|
|
کدخبر: ۱۸۴۰۰۲

حسن اخباری دانشجوی دکتری و فعال دانشجویی، تحلیلی پیرامون نفوذ آرای اکثریت و نحوه مشارکت برای تغییر در وضع موجود بر اساس آیه قیام ارائه کرد

طبیعت انسان اجتماعی است و زندگی اجتماعی بر اساس روابط انسان‌ها با یکدیگر امکان‌پذیر می‌شود و در این فرآیند فرد و جامعه بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند. در نتیجه بر افراد جامعه لازم است نقش خود را در این تاثیرگذاری و تاثیرپذیری به درستی ایفا کند. در این نوشتار ابتدائا به صورت مختصر حوزه نفوذ آرای اکثریت طبق اندیشه دینی تبیین می‌شود، سپس در ادامه با توجه به آیه‌ی قیام، برخی مولفه‌های قرآنی در حوزه تکالیف فردی و اجتماعی افراد نسبت به حاکم وحکومت اسلامی و نحوه تعامل با آن روشن شده و در انتها با تطبیق آن با شرایط روز جامعه ایرانی- اسلامی، در باب انتخابات و چگونگی اعمال این عناصر از طریق مشارکت توضیح کوتاهی ارائه می‌شود.

در تبیین محدوده مشارکت مردمی در امور حکومت بر اساس اندیشه دینی باید دو عرصه متفاوت را مدنظر قرار داد: امر الله و امر الناس. امر الله بیان است از عرصه‌ای از امور که احکام و قوانین مسلّم الهی در آن وجود دارد. به عبارت دیگر امر الله محدوده‌ای است اختصاصی که اعمال نظر در آن مخصوص خداوند است و دیگران تکوینا صلاحیت اظهار و اعمال نظر در آن را ندارند. در توضیح بیشتر این امر باید گفت مبنای قانون‌گذاری و مدار تکالیف الهی مصالح و مفاسد مترتب بر افعال است. اگر انسان را سالکی بدانیم که سفری ابدی در پیش داشته و از مبدا و مقصد خود اطلاعات بسیار ناچیزی دارد، به گونه‌ای که این اطلاعات در برابر علم ازلی و ابدی خداوند متعال هیچ است، طبیعتا شان قانونگذاری به واسطه آگاهی ناچیز وی از مسائل از او گرفته می شود چرا که در این موضوع به شدت محتاج غیر است و اولین مولفه در قانون‌گذاری علم قانون‌گذار به مبدا، مقصد و شرایط محیطی است، چیزی که در بشر یافت نمی‌شود و اندک اطلاعات او نیز ملهم از منابعی است که به این امور احاطه دارند. نتیجه این بحث را خداوند در آیه ۳۶ سوره احزاب «وَ مَا کاَنَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضىَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لهَمُ الخْیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ...» بیان کرده است، جایی که برای هیچ زن و مرد مومنی سزاوار دانسته نشده است زمانی که خدا و رسول در موردی به او امری کنند خود را صاحب اختیار بداند(یعنی نظر خود را صائب بداندو برخلاف نظر آنان رفتار کند). بنابراین عرصه امرالله عرصه تبعیت از احکام و دستورهای الهی است که توجه کامل و حفظ حریم آن ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در مقابل امر الناس عرصه‌ای است که شارع مقدس الزام خاصی در آن محدوده نداشته، بلکه در آن اراده و رای مردم تعیین کننده خواهد بود. خداوند در چنین عرصه‌ای فرستاده خود را امر به مشورت و تبادل نظر با مردم می‌کنند «أَمْرُهُمْ شُورَى‌ بَیْنهَم...» (شوری: 38). مردم شأن و جایگاه مشخص شده‌ای در حکومت دینی دارند که باید محترم شمرده شود. نکته قابل تامل در این موضوع اعتبار رای اکثریت در چهارچوب شریعت است. مقوله آزادی، عدالت، احترام به آرای مردمی و هرگونه تقدس بخشی به مقام رفیع انسانی ره‌آورد انبیای الهی است و نباید این گونه پندار شود که عده‌ای هوامدار و هوس‌پرست جنبه الهی آن را رها کرده و صرفاً به جنبه انسانی تمسک کنند. بنابراین اسلام ناب محمدی و یهودیت ناب موسوی و مسیحیت ناب عیسوی آرای اکثریت به این معنا را برنمی‌تابد تا بر مبنای آن مسائل خلاف اخلاق انسانی و اهانت به کرامت بشری _همانند قانونی شدن همجنس گرایی_ بر اساس آرای اکثریت حجیت یابند.

