|
|
کدخبر: ۱۸۴۰۷۱

چند روزی است اخباری از افغانستان به گوش می‌رسد که طالبان شروع به حمله به شهرهای بزرگی همچون هرات کرده است و همچنین شایعاتی از در خطر بودن جان، مال و نوامیس مردم افغانستان.در صورتی که خبرنگاران مطلع و مستقر در افغانستان مرتباً در تلاشند این مهم را به مردم کشورهای دیگر برسانند که طالبان با تسلط به هر شهری، در امان بودن جان،مال وناموس مردم را تضمین می‌دهند.

اما طالبان چه کسانی هستند و حامیان آنها کیست؟

زهرا عبدالهی در پی این موضوع یادداشتی ارائه کرده است.

طالبان حدود ۴۰ سال پیش توسط آمریکا برای مقابله با شوروی به وجود آمد.

طالبان بخشی از مردم خود افغانستان است و دارای پشتیبانی مردمی حدود ۴۰ درصد است. طالبان یک گروه یکپارچه نیست بلکه از دسته های مختلفی تشکیل می‌شود که هر کدام از این دسته ها با مردم به صورت متفاوت برخورد می کنند و نگاه خاص خود را به جهان و قدرت‌های جهانی دارند‌ افکار متحجرانه این گروه در میان دسته های مختلف، متفاوت است؛ اما دارای اصول مشترکی نیز هستند و این اصول مشترک است که طالبان را "طالبان" می کند.

 در سال ۱۹۹۶میلادی (۱۳۷۵شمسی) حکومت افغانستان  به دست طالبان افتاد و "امارت اسلامی" را ایجاد کرد.

طالبان پس از پیروزی و به دست گرفتن حکومت درگیری‌هایی با کشورهای همسایه‌ی افغانستان و بعضی از قدرت های جهانی داشت. حکومت طالبان در زمان برقراری فقط توسط کشورهای عربستان، امارات و پاکستان به رسمیت شناخته شد.

علاوه بر درگیری با قدرت های جهانی در داخل نیز به دلیل برخوردهایش با مردم و همچنین اجرای حدود شرعی افراطی حمایت مردم افغانستان را از دست داد‌.

به همین دلیل در سال ۲۰۰۱ امریکا توانست جامعه جهانی را با خود همراه کند و به بهانه انفجار برج‌های دوقلوی خود در ۱۱ سپتامبر، به افغانستان حمله کرد تا بن لادن را که از نزدیکان بوش نیز بود، دستگیر کند و طالبان را از بین ببرد. افغانستان به مدت ۲۰ سال در اشغال امریکا ماند.

پنج سال پس از حمله آمریکا، در سال ۲۰۰۶ طالبان دوباره اعلام موجودیت کرد؛ و حالا طالبان از گذشته درس گرفته بود دیگر مستقیماً به پایتخت افغانستان،شهر کابل،حمله نکرد تا کار دولت افغانستان را تمام کند.زیرا از فشارهای بین‌المللی و عدم پذیرش دولتش توسط جهان بیم داشت.

 حالا برنامه طالبان تغییر کرده بود او سعی داشت با تحت سلطه گرفتن مناطق کوچکتر افغانستان،دولت را تضعیف کند و در آخر از طریق مذاکره و به صورت مشروع حکومت افغانستان را در دست بگیرد.

طالبان هیئت های مذاکره کننده را به بعضی از کشورها از جمله ایران و روسیه فرستاد تا با رایزنی زمینه ایجاد مشروعیت بین‌المللی حکومت خود را فراهم کند.

با این تغییر رویکرد دیگر درگیری‌هایی که در گذشته با جوامع بین‌المللی داشت به وجود نمی‌آمد.

جالب است بدانید دولت افغانستان که مورد حمایت امریکاست، دارای ارتش ۳۰۰هزارنفری است که تسلیحات و حقوق‌شان توسط امریکا تامین می‌شود.

اما تعداد نیروهای طالبان تنها حدود ۸۰ هزار نفر است! درواقع ارتش مورد حمایت امریکا بیش از ۳ برابر طالبان نفرات و همچنین تجهیزات بروز آمریکایی دارد اما نمی‌تواند از مواضعش دفاع کند. چرا؟!

آمریکا به نام انجام عملیات "آزادی پایدار" به افغانستان ۲۰سال اشغالگری، یک میلیون کشته و زخمی و میلیاردها دلار خسارت و البته یک طالبان  قویتر تحویل داد که توانایی اشغال افغانستان را  تنها در یک ماه پس از خروج آمریکا داشته باشد.

