|
|
کدخبر: ۱۸۵۰۵۸

با معرفی و بررسی و بیوگرافی بازیگران و عوامل فیلم سینمایی بدون قرار قبلی همراه ما باشید.

فیلم بدون قرار قبلی جدیدترین ساخته بهروز شعیبی و محصول سال 1400 است. این فیلم به تازگی به اکران عمومی رسیده است. با معرفی و بررسی و بیوگرافی فیلم سینمایی بدون قرار قبلی همراه ما باشید.

فیلم بدون قرار قبلی درامی ایرانی محصول سال 1400 به کارگردانی بهروز شعیبی و نویسندگی فرهاد توحیدی و مهدی تراب بیگی است. تهیه کننده این فیلم نیز محمود بابایی است. جالب است بدانید که فیلمنامه فیلم سینمایی بدون قرار قبلی با الهام از یکی از داستان‌های مصطفی مستور، نویسنده و مترجم ایرانی، نوشته شده است.

 

« معرفی فیلم بدون قرار قبلی »

فیلم بدون قرار قبلی محصول سال 1400 کشور ایران به کارگردانی بهروز شعیبی ،این کارگردان و بازیگر و نویسنده 41 ساله متولد مشهد در جدیدترین فیلم خود که کارگردانی کرده است قرار است یک داستان درام و خانوادگی را روایت کند،بهروز شعیبی که دو فیلم را همزمان با هم آماده نمایش در 1401 دارد که در یکی از آنها نقش بازیگر و در دیگری نقش کارگردان را هنرنمایی می کند،شغیبی در فیلم هناس در کنار مریلا زارعی بازی می کند و در فیلم جدید خود که آن را کارگردانی کرده است باز هم همانند هناس یک درام خانوادگی را روایت می کند.

PicsArt_22-06-20_22-01-57-474
پوستر فیلم سینمایی بدون قرار قبلی

شاید اکران همزمان دو فیلم از یک بازیگر و کارگردان میتواند به شکست یکی از آنها منتهی شود و این را میشود به نا هماهنگی سازنده ها عنوان کرد و امکان شکست یکی از فیلم ها منتهی شود در فیلم بدون قرار قبلی فرهاد توحیدی و مهدی تراب‌بیگی نویسندگی فیلمنامه این فیلم را بر عهده داشته اند،فیلم در مورد دختری به نام یاسمن است که به دلیل مرگ پدرش بعد از مدت ها به ایران بازگشته است و به دلیل اینکه پسر یاسمن به اوتیسم مبتلا می باشد سفر برای او کمی دشوار می باشد، یاسمن پس از بازگشت به ایران از میراثی که پدرش برای او به جا گذاشته است متعجب میشود و در زادگاه پدرش با افرادی جدید روبرو میشود و….

فیلم سینمایی بدون قرار قبلی به کارگردانی بهروز شعیبی برای اولین بار در تاریخ 18 بهمن 1400 در چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش عموم درآمد و در 5 رشته مختلف نامزد دریافت جایزه گردید و توانست جایزه بهترین صداگذاری را نصیب خود نماید،همچنین در بهخش های مانند بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه هم نامزد گردید اما موفق به کسب آن نشد همچنین این فیلم توانست سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی در این جشنوراه نصیب خود نماید.

در فیلم سینمایی بدون قرار قبلی پگاه آهنگرانی بازیگر نقش اول فیلم می باشد پگاه آهنگرانی که این روزها در حال کسب تجربه و کارگردانی می باشد و از حیطه بازیگری کمی فاصله گرفته است حال با یک فیلم درام دیگر به گیشه های سینما بازگشته است اخرین فیلم این بازیگر به سال 1398 بازمیگردد و حال در سال 1401 با یک نقش اول به سینما برگشته است.

تاریخ‌های انتشار
۱۸ بهمن ۱۴۰۰ (فجر)
 
۱۸ خرداد ۱۴۰۱ (ایران)
مدت زمان
۱۲۰ دقیقه
کشور ایران
زبان فارسی

 

 

« موضوع فیلم بدون قرار قبلی »

داستان فیلم در مورد دختری به نام یاسمن است که پس از سال‌ها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار می‌کند. یاسمین شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشته‌است باعث تعجب او می‌شود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را می‌شناسند او را به درک تازه‌ای از انسان و مفهوم مرگ می‌رساند.

