|
|
کدخبر: ۱۴۳۲

به گفته سران «کودتاى نوژه»، مدتى بر سر تقدم «کودتاى نوژه» یا آغاز جنگ تحمیلى بحثشد و سرانجام، بعد از سفر بنى‏عامرى(از عناصرکودتا) به پاریس در اسفندماه، این طرح(آغاز جنگ تحمیلى) در «تقدم ۲» قرار گرفت و «تقدم ۱» به کودتا داده شد.

به گزارشامیدنیوزبه نقل از تسنیم، کودتاى نافرجام نوژه یک حلقه از سلسله فعالیتهاى دشمنان انقلاب اسلامى جهت براندازى نظام جمهورى اسلامى مى‏باشد. در آذر ۱۳۵۹، انجام کودتایى به دستور آمریکا در برنامه شاهپور بختیار(از رهبران جبهه ملى و آخرین نخست‏وزیر رژیم شاهنشاهى) و عوامل داخلى و بیرونى‏اش قرار گرفت. آغاز کودتا از پایگاه هوایى شهید نوژه همدان برنامه‏ریزى شده بود و به‏همین‏دلیل پس از کشف و سرکوب، به «کودتاى نوژه» شهرت یافت.


آژانس جاسوسى آمریکا «سیا» به «کودتاى نوژه» امید زیادى بسته بود و آن‏را ضربه نهایى و قطعى بر پیکر نظام نوپاى جمهورى اسلامى مى‏پنداشت و اهمیت آن‏را بیش از تجاوز نظامى صدام ارزیابى مى‏کرد.


به گفته سران «کودتاى نوژه»، مدتى بر سر تقدم «کودتاى نوژه» یا آغاز جنگ تحمیلى بحثشد و سرانجام، بعد از سفر بنى‏عامرى(از عناصرکودتا) به پاریس در اسفندماه، این طرح(آغاز جنگ تحمیلى) در «تقدم ۲» قرار گرفت و «تقدم ۱» به کودتا داده شد.


این کودتا، از لحاظ تجهیزات نظامى که قرار بود از داخل و خارج در جریان آن به‏کار گرفته شود، در تاریخ کودتاهاى جهان بى‏سابقه بود و چنان دقیق طرح‏ریزى شده که سیا موفقیت آن‏را قطعى مى‏دانست. امید به موفقیت کودتا تا بدان حد بود که حتى اعلامیه پیروزى آن نیز آماده شده و خانه‏اى نیز براى انتقال شریعتمدارى به تهران اجاره شده بود. شریعتمدارى باید در این خانه مستقر مى‏شد و به‏عنوان «رهبر مذهبى»! کودتا، آن‏را تأیید مى‏کرد. کودتاچیان پس از جلب برخى از روحانى‏نمایان «متنفذ» مانند شریعتمدارى، با استفاده از ده‏میلیون دلارى که ارتجاع عرب، از طریق سعودى، در اختیار گذارده بود، مخفیانه به جذب نیرو پرداختند.


سران کودتا از طریق بختیار با «کومه‏له» و «حزب دمکرات» نیز تماس گرفته و بختیار در جریان ملاقات‏هاى متعدد با قاسملو و عزالدین حسینى، موافقت آن‏ها را جلب کرده بود. طبق اسناد و مدارکى که به‏دست آمده، تماس‏هایى میان کودتاگران و موسى خیابانى صورت گرفته بود و ضمن پیشنهادى که رهبران کودتا به سازمان مجاهدین داده بودند، موافقت شده بود که سازمان مجاهدین در مقابل پستى که به مسعود رجوى واگذار مى‏شود، به نفع کودتاگران از موضع‏گیرى در مقابل عمل کودتا خود را کنار بکشد.


