|
|
کدخبر: ۱۷۵۳۷۱

/ به‏ مناسبت سالگرد فتوای تاریخی میرزای شیرازی /

خبرگزاری تسنیم: عظمت نهضت تحریم تنباکو، آن‏ قدر زیاد بود که حتی مورخان منورالفکر و روحانیت‏ ستیزی مانند احمد کسروی و آخوندزاده، نتوانسته ‏اند در برابر آن سکوت کنند و این قیام را مقدمه نهضت مشروطیت دانسته ‏اند.

به گزارشخبرگزاری تسنیم، نهضت تحریم تنباکو، از وقایع مهم تاریخ معاصر ایران است که آثار و برکات سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی بسیاری داشت. در روند شکل‏ گیری و پیروزی این نهضت، منزلت روحانیت و اهمیت جایگاه مرجعیت، در مبارزه با نظام استعماری آشکار شد و پیوند مردم و مرجعیت، قیامی عمیق و وسیع را موجب گردید. عظمت این نهضت، آن‏ قدر زیاد بود که حتی مورخان منورالفکر و روحانیت‏ ستیزی مانند احمد کسروی و آخوندزاده، نتوانسته ‏اند در برابر آن سکوت کنند و این قیام را مقدمه نهضت مشروطیت دانسته ‏اند.

در این قیام برای نخستین ‏بار موقعیت برتر مرجعیت شیعه در برابر سلطنت شاه قاجار آشکار شد. پس از پیروزی نهضت، شیخ فضل‏ الله نوری به دیدار مراد خویش شتافت و به سامرا رفت و ضمن تشریح ابعاد این قیام، از میرزای شیرازی به ‏دلیل صدور این حکم کوبنده تقدیر کرد. اما با تأثر شدید میرزای بزرگ مواجه شد. آن بزرگوار به شیخ فضل الله نوری فرموده بود؛ از این پس دشمنان اسلام قوت مرجعیت و روحانیت را در خواهند یافت و علیه همین نقطه قوت توطئه خواهند کرد. در واقع، میرزای بزرگ، تمام راه‏های ممکن را پیموده بود تا کار به صدور چنین حکمی نرسد اما در نهایت از آنجائی که کیان مملکت اسلامی را در خطر می‏ دید، چنین کرد.
پیروزی قیام علیه قرارداد توتون و تنباکو، ۱۵ سال بعد ابعاد گسترده ‏تری یافت و به پیروزی مشروطیت منجر شد اما از شگفتی ‏های تاریخ مشروطیت، تحقق پیش ‏بینی میرزای شیرازی بود. چراکه افتخارالعلماء، فرزند میرزا حسن آشتیانی و شیخ فضل‏الله نوری، نخستین قربانیان توطئه‏ های استعمارگران علیه روحانیت بودند.

اسلام، دین توحید و تسلیم در برابر حق تعالی است و حاکمیت غیر خداوند در جامعه، به هر شکل و شیوه ‏ای محکوم است. از سوی دیگر، در اسلام هر گونه ستم‏ پذیری و قبول سلطه مردود است: «وَ لَنْ‏یَجْعَلَ اللّه ُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤمِنِینَ سَبِیلاً». از این آیه قرآن، قاعده نفی سبیل را به‏ دست آورده ‏اند؛ یعنی هر معامله و رابطه ‏ای که موجب شود غیرمسلمان بر مسلمان تسلط یابد، باطل و حرام است.
در این میان، یکی از نقاط عطف و مهم تاریخ معاصر ایران، تحریم تنباکو است که سند گویایی بر رهبری روحانیت مبارز و مقاومت و همبستگی مردم متعهد این سرزمین در پاسداری از ارزشهای اسلامی و دفاع از استقلال و آزادگی است نقش میرزای بزرگ شیرازی(اعلی اللّه مقامه الشریف) در این حرکت بزرگ، انکارناپذیر است چنان‏چه امام خمینی(ره) در این‏ باره فرمودند: «آن مرحوم(میرزای بزرگ رحمة اللّه علیه) که در سامره تنباکو را تحریم کرد، برای این‏که ایران را تقریباً در اسارت گرفته بودند، به ‏واسطه قرارداد تنباکو و ایشان یک سطر نوشتند که تنباکو حرام است و حتی بستگان خود آن‏ جائر(ناصرالدین شاه) هم و حرمسرای آن‏ جائر ترتیب اثر دادند به آن فتوا و قلیان‏ها را شکستند و در بعضی جاها تنباکوهایی که قیمت آن هم زیاد بود، در میدان آوردند و آتش زدند و شکست دادند آن قرارداد را و لغو شد قرارداد و یک چنین چیزی و آن‏ها دیدند که یک روحانی پیرمرد، در کنج دهی از دهات عراق، یک کلمه می ‏نویسد و یک ملت قیام می‏ کند و قراردادی که مابین شاه جائر و انگلیسی‏ها بوده است، به هم می‏ زند و یک قدرت این طوری دارد او.»