با تجاوز امریکا ۳۶۰ هزار تن از مردم و نظامیان افغانستان بر اثر ۸۰۰۰ بمبی که امریکا بر سر آنها ریخت، در مقابل تنها ۳هزار نفر از سربازان آمریکایی کشته شدند.

و این صدها هزار آواره و میلیاردها دلار خسارت به زیرساخت های جهان سومی ملت افغانستان است.

علاوه بر این از طالبان، "القاعده" را تولید کرد و از القاعده، "داعش" را.

امریکا در این ۲۰ سال، ۳۵ پایگاه نظامی تاسیس کرد و دورتادور ایران را با ۵۰هزارنفر از سربازان خودش و نیروهای تکفیری پر کرد. امریکا با ورود به افغانستان توانست امنیت مرز‌های شرقی ایران را با طالبان  و مرزهای غربی را با داعش به خطر بی‌اندازد.

با حضور امریکا تولید و توزیع مواد مخدر در افغانستان و قاچاق به کشور‌های همسایه من‌جمله ایران، ۲۰برابر شد! فروش تسلیحات امریکایی در خاورمیانه ۴۰۰٪ افزایش پیدا کرد.

بزرگترین گروه تروریستی دنیا،داعش، با حجم اقتصادی ۲میلیارد دلار ایجاد و به عنوان تصویر "اسلام سیاسی و حکومتی" به دنیا غالب شد تا اسلام‌گرایی در اروپا و آمریکا را متوقف کند.

در حقیقت امریکا طالبان را برای مقابله شوروی ایجاد نکرد؛ بلکه با طراحی ۱۱ سپتامبر با توجیه بین‌المللی تجاوز ناتو، پای خود و غرب را در خاورمیانه برای چپاول نفت، و کنترل دولت‌های شرق، مدیریت شیوع انقلاب ایران و عقب‌مانده و در جنگ نگه‌داشتن مناطق اسلامی باز کرد.

 

پس از ۲۰ سال امریکا از افغانستان خارج شد و جو بایدن، رییس جمهور امریکا، گفت: "افغانستان به تنهایی بجنگد."

پس از خروج امریکا و ناتو از افغانستان، ترکیه مسئولیت امنیت فرودگاه و ساختمان‌های دولتی کابل را برای باز ماندن راه ارتباط سفارت‌خانه‌ها با خارج به عهده گرفت.

ترکیه برای این امر حدود ۲۶۰۰ مزدور از گروه‌های تروریستی سوری را به کابل فرستاد. پس از ورود مزدوران، دولت مستقر همان اندک کارایی خود را نیز از دست داد و این‌بار قدرت به دست ترکیه افتاد.

این ابتکار هوشمندانه ترامپ و بایدن بود تا با تضعیف دولت مستقر در افغانستان در طول زمان،  در بدترین شرایط از این کشور خارج شوند و با همکاری ترکیه و مزدوران چندملیتی زمینه درگیری‌های چندساله را در این کشور ایجاد کنند. 

به‌همین دلیل خروج امریکا از افغانستان کاملا به ضرر ایران است و حکومت ایران نیز از این مهم آگاه می‌باشد.

پس از سرنگونی دولت طالبان در سال ۲۰۰۱ و اعلام موجودیت دوباره او در سال ۲۰۰۶، طالبان  تغییر رویکرد داد.  اما چه شد که دوباره استراتژی طالبان تغییر کرد و شروع به حمله و اشغال شهرهای بزرگ کرد؟

طالبان و دولت کنونی افغانستان به ریاست جمهوری اشرف غنی چند روزی بود که در دوحه  در حال مذاکرات بودند و اتفاقی در جبهه‌های جنگ رخ نمی داد؛ تا اینکه در روز عید قربان اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان، گفت: "اگر طالبان صلح نکند، در جنگ زانوهایش را می‌شکنیم." طالبان نیز در واکنش به سخنان اشرف غنی گفت: "ما به موفقیت مذاکرات پایبند هستیم اما نه اینکه  در روز عید اعلام جنگ کنند. آیا چنین کاری نشانه حسن نیت برای پیگیری فرایند سیاسی است؟"

پس از آن بود که طالبان به سمت شهرهای بزرگ حرکت کرد و به راحتی هرات را تصرف نمود.

عمران خان برای مذاکرات دوباره بین حکومت افغانستان و طالبان تلاش کرد اما در پایان طالبان گفتند: تا زمانی که غنی در قدرت باشد مذاکرات صلح نمی‌شود.