عملیات کودتا قرار بود به‏طور هم‏زمان در تهران و سایر شهرهاى بزرگ به اجرا درآید و اماکنى مانند مدرسه فیضیه، اقامتگاه امام، کمیته مرکزى، نخست‏وزیرى، میعادگاه‏هاى نماز جمعه و… توسط هواپیماها بمباران شود. بنا بود کودتاگران در این بمباران از بمب‏هاى خوشه‏اى و آتش‏زا استفاده کنند. آنان در حدود ۳۰ فروند هواپیما، ۶۰ نفر خلبان و حدود ۵۰۰ نفر افراد فنى و نظامى را براى شرکت در عملیات آماده کرده بودند.
برخى از عناصر دستگیرشده، اهداف تعیین‏شده براى بمباران در تهران را به این ترتیب نام بردند: بیت امام در جماران، فرودگاه مهرآباد، مقر نخست‏وزیرى، ستاد مرکزى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ستاد مرکزى کمیته انقلاب اسلامى، پادگان ولى عصر(عج)، پادگان امام حسین(ع)، پادگان خلیج، کمیته انقلاب اسلامى منطقه ۹، کمیته انقلاب اسلامى منطقه ۴، کاخ سعدآباد(چون آنجا را انبار مهمات مى‏دانستند) و پادگان نوجوانان در لویزان.


به گفته همه افراد دستگیرشده از جمله تیمسار محققى، «بیت امام» نخستین و مهم‏ترین هدفى بود که باید بلافاصله بمباران مى‏شد. حمله به بیت امام مرکز ثقل کودتا را تشکیل مى‏داد و به‏معناى به‏دست‏آوردن کلید پیروزى کودتا بود. براى سران کودتا کاملاً مشخص بود تا زمانى که امام زنده است، مردم با یک کلمه ایشان به خیابان‏ها ریخته و عمل کودتا را عقیم خواهند کرد… به‏همین‏جهت از بین‏بردن امام یکى از مهم‏ترین هدف‏هاى کودتا بود و براى اجراى آن بیش از سایر هدف‏ها، هواپیما و مهمات سنگین در نظر گرفته شده بود.

نقش سازمان سیا
در مورد نقش سازمان «سیا» و سایر کشورهاى خارجى در این کودتا، ستوان ناصر رکنى در اعترافاتش مى‏گوید: دو الى سه ماه بعد از پیروزى انقلاب، اولین تماس بین مأمورین سیا و یکى از دوستان بنى‏عامرى در اروپا برقرار مى‏شود و آن‏ها بنى‏عامرى را با بختیار مرتبط مى‏سازند. تمامى هماهنگى‏هاى لازم بین کشورهاى عضو بازار مشترک اروپا و ستاد دکتر بختیار در پاریس از طریق «سیا» انجام مى‏گرفته است. هماهنگى بین اسرائیل و کشورهاى مرتجع منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق، توسط نماینده سازمان «سیا» که در دفتر دکتر بختیار در پاریس است، انجام مى‏گرفته است.


کودتاى نوژه، که نمونه‏هاى بسیار کوچک‏تر آن رژیم‏هاى بسیارى را در سراسر جهان سرنگون کرده بود و به جرأت مى‏توان ادعا کرد که کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در مقایسه با آن، بازى کودکانه‏اى بیش نبود، در تاریخ ۱۸ تیر ماه ۱۳۵۹ خنثى شد. اما «سیا» و «اینتلیجنس سرویس» از این شکست درس نگرفتند و به تلاش‏هاى خود براى اجراى طرح‏هاى براندازى دیگر ادامه دادند. در فاصله شکست «کودتاى نوژه» تا «کودتاى قطب‏زاده شریعتمدارى»(فروردین ۱۳۶۱)، یعنى در طول ۵.۱ سال، سه توطئه کودتایى دیگر نیز به سرنوشت «نوژه» دچار شد.

اهداف تعیین‏شده براى تسخیر
پس از بمباران‏هاى هوایى و شکسته‏شدن دیوار صوتى در تهران، این مراکز باید اشغال مى‏شد:
- رادیو تلویزیون‏
- فرودگاه مهرآباد
- ستاد نیروى دریایى‏
- ستاد ارتش جمهورى اسلامى‏
- پادگان حر
- پادگان قصر
- پادگان جمشیدیه‏
- زندان اوین.


