|
|
کدخبر: ۱۶۹۲۰۶

ویژه نامه «خشت کج» / عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در گفت وگوی تفصیلی با تسنیم:

خبرگزاری تسنیم: عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با تاکید بر اینکه درآمد نفت دولت را تنبل کرده، صندوق توسعه ملی و ایزولاسیون را دو راهکار جدایی اقتصاد از نفت دانست و گفت: کره، ژاپن، چین و نروژ الگوی توسعه درون زا را درپیش گرفتند.

به گزارش خبرنگار اقتصادیخبرگزاری تسنیم، وابستگی اقتصاد به ویژه بودجه به نفت موجب شد که اقتصاد ایران در برابر آسیب های خارجی به ویژه تحریم شکننده باشد و نتواند مقاومت کند. دلایل اصلی وابستگی اقتصاد و بودجه به نفت و آسیب های آن، راهکارهای کوتاه، میان و بلند مدت برای خروج از اقتصاد نفتی و بررسی روشهای افزایش درآمد مالیاتی به عنوان جایگزین درآمد نفت را در گفت وگوی تفصیلی با دکتر محمود صادقی، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس بررسی کردیم که مشروح آن در ادامه می آید:

*بودجه عمرانی اولین قربانی تحریم نفت

فرض کنید از ابتدای سال ۹۳ کشور با محدودیت های خارجی شدیدتری مواجه شده و نمی توانیم حتی یک بشکه هم نفت صادر کنیم. به نظر حضرتعالی چه چالش هایی اقتصاد ایران را فراخواهد گرفت؟ در کدام بخش ها با مشکلات بیشتری مواجه خواهیم شد و چگونه میتوان این چالش ها را به حداقل رساند؟
صادقی:
وضعیتی که الان اقتصاد کشور با آن مواجه است مانند بیماری است که بسیار مریض است و قند خونش بسیار بالا است و دارو هم نداریم. لذا هر لحظه ممکن است تلف شود. وضعیت اقتصاد ایران بسیار خراب است. لذا در این شرایط اولین قربانی بودجه عمرانی است. چالش بعدی هزینه های جاری دولت از جمله حقوق کارمندان، هزینه آب و برق اداره ها و… است. اگر محدودیت های اقتصادی کشور تشدید یابد به احتمال زیاد برخی از اداره ها تعطیل خواهد شد.

در اقتصادی که ۸۰ درصد آن دولتی است اگر درآمد اصلی دولت که نفت است قطع شود دولت و به تبع اقتصاد ورشکسته خواهد شد. اگر حجم دولت در اقتصاد پایین بود شاید امکان جبران وجود داشت. در شرایط کنونی اقتصاد کشور در وضعیت اورژانسی قرار دارد. اگر ما نتوانیم یک بشکه نفت هم بفروشیم در شرایطی که بیش از ۵۰ درصد اقتصاد کشور وابسته به درآمدهای نفتی است اقتصاد کشور به شدت آسیب خواهد رسید.

در کوتاه مدت دولت باید بخشی از هزینه های غیر ضروری خود را حذف کند. در میان مدت نیز دولت می تواند اصلاح ساختار هزینه ای خود را در پیش گیرد. راهکار بلند مدت نیز پیگیری صندوق توسعه ملی است ما خودمان این صندوق را پیشنهاد دادیم. طبق پیشنهاد ما در طی ده سال که مشتمل بر دو برنامه توسعه ای است دولت سالانه ده درصد از وابستگی به نفت را کاهش بیابد و در کنار آن سالی ده درصد درآمدهای دیگر را افزایش دهیم.

