|
|
کدخبر: ۸۶۲۲۴

گپ مفصلی پیرامون مسائل مختلف از جمله آرامش و مهاجرت زده ایم. با ما همراه شوید.

به گزارشامید، علی لهراسبی معتقد است برخلاف ترانه هایی که اجرا می کند و رنگ و بوی غم دارد به شدت فرد امیدوار و خوشبینی است و امیدواری را راهی برای رسیدن به زندگی خوب و موفقیت می داند. با او که معتقد است زندگی شهری به جای صدای پرندگان صدای بوق را به ما ارزانی داشته و جای آرامش را هیاهوی شهر در برگرفته است گپ مفصلی پیرامون مسائل مختلف از جمله آرامش و مهاجرت زده ایم. با ما همراه شوید.

آرامش بهترین هدیه خداوند است

متاسفانه زندگی ما به سمتی رفته که اکثر ما دچار نوعی تنش شده ایم و آن قدر درگیر زندگی شهری هستیم که آرامش به نوعی حلقه مفقوده زندگی ما شده است. بی شک به خاطر همین موضوع هم هست که بسیاری از ما دچار نوعی افسردگی شده ایم یا عصبی هستیم در حالی که اگر یاد بگیریم آرامش داشته باشیم می توانیم راحت تر با بسیاری از مسائل برخورد کنیم.

همین جایی که هستی باش

برای من جالب بود که سوژه مجله شما به مهاجرت اختصاص دارد. سال ها قبل من ترانه ای را با این مضمون خواندم که در آن، کشور ایران برای اولین بار لب به سخن می گشاید و از ایرانی ها می خواهد که اینجا را ترک نکنند. این ترانه که سروده روزبه بمانی است به زیبایی هر چه تمام تر مقوله مهاجرت را به تصویر کشیده است و من فکر می کنم به نوعی حق مطلب را در این مورد بیان کرده است چون به افرادی که قصد مهاجرت دارند به بهترین شکل ممکن تصویری از مهاجرت ارائه می دهد. خیلی خوشحالم که این اثر را خواندم چرا که به نوعی در این مقوله دست به فرهنگ سازی زده ام.

از عشق خواندن باعثایجاد آرامش در جامعه می شود

خواننده ها هنوز دوست دارند از عشق بخوانند و با گذشت سال ها هنوز در جامعه از عشق خوانده می شود. شاید دلیل اصلی آن این است که چنین چیزی یک نیاز در جامعه ما محسوب می شود و مردم با شنیدن ترانه هایی که سوژه عشقی دارند به نوعی به زندگی و عشق ورزیدن امیدوار می شوند. شاید به همین خاطر است که با گذشت سال ها هنوز این مقوله برای مردم تکراری نشده است.

روش من برای رسیدن به آرامش

هر کسی شیوه خاص خودش را برای رسیدن به آرامش دارد. آن چیزی که باعثمی شود من هم در زندگی ام به آرامش برسم بی تردید پرداختن به موسیقی است چرا که جدا از جنبه های حرفه ای که این عرصه برای من دارد مجالی برای رسیدنم به آیامش است. به همین خاطر توصیه می کنم آنهایی که به دنبال رسیدن به آرامش هستند از موسیقی غفلت نکنند چون تاثیر زیادی در رسیدن شان به آرامش دارد.

موسیقی شغلم نیست، عشقم است

موسیقی، اولویت اول زندگی ام است اما شغلم نیست. چرا که اگر قرار باشد موسیقی شغلم باشد، باید روی سلیقه هایم پا بگذارم و فقط به فکر درآمدزایی برای گذران زندگی باشم. اگر برای کسب درآمد، کار موسیقی انجام دهیم، باید به هر قیمتی در صحنه حضور داشته باشیم. من این را نمی پسندم و دوست ندارم به هر قیمتی کار کنم بنابراین شغلم چیزی است که دوستش دارم ولی موسیقی اولویت اول زندگی ام است.

برعکس ترانه هایم فردی امیدوار هستم

هر کسی که ترانه های من را بشنود حتماً فکر می کند من آدم افسرده ای هستم در حالی که این موضوع اصلاً در مورد من صحت ندارد. من به شدت فرد خوشبختی هستم و به این صفت حتی بین دوستانم مشهورم. در واقع باید گفت: من برعکس ترانه هایم حسابی فرد امیدواری هستم و در واقع امید را راهی برای سیدن به موفقیت می دانم.

ورزش؛ راهی برای فرار از مشکلات زندگی

به شدت عاشق ورزش کردن هستم و چند سال ورزش رزمی کونگ فو را کار کرده ام، البته فوتبال هم بازی می کنم و روی کارهای حرکتی بسیار وقت می گذارم. چند سالی می شود که عضو تیم فوتبال هنرمندان هستم. در نوجوانی نیز علاقه زیادی به فوتبال داشتم و دلم می خواست روزی در تیم ملی بازی کنم.

اهل پشت میز نشینی نیستم

من آدم به شدت هیجان طلبی هستم و انرژی زیادی برای فعالیت دارم. به همین خاطر کم پیش می آید که در زندگی روزمره ام بخواهم دچار سکون و یکنواختی شوم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید من اصلاً اهل پشت میز نشینی نیستم و بیشتر ترجیح می دهم کارهای پرتحرک را انجام دهم.

حکایت روح ماجراجوی من

برای برخی جالب است که بدانند من ورزش رزمی کار کردم، بعد موسیقی را انتخاب کردم و بعد در دانشگاه، رشته الکترونیک خواندم، شغلم هم تبلیغات است! چرا که به نظر آنها هیچ کدام از این عناصر ربطی به هم ندارند البته حق با این افراد است چرا که اینها اصلاً ربطی به هم ندارند ولی این نشان می دهد که ادم ماجراجویی هستم و به دنبال هیجان قصد دارم همه چیز را تجربه کنم و به همین دلیل مدام تغییر موقعیت می دهم.

تفکراتم از خودم جلوتر است

شاید در نظر برخی من آدم پرکاری به نظر برسم اما به نظر خودم آدم تنبلی هستم چرا که بر این باورم اگر تفکرم را اجرا کنم خیلی جلوتر از اینکه هستم خواهم بود. در واقع همیشه تفکرم جلوتر از اجرایم است ولی خب متاسفانه تنبلی مانع آن می شود که بخواهم توانایی فردی ام را به منصه ظهور برسانم.

آرامش / شماره ۱۹ / دی ماه ۹۲ / نگار حسینی / صفحه ۴۶

ارسال نظر