از اینجا بخوانید: علی شادمان در سریال یاغی

 

« جوایز و افتخارات »

جایزه رده نامزد نتیجه  
چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر بهترین صدابرداری عباس رستگارپور نامزدشده  
بهترین صداگذاری علیرضا علویان برنده
بهترین فیلمبرداری محمد حدادی نامزدشده
بهترین فیلمنامه فرهاد توحیدی

مهدی تراب‌بیگی

نامزدشده
بهترین کارگردانی بهروز شعیبی نامزدشده
سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی بهروز شعیبی

محمود بابایی

برنده

 

 

« عوامل فیلم سینمایی »

-تهیه کننده: محمود بابایی

-کارگردان: بهروز شعیبی

-نویسنده: فرهاد توحیدی/ مهدی تراب‌بیگی

-بازیگران: 

  • پگاه آهنگرانی

  • مصطفی زمانی

  • الهام کردا

  • امین میری

  • محمد کیانی

  • عرفان ابراهیمی

  • رضا صابری

  • حامی ترابی

  • صابر ابر

-موسیقی: مسعود سخاوت دوست

-فیلمبردار: محمد حدادی

-تدوینگر: عطا مهراد

-سایر عوامل فیلم:

مدیر پروژه : علیرضا رضاداد ، نویسنده : فرهاد توحیدی ، مهدی تراب بیگی ، مجری طرح : محمدحسین انصاری ، مشاور پروژه : بهزاد هاشمی ، مدیر تولید : امیر نشاط ، مدیر فیلمبرداری : محمد حدادی ، دستیار اول فیلمبردار : احمدرضا گودرزی ، تدوین : عطا مهراد ، عکاس : امید صالحی ، مدیر صدابرداری : عباس رستگارپور ، طراح صحنه : کیوان مقدم ، طراح لباس : هدی میرزایی ، طراح چهره پردازی : فاطمه کمالی ، زهرا کمالی ، مدیر تدارکات : محمود کریمی ، جانشین تولید : کاظم نامنی ، جلوه های ویژه میدانی : آرش آقابیک ، جلوه های ویژه کامپیوتری : میلاد فرج اللهی ، سرپرست گروه کارگردانی و دستیار اول کارگردان : صالح غربی جوان ، برنامه ریز : اشکان سپهر ، منشی صحنه : غزل رشیدی ، مشاور تهیه کننده : ایزد مهرآفرین ، مشاور رسانه ای : مهرداد معظمی

از اینجا بخوانید: جزئیات زندگی پارسا پیروزفر بازیگر سریال یاغی

 

« معرفی بازیگران »

 

  • پگاه آهنگرانی در نقش یاسمن

پگاه آهنگرانی بازیگر ایرانی متولد 2 مرداد 1363 در شهر اراک است. او فرزند منیژه حکمت و جمشید آهنگرانی است که هر دو از کارگردانان ایرانی محسوب می‌شوند. وی در 6 سالگی و با فیلم گربه آوازخوان برای اولین بار جلوی دروبین رفت و سپس با بازی در فیلم دختری با کفش‌های کتانی در 15 سالگی درخشید.

PicsArt_22-06-20_22-02-47-961
پگاه آهنگرانی

برخی از دیگر آثار پگاه آهنگرانی عبارتند از زندان زنان (1380)، سه زن (1385)، آتش سبز (1386)، ورود آقایان ممنوع (1389)، دربند (1391)، مادر قلب اتمی (1393)، هفت ماهگی (1394)، سارا و آیدا (1395)، گیسوم (1398)، بندر بند (1399) و برای مرجان (1399).

 

  • مصطفی زمانی

مصطفی زمانی بازیگر ایرانی متولد 30 خرداد 1361 در گیلان است. این هنرپیشه با بازی در نقش یوسف پیامبر در سریالی به همین نام وارد عرصه بازیگری شد و به شهرت رسید. برخی از دیگر آثار مصطفی زمانی عبارتند از سریال‌های شهرزاد (1394-1396)، نهنگ آبی (1397)، کرگدن (1398) و فیلم‌های آل (1388)، قصه پریا (1389)، جیب بر خیابان جنوبی (1390)، خط ویژه (1392)، یک روز بخصوص (1394)، لابی (1395)، روز ششم (1399) و فیلم بدون قرار قبلی (1400).

