|
|
کدخبر: ۱۸۴۳۶۶

حجاب یکی از حقوق شهروندی است

در تمام ادیان توحیدی مشترکاتی وجود دارد که عبارت اند از حفظ پاک دامنی ظاهری و باطنی.

درهر دینی که از پیامبران الهی برای انسان های عرضه و ارائه کردند احکام و هنجار هایی را ارائه کردند این نکته در تمام ادیان توحیدی مشترک است که عبارت اند از حفظ پاک دامنی ظاهری و باطنی

که منظور از پاک دامنی ظاهری به اطلاق لفظ عنوان حجاب را دلالت دارد. تنها اختلافات ادیان توحیدی در این مقوله در حد و حدود آنهاست که به اختصار به آنها میپردازیم:

در دین الهی یهودیت: پوشش سراسری اندام و تاکید بر پوشش سر است رعایت حجاب متلازم با تأهل است.

در دین الهی مسیحیت: تجرد و تقدس گرایی وجه بیشتری دارد و در این مقوله تاکید بیشتری دارد که پرهیز از آرایش، عدم جلوه گری، رعایت پوشش کامل و ترک تحرک جامعه از اصول این دین الهی است.

در دین اسلام: برخلاف تمامی دیگر ادیان چه الهی و چه غیر الهی دین اسلام در مقوله حجاب با رعایت تمامی نکات قابل پرسش و غیر قابل درک و وارد شدن به جزییات در ریز ترین نکات احکامی متناسب با عرف وضع کرده است و حدود حجاب را چه در زن و چه در مرد واجب و یک امر شرعی و قانونی میداند و با تعیین حدود آن به جامعه ارائه داشته از طریق رسول الهی.

بنابر منابع چهار گانه احکام شرعی:

 که عبارت اند از قرآن، سنت،عقل،اجماع حجاب را بر مبنای هرکدام یک قاعده خاص و به اثبات رسیده است.

در قرآن آیات بسیاری بر این مبنا نازل و اراده گشته است.

اجزایی از این آیات براین مفهوم است:

 "اِلّا ما ظَهَر مِنها؛ مگر آنچه پیدا است"

آیه مورد آیه 31 سوره نور میباشد که جزییات مقوله حجاب را بیان کرده است و بنابر الا که آمده است که در قواعد علم عربی به استثنا مفرغ مشهور است اجزایی که در این مقوله جای نمیگرد جدا کرده است و حد حجاب را غیر از صورت و دو کف دست لازم میداند.

آیه مد نظر نیر بنابر ضمیر (ها) که در آخر جمله آمده است دلالت را بر زنان وضع کرده است و این آیه برای حجاب زنان نازل گشته است  

"جلابیبهن"در سوره احزاب آیه59 این لفظ به کار گرفته شده بدین معناست:

واژه «جَلابیب» جمع «جِلباب» است. راغب اصفهانی نوشته است که جلباب به پیراهن و روسری گفته می‌شود.

بنابر بر ضمیر(هن)این لفظ نیز دلالت بر حجاب زنان است.

این الفاظ و ایات مختص زنان نیست که از ظاهر بر می آید.

در علم عربی برای تاکید بیشتر و همچنین برای تاثیر گذاری با دوام تراز بلاغت استفاده میگردد و برای تاثیر گذاری بیشتر و بادوام تر از ضمیایر مونث استفاده میکنند مگر آن دسته از چیز های که مختص مذکر ها باشد و مونث ها دخیل نباشند

با این احوال میتوان این نتیجه را گرفت علاوه بر اینکه این آیات برحجاب زنان دلالت میکند گریزی نیر بر حجاب مردان دارد

و یکی دیگر از عنوان هایی که میتوان از لفظ جلابیب وضع و دلالت داد پوشش سراسری مردان است و به گونه ای که شهره نباشد

و همچنین در سوره نور که آیه 31 اختصاصا بر زنان دلالت میکند در همین آیه نیز دلالت حجاب بر مردان نیز آمده است با این الفاظ:

"یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ"

با توجه به به دو تاکیدی در اول آیه آمده است فعل امر قل و حرف لام چسبیده به مومنین میتوان نتیجه گرفت حجاب مردان مورد تاکید بیشتری نسبت به زنان بوده و یک تاکید تقدیری در آن نهفته است

اول بودن حجاب مردان نسبت به زنان که تاکید آن دو مقوله را بیشتر و پر رنگ تر میکند

با این الفاظ و نحوه جای گیری در آیه این نتایج بدست میاید:

حجاب مردان تاکید بیشتری دارد.

الویت با حجاب مردان است.