کودتا در شهرستان‏ها
همزمان با پخش خبر بمباران جماران و دیگر مراکز نظامى و سیاسى و اعلام اسامى مراکز تخلیه‏شده در شمال غربى و غرب و جنوب و شرق ایران، نیروهاى زیر وارد عمل مى‏شدند:
در آذربایجان شرقى: بقایاى «حزب جمهورى خلق مسلمان»؛ در آذربایجان غربى: صنار و چنگیز مامدى؛ در باختران: پالیزبان؛ در خوزستان: بخشى از لشگر ۹۲ زرهى اهواز به‏اضافه افراد خودفروخته عشایر به فرماندهى سرهنگ عزیز مرادى؛ در اصفهان و کهکیلویه: دسته‏هایى از عوامل کودتا؛ در عشایر: ایل بختیارى و بویراحمدى؛ در فارس: باند خسرو قشقایى؛ در خراسان: قسمتى از لشکر ۷۷ پیاده مشهد؛ در بلوچستان: سرداران مرتبط با کودتا.


پس از کودتا
پس از تسخیر رادیو و تلویزیون، بلافاصله به مدت ۳ شبانه‏روز(۷۲ ساعت) حکومت نظامى اعلام مى‏شد. در این مدت با سه ترفند ارعاب مردم به طرق گوناگون از جمله تیرباران‏هاى خیابانى، فریب مردم یا تأیید کودتا به‏وسیله روحانیون همراه با کودتا، باج‏دهى به مدافعین انقلاب(اعلام عفو عمومى) و با تغذیه کودتا از طریق فراخواندن کلیه عناصر اخراجى و فرارى به سر کار در اسرع وقت و… قدرت توسط نظامیان مهار مى‏شد. اعلامیه‏اى که متن آن از پیش آماده شده و تاریخ ۲۱/۴ / ۱۳۵۹(با احتساب زمان لازم براى تثبیت کودتا و یا احتمال عقب‏افتادن موعد کودتا) را دارد به‏عنوان نخستین بیانیه حکومت کودتا چنین بود: «هم‏قطاران عزیز! ساعت مورد فرا رسید، ارتش وطن‏پرست ایران، حکومت پوسیده آخوندها را برچید. کلیه واحدهاى ارتش، ژاندارمرى و شهربانى اعلام همبستگى نمودند. هرگونه مقاومت به‏شدت سرکوب خواهد شد. آماده اخذ دستورات باشید.»

افشاى کودتا
سه‏روز مانده به موعد کودتا، یکى از خلبانان که براى همکارى انتخاب شده بود، در تهران با سروان حمید نعمتى(از عناصر مؤثر کودتا) ملاقات مى‏کند، حمید نعمتى به او مى‏گوید مأموریت تو بمباران بیت امام(ره) است و ما مى‏توانیم تا ۵ میلیون نفر را بکشیم.
گویا شگرد حمید نعمتى این بود که در نخستین دیدار توجیهى کودتا به خلبانان عضوگیرى‏شده چنین جمله‏اى را مى‏گفت تا از میزان آمادگى آن‏ها براى شرکت در کودتا و کشتار میلیونى مردم اطلاع یابد.


خلبان یادشده در مقابل نوع مأموریت و وسعت کشتار مردم غافلگیر و مردد شد، اما به‏دلیل ترس از سران کودتا نمى‏دانست چه باید کند. وى پس از خروج از خانه حمید نعمتى، تشویش و نگرانى بر او مسلط شده و مى‏خواست موضوع را با کسى در میان بگذارد. آن شب در خانه موضوع کودتا را با برادر و مادرش در میان مى‏گذارد و مادر که به‏شدت ناراحت شده بود، پاسخ داد: تو نه تنها نباید این‏کار را بکنى، بلکه باید به انقلابیون خبر دهى و جلوى این‏کار را بگیرى که اگر غیر از این باشد شیرم حلالت نیست.
این سخن مادر موجب شد در نخستین دقایق بامداد چهارشنبه، خلبان یادشده تصمیم خود را بگیرد و با پذیرش احتمال کشته‏شدن توسط سران کودتا، ماجراى کودتا را افشا کند. او از خانه خارج مى‏شود و پس از پرس‏وجوها و دوندگى‏هاى مختلف، حدود اذان صبح منزل حضرت آیت الله خامنه‏اى را یافته و خود را به آنجا مى‏رساند.