PicsArt_22-06-20_22-03-51-677
مصطفی زمانی
  • الهام کردا

الهام کردا بازیگر و کارگردان تئاتر متولد 17 آذر 1357 در تهران است. وی لیسانس طراحی صحنه دارد و از سال 1380 وارد تئاتر شده است. برخی از آثار این هنرپیشه عبارتند از سریال‌های با من بمان (1380)، حیرانی (1391)، مهرآباد (1392)، تعبیر وارونه یک رویا (1394) و فیلم‌های برف روی کاج‌ها (1390)، حوض نقاشی (1391)، ملبورن (1392)، رگ خواب (1394)، آندرانیک (1396)، سرکوب (1397) و بدون قرار قبلی (1400).

PicsArt_22-06-20_22-04-51-117
الهام کردا
  • رضا صابری

رضا صابری (زاده ۱۳۲۷ در مشهد) کارگردان، نویسنده و بازیگر تئاتر معاصر است. او از دهه پنجاه شمسی به بعد در عرصه تئاتر ایران حضور فعال داشته‌است. بعد از انقلاب اولین حضور او در جشنواره تئاتر فجر به دور دوم این رویداد بازمی‌گردد که نمایش مظلوم پنجم را در کنار آثاری نظیر خرقه ارغوانی اثر حسین نوری و فرمان عاشورا اثر ابراهیم‌آبادی به روی صحنه برد.

او سال ۱۳۸۲ موفق به دریافت گواهی‌نامه درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.

PicsArt_22-06-20_22-05-51-991
رضا صابری
  • صابر ابر

صابر ابَر (۱۸ خرداد۱۳۶۳ در تهران) بازیگر سینما و تئاتر ایرانی است. وی به خاطر بازی در فیلم درباره الی نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در ۲۷ امین جشنواره فیلم فجر و به خاطر بازی در فیلم دایره زنگی نامزد بهترین بازیگر نقش اول مرد در ۲۶ امین جشنواره فیلم فجر شد.

PicsArt_22-06-20_22-06-48-969
صابر ابر

« نقد فیلم بدون قرار قبلی »

بهروز شعیبی یکی از معدود کارگردانان سینمای ایران است که عقاید خاص خودش را دارد و همواره سعی می‌کند در راستای اعتقادات خود که به آ‌نها باور قلبی دارد، فیلم بسازد. اگر از این زاویه به «بدون قرار قبلی» نگاه کنیم، با همه تفاوت‌هایی که این فیلم نسبت به آثار قبلی این کارگردان دارد، یک ادامه‌ی منطقی برای کارنامه‌ی کاری بهروز شعیبی به حساب می‌آید. فیلم بدون قرار قبلی تمام المان‌های فرمی و مضمونی‌ای که شعیبی به‌عنوان کارگردانی که دلبسته سنت‌های اسلامی است را درون خود دارد. در ادامه به نقد و بررسی این فیلم می‌پردازیم.

 

  • به دنبال فرهنگ بومی

بهروز شعیبی در تمام کارهایی که تا به امروز ساخته (حتی درام تاریخی مانند سیانور) به‌دنبال تصویری کردن فرهنگ بومی ایرانی است؛ فرهنگی که با تکیه بر میراث غنی اسلامی، هویتی تاریخی به نام ایران را شکل داده‌اند. از «باغ آلوچه» به‌عنوان یک سیاه مشق در کارنامه کاری بهروز شعیبی که بگذریم؛ از «دهلیز» به این‌سو ما با کارگردانی مواجه هستیم که به فراخور داستان می‌کوشد، عقاید خود را در فیلم‌هایش به نمایش بگذارد.

در «دهلیز» شعیبی با یک رویکرد اخلاق‌مدارانه که ناشی از باورهای دینی مردم ایران است به موضوع قصاص پرداخت و بر لزوم بخشیدن به‌عنوان یک اصل اصیل ایرانی-اسلامی تاکید کرد. نقطه تفاوت «دهلیز» با سایر فیلم‌هایی که درباره قصاص ساخته شده‌اند نیز در همین است. «سیانور» داستان یک تغییر تاریخی در سازمان مجاهدین خلق را روایت می‌کند. تغییر فاز این گروه سیاسی از عقاید اسلامی به سمت عقاید مارکسیستی. شعیبی در این درام تاریخی از گرایش‌های سیاسی خود که باز هم نشأت گرفته از اسلام سیاسی است، پرده برمی‌دارد.

