|
|
کدخبر: ۹۵۶۹۷

در این جا برخی تفاوت های زن و مرد را که به نظرم جالب تر آمد برایتان انتخاب کرده ام. به این تفاوت ها توجه کنید.

به گزارشامید، سال هاست که بازار دعواهای میان زن گراها و مردگراها داغ است. اما به جای اختلاف و مشاجره بهتر است زن و مرد همدیگر را یعنی جنس مخالف خود را بهتر بشناسند و از تفاوت هایی که دارند، چیزهای جدید یاد بگیرند. چون این تفاوت ها نه دلیل بر خوبی یک جنس است و نه دال بر بدی جنس دیگر. بلکه همین تفاوت هاست که جنس زن را برای مرد و مرد را برای زن، جالب و جذاب می کند. اگر تفاوت های میان زن و مردها را بهتر و بیشتر بشناسیم، می توانیم همدیگر را بهتر درک کنیم، می توانیم همذات پنداری بیشتری با هم داشته باشیم، راحت تر خودمان را به جای همدیگر بگذاریم و با سهولت بیشتری با هم کنار بیاییم. در این جا برخی تفاوت های زن و مرد را که به نظرم جالب تر آمد برایتان انتخاب کرده ام. به این تفاوت ها توجه کنید.

فرانسیس گالتون و اولین آزمایشات درباره تفاوت زن و مرد


اولین آزمایش های علمی ثبت شده درباره تفاوت بین زن و مرد که توسط «فرانسیس گالتون» در سال ۱۸۸۲ انجام شد، در موزه لندن نگهداری می شود. او کشف کرد که مردان حساسیت بیشتری نسبت به صداهای تیز و گوشخراش نشان می دهند، مشت قوی تری دارند و نسبت به زنان از حساسیت کمتری در برابر درد برخوردارند. در همان زمان یک تحقیق مشابه در آمریکا نشان داد که مردان رنگ قرمز را به رنگ آبی ترجیح می دهند، دامنه لغات شان بزرگتر است و علاقه بیشتری به حل کردن مسائل فنی دارند تا به مسائل خانگی. از سوی دیگر زنان دقیق تر می شنوند، از کلمات بیشتری استفاده می کنند و ترجیح می دهند در کارها و مسائل فردی فعالیت کنند. اما موضوع به همین جا ختم نشد و بعدها فهرست طولانی تری درباره تفاوت زن و مردها استخراج شد.

ریزنگری و تجزیه و تحلیل اطراف


جالب است بدانید زنان مانند اغلب پستانداران ماده مجهز به گیرنده های حسی تواناتری نسبت به مردان هستند. زنان از دیرباز به عنوان مادر و مدافع آشیانه، باید به توانایی های حسی دقیقی برای تشخیص تغییرات روحی و رفتاری دیگران دست می یافتند. چیزی که عموماً الهام زنانه نامیده می شود، در واقع همان توجه زیرکانه به کوچکترین جزئیات و تغییرات ظاهر یا رفتار دیگران می باشد. در طول تاریخ همین توانایی زنانه، مردان را مبهوت و در عین حال شیفته زنان کرده است. پرفسور «رابین گر» عصب روانشناس دانشگاه پنسیلوانیا از آزمایش های اسکن مغزی برای نشان دادن وضعیت مغز مرد هنگام استراحت استفاده کرده است. در این وضعیت دست کم ۷۰ درصد فعالیت های مغز مرد ساکن می باشد. اما همین آزمایش روی زنان نشان می دهد که حتی هنگام استراحت ۹۰ درصد از مغز زنان در حال فعالیت است. که ثابت می کند که زنان مرتب در حال دریافت و تجزیه و تحلیل اطلاعات محیط اطراف شان هستند. یک زن، آرزوها، ماجراها، اسرار، ترس ها، احساسات، شرارت ها و دوستان فرزندانش را می شناسد. در حالی که مردان اطلاعات مبهم و گنگی درباره کسانی که با آنها زندگی می کنند دارند.