مقام معظم رهبرى این واقعه را چنین تعریف مى‏کنند: شبى حدود اذان صبح دیدم که در منزل ما را به‏شدت مى‏زنند، من رفتم دیدم مى‏گویند یک ارتشى آمده و با شما کار واجب دارد، دیدم یک نفر تکیه داده به دیوار، با حال کسل و آشفته و خسته، سرش را فرو برده، گفتم شما با من کار دارید؟ بلند شد و گفت: بله. گفتم: چکار دارید؟ گفت: کار واجبى دارم و فقط به خودتان مى‏گویم… من به حرفش حساس شدم، احتمال این بود که سوءنیتى داشته باشد، اما دیدم نمى‏شود به حرفش گوش نداد. یک جایى گوشه حیاط نشستیم، آثار بى‏خوابى و خیابان‏گردى و خستگى و هیجان در او پیدا بود. خلاصه آنچه گفت این بود که در پایگاه همدان اجتماعى تشکیل شده و تصمیمى بر کودتایى گرفته و پولهایى به افراد زیادى داده‏اند، به خود من هم پول داده‏اند. قرار است جماران و چند جاى دیگر را بمباران کنیم. پرسیدم: کى قرار است این کودتا انجام شود، گفت: امشب. من دیدم مسأله خیلى جدى است و باید آن‏را پیگیرى کنم، در این بین این احتمال را مى‏دادم که یک سیاست باشد و بخواهند ما را سرگرم کنند، اما در عین حال اصل قضیه آنقدر مهم بود که با وجود این احتمالات، لازم بود آن‏را پیگیرى کنیم. فرداى آن روز مطبوعات نوشتند که «کودتا لو رفت» و این کودتا به نام «احساسات مادرى» نام گرفت.

افشاگرى دومین نفر
چند ساعت پس از افشاى کودتا به‏وسیله خلبان یادشده، یکى از درجه‏داران تیپ ۲۳ نوهد نیز به کمیته مستقر در اداره دوم ستاد مشترک مراجعه مى‏کند و پس از افشاى کودتا و اعتراف به این‏که قرار است به همراه عده‏اى دیگر در براندازى جمهورى اسلامى شرکت کند، یک پاکت حاوى بخشى از طرح عملیات کودتا را در اختیار کمیته فوق قرار مى‏دهد، به این ترتیب به فاصله چند ساعت از سوى ۲ عنصر جذب‏شده به کودتا، اقدام به ضد کودتا تبدیل مى‏شود و انقلاب در برابر خطرى که در چند قدمى‏اش کمین کرده بود، آگاه مى‏شود. این ضد کودتا، گرچه به‏وسیله ۲ فرد که از اقدام یکدیگر بى‏اطلاع بودند صورت گرفت، اما عمل این ۲ نفر در واقع ترجمان اراده فرزندان ارتشى یک ملت انقلابى براى دفاع از انقلابشان بود.


آغاز عملیات خنثى‏سازى‏
از همان زمان که احتمال وقوع کودتا احساس شده بود، ستادى مرکب از واحدهاى اطلاعات سپاه همدان، گروه مهندسى سپاه همدان، انجمن اسلامى نیروى هوایى، تعدادى از پرسنل مؤمن نیروى زمینى و تیپ نوهد به نام «ستاد خنثى‏سازى کودتا» تشکیل شد، اما این ستاد اطلاعات مؤثر و دقیقى از کودتا در اختیار نداشت، ولى اطلاعات با افشاى کودتا توسط خلبان یادشده و تا حدود کمترى توسط درجه‏دار تیپ ۲۳ نوهد، در اختیار ستاد خنثى‏سازى کودتا قرار گرفت و عملاً از عملیات کودتا، توسط این ۲ نفر آگاه شدند. با جمع‏بندى اطلاعات و تکمیل آن و با اطلاعاتى که از قبل جمع‏آورى شده بود، عملیات مقابله با کودتاى قریب الوقوع، به‏سرعت در دو محور پارک لاله و پایگاه شهید نوژه طرح‏ریزى شد. پارک لاله محل تجمع ۴۰ تن از خلبانانى بود که قرار بود با اتوبوس به پایگاه هوایى نوژه بروند و به دیگر خلبانان کودتا بپیوندند.
عمده نیروهاى به‏کارگرفته شده براى خنثى‏سازى کودتا، در پایگاه شهید نوژه متمرکز شد و عملیات مربوط به پایگاه نوژه در ۲ قسمت داخل و خارج پایگاه به اجرا گذاشته شد. به این ترتیب همزمان با شروع کودتا، نیروهاى انقلاب متشکل از برادران سپاهى و پرسنل متعهد و فداکار نیروى هوایى، وارد عمل شدند و آنچنان درسى به خائنان و اربابان مستکبرشان دادند که براى همیشه در تاریخ انقلاب خواهد درخشید.

