|
|
کدخبر: ۳۱۲۷۹

حمید عسگری را می توان یکی از موفق ترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران معرفی کرد.

به گزارشامیدبه نقل از افکارنیوز، متولد بیستم مهر ماه است. در فولادشهر اصفهان بزرگ شده و در رشته مدیریت صنعتی تحصیل کرده است. دو خواهر و یک برادر دارد. از بچگی عاشق موسیقی بود و بهترین هدیه زندگی اش را در همان کودکی از مادرش که یک گیتار بود دریافت کرد تا همین اتفاق بیشتر او را به سمت موسیقی بکشاند. حمید عسگری را می توان یکی از موفق ترین خوانندگان موسیقی پاپ ایران معرفی کرد. خواننده ای که بعد از ساخت آلبوم «کما ۱»، «کما ۲» و «کما ۳» آلبوم جدید خود را روانه بازار می کند تا حرف های بیشتری برای گفتن داشته باشد.

از آلبوم جدیدتان چه خبر؟!


خوشبختانه کار تمام شده و تنها مجوز نهایی اش باقی مانده تا انشاءالله بزودی وارد بازار شود. من که خودم شخصاً از کار خیلی راضی هستم.

اسم آلبوم «سرنوشت» است؟


نه، قرار است اسم آلبوم را عوض کنیم. نام «سرنوشت» به طور موقت برای آلبوم جدید انتخاب شده بود و قرار است بزودی خودم اسم جدیدی را برای آلبوم انتخاب کنم.

از آلبوم جدید بیشتر صحبت می کنید؟!


در آلبوم جدید تمام کار آهنگسازی برعهده خودم بوده است. قسمت عمده کار تنظیم ها را شهاب اکبری انجام داده که تا قبل از این آلبوم با هم همکاری نداشتیم، بخش دیگری از تنظیم ها هم برعهده کوشان حداد بوده.

تغییر تنظیم کننده ها می تواند در متفاوت شدن کار هم تاثیرگذار باشد. خودتان چقدر آلبوم جدید را متفاوت می بینید؟


بله، چون چیزی که می شنوید خروجی کار تنظیم کننده هاست و همین اتفاق باعثشده تا آلبوم جدیدم متفاوت باشد. دلیل اصلی تغییر تنظیم کننده ها هم همین بود که تنوع و تغییر در کار داشته باشیم.

ترانه های آلبوم جدید باز هم با خودتان است؟


بله، چند ترانه را خودم گفتم و با امیر ارجبین و علی بحرینی هم در این زمینه همکاری داشتم.

با چه حس و حالی این ترانه ها را می گویید؟


با حسی که ترانه مفهومی داشته باشد که برای مخاطب قابل درک باشد، ضمن آنکه همچنان ترانه های من غمگین است.

چرا همیشه غمگین؟


چون بیشتر حس و حال خودم این گونه است. البته شاد هم هستم، اما انگار حس غمگینی ام بیشتر است و به خاطر همین بیشتر از ترانه های غمگین استفاده می کنم.

در این ترانه ها خودتان هم اول شخص هستید؟


گاهی خودم هستم و گاهی هم نه. گاهی ترانه ای که می شنوید همان حس و حال واقعی حمید عسگری است.

یکی از این ترانه ها را که حس و حال واقعی خودتان است، نام ببرید.


نمی توانم بگویم، چون دستم رو می شود(می خندد) اما در بیشتر آلبوم هایم همان حس و حال شخصیت واقعی ام حضور دارد.

فکر می کنید استقبال مردم از آلبوم جدیدتان چطور باشد؟


خب من بیشتر برای طرفداران خودم کار می کنم و قطعاً به دنبال جذب مخاطب جدید هم هستم و فکر می کنم این آلبوم به سلیقه مخاطبانم خیلی نزدیک باشد، اما به گونه ای کار کرده ام که جدا از حفظ مخاطبان سابقم، طرفداران جدید هم پیدا کنم.

به دلیل برگزاری کنسرت های خارجی، سه ماه در ایران نبودید، اوضاع چطور بود؟


استقبال مردم خارج از کشور از کنسرت هایم خیلی خوب بود. در آمریکا و کانادا تور کنسرت داشتم، اما می توانم بگویم دوری از ایران خیلی برایم سخت و وحشتناک بود، هیچ وقت اینقدر اذیت نشده بودم.

با این شرایط هیچ وقت در خارج از کشور نمی توانید زندگی کنید.


نه، من وابستگی خیلی زیادی به ایران دارم و اصلاً نمی توانم خارج از کشور زندگی کنم. باید بگویم که کشور خیلی خوبی داریم. من همه جا رفتم، اما متوجه شدم هیچ جا مثل ایران نمی شود. شاید تا قبل از اینکه چند ماه دور از ایران باشم، اینقدر فکر نمی کردم ایران به این اندازه خوبی است، اما وقتی گرانی های خارج از کشور را دیدم، وقتی دیدم شرایط آنجا با ایران چقدر متفاوت است، متوجه شدم هیچ کجا مثل ایران نمی شود. ما بهترین کشور را داریم.

بعد از کنسرت های خارجی، به صورت خیلی فشرده در داخل کشور هم برنامه داشتید؟


بله، این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود. همیشه فصل تابستان برای ما خواننده ها فصل پرکاری است و هر روز شهر به شهر هستیم و البته که در کنار مردم احساس خیلی خوبی داریم.

در کنسرت هایتان مردم کدام آهنگ را بیشتر دوست داشتند؟


«ستاره»، نمی دانم چرا ولی هر شهری که می رفتم دو یا سه بار باید «ستاره» را می خواندم. مردم در سالن می گفتند، ستاره، ستاره و من هم به احترام آنها باید می خواندم حتی در آمریکا هم همین طور بود.

