|
|
کدخبر: ۷۴۳۵۹

تحلیلگر و فعال سیاسی در تگزاس آمریکا:

تحلیلگر باسابقه‌ی سیاسی و فعال اجتماعی آمریکایی، معتقد است مذاکرات هسته‌ای ایران بر نشست‌ صلح سوریه که یک ماه دیگر برگزار می شود، اثرگذار خواهد بود.

به گزارشامیدبه نقل از تسنیم، دکتر مایکل جونز، تحلیلگر باسابقه‌ی سیاسی و فعال اجتماعی آمریکایی در مصاحبه اختصاصی خود با تسنیم تاکید کرد ارتباطی که بین سوریه و ایران وجود دارد طبعا بر نشست‌های سیاسی جهانی که این دو برگزار می کنند اثر دارد. خصوصا به خاطر این که برخی شورشیان می‌گویند در نشست ماه ژانویه شرکت نمی‌کنند.

در ادامه متن کامل این مصاحبه آمده است:

نظرتان در مورد اظهارنظرهای سلیم ادریس، فرمانده ارتش آزاد سوریه چیست؟

جونز: حمایت از تکفیریان و مدیریت کشمکش‌های شان در داخل خاک سوریه از سوی غرب، قطر و اسراییل انجام می شد و بخشی از برنامه‌ای گسترده تر برای مقابله با ایران بود. امروز که ایران ابتکار عمل را به دست گرفته است و توانسته با روش های دمکراتیک با غرب مکالمه کند و بر تمام اندیشه های خودبرتربینانه ناظر به ناعاقل بودن مردم شرق خط بطلان کشیده است درگیری های سوریه به سوی آرام شدن پیش می رود و می توان به روشنی احساس کرد دلیلی برای ناآرامی وجود ندارد. جان کری هم از وقتی کار دفتری خود را آغاز کرد این مطلب را اعلام کرد و قول داد دیگر سلاحی به تکفیریون تحویل ندهند. مسائل امروز واقعا به ترتیبی نیست که بتوان پنهان کاری کرد. او به این دلیل می گوید به ژنو نمی رود چون حامیان غربی اش دیگر علامتی دال بر حمایت از ادامه ی جنگ به او نشان نمی دهند. ادریس کاری جز درگیری بلد نیست و ماموریتی جز این ندارد لذا روشن است که ژنو اصلا جای او نیست.

پس به همین دلیل است که سایر معارضان هم میلی به مذاکره کردن در ژنو نشان نمی دهند.

جونز: بله همین طور است چون بارها روشن شده است این معارضان از جنس مردم شام نیستند. بخشی لژیونرهایی هستند که مثل دوران جنگ های ترکیه و یونان برای جنگیدن اجیر می شوند و نژاد و مکتب شان نه معلوم است و نه اهمیتی دارد مثل مبارزان چچنی. گروهی سلفی های حقوق بگیر آمریکا هستند که برای شان فرقی نمی کند در افغانستان امنیت و آرامش مردم را بر هم بریزند یا در افغانستان، در چچن یا کوزوو، در داغستان یا بالکان، در بوسنی یا اوکراین؛ این ها به تکغیری موسوم شده اند. گروه سوم ارتشیانی هستند که همیشه با ناامن شدن اوضاع به امید تصاحب قدرت از بدنه ی اصلی نظام جدا می شوند تا عده ای را دور خود جمع کنند و به جای تلاش برای حفظ یگانگی و امنیت خود به علم تازه ای برای مخالفت تبدیل می شوند مثل ارتش موسوم به آزاد. این افراد از راهی جز جنگیدن نمی توانند به اهداف شان برسند. ژنو جای احزاب یا گروه هایی است که حرف قابل قبولی دارند که می توانند در محضر سیاسی جهان در مقابل یک مقام دولتی طرح کنند. بهترین مثال آن همین نشست مذاکرات هسته ای ایران است. شرط دیگر آن این است که سوری باشند؛ یک شرط بسیار اساسی که در میان این افراد غایب است. غرب برای پنهان کردن قافیه ای که در برابر سوریه باخته است به این گروه ها می گوید ژنو را تضعیف کنید و بگویید میلی به مذاکرات صلح ندارید و این آبروریزی بزرگی است که اسراییل دارد به آن تن می دهد.
چه انتظاری دارید؟ مردمی که همه به آن ها می گویند مبارزین سوری در واقع نه مبارزند و نه سوری. معلوم نیست از کدام کشور دنیا برای ایجاد آتش فتنه در سوریه آمده اند و اصلا چه کسی به آن ها حق می دهد در نشست های ژنو شرکت کنند؟ آمریکا برای این که این بحثطرح نشود دست پیش را گرفته است و به اصطلاح سیاسیون فرار به جلو کرده است. من برگزارکنندگان نشست ژانویه ی ژنو را بر اساس عقل به سوال می گیرم که به نظر شما اعضای دولت اسلامی عراق و شام چقدر به سوریه علقه دارند که باید در آن شرکت کنند؟ کردهای انگشت شمار جدایی طلب اخیرا مهاجر از ترکیه که به خاطر اختلافات درونی شان با کردهای تلعران و تلحصیر می جنگند در سوریه چه کاره اند که در تعیین سرنوشت آن شرکت کنند؟ این دولت و مردم سوریه و بلکه عقل سالم تمام مردم آزاده دنیاست که به جنگ طلبان اجازه ی شرکت در نشست های ژنو۲ را نمی دهد.

