|
|
کدخبر: ۱۸۵۱۶۹

اسلام مسئولیت تربیت دینی و مذهبی و جسمی انسان را در بعد فرهنگی و شکل گیری حیات معنوی اسلام بر عهده پدر و مادر گذاشته است.

 اسلام مسئولیت تربیت دینی و مذهبی و جسمی انسان را در بعد فرهنگی و شکل گیری حیات معنوی اسلام بر عهده پدر و مادر گذاشته است.
در این مطلب با ضرورت تربیت دینی کودکان و راهکارهای آن آشنا خواهیم شد.
 

تربیت دینی چیست ؟

تربیت دینی به مفهوم فراگیر آن که به معنای آموزش و پرورش دینی است؛ می‌تواند کلیدی‌ترین نقش را در توسعه معنوی و کمال یک جامعه دینی ایفا نماید. هرگونه کاستی یا کوتاهی در این امر، موجب بروز اختلالات و نابهنجاری‌‌های جبران ناپذیری در پرورش نسل نوین هر جامعه می‌شود. از این‌رو، برای اصلاح جامعه و پیشگیری از انحرافات اجتماعی، لازم است، فرایند تربیت در اندیشه دینی، شناسایی شود. از آن‌جا که آغاز این امر در خانواده است، این گفتار فرآیند آموزش و پرورش دینی را از خانواده آغاز و در گستره‌های فراتر دنبال می‌کند. روش‌ها و راهکارهای زمینه‌سازی تربیت دینی پیش از تولد، آغاز تولد و پس از آن را در چارچوب کریمه‌های قرآنی، سیرة پیامبر و امامان معصوم به بحث می‌گذارد. راهکارهای بهینه‌سازی فرایند پرورش دینی در خانواده، در قالب بحث‌هایی همانند پیشگیری از تحریکات جنسی کودکان، ابراز مهر و محبت، تأمین امنیت، تکریم و احترام فرزندان و بازی کودکان دنبال شده و پس از طرح عمده‌ترین عوامل ضعف و کاستی تربیت دینی فرزندان و آسیب‌شناسی آموزش دینی، به برخی از روش‌های درست برخورد با نوجوانان اشاره شده است.
زارعان (1379) می­نویسد: گاه از تربیت دینی، تربیت به معنی الاعم اراده می­شود. این معنی شامل همه ابعاد تربیتی در یک بستر دینی شده و می­توان آن­را با تربیت اسلامی مترادف دانست. منظور این است که کودک، نوجوان یا جوان مسلمان به گونه­ای آموزش ببیند و تربیت شود که شخصیت او با اهداف دینی مطرح شده در قرآن شریف و روایات، هم­گونی داشته باشد و نهایتاً آن­گونه باشد که بتوان او را مسلمان به معنای واقعی کلمه دانست.
گاهی از تربیت دینی، به تربیت به معنی الاخص یاد می­کنیم. در این اصطلاح، در بین همه ابعاد تربیتی، به رشد معنوی و اعتقادی توجه ویژه­ای می­شود و بدین وسیله سایر ابعاد تربیتی و حتی بُعد اخلاقی از بحث خارج می­شود. به منظور تمایز این بعد خاص تربیتی، این نوع تربیت دینی را تربیت ایمانی یا معنوی می­نامیم. بر اساس این تعریف خاص، دیگر نمی­توان در تبیین تربیت دینی، منابع اخلاقی را اصل قرار داد. آری اخلاق اسلامی از دین نشئت گرفته و در تعریف هدف و همچنین در راه رسیدن به آن از دین کمک می­گیرد؛ اما سخن این است که می­توان مسائل تربیت دینی را از مسائل تربیت اخلاقی جدا نمود و برای هر کدام باب مستقلی باز کرد؛ مراد از این نوع آموزش و پرورش این است که شرایطی برای فرد مورد تربیت ایجاد شود تا نگرش او نسبت به خود، جهان اطراف و خالق این جهان بر اساس آنچه «خود» می­یابد و فطرت او اقتضا می­کند رشد کرده و آنچه را که لازمۀ پیمودن این مسیر است فراگیرد. به دیگر سخن، همچنان­که این معنا از تربیت دینی را تربیت ایمانی نامیدیم، مراد این است که شرایطی برای متربی فراهم آید تا ایمان او تقویت شود و جایگاه خود را در کل مجموعه هستی بازیابد.
 

هدف تربیت دینی

هدف تربیت دینی آن است که افراد جامعه را در فهم دین یاری رساند تا آ­ن­ها بتوانند آگاهانه درباره آن بیندیشند. این کار زمانی ممکن است که اذهان و عواطف آدمی، درهای خود را به روی دین نبندند و تصور نشود که دین چیزی منسوخ و مطالعه آن فاقد ارزش است؛ بنابراین تنها راه سعادتمند شدن انسان، بهره­مندی او از تعلیم و تربیت دینی است 
به طورکلی، تعریف تربیت دینی به منظور آشنا ساختن افراد با جریان کسب معرفت ایمانی و عقاید دینی است و همچنین پذیرش سنت­ها و اعمال دینی، توجه به ملاحظات اخلاقی و رفتاری مورد تأیید دین و به عبارت دیگر ایجاد یا پرورش ایمان در افراد را در برمی­گیرد. گریمیت در این زمینه می­نویسد: «تعلیم و تربیت مذهبی به فعالیت­هایی اشاره دارد که موجب پرورش ایمان در افراد می­شود، به­ویژه فعالیت­هایی که به آشنا کردن کودکان و نوجوانان به هسته اصلی معرفت، ایمان و عقاید ایمانی و ... منجر می­شود 
 

عناصر تربیت دینی

دین شامل گزاره های توصیفی و تجویزی است و سه عنصر اساسی دارد:
  • شناخت: نخستین عنصر مؤثر در دین داری و تدین، علم به اصول و قواعد ضروری دین است. یعنی متدین باید گزاره های دینی را از طریق استدلال و برهان عقلی دریافت نماید؛ مانند توصیف این که «الله آفریننده جهان است» یا «خدا یکی است» از گزاره های توصیفی مربوط به مسائل اعتقادی است که یک موحد باید بداند. آنچه در این زمینه قابل توجه است این که درباب شناخت گزاره های دینی، نباید به ظن و گمان قناعت کرد؛ زیرا خداوند می فرماید: «لا تقف ما لیس لک به علم (اسراء: 32)؛ از چیزی که به آن علم نداری پیروی نکن». بلکه به علم و یقین باید رسید.
  • ایمان: عنصر دوم در دین التزام قلبی انسان به باورها و اصول مسلم دینی است. به کسی که اعتقاد قلبی نسبت به خدا نداشته باشد، متدین گفته نمی شود. ریشه تمام ارزش های اخلاقی ایمان به گزاره های دینی بوده و این ایمان مبتنی بر معرفت و شناخت است، به گونه ای که هر چه معرفت کامل تر باشد، آن ایمان نیز بارورتر خواهد بود. البته علم و ناخت شرط کافی برای ایمان نیست، بلکه شرط لازم آن است و عنصر اراده و گرایش باطنی به التزام قلبی نسبت به باورهای دینی جزء اخیر ایمان را تشکیل می دهد. با توجه به این مطلب، ایمان یک عمل قلبی کاملاً اختیاری است که فرد پس از شناخت لازم و به دور از فشارهای بیرونی یا اصول اسلامی را پذیرا می شود و یا آن را انکار می کند. چه بسا افرادی هستند که در عین شناخت گزاره های دینی، در اثر لجاجت و عناد، ایمان نمی آورند. در مورد انتخابی بودن ایمان، شواهد فراوانی از آیات قران وجود دارد؛ از جمله این که خداوند می فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا» (انسان: 4)؛ ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر و پذیرا باشد یا کفران کننده و ناپذیرا. در جای دیگری می فرماید: «لا اکراه فی الدین» (بقره: 256)؛ در قبول دین اکراهی نیست.
  • عمل: عنصر سوم دین عمل به گزاره های تجویزی و احکام دینی است؛ یعنی: آنچه را فرد از باورهای دینی می داند و به آن ایمان دارد، در مرحله عمل نیز آشکار سازد. عملی از نظر اسلام ارزشمند است که ناشی از ایمان راسخ به اصول دین و ارزش های مذهبی باشد. در موارد متعددی از قرآن کریم، ایمان پیش از عمل صالح ذکر شده است؛ مانند «آمنوا و عملوا الصالحات» (یونس: 10) و این می رساند که هیچ عملی بدون ایمان نیکو و پذیرفته نیست.
  • در این مورد، شواهد فراوانی از قرآن وجود دارد که عمل صالح را مشروط به ایمان می کند؛ نظیر «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة» (نحل: 129)؛ هر کس از مرد و زن کار نیکی انجام دهد، به شرط این که ایمان داشته باشد، ما او را زندگی پاک و پاکیزه ای می بخشیم.
از آنچه درباره دین و تربیت گفته شد، روشن گردید که مفهوم «تربیت دینی» در ارتباط با سه محور شناخت، ایمان و عمل قابل تحقق است. این سه عنصر در تربیت دینی هر کس، نقش اساسی دارد و مربی بر همین اساس باید عمل تربیت دینی را اجرا کند. بنابراین، می توان گفت: «تربیت دینی» فرایندی است که از طریق اعطای بینش، التزام قلبی و عملی به فرد هماهنگ با فطرت و به دور از جبر و فشار، به منظور نیل به سعادت دنیوی و اخروی انجام می گیرد.
 

ضرورت تربیت دینی فرزندان

اگر کودک ما تربیت دینی یابد، برکاتش به خود او و دیگران خواهد رسید. کودکی که با خدا آشنا است، هیچ‌گاه احساس پوچی نمی کند و در جای جای زندگی اش تکیه گاه محکمی خواهد داشت و با همین تکیه گاه، در برابر مشکلات استقامت می کند. زمانی که برادران حضرت یوسف (علیه السلام) او را در چاه انداختند، یوسف 9 ساله بود.
وقتی کاروان از کنار چاه گذشت و یکی از کاروانیان یوسف را دید، صدایش را بلند کرد و گفت: کاروانیان بایستید! بیایید و به این کودک غریب و تنها کمک کنید. وقتی یوسف، این تربیت شده ی دینی، سخن او را شنید، گفت: انسانی که با خدا است، هیچ‌گاه غریب و تنها نیست. 
برکت تربیت دینی کودک، به والدین نیز می رسد. کودک تربیت شده ی دینی، با والدین خود خوب رفتار می کند؛ زیرا با قرآن آشنا است و قرآن می فرماید: «و لا تقل لهما افّ». به پدر و مادر اف نگو.
او با روایات معصومان آشنا می شود که می فرمایند: «برّ الوالدین واجب و ان کانا مشرکین». نیکی به پدر و مادر واجب است؛ حتی اگر مشرک باشند.
تربیت یافته ی دینی، سخنانی زیبا و پر محتوا بر زبان جاری می سازد و سبب افتخار پدر و مادر و نزدیکان می شود. سید جمال الدین 10 ساله بود که با پدرش سید صفدر به تهران مسافرت کرد و در منزل مرحوم آقا سید صادق سنگلجی، مجتهد معروف تهران سکنا گزید. آقا سید صادق، رو به سید جمال 10 ساله کرد و فرمود: خوب، سید جمال کوچک! شما هم چیزی بگویید. سید گفت: چیزی قابل عرض ندارم. آقا فرمود: خوب چیزی قابل طول بگویید. سید بی درنگ گفت: چیزی که قابل طول است، عمر شما است. 
تربیت دینی کودکان، در آخرت والدین هم اثر می گذارد. امام صادق (علیه السلام) از رسول گرامی اسلام نقل می کند که حضرت فرمود:
«روزی حضرت عیسی (علیه السلام) از قبرستانی می گذشت و دید مرده ای را عذاب می کنند. سال بعد از همان قبرستان گذشت و متوجه شد که عذاب آن مرده برداشته شده است. از خداوند پرسید: قضیه چیست؟ خداوند فرمود: فرزندی دارد که جاده ای را ترمیم کرد و یتیمی را پناه داد؛ بدین سبب، عذاب او را برداشتم». 
نمونه ای دیگر از برکات تربیت دینی کودک برای آخرت پدر و مادر:
روزی رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از قبرستان بقیع می گذشت و به یاران فرمود: بشتابید! در برگشت، یاران خواستند با سرعت بگذرند، حضرت فرمود: آرام بروید. در رفت، مرده ای را عذاب می کردند و در بازگشت، عذاب از او برداشته شد؛ چرا که فرزندی دارد و در همین فرصت نزد معلم رفت و «بسم الله الرحمن الرحیم» را آموخت و خداوند به همین جهت، عذاب را از پدر او برداشت. 
 

اصول تربیت دینی 

 ضروری است از سه اصل مهمی که برای تربیت دینی لازم است سخن به میان آوریم . این اصول بدین قرارند:
  • آگاهی و معرفت : ما مدعی نیستیم که کودک قادر به درک همه ی مسائل و جوانب مربوط به مذهب باشد و یا آنچه را که می گوییم دریابد. ولی این نکته باید مورد نظر باشد که به میزان توانایی درک مطالب و فهم او مسائل را به او تزریق کنیم و به حساب این که او خردسال است و هنوز وقت بسیاری برای متدین شدن دارد در این کار تعلـّل نکنیم.
  • شور و احساس : طفل می بایست کم و بیش با جماعات و اجتماعات مذهبی آشنا شود. در مراسم مذهبی ، دعاهای دسته جمعی ، سرودها و مراثی و در عبادت های جمعی مثل نمازهای جمعه و جماعت شرکت کند و کم و بیش هیجانات ، شادی ها ، اشک ها و آه و ناله ها را ببیند . این امر در برانگیختن عواطف و شور مذهبی طفل مؤثر است . همچنین داستان های مذهبی نیز در این امر مفید است.
  • رفتار و عمل : نقش عمل و رفتار را چه در کار مربی و چه در کار کودک نادیده نگیرید که آن بیش از منطق و گفتار در تربیت مؤثر است. از طریق عمل دل ها متوجه حقیقت ها می شوند و عادات مذهبی پدید می آیند و میل به طاعت وعبادت در فرد شکل می گیرد. این روش تعلیم پیامبر بود که به مردم می فرمود: ببینید من چگونه عمل می کنم شما هم همان کار را بکنید.

 