اکنون دو راه پیش روی افغانستان است:

 کناره‌گیری غنی

یا فتح کابل توسط طالبان و عزل غنی

اکنون این سوال به‌وجود می‌آید که: موضع ایران در  برابر اتفاقات کشور همسایه‌‌،افغانستان، چه می‌تواند باشد؟

 برای پاسخ به این سوال، سوال دیگری مطرح می‌شود که: چرا آمریکا با این سرعت و عجله از افغانستان خارج شد در حالی که سقوط دولت قطعی بود؟

در سال‌های اخیر آمریکا نه تنها تلاشی برای تشکیل دولت قوی در افغانستان نکرد بلکه در  آخر هر دو فرد انتخابات را برنده اعلام کرد.

جالب است بدانید بعد از گرفتار شدن شوروی در افغانستان، CIA فاش کرد که این دام امریکا برای رقیبش بود. 

ایران در این شرایط گزینه‌های زیادی برای انتخاب و جلوگیری از گرفتار شدن به دامی‌ که امریکا همچون شوروی برای او نیز طرح کرده است ندارد.

تصمیم ایران چیست؟

_بی‌طرفی در مناقشه افغانستان

_حمایت از دولت ائتلافی

_حمایت از دولت مستقر و تضعیف شده افغانستان و مبارزه با طالبان

ایران باید کم‌هزینه‌ترین گزینه را انتخاب کند.

برای تحلیل تصمیم ایران باید اهداف و اولویت‌های او را مورد بررسی قرار داد:

 اولویت اول ایران را همچون هر کشور دیگری  و با شناختی که از ایران در جبهه مرزهای غربی وجود دارد می‌توان حفظ امنیت مرزهای خودش دانست؛

اولویت بعدی حفظ امنیت شیعیان افغانستان است و اولویت بعد نیز سهم‌خواهی برای حامیانش در آینده سیاسی افغانستان می‌باشد.

حمایت از حکومت طالبان و یا وارد مبارزه شدن با طالبان برای ایران هزینه دارد.  و این طرح‌ریزی شده است.

جو امروز جامعه ایران توان کدام گزینه‌ها را دارد؟

نکته قابل توجه در این روزها این است که افرادی که قبلاً تجربه حمایت از مذاکره با آمریکا را داشتند و از وجود نیروهای ایران در جنگ با داعش در کشور‌های سوریه و عراق ناخشنود بودند، امروز در مواجه با طالبان گزینه نظامی را مطرح میکنند!

برای برخی سوال شده است که چطور ممکن است آمریکا با تجربه هیروشیما و جنگ ویتنام قابل مذاکره باشد اما طالبان چندتکه قابل مذاکره نیست؟

آیا طالبان و داعش هر دو یکی هستند؟ داعش یک خارجی بود که باعث ویرانی در کشورهای سوریه و عراق شده بود اما طالبان بخشی از مردم افغانستان هستند و پشتوانه هرچند کم مردمی دارد.

ایران با دعوتنامه دولت سوریه برای مبارزه با تکفیری‌ها به کمک او شتافت اما دولت افغانستان تاکنون به ایران اجازه مداخله نداده است؛ اگر ایران بدون هماهنگی دولت افغانستان وارد خاک این کشور شود به مداخله در امور داخلی کشورغیر، محکوم می‌شود.

خوب است بدانید مردم افغانستان نیز مانند طالبان دارای چنددستگی هستند هزاری، پشتوی و...

از طرفی شیعیان افغانستان در اقلیت‌‌اند وبه دلیل تبلیغات ۲۰ ساله آمریکا و خستگی از جنگ و تجاوز،  علاقه عمومی به ایران ندارند.

برخلاف سوریه، لبنان و عراق، ایران در افغانستان منافع منطقه‌ای ندارد.

صرفا پول و نیروی انسانی و نظامی ایران تلف می شود و توسعه کشور و توجه عمومی از مسائل اصلی منحرف می‌شود.

 در صورت جنگ بین ایران و افغانستان وضعیتی شبیه به جنگ ایران و عراق به وجود می‌آید که این خود، بهترین بهانه برای بازگشت آمریکا به افغانستان و حمایتش از طالبان است.

به نظر کارشناسان و تحلیلگران گزینه نظامی بدترین، پرهزینه‌ترین و بی‌فایده ترین انتخاب است.

برخی معتقدند ایران به وسیله مذاکره با طالبان  بهتر می‌تواند به اهداف خود برسد چه از نظر تامین امنیت مرزهای شرقی خود چه حفظ امنیت گروه های تحت حمایتش در افغانستان... و همچنین می‌تواند سهم آنها در آینده سیاسی افغانستان را تامین کند.

و در آخر به نظر عده‌‌ای تحلیل حمایت ایران باید بر اساس اطلاع، انصاف و فهم شرایط باشد. مقصر دانستن ایران در شرایط امروز افغانستان  بی‌انصافی و خلاف واقع است.

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر