|
|
کدخبر: ۱۵۰۶۶۲

یادداشت / محمد کریمی

خبرگزاری تسنیم: به راستی در برابر زیاده گویی های دشمن چه تحرکی را باید نشان داد. آیا با مشاهده این گونه رفتار و گفتار، مدیران اجرایی دستگاه دیپلماسی خارجی ایران نیازی به تحرک را احساس می کنند یا باید دنباله رو استراتژی موسوم به استراتژی لبخند بود؟

وانفسای غریبی است. آسمان صحنه کنونی «میدان سیاست» بسیار عبارآلود می نمایاند. از یک سو افکار عمومی و به ویژه خانواده مظلوم مرزبانان ربوده شده ایرانی همچنان دستان را سایه سار چشمان خود قرار داده و دور دست را به انتظار نشسته اند تا شاید با مشاهده تصویری در آن سوی جاده ها «لبخند» را به میهمانی ببرند.

در آن سوی میدان نیز جبهه دشمن به انحای مختلف، تاکتیک های برآمده از متن اتاق های متنوع فکر مشترک آمریکایی – صهیونیستی در برابر «ایران هسته ای» را تمرین می کند، زیاده گویی ها نشان از آن دارد که دشمن تمام قد صف آرایی کرده و برای عقب راندن ایران اسلامی از حقوق مشروع و مسلم بین المللی خود تکاپو می کند.

به راستی وضعیت کنونی «دیپلماسی خارجی ایران اسلامی» آن گونه بوده که رضایت مطلوب افکار عمومی را برانگیزاند؟

اگرچه دیپلماسی ایران اسلامی در عرصه سیاست بین الملل برگرفته از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی حول محور «عزت، حکمت و مصلحت» تعریف می شود اما گویی در فضای کنونی تنها باید به «مصلحت» برآمده از تفکرات جریانی خاص تن داد و بس!

به گزینه دیگر، آن سوی میدان، دشمن غدار، مکار و حیله گر سناریوهای مختلفی را در رویارویی با «ایران مقتدر هسته ای» طراحی کرده و براساس قاعده و نظم خاصی آن ها را اجرایی می کند. بازخوانی نمونه هایی از این دست واقعیت صحنه پیش رو را آشکارتر می کند:

۱) پایگاه اطلاع رسانی اتحادیه اروپا خبری را روی خروجی خود قرار داده که کمیته روابط خارجی اتحادیه اروپا قطعنامه ای در قبال ایران را تصویب و برای تأیید نهایی به صحن پارلمان اروپایی ارائه کرده است.

ادعاهای منتشره در سند ارائه شده از سوی این کمیته بسیار قابل تامل است که تنها به دو نکته مهمتر آن اشاره می شود نخست این که کمیته مذکور در حرکتی مداخله جویانه و جسارت آمیز مدعی است که انتخابات ریاست جمهوری ایران بر اساس استانداردهای اتحادیه اروپا برگزار نشده است!

دیگر این که در این سند همچنین ادعا شده است: وضع حقوق بشر در ایران همچنان با نقض نظام مند حقوق اولیه ادامه دارد، و ایران همچنان با نهادهای حقوق بشری سازمان ملل همکاری نمی کند.

۲) تنها به فاصله گذشت ساعاتی از انتشار این خبر، خبر دیگری بر روی خروجی رسانه های غربی قرار گرفت که به تازگی به موجب حکم یک قاضی فدرال آمریکا، ساختمان اداری " میدتاون " نیویورک با قیمت تقریبی ۵۰۰ میلیون دلار که محل استقرار تعدادی از شرکت های ایرانی بود مصادره شده و از عواید حاصل از فروش آن بخشی از غرامت کسانی که " قربانیان تروریسم " خوانده شده اند، پرداخت خواهد شد.

۳) پایگاه اطلاع رسانی وزارت دفاع آمریکا؛ از دیدار ژنرال " مارتین دمپسی " رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا با " بنی گانتز " همتای اسرائیلی خود در اورشلیم خبر داده است. وی در مورد توقف برنامه هسته ای ایران مدعی شد: رئیس جمهوری باراک اوباما تصریح کرده است که اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته ای دست یابد. " نقش من به عنوان یک مقام ارشد نظامی اطمینان از این موضوع است که گزینه نظامی را در اختیار وی(اوباما) قرار دهیم تا در صورت لزوم برای تحقق تعهداتش(از آن) استفاده کند و ما آن را انجام خواهیم داد ".