مراحل تربیت دینی کردکان

  1. قبل از انعقاد نطفه
    – چهل روز قبل از انعقاد نطفه پدر و مادر مراقب اعمال، رفتار و تفکرات خود باشند و از شنیدن و دیدن گناه بپرهیزند. و البته توصیه به مراقبه همیشگی است ولی در این دوره پیشین گناه پدر و مادر تأثیر منفی بر نطفه دارد.
    – در این چهل روز و در تمام دوران بارداری نماز اول وقت، خواندن قرآن و با وضو بودن در همه اوقات توصیه می شود.
    – در صورت امکان هم پدر و مادر حجامت کنند تا خون آلوده در نطفه تأثیر منفی نگذارد.
    – علاوه بر استفاده از غذای حلال این خوراکی ها مصرف شود: انار، سیب، انگور، کاسنی، انجیر، زیتون، عسل، خرما، خاکشیر، سبزیجات، خربزه.
    – غذای حرام اثرات نامطلوبی در تربیت فرزند می گذارد. در همه مراحل رشد کودک باید مراقب غذای او باشیم. از مالی که خمس آن پرداخت نشده و یا حق دیگران در آن است باید پرهیز کرد. امام حسین علیه السلام در مورد لشگر عمر سعد در روز عاشورا می فرمایند: “در شکم های آنها از حرام پر شده و شیطان بر آنها مسلط شده”.
    – با شکم پر عمل نزدیکی صورت نگیرد زیرا از معنویت کودک می کاهد. ضمناً بهتر است این عمل در آخر شب صورت گیرد.
    – بهتر است والدین قبل از انعقاد نطفه سه روز روزه بگیرند.
    – قبل از آمیزش بهتر است نکاتی رعایت شود:
    استغفار
    با وضو بودن
    گفتن اعوذ بالله و بسم الله
    صدقه
    پرهیز از گناه
    دو رکعت نماز
    صلوات
    گریه برای اهل بیت علیهم السلام
    خواندن دعای “اللهم ارزقنی ولدا واجعله تقیاً زکیا و اجعل عاقبه الی خیر”
    – هر گونه که می خواهید کودک شما بشود همان را در ذهن خود تصور کنید (خوش اخلاق، مومن، زیبا، مهربان و…)
  2. دوران بارداری
    _خواندن سوره انبیاء
    _ذکر زیاد
    _دوری از مجالس گناه
    _شرکت در مجالس اهل بیت علیهم السلام
    _خواندن زیارت عاشورا
    _دوری از موسیقی مهیج ومبتذل (زیرا کودک کم اراده می شود و موجب فساد روح است)
    _اجتناب از دیدن فیلم های مبتذل
    _دائم الوضو بودن
    _پرهیز از بوهای بد
    _ استشمام عطر (به ویژه عطر گل محمدی، یاس، نرگس)
    _ مصرف غذاهای انار، سیب، انگور، کاسنی، انجیر، زیتون، عسل، خرما، خاکشیر، سبزیجات، خربزه.
    –از خوردن غذاهای مضر پرهیز شود (سوسیس، کالباس، پفک، چیپس، کاکائو، قند و شکر، چای، گوشت گاو، غذاهای کنسرو شده) زیرا موجب فساد جسم و روح کودک می شود.
    –بهتر است مادر زود بخوابد و سحرخیز باشد و در وقت سحر به قرائت قرآن، نماز شب و ذکر بپردازد.
    –روح کودک در رحم مادر، گیرایی بسیار دارد پس مادر باید مراقب گفتار و شنیدار و دیده های خود باشد. الفاظ منفی و رکیک در روح کودک اثر منفی خواهد گذاشت. با جنین به ویژه بعد از ماه چهارم حرف بزنید و عبارات مثبت و امید بخش و معنوی را به او القاء کنید. او را با الفاظ مثبت صدا بزنید.
  3. دوران شیر خوارگی
    – توصیه های قبل، در این دوران نیز رعایت شود.
    – در هنگام شیر دادن وضو گرفته، کودک را نوازش کنید و با او سخنان مهربانه بگوئید.
    – در این دوران روح کودک به ویژه در حال خواب گیرایی بسیار دارد. آیات قرآن و کلمات مثبت و معنوی را به او القاء کنید.
    – پس از تولد کودک در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه بخوانید. بهتر است این کار توسط مادر انجام شود.
    – کام کودک را با تربت کربلا و یا آب فرات و یا خرما بردارید.
    – مصرف عرق رازیانه و یا عرق زیره موجب افزایش و تنظیم شیر مادر می شود.
    – دوران شیرخوارگی کودک به این ترتیب محاسبه می شود:
    دوران شیر خوارگی: (مدت بار داری)-30
    مثلاً اگر کودک 9 ماهه به دنیا آمده 21=9-30
    و اگر 5/8 ماهه به دنیا آمده 5/21=5/8-30
    کمتر از این مدت، ظلم به کودک است و موجب بروز رفتارهای منفی در او خواهد شد.
    – از شیر گرفتن کودک نباید ناگهانی باشد این کار باید به مرور انجام شود.
  4. دوران خردسالی
    – هر گاه کودک زبان گشود ذکر لااله الاالله و محمد رسول الله و صلوات را به او یاد دهید (البته با فاصله زمانی) تا 7 بار تکرار کنید و سپس او را تشویق کنید.
    – زمانی که کودک شروع به راه رفتن و صحبت کردن و درک مفاهیم می کند او را به طبیعت ببرید و نعمت های خدا را به او معرفی کنید. برای فهم عظمت و بزرگی خدا کوه را به او معرفی کنید و برای فهم زیبایی خدا گل و درخت را به او بشناسانید، آب را نشانه لطف و مهربانی خدا معرفی کنید و… (از سن 4 سالگی به بعد)
    – تفریح در طبیعت بسیار برای کودک لازم است. (به ویژه بازی با آب و خاک) کم تحرکی کودک جسم و روح او را فاسد می کند. بنابراین او را به بازی وا دارید و از تماشای بیش از حد تلویزیون و بازی های کامپیوتری که موجب کم تحرکی است او را باز دارید و گاهی، وقت خود را صرف بازی با او نماید.
    – در این دوران (4 سالگی به بعد) باید کودک را با خدا آشنا کرد. با کمال مهربانی باید به او آموخت که خدا خالق همه ی موجودات است، او اعمال ما را می بیند، دوستدار انسان های نیک است، همه جا حاضر است و…
    – در این دوران (خردسالی) سخن از غضب خدا و جهنم باید بسیار محدود باشد و بیشتر از لطف خدا و بهشت و نعمات آن گفته شود.
    – آموزش مفاهیم دینی، باید همراه با خاطره های خوشایند باشد (بازی، لبخند، جایزه، گردش و…)
    – در هنگام آموزش، کودک و مربی باید در حالت شادابی باشد. وقتی که کودک خسته، خواب آلود و یا مضطرب است از آموزش مفاهیم دینی به او بپرهیزید زیرا تا آخر عمر خاطره ای بد از دین در ذهن او نقش می بندد.
    – آموزش کودک در 7 سالگی نباید به صورت رسمی و مستقیم (درکلاس درس) باشد بلکه باید از شعر، داستان، جملات کوتاه و قابل فهم، کارتون و… استفاده کرد.