او در این فیلم نشان می‌دهد که چیزی که در نهایت مجاهدین خلق را به نابودی کشاند، عدم‌پیروی از توصیه‌های آیت‌الله خمینی در باب مبارزه‌ی مسلحانه بود. «پرده‌‌نشین» و «روز بلوا» دو فیلم شعیبی درباره روحانیت است که او در آنها می‌کوشد تا تصویر دیگری از روحانیت را برای مخاطب به تصویر بکشد. او می‌خواست به مخاطب نشان دهد که بدنه‌ی اصلی روحانیت، قهرمان‌های اخلاق‌مدار و مردم‌دوست فیلم و سریال او هستند. «دارکوب» هم یک درام اجتماعی بود که داستان آن حول محور موضوع مادر بودن می‌چرخید.

شعیبی با همان نگاه اخلاق‌مدار و اسلامی خود در این فیلم سعی داشت تا نشان دهد که چرا مادری کردن حق تمام زنان جهان است، حتی اگر اعتیاد داشته باشند. اما «بدون قرار قبلی» نقطه‌ی اوج کارنامه‌ی شعیبی به‌لحاظ هماهنگی داستان با جهان‌بینی این کارگردان است. در این فیلم او تلاش دارد تا از یک هویت درونی و باطنی حرف بزند؛ هویتی ایرانی-اسلامی که در باطن هر ایرانی وجود دارد، حتی اگر در خارج از مرزهای جغرافیایی ایران زندگی کرده باشد.

مشهد در فیلم «بدون قرار قبلی» مفهومی فراتر از یک شهر دارد و عصاره‌ و چکیده‌ی فرهنگ بومی ایرانی است که به‌واسطه‌ی حضور حرم مطهر امام رضا (ع) ابعادی عرفانی هم پیدا کرده است. در واقع مشهد همان شهری است که به یاسمن (پگاه آهنگرانی) این فرصت را می‌دهد که متحول شود و به خویشتن خویش که به‌واسطه‌ی زندگی در غرب مغفول مانده بود، بازگردد. این فیلم در واقع یاسمن را تبدیل به همان زنی می‌کند که در فرهنگ ایرانی سراغ داریم. در ادامه با بیانی روشن‌تر به نقد فیلم بدون قرار قبلی می‌پردازیم.

 

  • داستان یک سفر 

«بدون قرار قبلی» داستان یک سفر است، سفری که دو وجه دارد؛ وجه بیرونی و وجه درونی. وجه بیرونی سفر همان سفر یاسمن از آلمان به ایران برای اجرای وصیت‌نامه‌ی پدر است. وجه درونی سفر اما طی طریق شهودی و باطنی یاسمن در طول این سفر است که در نهایت به تحول او منجر می‌شود؛ تحولی که او را از یک زن ناآشنا به فرهنگ ایرانی تبدیل به زنی ایرانی می‌کند.

شعیبی برای روایت این سفر از تکنیک‌های خاصی برای روایت داستان خود استفاده کرده است. در فرم بصری فیلم، میان تصاویری که شعیبی در آلمان گرفته با تصاویری که در ایران فیلمبرداری کرده، تفاوت‌های بسیاری وجود دارد. تصاویر فیلمبرداری شده در آلمان سرد و کدر هستند و رنگ غالب در این تصاویر خاکستری است. یک خاکستری افسرده و مرده که بیانگر تنهایی و وضعیت آشفته‌ی زندگی یاسمن است. اما زمانی که یاسمن به ایران و خصوصا مشهد سفر می‌کند، جنس تصاویر عوض می‌شود و ما با تصاویر گرمی مواجه می‌شویم که دقیقا بیانگر گرمای موجود در زندگی ایرانی است.

یک زرد طلایی خوش‌رنگ که به تصویر خانواده‌ی ایرانی، حرم مطهر و شهر مشهد گرمای خاصی می‌بخشد. شعیبی در موقعیت‌های داستانی هم همین رویه را استفاده می‌کند. به‌طوری‌که ما در آلمان ما با مردم و جامعه‌ی سرد و دل‌مرده‌ای مواجه هستیم که محبت و شور در آن مرده است. همچنین همه‌چیز برمبنای یک نظم آهنین اداره می‌شود و مردم کوچک‌ترین توجهی به هم ندارند. برخلاف آلمان ما در ایران با مردمی گرم و پُرشور مواجه هستیم که نه‌تنها به یکدیگر توجه دارند بلکه می‌کوشند که یاور و غمخوار یکدیگر نیز باشند و با تمام مصائبی و مشکلاتی که شاید خودشان داشته باشند، برای مصائب و مشکلات دیگران هم راه‌حل پیدا کنند.