در فضایی که حکام ایران برای تهیه‏ ی مبالغ هنگفت خوش‏گذرانی‏ ها و سفرهای اروپایی خود، امتیازات بی‏ شماری به بیگانگان می‏ دادند و کشور را دچار ناامنی اقتصادی می‏ کردند، روحانیون بزرگی نظیر میرزای شیرازی با این شیوه ‏ی زمامداری به مقابله پرداخته و با برخورداری از حمایت عمومی، از اعطای امتیازهای گوناگون ممانعت به‏ عمل آوردند.
جنبش تنباکو که نمونه ‏ای موفقیت ‏آمیز از یک حرکت عمومی در تاریخ معاصر ایران است، پیروزی خود را مرهون پیوند ویژه ‏ی رهبران مذهبی و مردم بود. این پیوند که از یک‏سو پایه ‏های مشروعیت سلطنت را متزلزل ساخته بود، از سوی دیگر اقتدار سیاسی روحانیت را نیز افزایش داد و روحانیت را به عنصر اصلی هدایت‏ کننده مقاومت‏های مردمی علیه استعمار و استبداد مبدل کرد به‏ طوری‏ که پس از فتوای آیت ‏الله شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو، روحانیت در تمام امور اجتماعی و سیاسی ایران نقش داشته است که از آن‏جمله می ‏توان به حضور روحانیت در نهضت مشروطه، ملی‏ شدن صنعت نفت، مخالفت با لایحه انجمن‏های ایالتی و ولایتی، مخالفت با لایحه کاپیتولاسیون، مخالفت با انقلاب سفید شاه و مردم، واقعه ۱۵ خرداد ۴۲، رهبری انقلاب اسلامی، حوادثپس از انقلاب و… اشاره نمود.
بر این اساس نهضت تنباکو از یک‏سو سند گویایی بر رهبری روحانیت مبارز و مقاومت و همبستگی مردم متعهد این سرزمین در پاسداری از ارزش‏های اسلامی و دفاع از استقلال و آزادگی است و از سوی دیگر با ماهیتی ضد استعماری و همراه با انگیزه‏ های اسلامی، نقش مهمی در تاریخ معاصر ایران و بیداری مردم این سرزمین ایفا نموده است.

زمینه‏ های پیدایش‏
رویداد تحریم تنباکو، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران به ‏شمار می‏ رود. پیش از این حرکت، مردم گه‏گاه در برابر زورگویی ‏ها فریاد سر می‏ دادند، ولی چون به‏ سرعت سرکوب می‏ شد، تا مدتی بعد صدایی از کسی به گوش نمی‏ رسید. البته نوعی نارضایتی عمومی، مردم را به ‏شدت آزار می‏ داد و آن‏ها آماده بودند با گردن نهادن به توصیه‏ های عالمان دینی، راه گریز از مشکلات را بیابند. روحانیت نیز به مردم سفارش می‏ کردند به وظایف دینی خود عمل کنند و از حضور بیگانگان در قلمرو زندگی‏شان غافل نباشند. ریشه این اثرگذاری به مجالس مذهبی باز می‏ گشت. علما در مراسم روضه‏ خوانی به مردم سفارش می ‏کردند از خدمت به اروپاییان دست بردارند و آداب و رسوم اسلامی را زنده کنند. در آن روزگار، مردم حتی وقتی می ‏دیدند حوادثی چون وبا، قحطی، گرسنگی و سیل، جان و مالشان را تهدید می‏ کند، آن‏ را بلای آسمانی می‏ دانستند که به ‏دلیل روی‏گردانی از مذهب بر آنان نازل شده است. این قراین و ناخرسندی مردم از نظام سیاسی قاجار، زمینه‏ های مناسبی برای قیام تنباکو پدید آورد.

