|
|
کدخبر: ۸۶۲۲۳

دکتر فاطمه رنجبر، فلوشیپ روانپزشکی کودک و نوجوان درباره انواع مشکلاتی که ممکن است کودکان طلاق را درگیر کند، توضیح می دهد.

به گزارشامید، ‌ طلاق پدیده ای است که خانواده را از هم جدا می کند و در این میان بیشترین آسیب را کودکان تجربه خواهند کرد. آنها علاوه بر احساس ناامنی، نیاز به محبت را هم تجربه می کنند. اگر این نیازها و احساسات درست تشخیص داده نشده و به موقع حل نشود، می تواند در بزرگسالی مسائل روانی زیادی را فراهم کند. البته تاثیرات طلاق به موارد زیاد از جمله سن کودک هنگام طلاق والدین، روشی که والدین برای جدایی انتخاب می کنند و عوامل بسیار دیگر بستگی دارد. دکتر فاطمه رنجبر، فلوشیپ روانپزشکی کودک و نوجوان درباره انواع مشکلاتی که ممکن است کودکان طلاق را درگیر کند، توضیح می دهد.

در آینده دچار مشکل عاطفی می شود

کودک باید منبع قدرتی بالای سرش باشد که هم به او خوب و بد زندگی را یاد بدهد و هم نیازهای عاطفی اش را تامین کند. وقتی این منبع قدرت وجود نداشته باشد این احتمال وجود دارد که کودک در آینده مشکل پیدا کند. وقتی هیچ منبع قدرتی وجود ندارد که هم از او حمایت کند و هم اینکه بداند در آینده چطور با منابع قدرت رفتار کند، بیشتر دچار خلا عاطفی می شود. کودک باید از ابتدا یاد بگیرد که یک منبع قدرتی وجود دارد و او باید تابع آن باشد و در این صورت کودک می تواند در آینده از معلم تبعیت کند و در آینده در جامعه از رئیسش تبعیت کند. وقتی این منبع از دست برود بنابراین او در روابط بین فردی دچار مشکل می شود و همین طور از آنجا که این نیاز عاطفی در او برآورده نشده در آینده در معرض انواع آسیب پذیری های روانشناختی مانند افسردگی، ‌ اضطراب و مصرف مواد مخدر قرار دارد.

کودکانی که احساس گناه می کنند

اتفاقی که در کودکان در سنین پایین می افتد این است که از آنجا که آنها درکی از جدایی ندارند خود را مسبب طلاق می دانند و فکر می کنند آدم بدی بوده و پدر و مادر را اذیت کرده اند و همین منجر به جدایی پدر و مادر شده است. وقتی کودک با این طرز تفکر بزرگ شود احساس گناه و سرزنش می کند و چون با خودش این مسائل را دارد منجر به عدم اعتماد به نفس و کاهش قابلیت های فردی در او می شود. حتی ممکن است انواع مهارت ها را داشته باشد اما اعتماد به نفس لازم برای ارائه این مهارت ها را نداشته باشد.

شاید دچار بیماری اضطراب شوند


مسائل روانشناختی ناشی از طلاق هم می تواند همان دوران اتفاق بیفتد و هم در طولانی مدت بروز پیدا کند. خود جدایی به عنوان یک عامل استرس بزرگ در زندگی می تواند همان اوایل کودک را دچار اضطراب و افسردگی کند که البته مدل این اضطراب و افسردگی در کودکان در سنین مختلف به صورت های مختلف است. اگر کودک در سن مدرسه باشد بدون شک باعثافت تحصیلی او حتی به مدت کوتاه خواهد شد. در نوجوانی هم ممکن است فرد ناراحتی و افسردگی خود را پنهان کند و به صورت اختلالات رفتاری بروز کند مثل پرخاشگری در گروه همسالان و معلم، فرار از مدرسه یا خانه و روی آوردن به مصرف مواد. بنابراین در میان نوجوان شایع است که اختلالات رفتاری بیشتر نشان داده شود. در دراز مدت از آنجا که فرد در برابر اثرات روانشناختی دچار آسیب می شود ممکن است اضطراب در او بماند و در بزرگسالی بروز کند.