تفاوت رنگ شناسی و دامنه دید در زن و مرد


زنان دارای دو کروموزوم X هستند. در نتیجه تنوع سلول های مخروطی آنها نسبت به مردان بیشتر است. این تفاوت در نحوه توصیف دقیق زنان از رنگ ها کاملاً قابل مشاهده است. یک مرد در توضیحاتش از رنگ های اصلی مانند قرمز، آبی و سبز استفاده می کند اما زن از رنگ های استخوانی، لاجوردی، ارغوانی و زیتونی سخن به میان می آورد. از آنجا که ارتباط فردی نزدیک جز لاینفک وجود زنان می باشد، سفیدی چشم آنان بیشتر از سفیدی چشم مردان است. سفیدی چشم، بیشتر امکان دریافت یا ارسال سیگنال های چشمی را در جهت حرکت چشم فراهم می کند. همچنین زنان نسبت به مردان دامنه دید وسیع تری دارند. به عنوان مدافع آشیانه، مغز زن به او امکان می دهد که محدوده ای دست کم ۴۵ درجه ای را در چپ، راست، بالا و پایین سرش ببیند. دامنه دید موثر بسیاری از زنان حتی بالاتر از ۱۸۰ درجه است. بزرگتر بودن چشمان مرد نسبت به زن دامنه دید او را وسعت نمی بخشد. مغز او این چشم را برای دیدن مسافت های دور سازماندهی کرده است. یعنی یک مرد می تواند به وضوح و دقت رو به روی خود را ببیند. در این حالت چشمان او مانند یک دوربین دو چشمی عمل می کنند. مغز مردها برای دیدن یا شنیدن جزئیات برنامه ریزی نشده است. اکثر مردان در گذشته به عنوان شکارچی نیازمند نوعی بینایی بودند که امکان تمرکز روی هدف و دنبال کردن آن از مسافت دور را بدهد. آنها به طعمه خیره می شدند تا آن را در تیررس نگاه شان نگه دارند. اما زن در گذشته احتیاج به چشمانی داشت که با دادن امکان دید وسیع به او از نزدیک شدن هر خطر احتمالی به آشیانه جلوگیری کند. با توجه به این حقایق می توان دریافت که چرا مردان امروزی می توانند به راحتی راه شان را در جاده پیدا کنند اما هرگز نمی توانند شی مورد نظر خود را در یخچال، کمد یا کشوها بیابند. یک زن با دامنه دید وسیع خود می تواند با یک نگاه تمام محتویات یخچال و کمد را ببیند. هورمون استروژن به او امکان تشخیص اشیای چیده شده در کشو و کمد را می دهد و بعد هم به راحتی به یاد می آورد که مثلاً کره یا مربا در کدام طبقه یخچال قرار گرفته است. مغز مردان که برای شکار برنامه ریزی شده، حوزه محدودتری را می بینند. چشم زنان به علت دامنه دید وسیع، اطلاعات بیشتری را نیز دریافت می کند و در نتیجه مغز آنان اطلاعات بیشتری را رمزگشایی می کند.

کی بهتر می بینه؟ کی بهتر می شنوه؟


پسرها برای بهتر دیدن مجهز شده اند تا بهتر شنیدن. مغز مردان بیشتر جذب اشکال هندسی می شود و به آن توجه می کند. هر چند دید زنان در تاریکی و به خصوص در انتهای قرمز طیف نوری بهتر از مردان است، چشمان یک مرد فاصله دور را در یک دامنه دید مستقیم بهرتر می بیند. دید مرد در شب بهتر و مطمئن تر از دید زن است. مردان اغلب بیش از زنان در تمرین دید خود به زحمت می افتند زیرا چشم آنان مناسب دیدن مسافت های طولانی است، در حالی که آنها برای نگاه کردن به صفحه رایانه و یا خواندن روزنامه نیازمند تطبیق چشم با فاصله می باشند. چشم زن برای فعالیت های مربوط به فاصله کوتاه مناسب تر است. این تناسب، او را قادر می سازد مدت زمان طولانی روی جزئیات تمرکز کرده و کار انجام دهد. به علاوه مغز او برای ارتباط برقرار کردن بین اجزای یک چیز در یک ناحیه کوچک برنامه ریزی شده است. زنان حساسیت فوق العاده ای در تشخیص لحن، تن و قدرت صدا دارند. این امر باعثمی شود تا بتوانند تغییرات روحی بچه ها و بزرگترها را از صدایشان تشخیص دهند. در واقع به ازای هر یک مرد که بتواند لحن کلام و معنی رفتار دیگران را بفهمد، هشت زن وجود دارد که قادر به این کار هستند. به علت همین توانایی است که گاهی زن به مرد می گوید: «با این لحن با من حرف نزن» اغلب مردان منظور زن را از این جمله درک نمی کنند.

تفاوت بلند صحبت کردن در زن و مرد و تفاوت در هدف از صحبت کردن


زنان فکر کردن با صدای بلند را نوعی عمل دوستانه و سهیم شدن در احساسات می دانند اما مردان در این باره نظر دیگری دارند. از بعد فردی، مرد می اندیشد که زن در حال ارائه مسائل و مشکلاتی است که از او انتظار دارد آنها را برطرف کند، مرد به همین دلیل نگران، عصبی یا افسرده می شود و سع می کند راه حل ارائه دهد. از بعد جمعی یا اجتماعی(مثلاً یک جلسه اداری یا ملاقات کاری)، مردان به زنی که با صدای بلند فکر می کند به چشم یک آدم گیج، حواس پرت و بی نظم می نگرند. برای تاثیرگذاری روی مردها هنگام کار، زن باید افکارش را در مغزش نگه دارد و فقط درباره نتایج حرف بزند. مردان باید بدانند وقتی زنی حرفی می زند، انتظارش شنیدن راه حل و راهنمایی را ندارد. زنان باید بدانند وقتی مردی حرف نمی زند، سکوتش به معنای بروز مسئله یا مشکل نیست. هدف زن از صحبت کردن فقط صحبت کردن است. اما مرد آن را نوعی درخواست برای برطرف کردن مشکلات و پیدا کردن راه حل می داند. او با مغز تحلیلگرش مدام صحبت های زن را قطع می کند. وقتی زنی حرفش را تمام می کند، به آرامش و سبکی می رسد. زنان امروزی از صحبت درباره مسائل روزمره به عنوان راهی برای فرار از تنش های روحی و روانی استفاده می کنند. صحبت کردن برای آنان امنیت و حمایت می آفریند. به همین دلیل است که بیشتر، زنان نزد مشاور می روند و اغلب مشاوران نیز زنانی هستند که برای گوش دادن تعلیم دیده اند.