آیا اظهارات ادریس ربطی به مذاکرات ژنو در بابا انرژی هسته ای ایران دارد؟

جونز: ببینید در دنیای سیاست چیزی نیست که به چیزی ربط نداشته باشد چون همه چیز بر همه چیز اثر دارد و علم سیاست علم بررسی این آثار است. اولا این بیان دو روز بعد از پایان نشست های هسته ای ایران ذکر شد و این افسانه را در ذهن سازندگان آن شکست که ایرانیان نمی توانند با روش غربیان در زمین غربیان به سبک خودش وارد شود و بازی کند. ایرانیان بدون کوچک ترین حاشیه ای، حرکت ناامنی، توهینی یا تظاهرات اعتراض آمیزی رفتند و ظرف مدتی کوتاه، چهار دوره مذاکرات سخت و فشرده در مورد مهم ترین مساله ی تاریخ سیاست جهان انجام دادند و برگشتند به خانه های شان. دولت های مدعی تمدن یک بازی فوتبال برگزار می کنند صد نفر تلفات می دهند.

خودتان را بگذارید جای غربی‌ها. آن ها هنوز از سرگیجه ی این اتفاق درنیامده اند. عمل کرد تیم ایرانی در ژنو به قدری حرفه ای بود که با منش خود اصل مساله را بی هیچ هزینه یا فوت وقتی حل کردند. تمام طرح های تبلیغاتی و تخریبی شکست خورد و دیدم نتانیاهو چگونه از جایی به جایی می رفت تا بتواند کسی را بر ضد ایران با خود همراه کند ولی کشورهای دنیا هم دیگر مایل نیستند امیال کودکانه ی این دولت تندخو را برنامه ی اصلی سیاست خارجی خود کنند.
ثانیا سوریه هیچ وقت هدف اولی و بالذات غرب نبود. شکست دادن رژیم شیعه مذهب اسد در میان کشورهای سنی مذهب می توانست دامنه ی نفوذ هلال شیعی را کم و کوتاه کند چون سوریه پس از شهرهای کربلا و نجف در عراق و مشهد و قم در ایران، مهم ترین مرکز تجمع، مقصود نمادین و زیارت گاهی است که برای شیعیان محترم است. آن ها می توانستند با کنار زدن اسد یا یک نظام سنی مذهب روی کار آوردند تا بتوانند مسایل بین مصر و اسراییل را حل کنند یا با ایجاد یک حکومت تکفیری جانب عربستان و کشورهای خلیج فارس را بالا نگه دارند یا اصلا با شکل دهی یک نظام لاییک از سقوط دولت ترکیه و ادامه ی درگیری های مرزی و داخلیش جلوگیری کنند تا دست کم این متحد پرهزینه ی قدیمی بتواند کاری کند. این ها سه طیف حامیان قدیم آمریکا در منطقه هستند که همه مثل درختان آبیاری نشده دارند از دست می روند و با حفظ موقعیت اسد در سوریه امیدشان را از دست دادند چون تصور نمی کردند در برابر کشوری که هم مرز با رژیم خونخوار و اشغال گر قدس است شکست بخورند و رژیمی شیعی در کنار گوش صهیونیست ها چون خاری در چشم او باقی بماند و نظام تبلیغی تسلیحاتی غرب هم با این عرض و طول هیچ کاری دست آخر نتواند بکند جز اعلام بی میلی به مکالمه. وقتی طرفین مرافعه از جلسات پرهیاهوی دادگاهی در می آیند، بین طرف پیروز و طرف بازنده کدام یکی می گوید میلی به گفتگو ندارد؟ حمام خونی که آمریکا در سوریه به راه انداخت باعثشد دولت های عراق و سوریه و بیش از پیش به هم نزدیک شوند. طبیعی است که شکست توطئه ی اسراییل در نشست های هسته ای ژنو باعثشود به ادامه ی این بازی بی میل شوند.

اگر شورشیان به ژنو نروند تکلیف سوریه چه می شود؟

جونز: مردم به زندگی شان ادامه می دهند، اسد حکومت را در دست دارد و تکفیریون جنگ پرست به همان جایی می روند که از آن آمده اند تا بلکه شاید این بار اصلا جنگی بر ضد کارفرمایان خود راه بیندازند. چنان که دیدیم این بار، مثل وقتی نیکسون در مخالفت کامل با سیاست های معمولش به چین کمونیست سفر کرد، اوباما طی یک حرکت تاریخی جانب دوست و بلکه ارباب خود اسراییل را به راحتی زمین گذاشت و از ادامه ی بازی به روش خون بار او دست کشید. همان طور که مسلمانان برای نجات جان برادران هم کیش خود دعا می کنند پاپ واتیکان هم در هشتم سپتامبر پیروانش را به دعای دسته جمعی برای سوریه فراخواند. همان طور که دقیقا در روزهای پیروزی انقلاب ایران در سال ۷۹ پاپ آن دوره در ورشو به همراه پیروانش برای سرنگونی حکومت کمونیست دعا کرد. به زعم من عمل کرد عاقلانه ی اوباما تاثیر اراده ی این همه مردم است که با ادامه ی جنگ طلبی های کودکانه مخالفند. من نشست صلح سوریه در ماه ژانویه را زمینه ساز پیروزی حکومت مشروع واقع در خاک سوریه می دانم و به نظر من آن ها می توانند از هم اکنون جشن پیروزی شان را برگزار کنند. چه دلیلی مهم تر از پیروزی هم پیمان مهم شان ایران در مذاکرات هسته ای و پرهیز مبارک جنگ افروزان از شرکت در نشست های ژنو۲؟

ارسال نظر