PicsArt_22-06-20_22-07-53-356
بهروز شعیبی، کارگردان فیلم سینمایی بدون قرار قبلی
  • مضمون‌زدگی

فیلم بهروز شعیبی گرما و ریتم خوبی دارد و تماشاگر را در اکثر دقایق فیلم با خود همراه می‌کند. اما مشکل اصلی فیلم نه در نحوه‌ی روایت داستان بلکه در خود داستان است چراکه در بسیاری از دقایق فیلم ما سایه‌ی سنگین مضمون مدنظر کارگردان را بر روی فیلم احساس می‌‌کنیم. کارگردان برای نشان دادن گرمای ایرانی فقط بر روی یک زندگی خانوادگی تاکید می‌کند و مدرن بودن آدم‌ها را به کارکردن با لپ‌تاپ فرو می‌کاهد. این نگاه بعضا سطحی برای کارگردانی که می‌خواهد یک فیلم تحلیلی در ستایش فرهنگ ایرانی بسازد، یک آفت به حساب می‌آید.

با تمام تلاش به بار نشسته، شعیبی برای هرچه جذاب روایت کردن داستان اقتباسی‌اش (فیلم برگرفته از رمانی نوشته‌ی مصطفی مستور است) نتوانسته مشکل مضمون‌زدگی داستان را حل کند. مضمون‌زدگی سطح موضوعی به این مهمی را تا حد مثال‌های ساده و پیش‌پا اُفتاده پایین می‌آورد. نتیجه‌ی چنین رویکرد غلطی این می‌شود که «بدون قرار قبلی» با تمام مزیت‌هایی که به‌عنوان یک فیلم سینمایی دارد تبدیل به یک فیلم کامل نمی‌شود.

اما در همین شکل فعلی «بدون قرار قبلی» فیلمی قابل‌تامل از کارگردانی توانمند است که علاقه دارد تا مطابق عقایدش فیلم بسازد. به‌طورکلی هیچ فیلمی در سینمای ایران به‌اندازه‌ی این فیلم در نمایش هویت فرهنگی ایران موفق نبوده است. این موضوع برای بهروز شعیبی، کارگردانی که علاقه دارد بیش‌ از هرچیز فیلم‌هایش شبیه عقایدش باشند، یک دستاورد بسیار بزرگ به حساب می‌آید.

از اینجا بخوانید: مریلا زارعی در نقش همسر شهید هسته ای

 

« نقد فیلم از دیدگاه منتقدان »

 

  • شبنم محمودی شرق(عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران) :

«شعیبی در کارگردانی عالی است. بازی بازیگران آنقدر حسی و خوب است که نمی‌دانی به کدام توجه کنی. پگاه آهنگرانی در نقش یاسی درخشیده، آن چهره‌ای که در اوایل فیلم هیچ حسی در آن پیدا نیست تا آن سکانس بی‌نظیر درد و دل با دخترخاله‌اش نرگس که تمامی بغض‌های چندساله‌اش را فرو می‌ریزد عالی است. الهام کردا با آن لهجه شیرین مشهدی و چشم‌های کمی درشت‌شده و حرکات اغراق آمیز بدن هم خوب است. بازیگر نقش الکس تصویر کاملی از یک بچه اوتیسمی به نمایش می‌گذارد و صابر ابر در آن نقش کوتاه درخشیده. شاید فقط در این میان مصطفی زمانی است که بازی متوسطی از خود ارائه می‌دهد».

 

  • علی کریمی(منتقد سینمایی) :

«مفاهیم کلیشه‌ای مانند، کشف حقیقت در فیلم شعیبی رنگی تازه به‌خود می‌گیرد. نگرانی‌های سطحی مادرِ قصه، با برطرف شدن مشکل اصلی زندگیش، حل می‌شود و فرزند او نیز راه خوب زندگی کردن را پیدا می‌کند. بازی درخشان و البته متفاوت پگاه آهنگرانی در کنار کارگردانی خوبِ بهروز شعیبی، اثری متفاوت را در دوره چهلم جشنواره فیلم فجر به نمایش گذاشته است. اثری که مخاطبان خودش را دارد».