    – می توان مفاهیم دینی را به صورت بازی و تئاتر و داستان به کودک القاء کرد. (مثلاٌ کمک به پیرمردی که می خواهد از خیابان رد شود به صورت تئاتر نمایش داد)
    – هدف قصه فقط مشغول کردن کودک نیست بلکه باید جهت تربیتی داشته باشد و الا ذهن کودک را مفاهیم بی ارزش پر خواهد کرد. می توان داستان کودکی اهل بیت علیهم السلام، پیامبران و انسان های بزرگ تعریف کرد. قصه افراد بد و سرنوشت آنها هم می تواند مؤثر باشد. (البته همه ی اینها باید متناسب با سن کودک باشد)
    – در آموزش مسائل دینی این موارد رعایت گردد: سخن نرم و شیوا، ظاهر مناسب و آراسته، خوش خلقی
    – در آموزش کودک بردباری لازم است به دلیل ضعف تمرکز کودک، گاهی لازم است مطلبی بارها تکرار شود (البته با فاصله ی زمانی)
    – برای تشویق کودک به عبادت برای او تسبیح، سجاده و برای دختر بچه چادر نماز تهیه کنید.
    – اگر در حال عبادت هستید و کودک از سر و گردن شما بالا
    می رود از رفتار خشن بپرهیزید و با نرمی رفتار کنید زیرا این رفتار در خاطر او خواهد ماند.
    – مناسب نیست در تشویق کودک به عبادت دائماً از مادیات استفاده شود، بهتر است تشویق ها بیشتر معنوی باشد (نگاه محبت آمیز، نوازش، توجه، بوسیدن، تشویق زبانی)
    – در 7 سال اول از مجبور کردن کودک به حفظ قرآن، خواندن نماز و… جداً بپرهیزید زیرا این دوران پادشاهی بازی کودک است.
    – از خردسالی باید آداب زندگی را به کودک آموخت. (سلام کردن، احترام به بزرگتر، آهسته غذا خوردن، اجازه گرفتن، گفتن بسم الله قبل از غذا و الحمدلله بعد از غذا، گفتن یاحسین بعد از نوشیدن آب، حرف نیکو زدن و پرهیز ازحرف های زشت، کمک به دیگران، همکاری در خانه، خوب جویدن غذا و…)
    – علت بروز رفتار خلاف و گناه و ابتلا به مواد مخدر این است که انسان خود را حقیر و بی قیمت می شمارد. بنابراین از تحقیر و پائین آوردن شخصیت کودک بپرهیزید و به او احترام بگذارید.
    – از بکار بردن کلماتی که بار منفی دارند بپرهیزید (شیطان، بچه ی بد، بی ادب، دست و پا چلفتی، بی عرضه، بی لیاقت و…) زیرا روح او را با امور منفی پیوند می دهند.
    – اگر کودک مرتکب اشتباه شد نباید با کتک، خشونت و سرزنش با او برخورد کرد زیرا او خلاف خود را پنهان خواهد کرد و شما متوجه نقطه ضعف او نمی شوید و به دروغگویی روی می آورد.
    – راه صحیح آن است که به او تذکر داده شود و یا به طور مستقیم (مثلاً با داستان) نتیجه کار بد به او گفته شود و در صورت ادامه دادن برای او محرومیت موقت ایجاد شود.
    – اگر بچه مرتکب کار خلاف شد نباید به او این القاب را بدهید: بچه بد، بی ادب، بی ذات و… بلکه باید گفت: کارت بد بود، کاری که کردی خوب نبود، بچه خوب کار بد انجام نمی دهد و… (به عبارت دیگر باید بدی را به کار او نسبت دهیم نه به خود او)
    – کودک را در مجالس اهل بیت علیهم السلام حاضر کنید ولی از افراط در این کار بپرهیزید. نباید در این امور او را خسته کرد.
    – علاوه بر اسباب بازی، کتاب های مفید نیز برای فرزند خود تهیه کنید.
    – صدقه را به دست کودک بپردازید.
    – نباید هیچ توصیه ای به کودک کرد مگر آنکه خود به آن عمل کنیم.
    – انتخاب واژه مناسب در تعالیم مفاهیم دینی بسیار مهم است. مثلاً مناسب نیست بگوییم: زیرا لفظ قبر تداعی کننده وحشت است خوب است گفته شود: نماز کلید بهشت است، نماز نور چشم است… نماز نور زندگی است و…
    – استفاده از شعر در آموزش دینی کودک بسیار مؤثر است.
    – سوالات دینی تقریباً از 4 سالگی آغاز می شود. این سوالات زمینه خوبی برای رشد کودک است و کوتاهی در پاسخ به آنها مانع رشد مذهبی کودک می شود.
    – سوال کودک را نباید با وحشت و عبارات تند پاسخ داد زیرا باعث دین گریزی او می شود. پاسخ ها باید صحیح و مطابق فهم کودک باشد. برای یافتن پاسخ صحیح به فرد متخصص و یا کتب موجود در این زمینه مراجعه شود.
    – اگر به سوالات کودک پاسخ داده نشود ممکن است از نا آگاهان و غرض ورزان بپرسد و دچار انحراف شود. باید این سوالات را جدی گرفت و با متانت و حوصله به آنها پاسخ گفت.
    – از پاسخهایی مانند… بپرهیزید.
    – به سوالات کودک بدون فکر و تحقیق پاسخ ندهید اگر جواب سؤالی را نمی دانید به او قول دهید که به سؤال او پاسخ خواهید گفت.
    – برای پاسخ به کودک زمان و مکان مناسبی در نظر بگیرید. پاسخ دادن نباید در هنگام کارهای دیگری باشد. در پاسخ سوالات از نکات علمی ملموس استفاده کنید.
    مثال: امام صادق علیه السلام در جواب کودکی که خواسته بود خدا را به او نشان دهد دستور داد مقداری قند در آب حل کنند و به کودک فرمود بنوش، سپس سؤال کردند: چه مزه ای دارد؟ کودک: شیرین است. امام: چرا؟ کودک: دیده نمی شود، از مزه اش فهمیدم که شیرین است. امام: آفرین خدا هم در این عالم حضور دارد (ولی به چشم دیده نمی شود) لذت هایی که از مشاهده کوه، دشت، طبیعت، خوردنی ها و زیبایی ها می بری بیانگر حضور خالق آنهاست که با چشم نمی توان دید.
    – چند نمونه از سوالات و پاسخ آنها:
    خدا کیست؟ کسی که ما را آفریده و برای ما آب و نان و هوا و… را آفریده تا از آنها استفاده کنیم. مهربانی او از پدر و مادر هم بیشتر است. از همه موجودات قدرتمندتر است.
    خدا کجاست؟ خدا همه جاست.
    چطور خدا همه جا است؟ مثل هوا که در همه جا هست و ما بدون آن نمی توانیم زندگی کنیم. خدا هم همه جا هست و ما بدون او زنده نیستیم.
    اگر خدا همه جا هست چرا او را نمی بینیم؟ خیلی چیزها مانند هوا، گرما، برق را نمی بینیم ولی وجود دارند.
    خدا را چه کسی آفریده است؟ او همیشه بوده است و کسی او را نیافریده است.
      