طمع‏ ورزی دوجانبه‏
اشتهای بیمارگونه و سیری ‏ناپذیری ناصرالدین شاه در جمع ‏آوری طلا و نقره و شیفتگی او به تمدن اروپا از یک‏سو و طمع ‏ورزی استعمارگران و رقابت آنان در غارت منابع سرزمین‏های اسلامی از سوی دیگر، موجب گردید دادن امتیازهای مالی و سیاسی به بیگانگان فزونی یابد. چنین امتیازهایی بدون‏ شک پای بیگانگان را به کشور ایران می‏ گشود و آنان را بر جان و اموال مسلمانان چیره می‏ ساخت.
هنگامی ‏که ناصرالدین شاه در انگلستان به ‏سر می ‏برد، قرار شد قرارداد امتیاز انحصار تنباکو را با فردی انگلیسی به نام ماژور تالبوت امضا کند. وی که از مشاوران سالس پوری، نخست ‏وزیر وقت انگلیس بود، به‏ صورت ظاهر طرف قرارداد قرار گرفت تا در پس پرده، خود انگلستان همه ‏کاره باشد. حیله استعمارگران در شرایط خاصی صورت گرفت و ماژور تالبوت کوشید رابطه‏ ای دوستانه و عاطفی با شاه برقرار کند. از این ‏رو، پس از بازگشت شاه از انگلستان، تالبوت را به ایران دعوت کرد. سرانجام امتیاز تنباکو در پانزده ماده در رجب ۱۳۰۷ بسته شد.

مفاد قرارداد
به موجب قرارداد امتیاز انحصار تنباکو، حق خرید و فروش توتون و تنباکوی ایران به مدت پنجاه سال به کمپانی رژی واگذار گردید. از این ‏رو، تمام کشاورزان ایرانی که این محصول را تولید می‏ کردند، باید از این شرکت انگلیسی اجازه ‏نامه می‏ گرفتند. تاجران نیز ناگزیر بودند جواز کار را از این کمپانی دریافت کنند و حق حمل و نقل و بازرسی تمام محموله ‏ها به این مؤسسه واگذار شد. از آنجا که بیست درصد مردم ایران به کشت و فروش و صدور این محصول مشغول بودند، بیشترین بخش درآمد ایران به این کمپانی واگذار گردید و ایران در مقابل این سلطه اقتصادی و سیاسی، تنها یک‏ پنجم سود می‏ برد. از آن‏سو، کمپانی انگلیسی به این بهانه، عبور و مرور مردم را کنترل و تمام کالاها را بازرسی می ‏کرد و مأموران مسلح تحت این عنوان، آزادی و امنیت عمومی را سلب کرده بودند. رفته رفته احساس شد صحبت از یک شرکت خرید و فروش محصولی خاص نیست و انگلیسی ‏ها نزدیک است نام ایران را به ‏عنوان سرزمینی مستقل از نقشه سیاسی دنیا حذف کنند و این کشور را جزو مستعمرات بریتانیا بپندارند.

خشم مقدس‏
پس از واگذاری امتیاز خرید و فروش توتون و تنباکو به کمپانی رژی، مردم به رهبری روحانیت بر ضد این امتیاز استعماری قیام کردند. در تبریز، آیت اللّه میرزاجواد تبریزی در تلگرافی به شاه گفت: «ما اهالی آذربایجان، خودمان را به فرنگی نمی ‏فروشیم و تا جان داریم، می‏ کوشیم». مردم خراسان نیز به رهبری عالمانی چون حاج شیخ محمدتقی بجنوردی، سید حبیب مجتهد شهیدی و میرزا احمد رضوی از این وطن‏ فروشی به خشم آمدند و بی ‏پروا از تهدید والی خراسان، با فراخوانی روحانیان، در حرم رضوی گرد آمدند و در مسجد گوهرشاد متحصن شدند. طلاب مشهد هم برای نشان‏ دادن مخالفت خود با امتیاز، تشکلی به نام «جُند اللّه» به‏ وجود آوردند و شهر یک‏پارچه در تعطیلی فرو رفت.
علمای اصفهان با هدایت مردم، شعله ‏های قیام را در این قلمرو برافروختند و آیت اللّه آقانجفی، ملامحمدباقر فشارکی و آقا منیرالدین، استفاده از توتون و تنباکو را تحریم کردند. مردم تهران نیز به رهبری آیت اللّه میرزا محمدحسن آشتیانی، از شاگردان میرزای شیرازی و نیز شیخ فضل اللّه نوری، عَلَم مبارزه را با این وابستگیِ آشکار بر دوش گرفتند.
در شیراز اعتراض بر ضد قرارداد واگذاری امتیاز تنباکو شدت افزون ‏تری داشت. هم‏زمان با انتشار خبر ورود مأموران انگلیسی به این منطقه، مردم بازارها را بستند و در مساجد اجتماع کردند. در این میان، عالم مجاهد، آیت اللّه سید علی ‏اکبر فال اسیری که رهبری مردم را در دست داشت، بر فراز منبر رفت و سخنرانی کرد. او در سخنان خود گفت: «مردم! زمان دفاع عمومی است. بکوشید جامه ذلت نپوشید.» او ناگهان شمشیری از زیر عبای خود بیرون آورد و فریاد زد: «من صرفاً این اسلحه و چند قطره خون دارم و آن‏ها را در طَبَق اخلاص نهاده‏ام و هر بیگانه ‏ای که برای امتیاز تنباکو وارد این شهر گردد، با او به نبرد برمی‏ خیزم.» این سخنان پرشور، چنان هیجانی در شیراز برپا کرد که تا مدتی نمایندگان کمپانی، جرئت ورود به شهر را نداشتند.
پس از مدتی از تهران دستور دادند آن روحانی مقاوم را تبعید کنند. از این‏رو، او را از راه بوشهر به بصره تبعید کردند. مردم وقتی از این وضع آگاه شدند، به ‏سوی آستانه مقدس شاه چراغ رفتند و جلسه ‏های پرشوری بر ضد حکومت استبدادی و واگذاری امتیاز تنباکو به راه انداختند. عوامل حکومتی که از این خروش می‏ هراسیدند، به‏ سوی مردم تیراندازی کردند و عده ‏ای را به شهادت رساندند.