* دولت ناچار به اجرای ایزولاسیون است

راهکارهای کوتاه مدت – میان مدت و بلندمدت برای عملیاتی شدن اقتصاد بدون نفت چیست؟ آیا اصلا چنین چیزی یعنی اقتصاد بدون نفت در شرایط کنونی امکان پذیری می باشد؟
صادقی:
همان طور که در سوال قبل اشاره کردم دو راهکار اصلی را می توان در پیش گرفت یکی صندوق توسعه ملی(صندوق ذخیره ارزی) و دوم ایزولاسیون است. دولت بایستی طبق همان برنامه ۱۰ ساله سالانه ۱۰ درصد از میزان وابستگی به نفت را کاهش دهد. باید نسبت به مدیریت صندوق حساس بود و مانع سوء مدیریت در آن شویم. در کنار آن دولت نباید درِ چاه های نفت و گاز را ببندد بلکه باید آنان را توسعه دهد. همزمان بازارهای دیگر در بازار انرژی به موازات دیگر کشورها حضور موثرتر و پررنگ تری داشته باشد. در بحثایزولاسیون نیز بایستی درآمدهای نفتی به گونه ای مدیریت شود که اجازه تزریق نابجا آن در اقتصاد ندهیم و اقتصاد را مصون نگه داریم.
متاسفانه اقتصاد کشور دچار بیماری هلندی است. بیماری هلندی از زمان کشف نفت در ایران در اقتصاد کشور به وجود امده است ولی به طور مشخص از سال ۱۳۵۳ که قیمت نفت ۴ برابر شد سبب به هم ریختگی اقتصاد کشور گردید.
بیماری هلندی در اقتصاد چندین مشکل اساسی را ایجاد کرده است. اول کاهش رقابت خارجی است. درآمدهای نفتی پول ملی را بدون دلیل تقویت می کند لذا صادرات سخت و واردات راحت تر می گردد که در مجموع تولید داخل را با مشکل روبرو خواهد کرد. دوم آنکه بیماری هلندی به دلیل تبدیل دلارهای نفتی به ریال، پایه پولی را افزایش می دهد که در نهایت سبب افزایش تورم ساختاری در اقتصاد می گردد.

طبق آمارهای رسمی، سهم نفت در بودجه های سالانه کشور علیرغم ادعا و تلاش مسئولان وقت، هر سال نسبت به سال قبلش بیشتر شده است. دلایل عمده نفتی تر شدن بودجه کشور در سال های گذشته چه بوده؟ و چه اقداماتی باید از سوی دولتها رخ میداد که صورت نگرفته است؟ کدام دولتها توانستند سهم نفت در بودجه را کاهش و یا افزایش دهند؟
صادقی:
اگر بودجه دولت را آسیب شناسی کنیم ریشه این مسئله به دو موضوع برمی گردد هم به بخش درآمد و هم بخش هزینه. در بخش هزینه، شکل اداره کشور و همچنین نفوذ نمایندگان مجلس در تخصیص بودجه های عمرانی سبب شده است که بودجه دولت بیش از اندازه واقعی اش افزایش یابد. لذا این کار دولت را بزرگتر می کند و حجم وسیعی از وظایف را بر دوش دولت قرار می دهد. این اتفاق در قالب ارقام و اعداد منعکس میابد.

در طرفی دیگر که طرف درآمدی بودجه است عمدتا دو رقم اساسی گنجانده می شود یکی درآمدهای مالیاتی و دوم درآمدهای نفتی است. در بخش درآمدی به دلیل گرفتاری های سیستمی و مشکلات ساختاری در تحقق درآمدهای مالیاتی تکیه دولت بیشتر بر درآمدهای نفتی است. لذا درآمدهای نفتی در اداره کشور تعیین کننده است. این فرآیند غالبا از خارج از دولت به دولت تحمیل می شود.
در طول چند دهه اخیر وابستگی به نفت در اقتصاد با نوسان همراه بوده است. هر زمان که قیمت نفت کاهش یافته سهم وابستگی به نفت نیز کاهش یافته است این مدیریت شده نبوده است بلکه صرفا به دلیل نوسان در قیمت نفت صورت گرفته است. البته در پایان دولت آقای خاتمی یک مقدار وابستگی به نفت به دلیل تکلیف مجلس بر دولت کاهش یافت.

* کره، ژاپن، چین و نروژ الگوی توسعه درون زا را درپیش گرفتند

کشورهایی مانند کره جنوبی - ژاپن و چین وحتی " نروژ " … بدون نفت چگونه توانسته اند به قدرت های بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شوند؟ چرا ایران نتوانسته؟
صادقی:
کشور کره جنوبی، ژاپن و چین هر سه وارد کننده انرژی هستند. ولی نروژ صادر کننده انرژی است. مطالعات تاریخی نشان می دهد رشد اقتصادی در کشورهای صاحب منابع انرژی در طول ۳۰ سال بیشتر از کشورهائی بوده که منابع انرژی نداشته اند لذا توسعه پایداری داشته اند. در مورد کشور نروژ نیز که صاحب منابع نفتی است عمده دلیل توسعه یافتگی اش مقابله با بیماری هلندی بوده است. به طور کلی در چند کشور یاد شده رویکرد اقتصادی این کشورها نگاه به داخل و توسعه آنان متکی بر نیروی انسانی خودشان بوده است البته باید گفت که این کشورها عمدتا دارای نیروی زحمت کش و کوشائی هستند. همچنین در این کشورها حمایت از تولید و صنایع داخلی و تصاحب بازارهای خارجی از جمله راههای موفقیت آنان بوده است.
این که چرا ایران نتوانسته است عملکرد موفق اقتصادی داشته باشد وابسته به مسائل مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… است. به طور مثال در مقوله عوامل اقتصادی می توان به شیوع بیماری هلندی در اقتصاد اشاره کرد و یا در بعد جامعه شناسی می توان از عامل دولت رانتیر یاد کرد.

