|
|
کدخبر: ۲۸۴۹۴

من زمان تصویربرداری تمام تلاشم را کردم و همه انرژی ام را گذاشتم تا همان افرایی را نشان بدهم که مورد نظر کارگردان است و وقتی کار را دیدم تقریباً می توانم بگویم نمره خوبی به خودم دادم و خوشحالم که توانستم کارم را با موفقیت به پایان برسانم.

به گزارشامید، بهار نوحیان بازیگر جوانی که در مجموعه «بال های خیس» ایفای نقش افرا را به عهده داشت. ساعاتی در دفتر مجله میهمان همکاران مان بود. با وی گفت و شنودی داشتیم که از نظرتان می گذرد.

بهار نوحیان در یک نگاه


متولد: ۱۳۵۶
تحصیلات: لیسانس تئاتر از دانشگاه آزاد تهران
کارنامه هنری
تئاتر: من گرگ نیستم، گرسنه نیستم، ایوانف و…
تلویزیون: سیاه و سپید، خاکستری، نیستان، عروس، بال های خیس و…
سینما: شوخی و…

در برابر مشکلات بازیگری ایستاده ام


حکایت کنار آمدن من و بازیگری حکایت عجیبی است، ابتدا بازیگری مرا انتخاب کرد، اما من ۱۶ سال است که با عشق بازیگری را دنبال می کنم و اگر عمری باشد می خواهم تا روزی که زنده هستم در این حرفه فعالیت داشته باشم، چون در هیچ کار دیگری تخصص ندارم.

من، سال ها در برابر مشکلاتی که بازیگری دارد، ایستاده ام و خداوند و همکارانم شاهد هستند که هدفی جز بازیگری ندارم. شاید شهرت برای خیلی ها جذاب باشد، اما برای من هیچ وقت اهمیتی نداشته و هدفم از بازیگری، همیشه این بوده که لحظه های تنهایی و دردها و غصه های کسانی را که نویسنده به رشته تحریر در آورده است، بازی کنم و به مردم نشان بدهم. طبعاً اگر در ارائه نقش موفق شوم، لذت می برم و مطمئن هستم اگر غیر از بازیگری در حرفه دیگری فعالیت می کردم این گونه احساس سرور و شادمانی نمی کردم. ناگفته نماند ویژگی بازیگری نسبت به هنرهای دیگر در این است که باید تمام جسم و روح و وجودش تواماً درگیر نقشی باشد که قرار است بازی کند. اگر من در عرصه دوبله و یا نویسندگی فعالیت می کردم، از یک بخش وجود من استفاده می شد. هر چند، تمام کسانی که وارد عرصه بازیگری می شوند، چنین نگاهی به بازیگری ندارند، بلکه خیلی هایشان می آیند تا معروف و پولدار شوند و به خاطر نفس هنر وارد این عرصه نمی شوند.

چگونگی حضور من در «بال های خیس»


حدود پنج سال قبل در یک تله فیلم به نام «پنجره» و به کارگردانی عباس رنجبر بازی کرده بودم. یک روز از طرف وی با من تماس گرفتند و مرا برای بازی در «بال های خیس» دعوت به همکاری کردند. فیلمنامه را که خواندم عباس رنجبر با وجود آنکه در گذشته با من همکاری داشت و کاملاً مرا می شناخت پیش از عقد قرارداد چند جلسه برایم دورخوانی گذاشت. دورخوانی حکم تست را داشت و البته علم داشتم که از کاندیداهای اصلی کار هستم. در آن مجموعه در نقش افرا نامزد محسن(حسین مهری) بازی کردم. حتماً می دانید که افرا یک درخت صاف و کشیده و محکم است و من مقابل دوربین سعی می کردم با محکم گرفتن چادرم، غرور، متانت، استواری و ایستادگی افرا را به نمایش بگذارم و خیلی خوشحال بودم نقش دختری را بازی می کنم که با استفاده از پوشش و به عنوان صاحب یک گلخانه عده ای کارگر زیر دستش خدمت می کنند.