و مهمترین نکته را با برداشت از لفظ ابصارهم میتوان داشت

که علاوه بر حجاب ظاهری و اندامی یک مورد بیشتراز حجاب زنان دارند و آن حجاب چشم است که در الفاظ بعدی متذکر شده که برای شما پاک تر است (ذلک ازکی لهم) و میتوان نتیجه گرفت که مقوله حجاب مردان نسبت به زنان از مورد های بیشتر و جزیی تر برخودار است

با این حال که یک جامعه ای اروپایی ، آسیایی ، آمریکایی تعریف هایی از حجاب و مقوله هایی از این قبیل دارند که بیشتر مایلم به مقوله حجاب در ایران بپردازم.

ایران به واسطه حمهوری اسلامی و بنابر قانون اساسی که متدون سال 1357 میباشد دین این ملت را اسلام و مذهب شیعه اعلام کرده است دین هایی ماننده یهودیت مسیحیت و اسلام مذهب تسنن در ایران هستند ولی حق تبلیغ را ندارند.

به واسطه تشریعی که از شارع مقدس به دست جامعه اسلامی رسیده و بنابر آن قانون وضع گشته است حجاب از آن مبرا نبوده و قانون مجازات اسلامی ماده638تبصره1: برای عدم رعایت حجاب شرعی ضمانت اجرایی تعیین کرده است.

و بنابر این در قوانین مرتبط با عفاف و حجاب در ماده18آن که مصوب 1360میباشد در بند 5 مقرر میدارد که عدم رعایت حجاب یکی از اعمال خلاف اخلاق عمومی است.

و حتی در قانون رعایت حجاب اطلاق داشته و قشر خاصی را مد نظر قرار نداده و میتوان نتیجه گرفت چه مرد و چه زن باید به رعایت حجاب مقید و متعهد باشد

بخواهیم از منظر عقل به این امر بپدازیم با یک مثال آنرا تفهیم میکنیم:

پدری به دخترش میگوید برایم آب بیاور دختر آب را آورده و بالای میز میگذارد پدر غفلتا آب را میریزد:

آیا دختر امر پدر را انجام داده است؟بله انجام داده

آیا نتیجه مورد غرض پدر از نوشیدن آب برطرف شده است ؟ خیر زیرا نتیجه اش رفع تشنگی بوده است

آیا دختر دوباره باید برای پدرش آب بیاورد؟خیر

ولی چرا این کار را انجام میدهد در صورتی که امر پدرش را انجام داده است جواب آن بسیار ساده و جالب است عقل حکم میکند که آب برای رفع تشنگی است ولی تشنگی پدر برطرف نشده است و عقل این حکم را صادر میکند که دوباره این کار را انجام دهد تا تشنگب برطرف شود

آری حجاب نیز یک امر عقلی و بدیهی است که شخص خود را از دید چشمان خیره خود را حفظ کند و بر این مبنا قانون وضع شده تا براین امر عقلی و بدیهی تاکید و صحه قانونی و وجه اجتماعی بیشتری بدهد تا بتواند این این هنجار را ارزش گذاری کند.

اگر بخواهیم از منظر سنت و روایات به این قضیه نطری بیاندازیم به یک حدیث متواتر و مهم به نام حدیث ثقلین که از یکی از الفاظ آن میتوان برای عنوان حجاب استفاده کرد:لفظ عترتی

لفظ عترت در این حدیث عنوان های مختلف و بسیار زیادی دارد ولی مهم ترین آن به اشخاصی گفته میشود که به اسلام رو آوردند و مسلمان شدند و به احکام اسلام پایبندند و بنابراین یکی از احکام اسلام رعایت حجاب با حد و حدود مشخص شده است.

در موضع اجماع نیز براین حکم شرعی و قانونی نیر نگاهی میاندازیم:

در الویت بندی و ارجح بودن در منابع حکم شرعی اجماع دلیلی است که دلیلی نداشته باشیم و تمامی علما بر آن حکم اتفاق نظر داشته باشند.

مقوله حجاب بر این مبنا که آیات و سنت و به خصوص عقل برآن دلالت دارد نوبت به این منبع از حکم شرعی نرسیده است تا بتوان از آن استفاده کرد.

با این احوال همچنان اشخاصی حجاب را الاو لابد برای زنان میدانند و آنرا یک مقوله دینی و مذهبی صرفی میدانند در این بیانات سعی بر این بود تا این شبهه ها را برطرف و بتوان از دیدگاه های درستی به این مقوله قانونی توجه بیشتری شود.

 

ارسال نظر

پربیننده ترین