خودتان هم «ستاره» را دوست دارید؟


دوست دارم اما به نظرم محبوب ترین کارم نیست. من خودم «هیچکس مثل من تو را دوست نداره» را بیشتر دوست دارم.

برنامه بعدی تان در موسیقی چیست؟


انتشار آلبوم جدید و آغاز تور کنسرت هایم بعد از انتشار آلبوم در سراسر ایران، به خارج از کشور که دیگر نمی روم.

وقتی ملودی را می سازید بیشتر از چه کسی در خصوص آن مشورت می گیرید؟


بیشتر از همه از پسر عمویم رضا که از اول کار موسیقی ام با من همراه بود، مشورت می گیرم، از نظرات همسرم هم استفاده می کنم.

همسرتان هم در کار موسیقی هستند؟


نه، در کار موسیقی نیستند، اما همیشه بهترین نظرات را می دهند.

در خصوص تغییر چهره تان صحبت کنید، به یکباره موهایتان را کوتاه کردید تا چهره ای متفاوت از شما ببینم؟


یک دفعه خودم تصمیم گرفتم این کار را انجام بدهم، البته خیلی ها می گویند موی بلند بیشتر به تو می آید. به خاطر همین این تغییر چهره موقتی است و بزودی به همان شکل قبلی بر می گردم.

برخلاف اینکه خیلی ساده و فروتن هستید، ظاهری مغرور دارید، درست است؟


واقعاً نمی دانم چرا بعضی ها فکر می کنند من مغرور هستم. در حالی که اصلاً این طور نیستم و همیشه سعی کرده ام به مردم بیشترین احترام را بگذارم. نمی دانم، شاید چهره ام مرا مغرور نشان می دهد اما به هیچ وجه این طور نیستم.

مردم حمید عسگری را چطور باید بشناسند؟


یک بنده معمولی خدا، با یک کار غیر معمولی یعنی همین خوانندگی.

اوایل زود عصبانی می شدید، هنوز هم همین طور هستید؟


نه، خیلی بهتر شده ام. به هر حال روی خودم خیلی کار کرده ام و الان یک کم خونسردتر شده ام.

دوست ندارید بازیگری را تجربه کنید؟


نه، اتفاقاً چند پیشنهاد داشتم، اما قبول نکردم. به نظرم بازیگری کار وقت گیر و کم درآمدی است.

یعنی درآمد موسیقی خوب است؟


خدا را شکر بد نیست، اما آن هم در حد ایده آل نیست.

بیشتر از فروش آلبوم درآمد کسب می کنید یا برگزاری کنسرت؟


معلوم است کنسرت ها برای ما بیشتر درآمد دارد، خوشخبتانه استقبال مردم هم همیشه از کنسرت هایم خوب بوده و لطف زیادی به من داشته اند.

فکر می کنید چه چیزی زندگی مشترک را استوار می کند؟


اگر با طرف مقابل تفاهم داشته و واقعاً او را از ته قلب دوست داشته باشید، زندگی شیرینی خواهید داشت، در غیر این صورت به نظرم زندگی برای ادم جهنم می شود.

شما روزانه چکار می کنید؟


اوقاتم مرتبط با کارم سپری می شود، آهنگ می سازم، ترانه می گویم و… اگر هم وقتی باشد فیلم می بینم.

از اهالی هنر بیشتر با چه کسی رفیق هستید؟


بیشتر دوستان من غیر موزیسین هستند، ترجیح می دهم الان بیشتر با دوستان دانشگاهی ام رفت و آمد داشته باشم. الان هم بیشتر با افراد غیر هنرمند دوست هستم.

اما امیرحسین رستمی یکی از دوستان صمیمی شما در دنیای هنر است.


دوستی من و امیرحسین خیلی قدیمی است. قبل از اینکه او بازیگر شود ما دو تا با هم رفیق بودیم و به سال های اخیر بر نمی گردد.

شما خیلی هم فوتبالی هستید درست است؟


بله، من فوتبال تماشا نمی کنم و فقط بازی های استقلال را می بینم. از بچگی طرفدار این تیم بودم و الان هم همین طور. بازی های صمد مرفاوی، مجید نامجو مطلق، اختر و زرینچه را خیلی دوست داشتم، اما همیشه طرفدار فرهاد مجیدی بودم و الان هم از دیدن بازی هایش لذت می برم. با این حال شخصیت دوست داشتنی من در استقلال مرحوم ناصر حجازی بود که علاقه خیلی زیادی به ایشان داشتم.

چرا فوتبالیست نشدید؟


خب من خوانندگی را خیلی دوست داشتم، هیچ وقت هم فوتبال بازی نمی کردم که بخواهم فوتبالیست شوم. فقط به عنوان یک طرفدار از تماشای فوتبال لذت می برم.

در خانه کار هم می کنید؟


بله، ظرف می شویم، غذا درست می کنم. به هر حال این کارها را بلد هستم.(می خندد)

و نقطه ضعف اخلاقی شما؟


اینکه هنوز هم یک وقت هایی زود عصبانی می شوم. البته نسبت به گذشته خیلی بهتر شدم، اما همچنان این نقطه ضعف را دارم.

روزهای زندگی شما چطور می گذرد؟


خوب، بد، تلخ، شیرین، هر چه می گذرد خدا را شکر، راضی هستم.

روزهای زندگی / شماره ۴۳۱ / نیمه اول آبان ماه ۹۲ / صفحه ۲۸

ارسال نظر