|
|
کدخبر: ۱۸۴۷۴۷

هیچ انسانی نمیتواند شکست بخورد اگر انسانی دیگر او را موفق دیده باشد.

یکی از اعمال هایی که در ادیان الهی پسندیده است، تفقه یا فهمیدن دین است که افرادی فارغ از جنسیت به این عمل پرداخته تا با هدفی که در ذهن دارند بتوانند روشنگری دینی یا به نحوی دیگر دین را برای قشر تشنه جامعه توضیح دهند.

در دو دین یهودیت و مسیحیت به روش های مختلفی به این قضیه پرداخته شده است که از نگاه عقلی درست نیست و بسیاری از جنبه های انسانی را زیر پا گذاشته و امیال انسان را سرکوب میکنند.

این مسئله در دین یهودیت به میزانی که در دین مسیحیت و اسلام به آن پرداخته، مطرح نیست.

در دین مسیحیت زنان و مردان به مدارس مذهبی رفته و خود را وقف دروس دینی میکنند. این عمل آداب و رسوم خاصی دارد که خلاف جهت امیال انسانی است)همان نیاز جنسی است( و به تعبیر دیگری ازدواج برای اهل کلیسا ممنوع است ولی دلایلی برای آن ارائه نشده است. در دین های الهی که چشمه ای از حکمت الهی در آن موج میزند. بیان شده که نفس انسان سرکش است ولی مسئله ای در مورد اینکه باید این نفس سرکوب شود نیست بلکه بطور دقیق و کارآمد راه حل کنترل نفس را مطرح کرده است. در فیلم( بله، خدا، بله) مفهوم خلاف جهت انسانی حرکت کردن اهل کلیسا را نشان میدهد. سرکوب شدن بیش از اندازه این نیاز های انسانی (یا به تعبیری جنبه حیوانی انسان) به تدریج فرد، دچار طغیان جنسی شده و برای ارضاء این نیاز دست به هر کاری میزند و رفته رفته دچار جنون جنسی میشود.

در همان فیلم نشان داده شده که پدر(کشیش) در آن فیلم از ازدواج دوری کرده و برای رفع نیاز خود فیلم پورن دیده و بلافاصله بعد از آن عمل شنیع و غیر عقلی خود ارضایی را انجام میدهد؛ در این حین دختری که ابهامات جنسی داشته و برایش سوال است که چرا این افراد(اهل کلیسا) از ازدواج دوری میکنند؟؟! در این اردو شرکت کرده تا برای سوال خود جوابی پیدا کند ولی با نظاره کردن این صحنه پایه ی اعتقادی خود را از دست میدهد و دچار دین زدایی شده و از دینی که فقط در آن شعار های مذهبی مطرح میشود، بیزار و بخش فطری خویش را به واسطه یک شخصی که ظاهری دینی دارد ولی در باطن به امورات دینی بی تفاوت است.

این مسئله(عدم ازدواج اهل کلیسا) اثرات بسیاری را در بر دارد که به برخی از آنان میپردازیم:

  • برطرف کردن این قوه سرکش از طریق روابط نامشروع
  • دین زدایی مریدان
  • قطع ارتباط جامعه با دین

این اثرات در جوامع غربی و جوامعی که در آن آزادی جنسی موج میزند قابل مشاهده است و بیشتر در مذهب کاتولیک(یکی از پرطرفدار ترین مذهب های دین مسیحیت) رواج دارد و عقیده ای که مدنظر است زهد گرایی است.

این عقیده ها باعث شده است که افراد جامعه دین را یک رفتار سخت و مشقت باری دانسته که بیشتر اوقات زندگی آنان را در بر میگیرد ولی برخلاف تصور عامیانه باید گفت دین همانند چراغی است که جاده تاریک انسانیت را روشن میکند.

در دین الهی اسلام که در حقیقتی واقعی، کامل ترین دین الهی است، بر این قضیه پافشاری کرده است اما قیدی که اهمیت این مسئله را بیشتر میکند این است که اگر اجتماعی(جامعه کلی مدنظر نیست) نیاز به افرادی داشته باشد که توانایی فراگیری دروس دینی(شریعت اسلام) را دارند، مکلف به فراگیری دروس دینی است. این عمل برخلاف باور دین مسیحیت، مخالف جهت امیال انسانی نیست که عدم ازدواج و یا سرکوبی قوای جنسی را در بر داشته باشد؛ بلکه افرادی که در این مسیر پا نهاده و اندکی از پله های مقدماتی را گذرانده اند، ازدواج کرده تا در کنار یکدیگر مابقی پله های دروس دینی را پشت سر گذارند و برای همان اجتماع مفید فایده ای باشندکه نیازمند افرادی است که به اصطلاح آنان را روحانی مینامند. اما برخی از این متعصبان که در این راه قدم گذاشته اند با نشان دادن رفتار هایی که در شأن این افراد بطور کلی نیست(علمای اسلامی و بزرگان در این عرصه فراگیر) باعث میشود روز به روز به جای اینکه بر شأن اجتماعی این افراد افزوده شود با ظهور رفتاری که از اقلیت این قشر ظاهر میشود شأن اجتماعی بزرگان این عرصه را پایین می آورند.

این متعصبان به عقیده خود فکر میکنند که پا نهادن در عرصه فراگیری شریعت باید زهد پیشه کرده تا بتوانند سریع تر به آن هدفی که در ذهن دارند برسند ولی بر خلاف عقلا و عرف جامعه اسلامی این عقیده از ریشه  اشتباه بوده و کاملا غلط است بلکه باید شیوه اصیل انسانیت و فرهنگ اصیل عقلای عالم را در کنار چراغی به نام دین اسلام مانند پرچمی شگرف بلند کرد تا دیگر افراد جامعه به این دسته از افرادی که خود را در مسیر دین گذاشته اند جذب شوند.

در تاریخ دهم دی ماه سال هزارو چهارصد دسته ای از همین متعصبان برابر دسته ای از سلبریتی های سینمایی شکایتی تنظیم کردند، مبتنی بر اینکه پوشش این افراد باعث تحریک جنسی آنان میشود.

در مقابل باید به این افراد گفت: مسیری که شما برای تخصص در دین پیش گرفته اید یک روشی است که خود را ورای جامعه میدانید (دچار عُجب(خودبزرگ بینی) شده اند) بلکه برخلاف عوام و عرف، شما از همین جامعه هستید و برای این جامعه رویه تخصص دینی را پیش گرفته اید نه برای امیال شخصی که اگر این مسیر را در نظر دارید باز هم حق شکایت را برابر آنان نداشته اید ، بلکه راه های اثر گذار دیگری هم وجود داشت که میتوانستید به طور تاثیر گذار بر این قشر جامعه اثر بگذارید ولی با توجه به نگاه متعصبانه شما به جامعه ای که در آن زندگی میکنید بیشتر بذر دین زدایی را کاشته و افراد را از خود رانده و دین ستیزی و گریز از روحانیت را از انها  برداشت میکنید.

پارسا یوسفی کروئی دانش آموز رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی

 

ارسال نظر

پربیننده ترین