فیلمسازان باید خودشان را جای جوانان بگذارند


فیلمنامه ها باید از متن جامعه باشد، برگرفته از دغدغه های امروزی. اگر توقع داریم مردم مخاطب کار ما باشند باید از سوژه ها و موضوعات روز جامعه و مفاهیمی الهام بگیریم که مردم با آنها درگیر هستند. یعنی باید نویسنده ها و برنامه سازها خودشان را به جای نوجوانان و جوانان بگذارند و کاری کنند که آنها به تماشای ماهواره ننشینند و سریال ایرانی نگاه کنند. ما باید نکاتی را به نمایش بگذاریم که برای جوان ایرانی جذاب باشد. من معتقدم جوانان طبق فطرت الهی خودشان دوست دارند درست و پاک باشند و در مسیر صحیح زندگی قدم بگذارند، اما متاسفانه بعضی سریال ها بدآموزی دارد و راه راست و درست را به مخاطب نشان نمی دهند. چه خوب است به جای انتقامجویی، پسر یا دختری که هدف دارد بداند چگونه باید تلاش کند تا به هدفش برسد. پسر کوچکی که الان فکرش پاک است می نشیند یاد می گیرد که من چه طوری بدجنسی کنم تا به آن چیزی که می خواهم برسم. فیلمسازان باید روش های رسیدن مخاطب به سلامت روحی، روانی را نشان بدهند متاسفانه این در حالی است که ما گاهی در فیلم ها و سریال ها راه های میانبر را شاهد بوده ایم.

از تئاتر لذت می بردم


سال ها قبل، وقتی مدرسه می رفتم یکی از بستگان به نام خسرو بامداد که در عرصه تئاتر فعالیت داشت، مرا به تمرینات تئاتر برد و من از مشاهده تمرینات بازیگران لذت زیادی بردم. یک روز خسرو بامداد از من پرسید دوست داری بازیگر شوی؟ من بازیگری را دور از ذهن می دیدم و نمی دانستم چه جوابی باید به او بدهم، اما بعدها یکی از همسایگان ما به نام فرهاد ثریا، که فیلمبردار مجموعه های «سیاه و سپید» و «خاکستری» بود مرا به کارگردان سریال، سیامک شایقی معرفی کرد.

من که در آن زمان ۱۸ سال داشتم و تازه دیپلم گرفته بودم، نقش یک دانش آموز را بازی کردم.

وقتی نقشی را دوست داشته باشم، همه چیز را تحمل می کنم


همان طور که امکان دارد در یک خانواده ما بین اعضای آن برخوردهایی به وجود بیاید، بدیهی است که در یک سریال هم که تصویربرداری آن ماه ها طول می کشد اتفاقات کوچکی پیش بیاید که باید گذشت کرد و یقیناً نتیجه اش رضایت بخش خواهد بود خوشبختانه از روزی که کار شروع شد تا پایان تصویربرداری خاطره بدی برایمان در ذهن نماند تا بگویم سختی در کار بوده. ناگفته نماند اگر بازیگر نقشی را که بازی می کند دوست داشته باشد سختی های کار را هم صبورانه تحمل می کند.

از بازی خودم راضی هستم

من زمان تصویربرداری تمام تلاشم را کردم و همه انرژی ام را گذاشتم تا همان افرایی را نشان بدهم که مورد نظر کارگردان است و وقتی کار را دیدم تقریباً می توانم بگویم نمره خوبی به خودم دادم و خوشحالم که توانستم کارم را با موفقیت به پایان برسانم.

بهترین سکانس بازی من در «بال های خیس» سکانسی بود که در حیاط دانشگاه بودیم و محسن از افرا خواست که درباره نامزدی گذشته شان دوباره فکر کنند. در آنجا، افرا هم محسن را دوست دارد و از اینکه او با پشیمانی برگشته، خوشحال است ضمن اینکه می خواهد غرورش را حفظ کند و در جا بله نگوید. افرا در آن لحظات حال و هوایی چندگانه داشت. من آن سکانس را خیلی دوست دارم و از بازی خودم هم راضی هستم.

و حرف آخر؟


من مجرد هستم و تمام هدفم خوب بازی کردن است و جز این به چیز دیگری فکر نمی کنم.

اوقات فراغت خودم را با آموزش موسیقی کلاسیک و دیدن فیلم های ایرانی و خارجی پر می کنم و چون غیر از بازیگری شغل دیگری ندارم، منتظر می مانم تا برای بازی در کار جدیدی دعوت شوم.

خانواده جوان / شماره ۹۲ / خرداد ماه ۹۲ / گفتگو: محمد تهرانی / صفحه ۳۸

ارسال نظر