تشخیص سیستم ایمنی!


مغز زن قادر است وضعیت سیستم ایمنی بدن یک مرد را تشخیص دهد و اگر او را کاملاً بهتر و قوی تر از خود بیابد، او را مردی جذاب با قوه مغناطیسی قوی توصیف می کند و اگر سیستم ایمنی خودش بالاتر و قوی تر باشد، آن مرد را فاقد جذابیت می داند. محققان مغز دریافته اند که مغز زن می تواند تفاوت سیستم ایمنی بین خود و مرد را در عرض ۳ ثانیه تشخیص دهد.

تفاوت زن و مرد در شنیدن صداهای همراه با حرکت


مغز مرد برای شنیدن صداهایی همراه با حرکت و جنبش برنامه ریزی شده است. حتی صدای شکستن شاخه ای در بیرون خانه می تواند مرد را یک لحظه از خواب عمیق بیدار کند تا در برابر هر گونه حمله احتمالی دفاع نماید. البته اگر زن عهده دار نگهبانی خانه باشد، مغزش او را در برابر هر صدا یا حرکتی که آشیانه را تهدید کند هوشیار می سازد.

تفاوت ساختار جملات در زن و مرد


جملات مردان کوتاه تر از جملات زنان است ولی از ساختاری خاص تبعیت می کنند. انها معمولاً ساده شروع می کنند، با صراحت منظور اصلی شان را می گویند و بعد نتیجه گیری می نمایند. فهمیدن منظور و درخواست انها بسیار آسان است. اگر درصدد متقاعد کردن مردی هستید، مسائل مختلف را با هم مطرح نکنید. آنها را یکی یکی عنوان نمایید. اگر می خواهید موضوعی را به یک گروه مرد و زن معرفی کنید، بهتر است ساختار صحبت مردان را به کار بگیرید. هر دو جنسیت می توانند ساختار جملات مردانه را دنبال کنند اما مردان از دنبال کردن سخنان چند منظوره و پر ابهام زنان دچار مشکل می شوند و ممکن است بحثرا رها کنند. به یاری عظیم اطلاعات بین دو نیمکره و وجود مناطق ویژه گفتاری در مغز، اغلب زنان می توانند در آن واحد و گاهی در یک جمله درباره مسائل مختلف صحبت کنند. این کار مثل بازی شعبده بازها با ۳ یا ۴ توپ در آن واحد است. اما به نظر می رسد که زن ها این کار را بدون زحمت انجام می دهند. آنها حتی می توانند با زنان دیگر که آنها هم در حال صحبت درباره چندین موضوع هستند حرف بزنند و هیچ یک هم رشته صحبت را از دست ندهند. در پایان گفتگو، همه زنان درباره موضوعات بحثشده، اتفاقات و معانی آنها اطلاعاتی به دست می آورند. این توانایی برای مرد که صاحب مغز متفاوتی است، غیر ممکن به نظر می رسد. مغز مرد در آن واحد بر یک موضوع تمرکز می کند. مردان با دیدن زنانی که در حال صحبت کردن درباره چندین موضوع مختلف هستند، گیج و مبهوت می شوند. یک زن می تواند صحبت درباره یک موضوع را شروع کند و در میان جمله ناگهان به موضوع کاملاً متفاوت دیگری بپردازد و بعد از گذشت مدتی بدون هیچ یادآوری به شنونده دوباره به موضوع اول برگردد. در چنین مواقعی مردان گیج و سردرگم در درک معنا فرو می مانند. اگر از زنی در حال صحبت اسکن مغزی به عمل آورید، خواهید دید که نه تنها مراکز گفتار در لب پیشین هر دو نیمکره مغز او فعال اند، بلکه در همان لحظه مراکز شنوایی او نیز مشغول به کار هستند. چنین مهارت قدرتمندی به زن امکان می دهد که در آن واحد هم در مورد مسائل مختلف نامربوط صحبت کند و هم در مورد همان مسائل، سخنان مختلف و پراکنده بشنود. همان طور که می بینید تفاوت های زن و مرد بسیار زیادند. هر زن یا مرد باهوشی از این تفاوت ها برای کامل کردن خود و از همسرش به عنوان مکمل خود و مکمل توانمندی های خود بهره می برد. نه اینکه آنها را مستمسک تمسخر یا کوچک شمردن طرف مقابل قرار دهد. بنابراین با دقت، تفاوت های همدیگر را بشناسیم و به تفاوت ها احترام بگذاریم.

دنیای سلامت / شماره ۹۴ / مرداد ماه ۹۲ / به قلم: رکسانا خوشابی / صفحه ۵۰

ارسال نظر