* نفت دولت ها را تنبل کرده است

برخی کارشناسان معتقدند باید سهم مالیات را در بودجه های سالانه افزایش داد به گونه ای که سهم مالیات در بودجه ارقام بیشتری را به خود اختصاص دهد. چگونه میتوان سهم مالیات و موارد دیگر را در بودجه افزایش داد؟ چه مشکلاتی بر سر راه این آرزو وجود دارد؟
صادقی:
مطالعات انجام شده نشان می دهد که ایران در تحقق درآمدهای مالیاتی که درصدی از تولید ناخالص داخلی است با موفقیت چندانی روبرو نبوده است. متاسفانه در سال های گذشته نتوانستیم فرهنگ مالیاتی را توسعه دهیم. یکی از دلایلی که دولت ها نتوانستند در مالیات ستانی در طول ۴۰ سال گذشته موفق باشند مربوط به نفت است. دولت ها همواره بودجه های خود را بر پایه درآمدهای نفتی تنظیم کرده اند. تکیه بر درآمدهای نفتی دولت ها را تنبل کرده است. دلیل بعدی این است که ساختار شکل گرفته اقتصادی در سال های بعد از جنگ به گونه ای بوده است که سیستم مالیاتی نتواند به راحتی مالیات اخذ کند.

در کشورهای پیشرفته حدود ۳۰ درصد مالیات اخذ می کنند در کشورهای عقب افتاده که اقتصاد بیشتر بر پایه کشاورزی است درصد مالیات به طور ساختاری پایین است. اما در کشورهای در حال توسعه درصد مالیات افزایش یافته است که متاسفانه ما نتوانستیم این کار را انجام دهیم.

در بررسی چگونگی افزایش سهم مالیات در اقتصاد به سه عامل باید توجه کرد. عامل اول نرخ مالیات است. عامل دوم تلاش مالیاتی است(میزان بهره وری دستگاه مالیاتی) و عامل سوم پایه مالیاتی می باشد. اقتصاد کشور در هر سه مورد با مشکل روبرو است. در خصوص عامل اول یباید بگویم که نرخ مالیاتی به دو دسته مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شود. در مالیات های مستقیم بزرگترین مشکل اساسی این است که چرا دولت مالیات در بر درآمد کامل را اجرا نمی کند. متاسفانه این موضوع از قانون حذف شده است. باید هر چه سریعتر این مسئله قانونی و اجرایی گردد. از طرف دیگر در حال حاضر مالیات بر درآمد در حال حاضر به طور اتفاقی وضع می شود. در سیستم مالیاتی کنونی نمی توان به طور تصاعدی مالیات اخذ کرد. لذا مقصر اصلی خود قانون است. قانون مالیات بر درآمد کامل باید هر چه سریعتر عملیاتی شود چون این موضوع صورت نمی گیرد، فشار دولت در اخذ مالیات بر گردن حقوق ثابت بگیران است.

همچنین در مالیات های غیر مستقیم مهم ترین موضوع مالیات بر ارزش افزوده است که باید به صحیح اجرا شود. به طور کلی یکی از ایرادات سیستم مالیاتی به کشور این است که مالیات بر ثروت خیلی مورد توجه قرار نمی گیرد. تلاش مالیاتی نیز در اقتصاد کشور پایین است. انگیزه فرار مالیاتی بالا است. انگیزه فساد بالاست. مهمترین مشکل اقتصاد در پایه مالیاتی است. متاسفانه بخش قابل توجهی از اقتصاد از تور مالیاتی خارج شده است. یعنی طبق تعریف نباید مالیات پرداخت کنند. بخش هایی مانند کشاورزی.

