|
|
کدخبر: ۱۸۴۰۱۲

میلاد موحدیان دانشجو دکتری علوم سیاسی، سعید جلیلی هشت سال در قالب دولت سایه به طور مستمر و به شکل کارشناسی و تخصصی برای بررسی چالش ها و مسائل اصلی کشور و راه حل آنها وقت گذاشته و سخنانی به مراتب کارشناسی شده تر از دیگران دارد.

از ابتدای رهبری آیت الله خامنه ای تاکنون، جز دوره کوتاه دولت احمدی نژاد، تفکر حاکم بر عرصه اجرایی کشور که تاثیر اصلی بر جهت گیری کلی نظام نیز داشته، تفکر متمایل به غرب بوده است. دولت احمدی نژاد نیز اگرچه جهت گیری متفاوتی با سه دولت هاشمی، خاتمی و روحانی داشت، اما نمیتوان برای آن، منظومه برنامه ای مدون و با رویکرد مشخص متصور شد و نقاط موفقیتش را باید در برنامه های مقطعی و مصداقی همچون مسکن مهر و سهام عدالت و ... دید.

در شرایط حاضر که به لطف شورای نگهبان، از بین هفت نفر کاندیدای موجود، ناگزیر به انتخاب هستیم، نگارنده معتقد است که باید به فردی رای داد که دقیقا نقطه مقابل تفکر رایج در آن سه دولت باشد و آن شخص، کسی نیست جز سعید جلیلی. حالا سوال این است که چرا جلیلی فقط نقطه مقابل این تفکر است!؟

در میان این هفت نفر، مهرعلیزاده، زاکانی و قاضی زاده هاشمی، عملا از محاسبات خارج هستند. همتی نماینده مانیفست اصلاح طلبان و دیدگاه های وی، دقیقا ادامه نگاه همان سه دولت است. سه نفر باقیمانده یعنی رئیسی، رضایی و جلیلی، اگرچه از حیث جناح سیاسی تقریبا در یک چارچوب ارزیابی می شوند، اما این تنها سعید جلیلی است که هشت سال در قالب دولت سایه به طور مستمر و به شکل کارشناسی و تخصصی برای بررسی چالش ها و مسائل اصلی کشور و راه حل آنها وقت گذاشته و سخنانی به مراتب کارشناسی شده تر از دیگران دارد.

چنانکه در گفتگوهای این افراد قابل مشاهده است، دیگران، اغلب یک سری تک برنامه که بیشتر جنبه نمایشی و رای آوری دارد را مطرح می‌کنند و اغلب مورد هجمه متخصصان و کارشناسان قرار می‌گیرند ولی تنها فردی که برنامه های پیشنهادی او، یک منظومه به هم پیوسته و دارای پشتوانه علمی و عملیاتی است، سعید جلیلی است.

جمهوری اسلامی، سالیان سال است که تحت تفکر سه دولت هاشمی، خاتمی و روحانی، به سمت یک جهت خاص حرکت کرده است. به نظر میرسد که رضایی و رئیسی، توان، تخصص و برنامه ای مشخص برای تغییر دادن این ریل ندارند (لااقل از لابلای صحبت های ایشان اینگونه برداشت می‌شود). لذا به نظر می رسد که باید به شخصی رای داد که دقیقا نقطه مقابل آن تفکر غالب باشد.

خوبی دولت سعید جلیلی این است که تکلیف جمهوری اسلامی را روشن خواهد کرد. یا تئوری مقاومت با ابعاد مختلف آن که مدنظر رهبری است و در برنامه های سعید جلیلی بیش از همه و به نظر بهتر از همه، جلوه کرده است، کشور را از لبه پرتگاه خارج کرده و اوضاع رو به بهبود می رود یا اینکه تکلیف جمهوری اسلامی را یک سره خواهد کرد که هر دو نتیجه خوبی است و کشور را از وضعیت بلاتکلیفی خارج می کند. بالاخره یا رومی روم یا زنگی زنگ!

 

 

 

ارسال نظر