اما در حوزه امر الناس نحوه مشارکت و وظیفه آحاد مومنان چیست؟ بر چه اساس و معیاری باید حضور و مشارکت صورت پذیرد؟

امام خمینی در اوایل دوران مبارزاتی خود در مسجد جامع یزد و با حضور مرحوم وزیری در دفتر یادداشت کتابخانه این مسجد کلام خود را با استناد به آیه شریفه قیام آغاز کردند: «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ‌ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‌ وَ فُرادى‌ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذیرٌ لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدید» (سبا:46) ایشان فرمودند باید برای خدا هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی وارد مبارزه شده و قیام کنیم. در توضیح مفاد آیه شریفه و نحوه انطباق آن بر فعالیت های اجتماعی از جمله نقش‌آفرینی در عرصه‌های سیاسی و مشارکت در فرآیند مدیریت جامعه باید عنوان کرد در ادبیات قرآنی قیام در مقابل قعود به معنای نشستن و کاری‌نکردن به کار رفته است؛ مثلاً قرآن کریم کسانی که در زمان جنگ حضور پیدا نمی‌کردند را قاعدین معرفی کرده و در مقابل آن مجاهدین را به کار برده است. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ‌ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدینَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‌ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ‌ عَلَى الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیما» (نساء: 95) یا درمورد نماز امر به قیام می‌کند «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاة» که مشتقات این ماده در موارد متعددی بکار رفته است. بنابراین قیام در لسان قرآنی به معنای به‌پاخاستن و برخاستن است. از طرف دیگر بر اساس فقره «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ» افراد امر به قیام شده‌اند در حالی که مصداق قیام، شناور تلقی شده است؛ یعنی هر چیزی می‌تواند موضوع قیام قرار گیرد، مشروط بر آنکه قید لله یعنی برای خدا بودنِ آن رعایت شود. بنابراین با توجه به اقتضائات زمان و طبق هدایت رسولان الهی و جانشینان آنها، تعالیم قرآن کریم و آموزه‌های دینی، هر موضوعی می تواند مصداق قیام لله قرار گیرد. در ادامه قرآن کریم با توجه به قید «مَثْنى‌ وَ فُرادى» قیام جمعی و فردی را تاکید می‌کند؛ یعنی دو نفر دو نفر و یا به صورت فردی برای خدا قیام کنید. وجود این قید و تقدم مثنی بر فرادی نشان از اهتمام خداوند به فعالیت جمعی نسبت به فعالیت فردی است. وجود چنین قیدی نشان از نگاه متعالی قرآن کریم به اجتماع بشری است. جامعه‌ای که در آن پویایی خاصی وجود دارد. تک‌نک افراد مامور به حرکت، اصلاح، مبارزه برای رفع کمبودها و کاستی‌ها هستند. اهمیت این امر زمانی دوچندان می‌شود که حرکت جمعی در آن دارای اولیت شناخته می‌شود.

 ادامه آیه شریفه افراد را امر به تفکر می‌کند. در چه موضوعی؟ در مورد خصوصیتی از پیامبر اسلام و حاکم مردم در آن زمان و دفاع از حقایق موجود در آن عصر. توضیح بیشتر آن است که مشرکان در مواجهه خود با پیامبر اسلام اتهامات ناروایی را به ایشان نسبت می‌دادند، از جمله ساحر، شاعر، مجنون و دیوانه بودن. قرآن کریم در این آیه برای ابطال شبهه جنون پیامبر دستور به تفکر در این امر می دهد. مردم زمانه ایشان سال های متمادی مصاحب و همراه پیامبر بوده‌اند و اندک تفکری از جانب آنان موجبات رفع اتهام جنون از پیامبر را فراهم می‌کند؛ لذا قرآن کریم پس از امر به قیام در راه خدا به صورت جمعی و فردی، امر به تفکر در این اتهام می‌کند. سوالی که در این بحث مطرح شده آن است که آیا امر به تفکر در مجنون نبودن پیامبر خصوصیت دارد یا از باب نمونه بیان شده و مومنان موظف به تفکر و رفع اتهام از حاکم اسلامی در همه موارد مطرح شده از جانب دشمنان هستند؟