راهکارهای تربیت دینی 

هدف این مطلب این است تا راهکارهای تربیت دینی کودک را به مربیان طفل، یعنی پدر و مادر بیاموزد. ازاین رو، می کوشیم تا از میان رهنمودهایی که در زمینه تعلیم و تربیت دینی کودکان ارائه شده است، دو شیوه عملی مهم و اساسی را معرفی کنیم و سپس به شرح و بیان هر کدام بپردازیم. اولین راهکار، درباره راه های ایجاد شوق و رغبت در کودکان و نیز موانع آن بحث می کند.
راهکار دوم، اصل تشویق و پاداش است که از اینها به عنوان دو ابزار مؤثر برای تقویت نیروی مربی یاد می شود و به بحث درباره میل روانی بشر به تشویق و پاداش می پردازد.
 
  • تربیت کودکان از راه ایجاد میل و رغبت در آنها
هر حرکتی که از انسان سر می زند، در قالب یکی از چهار شکل زیر صورت می گیرد:
الف) حرکت غریزی که تابع غریزه است؛ مثل گنجشک که در فصل بهار لانه می سازد و اراده و عقل ندارد.
 
ب) حرکت انعکاسی که در واقع واکنشی است که موجود، در برابر پاره ای از تحریکات از خود نشان می دهد و در این شکل هم اراده ای لازم نیست.
 
ج) حرکتی است از نوع حرکات عادی که نتیجه عادت های ما محسوب می شود.
 
د) دسته آخر، حرکات ارادی هستند که مهم تر از سه نوع پیشین است.
 
ارزش کار انسان بسته به اراده اوست و بر این اساس، اگر کسی کاری انجام دهد که در آن اراده ای نداشته باشد، این کار او ارزشی ندارد، حتی می توان گفت چنین فردی، در حقیقت برده ای بیش نیست؛ زیرا آزادی عمل نداشته است. این سخن در مواردی که والدین کارهایی را بر کودکانشان تحمیل می کنند نیز صحت دارد، یعنی زمانی که ما فرزندانمان را وادار به انجام کارهایی می کنیم، در واقع او اراده ای از خود ندارد و بر آن مجبور است. اگر اجبارش کنیم نماز بخواند، تهدیدش کنیم درس بخواند، یا با اکراه شدید او را به مسجد ببریم و یا او را به خواندن قرآن مجبور سازیم، این کار نه تنها اثر تربیتی ندارد، بلکه کار کودک نیز ارزشی ندارد. ممکن است در این کار موفقیت آنی نصیبمان شود، ولی تا زمانی این کار، بدون مشکل صورت می گیرد که کودک احساس کند نیرویی برتر او را مجبور می کند و به محض اینکه حس کرد اجباری نیست، از انجام آن کار دست می کشد؛ زیرا در این حالت ها، هم به شخصیت او اهانت می شود، هم این کار را از روی بی میلی انجام می دهد. بنابراین، تهدیدها و اجبارها بر روح و روان کودکان آثار ناگواری برجای می گذارد.
 
مانع ایجاد رغبت
مشکل دیگر آن است که بسیاری از بزرگ ترها فقط آمرند و ناهی و فقط به کودک می گویند این کار را نکن، دروغ نگو، راست بگو و... و چون کودک می بیند که والدین خودشان در عمل برخلاف گفته خویش هستند و عامل به گفتارشان نیستند، انگیزه ای برای این کارها پیدا نمی کند. در روایت های گوناگون حتی در قرآن کریم نیز توصیه شده است که آنچه را می گویید، خودتان هم عمل کنید: «لم تقولون ما لا تفعلون؛ چرا آنچه را می گویید، انجام نمی دهید».
امام صادق علیه السلام می فرماید: «کونوا دعاة الناس بغیر السنتکم؛ بکوشید به وسیله اعمالتان انسان ها را به نیکی ها و خوبی ها دعوت کننده باشید».
نقل است که شخصی پسر خودش را پیش یحیی بن اکثم، قاضی القضات زمان مأمون الرشید عباسی برد و گفت: پسرم نماز نمی خواند، تربیتش کن و نصیحتش کن نماز بخواند، قاضی نصیحت کرد: جوان چرا نماز نمی خوانی، نماز فریضه دینت است، مسلمان باید نماز بخواند و از این سخن ها بسیار گفت. پسر گفت: من نماز می خوانم، پدرم دروغ می گوید. پدر به قاضی گفت: نخیر، من دلیل دارم که نماز نمی خواند، ایشان حمد و سوره هم بلد نیست. پسر گفت نخیر حمد و سوره را هم بلدم. پدر گفت: سؤال کن قاضی، بپرس ببین حمد و سوره را می تواند بخواند یا نه؟ که پسر شروع کرد به خواندن مصرع تصنیفی و گفت:
علّق القلب الربابا ما شبّ و شابا انّ حکم اللّه حق لا ارادفه الارتیاب
من در پیری و جوانی به تار و تنبور دل بستگی دارم و حکم خدا هم حق است و شکی در آن نیست.
پس پیش از آنکه قاضی حرفی زده باشد، پدر دست پاچه شد، صدا زد جناب قاضی پسر من حمد و سوره را دیروز یاد گرفته و قبلاً بلد نبوده است، پس از آن، تازه معلوم شد خود پدر هم حمد و سوره را نمی داند، ولی انتظار دارد پسرش نماز بخواند و حمد و سوره صحیحی را هم تحویل دهد.
از آنجا که خود پدر و مادر یا مربی مظهر عمل نیستند، بلکه مظهر و اهل حرفند، اجبارها و تهدیدها در تربیت کودک، معمولاً به شکست می انجامد.
 