در کشورهای صنعتی از جمله آمریکا سهم بخش کشاورزی پایین است اما در کشور ما این سهم بالاست لذا محرومیت از پرداخت مالیات قابل توجه می باشد. در اقتصاد کشور حدود ۱۵ درصد به بخش کشاورزی تعلق دارد. بخش دیگر مربوط به مالکیت فعالان اقتصادی می باشد که نه بخش خصوصی هستند و نه بخش دولتی و این واحدهای اقتصادی مالیات پرداخت نمی کنند. مسلما این مسئله باعثکاهش رقابت پذیری و مشارکت بخش خصوصی واقعی در اقتصاد خواهد شد. مقوله بعدی اقتصاد زیرزمینی است که درصد آن در اقتصاد بالا است. اقتصاد غیرشفاف منجر به اقتصاد زیرزمینی می گردد. این مجموعه مسائلی است که سبب کاهش درآمدهای مالیاتی دولت شده است. قاعدتا اگر دولت به دنبال افزایش سهم درآمدهای مالیاتی در اقتصاد است باید در این سه عرصه اصلاحات اساسی را انجام دهد.

* راه حل مشکل اقتصاد با رفع همه تحریم ها توسعه از درون است

آیا وجود ادبیات اقتصاد مقاومتی در فضای کشور میتواند اقتصاد ایران را از شرایط نابه سامان کنونی خارج کند؟ راهبردهای شما برای پیگیری اقتصاد مقاومتی چیست؟
صادقی:
اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه استراتژی های توسعه را به درستی تعریف کنیم به گونه ای که با شرایط کشور منطبق باشد و در جهت تامین منافع ملی تدوین گردد. به بیان بهتر ویژگی های کشور باید در آن لحاظ شود. بحثدوم در پیگیری اقتصاد مقاومتی آسیب شناسی درست وضعیت اقتصاد کشور است. برای هرگونه تجویز و تدوین استراتژی بایستی ابتدا شرایط کنونی اقتصاد به درستی بررسی و موانع و مشکلات بخش های مختلف به طور دقیق به دست آید. از یک منظر اقتصاد مقاومتی به معنای بازگشت به سالم سازی اقتصاد مبتنی بر شرایط کشور است.
در خصوص راهبرد نیز باید بگویم که مهمترین مسئله مقابله با بیماری هلندی است. در این زمینه با تکیه بر کاهش هزینه های غیرضروری و افزایش درآمدهای غیرنفتی، بایستی وابستگی اقتصاد به درآمدهای نفتی را کاهش داد.

مهمترین اولویت های اصلاحات ساختاری داخلی در جهت خنثی سازی تحریمها ومردمی سازی اقتصادرا از دیدگاه خودتان تشریح فرمایید.
صادقی:
اصلاحات ساختاری از جمله مبارزه با فساد، اصلاح بخش پولی، شفاف سازی اقتصاد، آوردن اقتصاد از زیر زمین به روی زمین، محور قرار دادن تولید باید در دستور کار دولت قرار گیرد.

طیف نزدیک به دولت چه در دوران محمود احمدی نژاد و چه در دولت فعلی معتقدند مهم ترین دلیل نابه سامانی های اقتصادی کشور نشات گرفته از تحریمهای خارجی است. شما چه تحلیلی در این باره دارید؟ لطفا به این سوال هم پاسخ دهید که با کاهش و یا حتی لغو تحریمهای خارجی چه میزان از مشکلات اقتصادی کشور رفع خواهد شد؟
صادقی:
به اعتقاد من مشکلات اقتصادی کشور منتج از صرف تحریم نبوده است. هم تحریم ها و هم سوء مدیریت اقتصادی سبب شده تا اقتصاد کشور به وضعیت کنونی برسد. البته سهم هر کدام از این دو عامل در بخش های مختلف با هم متفاوت است. هر جا ظرفیت مقابله و ارائه راه کار درست وجود داشته، میزان مقابله نیز بالا رفته است. در واقع اثرگذاری تحریم ها در اقتصاد کشور به مثابه میکروب و ویروسی است که افراد غیربهداشتی از آن بیشتر آسیب می بینند و افراد بهداشتی کمتر.
به نظر من در خوش بینانه ترین حالت که تمام تحریم ها لغو گردد باز باید بدانیم که راه رشد اقتصادی کشور از درون است. دولت باید بر اقتصاد داخل تمرکز کند و با حمایت از صنایع داخلی کشور موتور رشد اقتصادی را به حرکت در بیاورد. اگر با لغو تحریم ها مجددا سیل دلارهای نفتی به اقتصاد برگردد و شاهد افزایش واردات باشیم رفاه مقطعی در کوتاه مدت صورت خواهد گرفت ولی این رفاه غیرپایدار خواهد بود. اما اگر صرف رفع موانع تولید و رونق اقتصادی شود، می تواند در بهبود وضعیت اقتصادی کشور موثر باشد. باید بدانیم که پول خارجی نمی تواند حلال مشکلات اقتصادی باشد. راه اصلی تکیه بر تولید ملی است.

انتهای پیام /

ارسال نظر