنگ خوب مثل «کجایی» یا «میوه ممنوعه» ساخته شود، خیلی کار بزرگی انجام داده ام.»

از بهترین ها کمک می گیرم


دوازده سال است که من در این حرفه مشغول به کار هستم، در حالی که بسیاری از هم دوره ای های من الان دیگر نیستند. امروز احساس می کنم اینکه کار جدیدی ارائه کنم، خیلی سخت است. به خاطر همین، از آهنگسازان و تنظیم کنندگان خوب کمک می گیرم؛ کارهایی که در گذشته خودم انجام می دادم. سال ها خودم تنظیم و میکس می کردم و موسیقی فیلم می نوشتم. اما امروز احساس می کنم که چون احسان خواجه امیری خواننده، کمی مهمتر از احسان خواجه امیری آهنگساز، تنظیم کننده و صدابردار است، باید آن را بیشتر حفظ کنم. به همین دلیل الان با کسانی کار می کنم که در موسیقی و صدابرداری از من بهتر هستند. از آنها کمک گرفتم تا خلاها را جبران کنم.

تیم کاری آلبوم جدید


برای آلبوم جدید، خالقان «عاشقانه ها» باز هم در کنارم هستند اما سعی کردم تیم کاری ام را قوی تر کنم. «روزبه بمانی»، «علیرضا افکاری»، «هومن نامداری»، «مهرداد نصرتی» و «حسین غیاثی»، هنرمندانی هستند که در آلبوم جدیدم حضور دارند. قرار است «علیرضا کهن دیری» و «بهروز صفاریان» هم به این تیم اضافه شوند و با من همکاری کنند.

کنتسرتی متفاوت با یک ارکستر بزرگ


مدتهاست در این فکر هستم که در کنار کارهای خودم، با استفاده از اشعار کلاسیک و یک ارکستر بزرگ، در فضای موسیقی ملی یک کنسرت برگزار کرده و بعد آلبوم آن را منتشر کنم. چند قطعه برای این کار ساخته شده است. پروژه بزرگی است و نمی دانم در آینده نزدیک انجام می شود یا نه…

خستگی ناشی از کنسرت ها


خستگی امری کاملاً طبیعی است. شاید خستگی ناشی از اجرا در دو سانس کنسرت، معادل ده ساعت فوتبال باشد. شب که از سالن کنسرت به خانه می آیم، استخوان هایم درد می کند. مسئولیت هایی که برعهده دارم و استرس، فشار زیادی به من وارد می کند. نه اینکه استرس اجرا داشته باشم؛ بلکه استرس اینکه همه چیز به موقع انجام شود، هر چیز سر جایش باشد و کنسرت با کیفیت خوبی برگزار شود، مرا درگیر می کند و انرژی زیادی می گیرد. دو سه روز بعد از کنسرت را کلاً باید استراحت کنی تا خستگی ات از بین برود.

آمپول تقویتی روی استیج!


چیز خیلی جالبی که برای من اتفاق می افتد و اصلاً نمی توانم برای خودم توضیحش بدم، این است که زمان هایی هست که از فرط خستگی دارم از پا می افتم و به خودم می گویم ابداً نمی توانم روی صحنه بروم و توانش را ندارم، اما به محض اینکه به استیج قدم می گذارم، مردم را می بینم و با واکنش آنها روبرو می شوم، انگار یک آمپول تقویتی به من تزریق می شود! در بک استیج، در اوج خستگی هستم اما وقتی روی صحنه می روم، سرحال می شوم. احساس خیلی عجیبی است. مثلاً در روز دوم همین کنسرت اخیر، بسیار خسته بودم و برای سانس دوم واقعاً نمی توانستم روی صحنه بروم. اما وقتی وارد سالن شدم، یکباره انرژی گرفتم و در همان اجرا سرحال تر از قبل بودم، آواز خواندم، شوخی کردم و…

برنامه پیش رو


به احتمال زیاد بعد از ماه های محرم و صفر، برای برگزاری تور کنسرت هایم عازم آمریکا هستم. در این کنسرت ها، به غیر از «هومن نامداری» که رهبر ارکستر است، بقیه نوازنده ها از ایران نیستند. حدود یک ماه ایران نیستم و در این مدت می خواهم روی آلبوم جدیدم کار کنم. آهنگ های آماده زیاد دارم، ولی تا به نتیجه دلخواه نرسم، منتشرشان نمی کنم. چون بعد از «عاشقانه ها» کار من خیلی سخت شد و توقعی که از من وجود داشت، خیلی بیشتر شد. در نتیجه باید تلاش بیشتری کنم.

آرمانی / شماره ۱۵۵ و ۱۵۶ / آرتین ولی الهی / صفحه ۱۳

ارسال نظر