امام خمینى(ره) و کودتاى نوژه‏
امام خمینى(ره) پس از خنثى‏سازى کودتا در ۲۰/۴ / ۱۳۵۹ در حسینیه جماران به ایراد سخن پرداختند و در جمع روحانیون و ائمه جماعات تهران فرمودند: توطئه‏اى که معلوم است چنانچه موفق به کشفش هم نشده بودیم و قیام هم کرده بودند، مردم آن‏را خفه مى‏کردند، این احمق‏ها نفهمیدند که اگر چنانچه فرضاً هم شما از پایگاه همدان پا شده بودید و آمده بودید، فرض کنید چند تا جا هم کوبیده بودید، شما بالاخره باید زمین هم بیایید، یا همان آسمان مى‏مانید، ما از این امور نمى‏ترسیم.


بنیان‏گذار انقلاب اسلامى محکم و استوار از کنار توطئه کودتا(که ممکن است هر رهبرى را پریشان سازد) مى‏گذرد و آن‏را در کنار عظمت و قدرت لایزال الهى و نیز وحدت و انسجام ملت ایران، هیچ مى‏داند و شب کودتا على‏رغم اطلاع از ماجرا، محل سکونت خود را ترک نکردند.
کودتاى آمریکایى به‏اصطلاح «نجات انقلاب ایران» در کنار مداخلات و صدها توطئه سیاسى، نظامى، امنیتى، اقتصادى، فرهنگى و دیپلماتیک دیگر حاکى از خصومت همه‏جانبه آمریکا نسبت به ملت ایران و انقلاب اسلامى است، مردم انقلابى و خداجوى کشورمان با تمسک به اسلام و ایمان به خداوند، در سایه پیروى از ولایت مطلقه فقیه این توطئه را نیز مانند سایر تهدیدات و فتنه‏هاى استکبار جهانى نقش بر آب کرد.
کودتاى نوژه اولین حرکت براندازانه مستکبران در مسیر انقلاب اسلامى نبوده و آخرین آن نیز نخواهد بود و نشان مى‏دهد که آمریکا نه تنها تحلیل و شناخت درستى از اوضاع داخلى ایران ندارد بلکه طرح‏ها و برنامه‏هایش نیز به تعبیر امام خمینى(ره) احمقانه و بسیار ناشیانه است، اگرچه چنین حرکت‏هایى ممکن است در برخى کشورها که نه از مشروعیت الهى و نه از مقبولیت مردمى و از سوى دیگر از رهبرى هوشمند برخوردار نیستند، توفیقاتى را کسب نمایند، لکن شعار «آمریکا هیچ غلطى نمى‏تواند بکند» را ملت ایران براى جهانیان اثبات نمودند و کابوس شکست‏ناپذیرى ابرقدرتهاى شرق و غرب و صهیونیسم بین‏الملل را در هم ریختند. این‏گونه حرکت‏ها بیانگر این واقعیت است که رابطه با چنین دشمن غدارى و مذاکره با او نه تنها قابل اعتماد نیست بلکه فایده‏اى براى نظام اسلامى ندارد و در عین حال خسارت‏ها و ضررهاى زیادى را نیز براى ملت ایران و نظام اسلامى در پى خواهد داشت.

ارسال نظر