الگوبرداری نمی کند


وقتی کودک در شرایط طلاق والدین قرار می گیرد الگوبرداری و همانند سازی با والد همجنس صورت نمی گیرد. مثلاً اینکه پسرها نیاز دارند پدری بالای سرشان باشد که بتوانند با او هم جنس سازی کنند. همین طور در مورد دخترها با مادرشان این نیاز وجود دارد. این الگوبرداری در شخصیت فردی کودک مخصوصاً نقش جنسیتی که بعدها باید بازی کند، مهم است. یعنی دخترها از مادرشان یاد می گیرند که بعدها چطور مادری کنند و همین طور پسرها از پدر. وقتی طلاق اتفاق می افتد باعثمی شود این الگوبرداری درست انجام نشود و در آینده فرد را دچار مشکل کند.

هر قدر سن کودک در زمان طلاق کمتر باشد…


دلبستگی اولیه که والد و کودک باید به هم پیدا کنند در شرایط طلاق، شکل نمی گیرد و این بستگی به سن کودک در زمان طلاق والدین دارد. هر چه این سن پایین تر باشد فرجام بدتری خواهد داشت چون دلبستگی در ۲ سال اول زندگی شکل می گیرد. این دلبستگی باید با پدر هم شکل بگیرد و فقط مخصوص مادر نیست هر چند که در مورد مادر بیشتر است. یعنی اثرات عدم شکل گیری دلبستگی به مادر در کودک بیشتر از پدر است. این باعثمی شود مشکلات ارتباطی بعدی برای کودک پیش بیاید. یکی از اثرات دلبستگی در زندگی در همه ابعاد این است که فرد رابطه اش را با بقیه افراد تنظیم کند. وقتی دلبستگی خوبی شکل نمی گیرد این کودکان در ارتباط های بعدی در زندگی شان دچار مشکل خواهند شد.

تجربه بد، روابط بد


تاثیر تجربیات کودکی در زندگی افراد به خصوص در روابط بین فردی بسیار مهم است. مثلاً دختری که مادرش جدا شده باشد و پدر مادر را اذیت کرده باشد، این ذهنیت را پیدا می کند که همه مردها بد هستند و این ابعثمی شود در آینده نتواند با هیچ مردی ارتباطی که منجر به ازدواج شود را تجربه کند.

مواردی که آسیب را در کودکان طلاق کم می کند


این مهم است که رابطه کودک با والدین پیش از طلاق چگونه بوده باشد. مثلاً پدری که هیچ وقت خانه نبوده است در صورت طلاق هم مشکلی برای کودک ایجاد نخواهد آمد.
نکته مهم دیگر این است که رابطه والدین با یکدیگر چگونه بوده است. پدر و مادری که دائم در حضور کودک دعوا و مشاجره دارند با والدینی که این کار را انجام نمی دهند، بسیار متفاوتند.
مطرح کردن موضوع طلاق در پیشگیری از حاد شدن مسئله در کودک موثر است. برخی اوقات طلاق طی ۴۳ سال اتفاق می افتد و طی این مدت مدام دعوا و مشاجره وجود دارد، اگر این دعواها نباشد و فرایند طلاق زودتر اتفاق بیفتد و مسائل جنبی طلاق مانند مهریه و… در حضور کودک مطرح نشود در کنار آمدن کودک با این مسئله بسیار موثر است.
حتی اگر کودک هنوز کوچک است باید برای او توضیح دهید که به چه علت دیگر نمی توانید با هم زندگی کنید. این مهم است که به کودک بگویید که به خاطر او طلاق نمی گیرید بلکه خودتان مشکل دارید و دیگر نمی توانید با هم زندگی کنید. بگویید: «تو دختر / پسر بسیار خوبی هستی و این مسئله مربوط به تو نیست.» به کودک ۴۳ ساله همین قدر هم گفته شود کافی است.

سیب سبز / شماره ۱۰۳ / نیمه دوم آذر ماه ۹۲ / نسرین خسروشاهی / صفحه۳۶

ارسال نظر