سعدی داستان جالبی نقل کرده است که مردی پرطمع، پیش شاه به خضوع و کرنش پرداخت،
;یکی پرطمع پیش خوارزمشاه ;شنیدی که شد بامدادی به چاه
;چو دیدش به طاعت دو تا گشت و راست ;دگر پیش او خاک بوسید و خواست
او نزد پادشاه تعظیمی کرد، گویا در برابر خدا رکوع می کند، پس روی خاک افتاد، مثل اینکه دارد دو سجده نماز را به جا می آورد، فرزند وی که همراهش بود زبان به اعتراض گشود :
;پسر گفتش ای بابک نامجوی ;یکی مشکلی پُرسمت راست گوی
;نگفتی که قبله است سوی حجاز؟ ;چرا کردی امروز این سو نماز؟
تو همیشه می گفتی قبله به طرف حجاز است، ولی امروز به این طرف نماز خواندی.
 
آیا چنین پدری می تواند در تربیت فرزند خویش توفیقی به دست آورد؟ بنابراین در مسئله فعل ارادی، اگر رغبت نباشد، اجبار است، اگر شوق نباشد، تحمیل است و در این صورت شکست مربی کودک قطعی و مسلم است.
 
  • تشویق و پاداش
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم یغفر لکم.
فرزندانتان را گرامی بدارید و آنان را نیکو تربیت کنید تا مورد آمرزش خداوند قرار گیرید.
 
پدر و مادر یا مربی برای تربیت و اصلاح کودک، می توانند از دو ابزار مؤثر استفاده کنند؛ یکی تنبیه و دیگری تشویق و پاداش. در این گفتار، هدف ما ارزیابی پی آمدهای نیک و بد تشویق و پاداش و تعیین حدود استفاده های مربی از این دو ابزار است. بدون شک، اِعمال تنبیه و خشونت به تأثر روحی کودک می انجامد و اگر این حالت از راه صحیح و به میزان مناسب پدید آمده باشد، سبب عبرت اندوزی کودک خواهد شد و با احساس پشیمانی، به طور جدی تصمیم می گیرد دست به کاری نزند که پس از آن، تنبیه و خشونت و سرزنش به دنبال داشته باشد. همچنین تشویق و پاداش، موجب نشاط و شادی کودک می شود و در صورتی که این نشاط و شادمانی از راه صحیح و به اندازه لازم، ایجاد شده باشد، کودک با اشتیاق تمام می کوشد که همواره کارهایی را انجام دهد که معمولاً پس از آن مربی او را تشویق می کند و پاداش می دهد تا در آسمان زندگی خوش درخشد. ولی یک مربی باید توجه داشته باشد که از یک سو عقل و هوش کودک را پرورش دهد و قوه تمییز و تشخیص او را به کار گیرد تا بتواند نیک و بد را با عقل خود از هم جدا سازد و هم اینکه او را به نیکی عادت دهد و از بدی دور گرداند، به عواطف او توجه کند و با تحریک های عاطفی به مقاصد خویش برسد. پیشوای عالی قدر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله در زمینه تربیت کودکان مسئله ای را مطرح می کند که شایسته است به عنوان ارزنده ترین برنامه تربیتی به آن توجه شود. ایشان می فرماید:
 
الولد سیّد سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین فان رضیت خلائقه لاِحدی و عشرین و الّا فاضرب علی جنبه فقد اغدرت الی اللّه.
مضمون سخن پیامبر این است که کودک در هفت سال اول زندگی سرور پدر و مادر است و آنها ناگزیرند خواسته های فرزند خود را صمیمانه اجرا کنند. در هفت سال دوم زندگی، درست همچون بنده ای باید مجری اوامر باشد و از خود هیچ گونه مخالفتی ابراز ندارد و این خود، مستلزم داشتن برنامه های صحیح تربیتی والدین است. در هفت سال سوم، نه سرور است و نه بنده. او دیگر به مرحله تکامل رسیده و از نظر عقل و احساسات در آستانه استقلال برای زندگی قرار گرفته است، ازاین رو باید در خانواده همچون وزیر مشاور باشد و افراد خانواده در مسائل خانوادگی و اجتماعی و فردی از فکر و نظر او مدد بگیرند و اشتباهات و خطاهای او را دوستانه گوشزد کنند. هنگامی که به 21 سالگی رسید، در صورتی که اخلاق او شایسته و پسندیده باشد، مربی به هدف مقدس خود نایل آمده است و شیرینی لذت این موفقیت، بزرگ ترین پاداش برای او محسوب می شود. جوانی که در چنین سنی واجد صلاحیت اخلاقی و اجتماعی باشد، شایسته تشویق است.
 
  • تزریق محبت خدا
ما باید کاری کنیم که کودک خدا را دوست داشته باشد . در این صورت است که او می تواند عامل به احکام خدا شود . در طریق وصول به این هدف ضروری است خدا را دوست داشتنی ، مهربان و بخشنده و صمیمی تر از پدر و مادر معرفی کنید.همچنین ضروری است این تصور در ذهن کودک مستقر شود که خدا او را دوست دارد و می خواهد او فردی ارزنده شود و خوشبخت و سعادتمند گردد. با کودکان لااقل تا شش سالگی باید دائماً از مهر و عنایت خدا و از لطف و کرامت او سخن گفت ، نه از خشم و غضب و جهنم و عذاب او.
در طریق تزریق محبت خدا دردل کودک از هر وسیله حقی می توان استفاده کرد و داستانها و قصه هایی در این رابطه می توان ساخت ؛ البته باید درنظر داشت که تصور و سخن والدین درباره خدا در کودک مؤثر است . اگر آنان خدا را فردی خشمگین معرفی کنند یا رحیم ، در تلقی کودک مؤثر خواهد بود.
 