مفسرین در این مورد معتقدند که ذکر جنون در این آیه از باب نمونه بوده و خصوصیت ندارد. در این صورت مسلمانان وظیفه دارند در هر اتهامی که به حاکم اسلامی و حکومت او وارد می‌شود تفکر کرده و برای رفع آن قیام جمعی و فردی کنند. در آن زمان ایراد دشمنان به حکومت اسلامی این بود که رهبرتان دیوانه است، ممکن است در دوره‌های دیگر موضوع عوض شود که بالطبع موضوعات تفکر نیز تغییر خواهند کرد.

در صورت مطابقت دادن مفاد آیه شریفه با مسائل روز در کشورمان می‌توان اینگونه عرضه داشت که در زمان حاضر موضوعات متعددی به عنوان اتهام به حکومت اسلامی مطرح می‌شود. ضمن آنکه جامعه دچار کمبود و نواقص و اشکالات متعددی نیز هست. وظیفه مومنان در این عصر و طبق این آیه شریفه آن است که در وهله اول برای رفع کمبودها و نواقص همچنین برطرف شدن اشکالات به صورت جمعی و فردی قیام کنند. همانطور که در عبارات گذشته توضیح داده شد قیام به معنای آن است که فرد و جامعه نسبت به اتفاقات پیرامونی خود بی‌تفاوت نبوده بلکه برای حل آن‌ها تلاش کند. یکی از بارزترین مصادیق این قیام که تحول‌بخش و رافع مشکلات است، مشارکت در انتخابات‌ها برای تغییر وضعیت‌های موجود است. چه در مرحله گفتمان‌سازی برای تحول و تغییر که متشکل است از تلاش برای تشکیل، تقویت و فراگیری گفتمان حق و چه در مرحله اجرای این نکات که از مجرای انتخابات می‌گذرد. بنابراین مشارکت در انتخابات از مصادیق قیام لله است که به پشتوانه تفکر در حکومت اسلامی و مسائل آن موجب انتخاب آگاهانه برای رشد و ترقی جامعه، حکومت و مسائل آن است. البته قیامی این‌چنینی متوقف بر مقدماتی از جمله تشکیل و تقویت سیستم تحزب و فقه بنیادی آن است که امهات مسائل آن در قرآن کریم نیز بیان شده است. آنچه در جامعه امروز ایرانی مشاهده می‌شود، القای ناکارآمدی تئوری برآمده از اسلام چه در مرحله نظر و چه در مقام عمل است که امپراتوری عظیم رسانه‌ای غرب درصدد القای آن در ذهن مردم ایران و جهان است. اما قرآن کریم با ذکر مولفه قیام، درصدد آن است جامعه­ای پویا و رونده بسازد که دائما در حال رصد، گفتمان‌سازی، دفاع از اصول و عقاید خود و تلاش برای تغییر و بهبود دائمی وضع موجود مبتنی بر تفکر دائمی در مسائل خود، تا رسیدن به نقطه کانونی اندیشه اسلامی که همانا جامعه‌ای سراسر توحیدی هم در مقام نظر و هم در عرصه عمل، ذیل هدایت و رهبری ولایت‌داران الهی است تا در پرتو آن سعادت جاودانه برای نوع بشر رقم بخورد.

در مقام جمع‌بندی از مباحث پیش گفته باید بیان داشت که راه پویایی جامعه و اعمال نظر و رای، قیام در راه خدا و تلاش برای بهبود روزافزون شرایط است که در کشور ما این مهم از طریق مشارکت عمومی مردم در پای صندوق­های رای محقق خواهد شد. وجود طیف‌های مختلف سیاسی با نگرش های بعضا متفاوت بنیادی نسبت به امور، این امکان را برای همگان فراهم کرده تا از طریق یک مشارکت عمومی منطبق بر تئوری‌های روز دموکراتیک دنیا، قیام لله خود را به سرانجام رسانده و جامعه را براساس دیدگاه صحیح اداره نمایند.

 

 

ارسال نظر