رهبری نهضت‏
میرزا محمدحسن شیرازی که پیشتاز مبارزه بر ضد واگذاری امتیاز تنباکو بود، در اول ذیحجه ۱۳۰۸ در تلگراف مفصلی که برای شاه فرستاد، اجازه دخالت خارجیان را در امور کشور، منافی صریح قرآن و ضد استقلال کشور و عامل پریشانی ملت دانست و کشتار مردم شیراز را محکوم کرد. در پی این هشدار، شاه از کارپرداز ایران در بغداد خواست میرزا را در مورد امتیاز تنباکو توجیه کند، ولی ایشان نپذیرفت و این حرکت را جدایی میان دولت و ملت پنداشت و افزود: «اگر دولت موقت از عهده بر نمی ‏آید، من به خواست خدا آن‏ را بر هم می‏ زنم.» شاه و درباریان می‏ خواستند با سیاست وقت‏ گذرانی، علما و مردم را از توجه به این موضوع منصرف سازند، ولی هشدارهای سازنده و کوبنده میرزا، در نامه‏ ها و تلگراف‏هایش همچنان ادامه داشت.

صدور حکم تحریم‏
وقت ‏گذرانی شاه و نیز درخواست علما و مردم، سرانجام انتظارها را به ‏سر رسانید و حکم تحریم توتون و تنباکو در عبارتی کوتاه از سوی میرزا شیرازی بدین ‏شرح صادر شد: «بسم اللّه الرحمن الرحیم. الیوم استعمال تنباکو و توتون باَیّ نَحوٍ کان، در حکم محاربه با امام زمان(عج) است. حَرّره الاقل محمد حسن الحسینی.» متن حکم، تمامی مردم را به جنبش درآورد تا جایی ‏که حتی اوباش می‏ گفتند: «تا میرزا چپق را حلال نکند، به آن رو نمی ‏آوریم.»
مأموران رژیم قاجار کوشیدند از انتشار این حکم جلوگیری کنند ولی در همان نصف روز اول، صدهزار نسخه از آن رونویسی شد. صبح روز بعد، در تمام نقاط ایران کسی نمانده بود که از متن این حکم آگاه نباشد. پس از آن، تمام توتون‏ فروشان دکان‏های خود را بستند و قلیان‏ها را برچیدند و هیچ‏کس نه تنها در کوچه و بازار، بلکه در اندرون دستگاه شاه به دخانیات لب نمی‏ زد. حتی یهودیان و مسیحیان با مسلمانان، همکاری و از دخانیات پرهیز کردند.

به زانو درآمدن استعمار
سرانجام ناصرالدین شاه که تأثیر فتوای میرزای شیرازی را در تحریم تنباکو دیده بود، به فکر تسلیم و لغو امتیاز افتاد. از این ‏رو، در حالی‏ که دو هفته از صدور حکم تحریم گذشته بود، در ۲۵ اردیبهشت ۱۲۷۰ فرمان لغو امتیاز تنباکو را به کمپانی رژی صادر کرد و دولت ایران، به پرداخت جریمه به آن کمپانی مجبور شد.

انتهای پیام /

ارسال نظر