  • مطابقت گفتار و رفتار والدین
یکی دیگر از عوامل مؤثر در تربیت دینی کودک، هماهنگ بودن علم و عمل مربی است؛ یعنی: آنچه مربی از کودک می خواهد و به انجام آن دستور می دهد، پیش از هر چیز، خود عامل به آن باشد. انطباق علم و عمل در محیط خانه، که فضای شکل گیری منش ها و باورهای دینی و اخلاقی کودک است، اهمیت فراوان دارد. پدر و مادر، که نقش اساسی در تربیت و به خصوص تربیت دینی، کودک دارند، موظف اند هر گاه کاری را از کودک می خواهند، خود نیز به آن بها داده، عمل نمایند. پدر و مادر به عنوان الگوی تربیتی برای فرزند، خودشان باید پاک، متدین و عامل به دستورات الهی باشند تا بتوانند فرزندان پاک و صالحی تحویل جامعه دهند، وگرنه چراغی که خاموش و فاقد نور است، نمی تواند به دیگران نور ببخشد.
درباره مطابقت گفتار و رفتار واهمیت دادن به عمل، روایات متعددی از معصومان: رسیده است؛ از جمله، در این باره، امام صادق (ع) فرمودند: «مردم را با اعمال خود به خوبی ها دعوت نمایید و تنها به زبان اکتفا نکنید» ؛ یعنی: آنچه را با زبان خوب یا بد می دانید در عمل هم مورد توجه قرار دهید.
 
  •  قابل فهم بودن دستورات والدین
یکی از شروط لازم برای تأثیر امر و نهی والدین در محیط خانه، قابل فهم بودن آن برای کودک است. پدر و مادر باید با توجه به آمادگی ذهنی و ادراکی کودک به او دستور دهند. اساساً شیوه تعلیمات انبیا: در تبلیغ دین به مردم این بوده که با هر کس به قدر استعداد و سطح درک و فهمش سخن می گفتند. به همین دلیل، پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «ما گروه پیامبران مأمور شده ایم که با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوییم. »این روش در سیره ائمه معصوم (ع) نیز وجود داشته و نحوه برخورد و گفت وگوی آنان با توجه به تفاوت سطح فکری و علمی افراد متفاوت بوده است. بر این اساس، امام صادق (ع) در زمینه مسائل اعتقادی و اثبات صانع با کسی که از اهل علم بود، از روش پیچیده فلسفی استفاده کردند، ولی با دیگری که سطح فکری پایین تری داشت، برای اثبات امامت و رهبری، مثال ساده چوپان و گله را مطرح نمودند . این شیوه به لحاظ تربیتی، اهمیت فراوان دارد و بهره گیری مربیان از این روش و توجه پدر و مادر به آن ضروری است.
 

جنبه های فردی و اجتماعی تربیت دینی

  •  جنبه فردی: به لحاظ فردی، می توان با تربیت درست کودک فردی صالح و دارای ایمان و اخلاق اسلامی ساخت؛ زیرا شخصیت انسان غالباً از همان سال های اولیه زندگی در محیط خانواده شکل می گیرد. گرایش ها، نگرش ها، افکار، عادات و رفتار انسان از خانه آغاز و با عوامل موجود در محیط تکمیل و تقویت می شود. آنچه را کودک از آغوش خانواده دریافت می دارد در طول زندگی همراه دارد و در شرایط گوناگون زندگی، تحت تأثیر آن قرار می گیرد. افراد صالح و رهبران دینی عموماً از خانواده های پاک و متدین پرورش یافته و ارزش های دینی را از آن جا فرا گرفته اند. بر این اساس، تربیت دینی از نظر فردی، ارتباط انسان را با خدا محکم می کند و زمینه خدمت به اسلام و مردم را در نهاد او فراهم می سازد.
  •  جنبه اجتماعی: تربیت دینی خانواده از نظر اجتماعی نیز آثار قابل توجهی دارد؛ زیرا جامعه از واحدهای کوچکی به نام «خانواده» تشکیل شده و اگر این واحدها اصلاح گردد مسلماً جامعه اصلاح می شود. خانواده ها به عنوان هسته اصلی جامعه، در اصلاح و یا افساد آن نقش اساسی دارند؛ زیرا کودکان امروز، که در آغوش خانواده پرورش می یابند، مربیان، مجریان و قانون گذاران آینده خواهند بود. اگر نسل امروز با برنامه های درست دینی و اخلاقی تربیت یابند، اجتماع آینده به یقین، صالح و تکامل یافته خواهد بود بدین روی، پدران و مادران مسؤولیت بزرگی در برابر جامعه دارند و باید در انجام آن سعی و تلاش فراوان نمایند.
    اگر پدران و مادران در زمینه تربیت دینی به وظیفه خود عمل نمایند و فرزندان صالحی تحویل جامعه دهند، گذشته از آثار فردی و اجتماعی، به پاداش های بزرگ الهی نائل می شوند. در زمینه پاداش اخروی این گونه پدران و مادران روایات فروانی دراختیار است؛ از جمله رسول اکرم (ص) فرمودند: «هر کس دختری داشته باشد و او را نیکو ادب بیاموزد و در تعلیم و تربیتش کوشش نماید و اسباب رفاه و آسایش و زمینه تربیت دینی او را فراهم سازد، آن دختر او را از آتش دوزخ نجات می دهد. » در روایت دیگری آمده است: «وجبت له الجنة»؛  بهشت برایش واجب می شود.

    ضرورت توجه پدران و مادران به تربیت دینی فرزندان از روایات متعددی استفاده می شود که باید به آن اهمیت داد. بسیاری از مشکلات جوامع کنونی در اثر بی توجهی خانواده ها به تربیت صحیح فرزندان، اعم از دختر و پسر، است؛ جوانان بی بندوباری که در خیابان ها، کوچه ها و محله ها دست به اعمال خلاف می زنند و جامعه را آلوده می سازند از خانواده های بی مسؤولیت وارد جامعه می شوند.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار