|
|
کدخبر: ۱۵۰۵۸۶

بازی باورپذیر و روان حمیدرضا پگاه در نقش طاها، پدری که بیست سال است دخترش را ندیده از نقاط قوت این سریال بود. او بازیگری محبوب است که بار دیگر توانست قدرت بازیگری اش را به رخ همگان بکشد.

به گزارشافکارنیوز، حمیدرضا پگاه از بی حاشیه ترین بازیگران تلویزیون و سینماست. یازدهم دی ۱۳۵۰ در تهران به دنیا آمده و فعالیت حرفه ای اش را از سال ۱۳۷۲ با بازی در مجموعه «ضلع ششم» آغاز کرده است. «با من بمان» او را در تلویزیون چهره کرد و بعدها توانایی و انتخاب درستش در نقش ها در عرصه تصویر ماندگارش کرد. «آوای باران» جدیدترین تجربه اوست.

بازی باورپذیر و روان حمیدرضا پگاه در نقش طاها، پدری که بیست سال است دخترش را ندیده از نقاط قوت این سریال بود. او بازیگری محبوب است که بار دیگر توانست قدرت بازیگری اش را به رخ همگان بکشد. با او درباره نقشش در «آوای باران» به گفتگو نشستیم.

چه شد که طاهای سریال «آوای باران» شدید؟

من قبلاً در سریال «آخرین گناه» با آقای سهیلی زاده کار کرده بودم و تجربه همکاری با ایشان را داشتم. ایشان از کارگردان های موفق تلویزیونی است و کارنامه هنری اش این را نشان می دهد. باید بگویم خوش شانس بودم که توانستم یک بار دیگر با آقای سهیلی زاده افتخار همکاری داشته باشم.

«طاها» چه ویژگی هایی داشت که بازی در این نقش را پذیرفتید؟

وقتی کاری به شما پیشنهاد می شود که کارگردانی با سابقه پشت آن است و فیلمنامه قوی هم دارد، نباید درنگ کنید! در چنین شرایطی من خیالم راحت است. وقتی فیلمنامه را خواندم، دیدم خوشبختانه کار متفاوتی است که با سایر نقش هایی که بازی کردم فرق دارد. در این کار برای اولین بار، نقشی بزرگتر از سن خودم بازی کردم و امیدوارم مردم هم خوش شان آمده باشد.

خب این موضوع برای شما سخت نبود؟

به هر حال هر نقشی، سختی های خودش را دارد و بازیگری به همین دلیل سخت است. این نقش هم برای من خیلی متفاوت و سخت بود اما سعی کردن آن را باورپذیر بازی کنم، البته گریم و لباسی هم که به تن کردم خیلی به من کمک کرد. من و همه مجموعه «آوای باران» تلاش کردیم تا این سریال باورپذیر شود.

خیلی ها معتقد بودند این سریال خیلی طولانی شده است…

هر کسی سلیقه خودش را دارد و می تواند اظهارنظر کند. من فقط می توانم بگویم به سلیقه همه احترام می گذارم و امیدوارم از کار ما راضی باشند. واقعیت اینکه بیشتر سریال های ما سوژه های تکراری دارند اما این سریال درباره بچه های کار بود و تا به حال هم در این زمینه کاری ساخته نشده است. «آوای باران» نگاه جدیدی به موضوع بچه های کار دارد و این نشان از درایت آقای سهیلی زاده است. شاید قصه ها شبیه به هم باشند اما نوع پرداخت و نگاه به آنها متفاوت است.

از رابطه حسی طاها و دخترش بگویید.

این رابطه را نمی توان توضیح داد. به نظر من برداشت تماشاگر از سریال بر می گردد. این پدر و دختر بعد از بیست سال دوری، در شرایطی روبروی هم قرار می گیرند که خیلی چیزها تغییر کرده است. این تغییرات برای هر دو نفر سخت است. طاها وقتی بعد از این همه سال به خانه اش باز می گردد با دروغ بزرگی روبرو می شود. دوست و دشمن مشخص نیستند؛ مجموعه این روابط ها درام قصه را شکل داد.

انتهای سریال از اول مشخص نبود و فیلمنامه قسمت به قسمت به شما می رسید. این موضوع کار را برای تان سخت نکرد؟

این موضوع مثل شمشیر دو لبه است؛ هم نگرانی برای ما داشت و هم هیجان. البته نگرانی ما طبیعی بود چون باید می دانستیم نقشی که بازی می کنیم چه سرنوشتی خواهد داشت.

خود شما دوست داشتید «آوای باران» چطور تمام شود؟

من شخصاً دوست داشتم در غیر قابل باورترین شکل ممکن سریال تمام شود اما سریال نباید از منطق دور می شد.

از بازخورد سریال راضی هستید؟

من خیل با مردم در ارتباط نیستم و به نظرم رسانه ها باید تحلیل کنند که مخاطبان چقدر از این سریال راضی هستند و این سریال چقدر موفق بوده است.

چند وقتی نبودید. دلیل خاصی داشت؟

چون پایم را عمل کرده بودم، کمتر فرصت حضور در کاری را پیدا کردم؛ البته پیشنهادهای نامناسب هم بی تاثیر نبوده است.
واقعیت این است که حضور من و بقیه بازیگران به دو موضوع بستگی دارد؛ یکی اینکه انتخاب شویم و یکی اینکه انتخاب کنیم. گاهی کارها آن طور که باید باشد، نیست و گاهی هم چند کار پشت سر هم انجام می دهیم.

بازی در سینما یا تلویزیون. برای شما فرق دارد؟

من هم در سینما و هم در تلویزیون کار کردم. چیزی که برای من خیلی مهم است، فیلمنامه خوب است و سینما یا تلویزیون برای من فرقی ندارد.

۷ روز زندگی / شماره ۱۸۷ / نیمه دوم بهمن ماه ۹۲ / مجتبی نورعلی / صفحه ۱۶

ارسال نظر