این سه خبر که ساعاتی پیش بر روی خروجی رسانه های متعدد قرار گرفته است تنها نمونه ای از رفتار و گفتار جسارت آمیز دشمن در برابر «ایران هسته ای» است.

اما در این سوی اتفاقی را شاهد نبوده ایم. گویی دیپلماسی فعال خارجی ایران نیز به تعطیلات نوروزی رفته است.

به راستی در برابر این گونه زیاده گویی ها چه تحرکی را باید نشان داد. سئوال دیگر این که اصلا با مشاهده این گونه رفتار و گفتار، مدیران اجرایی دستگاه دیپلماسی خارجی نیازی به تحرک را احساس می کنند یا همچنان باید دنباله رو استراتژی موسوم به استراتژی «لبخند» بود؟

این سئوال از این منظر مطرح است که جناب آقای ظریف به عنوان سکاندار دیپلماسی خارجی ایران در گفت وگویی با روزنامه اطلاعات چاپ تهران، بخشی از تفکرات خود را نیز بروز می دهد: «اعلام موضع هنر مذاکره نیست؛ هنر این است که موضوعات به شکلی طراحی و بیان شود که طرف مذاکره، منافع خود را در آن ببیند که این یک اصل کلی است.»
بنابراین با این دیدگاه سئوال اساسی این است که چرا دشمن در برابر «ایران هسته ای» این گونه از شیوه های متعدد و متنوع تهدید و تطمیع استفاده می کند مگر نه این که به باور جناب آقای ظریف «اعلام موضع هنر مذاکره نیست»؟ پس قیل و قال دشمن در میدان گفت وگو و مذاکره برای چیست؟ آیا باید این گونه تصور کنیم که دشمن هنر مذاکره را نمی داند؟!

تنها مروری اجمالی بر آن چه تاکنون و در پی برگزاری نشست هایی با گروه موسوم به ۱ + ۵ صورت گرفته گواه این واقعیت است که غرب و آمریکا آن چه را خود می پسندند، فریاد می کنند و کمترین واکنش و اهمیتی به «مذاکره» به مفهوم ماهو به مذاکره نشان نمی دهند.

دراین باره می توان مصادیق فراوانی ارائه کرد اما تنها نحوه آزاد سازی پول های بلوکه شده ایران و نحوه چگونگی تعاملات اقتصادی میان ایران و غرب بهترین مصادیق این واقعیت کتمان ناپذیر است.

باید مدیران اجرایی دستگاه دیپلماسی ایران اسلامی – هسته ای این واقعیت را در ذهن خود مرور کنند که غرب و در راس آن آمریکا در نهایت سو استفاده از استراتژی «لبخند» برآمده اند و آن گونه در برابر ایران صف آرایی کرده اند که میزان حقد و کینه آنان به راحتی قابل رویت است.

حال سوال این است که آیا باید در فعل و انفعالات صحنه پیش روی، همچنان بر مدار این استراتژی حرکت کرد؟ آیا مدیران اجرایی دیپلماسی خارجی ایران نیازی به تغییر در این استراتژی را احساس نمی کنند؟

سوگمندانه باید نوشت که در ورای استراتژی «لبخند» تاکتیک دیگری را البته برای منتقدان درونی شاهد بوده ایم. به راستی چرا در برابر اطلاع رسانی های منتقدان عملکرد کنونی دستگاه دیپلماسی واکنش شدید صورت می گیرد؟ تابلوهای پیام رسان «صداقت آمریکایی» با فشار کدام افراد یا جریان جمع آوری شد؟ کدام افراد یا جریان ها دستور توقف جشنواره افق نو – که مستند سازان منصف آمریکایی در آن حضور داشتند - را صادر کرد؟

بر هیچ متعهد منصفی پوشیده نیست که در این میدان که حریف تنها زبان زور می فهمد و سعی دارد بر طبل زورگویی خود بکوبد. باید محکم و قاطع تر از گذشته سخن گفت. زورگویان تنها زبان زور می فهمند و ایران اسلامی نشان داده که «قدرتمندتر» از گذشته تمامی معادلات سیاسی - اقتصادی جهان را برهم زده است. تنها کافی است یک بار «اخم» کنید.

انتهای پیام /

ارسال نظر