  • سام بهشتی(منتقد سینما) :

«بدون قرار قبلی یک فیلم با رویکرد اجتماعی که دغدغه معنوی دارد و در این مسیر سر بلند است و این دغدغه در جهان فیلمساز به یک مساله مهم تبدیل شده است. سه ضلع دارد، ضلع نخست جهان حاکم بر قصه است که قصه‌اش را در یک چارچوب مشخص با شخصیت پردازی منسجم به دور از بیراهه رفتن و دور باطل روایت می‌کند و این امر در این فیلمنامه سخت؛ یک اتفاق بزرگ به لحاظ سینمایی بودن و شکل گیری درام محسوب می‌شود، ضلع دوم این ماجرا جایی شکل می‌گیرد که با یک کارگردانی مواجه هستیم که به پختگی و تکامل رسیده است و مسیر دشواری را برای رسیدن به این سلوک معنوی طی کرده است.

اما ضلع قوی و مقتدر آن انتخاب و از همه مهمتر اعتماد کارگردان به شخصیت اول زن قصه است. پگاه آهنگرانی در بدون قرار قبلی بدون شک حضور مغتنم و شورانگیزی دارد، جدی‌ترین و سخت‌ترین بازی عُمرش را در مقام بازیگر ارائه کرده است و این قابل باور بودنش و نحوه جان بخشیدن به شخصیت است که این فیلم را تماشایی می‌کند».

  • احسان رحیم زاده(خبرنگار سینمایی) :

«فیلمساز با تاکید بر موقعیت الکس تفاوت‌های دو فرهنگ غربی و شرقی را بازنمایی‌ می‌کند. دویدن بچه‌ها در خانه‌های حیاط‌دار، آب‌بازی و آتش‌بازی آنها و اناری که لباس الکس را سرخرنگ می‌کند؛ همه تکه‌هایی از فرهنگ شرقی هستند. یاسی و الکس که سایه پدر را بر سرشان حس نکرده‌اند در شهر مشهد گرمای حضور همه اعضای خانواده در کنار یکدیگر را لمس می‌کنند. خانواده‌ای که اعضایش آدم‌های بی‌شیله و پیله‌ای هستند و زندگی را مثل آن طرف آبی‌ها سخت نمی‌گیرند».

  • حمیدرضا کاظمی پور(عضو انجمن منتقدین و نویسندگان سینمای ایران) :

«بدون قرار قبلی قصه جدیدی در سینمای ایران نیست، نه قصه‌اش، نه جنس روایتش و نه نوع زاویه نگاهش، اما فیلمی است که می‌تواند احساس مخاطب خود را تحریک کرده و ارتباطی عاطفی در آن ایجاد کند. فیلم پر است از خرده روایت‌هایی همچون پسربچه کاراکتر اصلی فیلم که از بیماری اتیسم رنج می‌برد و ماجراهایی را با خود به همراه دارد، قصه قبری میراثی در حرم مطهر امام رضا تا ارتباط میان یاسمین با مهندس شایقی با بازی مصطفی زمانی که همگی قرار است در خدمت روایت اصلی داستان فیلم با مضمون «بازگشت» باشند».

  • عباس مدحجی

بدون قرار قبلی حاصل همکاری بهروز شعیبی در شمایل کارگردان و فرهاد توحیدی بعنوان سناریست است. شعیبیِ مشهدی که فیلم دیگری بنام "هناس" را جشنواره فیلم فجر چهلم در مقام بازیگر دارد، چندمین فیلم بلند خود را بعد از تجربه های موفقی مثل دهلیز و دارکوب و ناموفقی مثل روزبلوا [و فیلم تبلیغاتی محمدباقر قالیباف کاندیدای همشهری خود برای انتخابات ریاست جمهوری‌]، با اقتباسی از داستانهای "مصطفی مستور" نویسنده ی موفق اهوازی  جلوی دوربین برده است.
فرهاد توحیدی، فیلمنامه نویس اثر که دبیری جشن خانه سینما، ریاست خانه سینما و دبیری دوره های پنجم و ششم جشنواره بین المللی فیلم سبز ایران را در کارنامه دارد، آثار متنوعی در ژانرهای گوناگون طنز‌، سیاسی و حتی کودک را قلم زده که میتوان از بین آنها  از حیث تنوع به شهرموشها۲ ، امکان مینا، پرونده هاوانا و پنجاه کیلو آلبالو اشاره کرد.

بدون قرار قبلی فیلم خوش ساخت و سَرِریتم است که به آرامی فرصت رسوب حرفش را در ذهن مخاطب میدهد. فیلم الکن نیست و عجله ای برای جا انداختن فحوای کلامش ندارد. شعیبی با استفاده ی درست از آگاهی هایش از جغرافیا و فرهنگ محل تولدش، تماشاگر را با خود در سفر به خراسان همراه میکند و در این سفر تک به تک اِلِمانهای مورد نظرش را به ترتیب میچیند. از قطار که وسیله ای پراستفاده برای سفر به مشهد است آغاز میشود و با نبات و سوغاتی و لهجه خراسانی و دوتارنوازی و هتل سازی و شتر و کویر و عروسی بومی و هنرکاشی کاری ادامه میابد و در حرم امام هشتم و نقاره هایش به اوج می رسد.

شعیبی از پگاه آهنگرانی که مدتی بازیهایش از فرم افتاده بود بازی قابل قبولی میگیرد و توانسته کارکتر زن مطلقه ی تنها و بزرگ شده در کشور غریب با کودک اوتیسمی را در حد خوبی دربیاورد. کارکتری که سفری می آغازد از سر اجبار ، ادامه میدهد از سر کنجکاوی و تمام میکند از سر بلوغ دانستن. همزمان که فیلم ویژگی های شخصیت غایب پدر را به خورد مخاطب میدهد ، شخصیت یاسی هم از رکود و جمود در می آید و گویی حرارت مردم مشرق بر سردی نگاه های مغربیان میچربد و یاسی را در آغوش میکشد. بدون قرار قبلی سفری ست عارفانه از قلب اروپای سرد و پیشرفته به دورترین نقطه ی صمیمی و گرم شرق و ملجا تمام درماندگان ایران. 

  • افشین علیار

 

بهروز شعیبی با ساخت چند فیلم آخرش نشان داد که نمی تواند دیگر فیلمی به اندازه دهلیز بسازد فیلمی که اندازه پرده سینما باشد بیرون نزند منطق روایی یا از سروشکل منسجمی برخوردار باشد ، بعد از روز بلوا که احساس می شد شعیبی آن را با توجه و نگرش سفارشی ساخته که نتیجه اش اندازه تله فیلم است دیگر سمت و سویش را تغییر می دهد و سراغ سینمای مستقل می رود اما همچنان فیلم های شعیبی دایره وار در حال درجا زدن می باشند ، بدون قرار قبلی آخرین ساخته او نمی تواند یک فیلم سینمایی حداقلی باشد چرا که بسترسازی اش جواب مثبتی با نگاه شعیبی نداشته، بدون قرار قبلی اثر کنُد و یکنواختی ست که حتی با جلو رفتن قصه نمی تواند مخاطبش را تحت تاثیر قرار بدهد یعنی قصه کشش لازم برای درگیری مخاطب ندارد انگار که این فیلم باید ده سال پیش ساخته می شد تاریخ انقضای فیلم گذشته، ایده فیلم به ناکجایی کشانده شده شخصیت پردازی ها لنگ می زنند یاسمین با اینکه باید به عنوان شخصیت اصلی به سمپاتی داشته باشیم اما به دلیل منفعل بودنش نمی توانیم قبولش کنیم سی سال آلمان بوده اما فارسی را به درستی حرف می زند و حتی در بیشتر نماها لهجه اش را فراموش می کند از ورود یاسمین به ایران دوربین به شدت توریستی می شود و انگار کارکرد اثر برای جشنواره های خارجی ست دختری که بعد سی سال به ایران می آید چون پدرش وصیت کرده اما کارکرد یاسمین در ایران هیچ منطقی ندارد جز یک دروهمی حتی کارگردان نمی تواند ایده اش را گسترش بدهد تا به یک منطق روایی یا گره افکنی برسد اینکه چرا پسر یاسمین باید مبتلا به اوتیسم باشد و ناسازگار معلوم نیست الکس اگر نا شنوا بود تاثیر بیشتری داشت اما کارکرد این نقص تا سکانس آخر که نمادگرایی مفرط از شفایی ست که نشان هم داده نمی شود هیچ کنش گرایی دیگری ندارد یعنی استفاده ای از او نشده اینکه حالا او نمی تواند بگوید مادر چندان مسئله مهمی برای اثر نیست اضافه کنید که مادر بودن یاسمین هم تعریف درستی ندارد و حس مادر بودنش لنگ می زند خودِ یاسمین هم درست معرفی نمی شود جلوتر مهندس هم به شدت منفعل و عقب افتاده است کجا نشان می دهد او مهندس است اینکه با چند کارگر حرف می زند دلیلی بر معرفی شخصیت او نیست عشقی هم که به یاسمین دارد درنمی آید تحول آنی یاسمین هم بعد پی بردن به اصل ماجرا و رفتنش به حرم امام رضا شوخی به نظر می رسد زنی که سی سال در آلمان زندگی کرده نگرش و واکنش تماما ایرانی دارد و این ضعف در شخصیت پردازی محسوب می شود و نمی توانیم او را به عنوان یک شخصیت باور داشته باشیم همچنین در اجرا هم با اتفاق مهمی روبرو نیستیم یعنی اجرایی که شعیبی در دهلیز یا سیانور داشت در اینجا جواب منفی داده است این فیلم قطعا در حد و اندازه یک فیلم تلویزیونی یا جشنواره ای می تواند باشد ، حضور پگاه آهنگرانی هم به شدت تکرار نقشش در فیلم گیسوم است انتخاب او بشدت اشتباه بوده و بازی آهنگرانی نمی تواند باورپذیری لازم را داشته باشد. شعار اینکه زنده باد ایران و مرگ بر اروپا در فیلم موج می زند و اضافه کنید فیلم زیر بار احساسات گرایی رفته که البته نتوانسته موفق باشد. 

  • محمدرضا چاوشی

بدون قرار قبلی نه‌تنها یک پس رفت برای شعیبی محسوب می‌شود بلکه گامی رو به عقب برای کل سینمای ایران است. ظاهراً بنیاد سینمایی فارابی باز هم برگشته است به همان وضعیت اسف باری که در دهه‌های گذشته در سینمای ایران به وجود آورد. باز هم فیلم‌های به ظاهر دینی و معناگرایی که معلوم نیست مخاطب عامی داشته باشد و فروشی. البته که برای چنین بنیادی اساساً فروش فیلم، مسئله مهمی به حساب نمی‌آید. بیش از هفت میلیارد تومان به فیلم بدون قرار قبلی کمک مالی شده است و حاصل آن چیزی است که در دهه 60 و 70 شمسی نمونه‌های آن را به وفور می‌توان یافت. این فیلم از آن جهت گامی رو به عقب است که همان مسیر آثار آن زمان را طی می‌کند و هیچ شیوه بدیع و تازه‌ای برای روایت قصه وجود ندارد. 

ریتم بیش از نیمی از فیلم همانند حرکت همان لاک‌پشتی است که گاهی در فیلم می‌بینیمش. در یک سوم پایانی است که تازه موتور فیلم روشن می‌شود اما دیگر فایده چندانی ندارد. سفر درونی یاسی با بازی پگاه آهنگرانی طبعاً می‌بایست مخاطب را هم درگیر خود کند و ما سیر تغییر و تحول را در او ببینیم. این همان چیزی است که در فیلم غایب است و سعی شده است با چند المان و شیء مانند انار، تار، حوض و ... این خلاء پر شود که نمی‌شود. مشکل اصلی فیلم شعیبی این است که همه جایش فریاد می‌زند که سفارشی است و نمی‌تواند خود را از این پیله رها کند. اگر نام بنیاد فارابی را هم نمی‌دانستیم گویی وزارت گردشگری سفارش ساخت این اثر را داده است و چه تصاویر کارت پستالی خوبی که به کار آن‌ها می‌آید برای معرفی ایران به خارجی‌ها. تازه‌ترین ساخته شعیبی در مجموع با اینکه خوش آب و رنگ است اما در حد یک تله فیلم تلویزیونی است که اگر مخاطب حوصله‌اش بکشد می‌تواند به تماشای آن بنشیند. 

  • زهره نبی زاده

جشنواره چهلم فیلم فجر که با حواشی فراوان، قبل، حین و بعد از برگزاری روبرو بود به پایان رسید و جوایز آن هم به خوبی و خوشی تقسیم شد. برخی هم با تعجب به این رویداد نگریسته و اعتراص کردند و آن را غیر قابل باور پنداشتند. اما تعجب نگارنده از همین اعتراضات است زیرا همه شرکت کنندگان در یک زمین بازی وارد شده اند که به خوبی برگزار کنندگان، قوانین، داوران و تحلیل و تفسیر کننده آن یعنی صدا و سیما را می شناسند. در بالای این زنجیره رئیس سازمان سینمایی جناب آقای محمد خزایی تهیه کننده «قلاده های طلا» و در پائین زنجیره برنامه هفت و مسعود فراستی -که یک فیلمفارسی سخیف را جزو سه فیلم برتر آن می داند و هر سه چهار دقیقه هم قهقهه می زده- می باشد. بیش از یک دهه است که سینما گران دروغگویی، پنهان کاری و مصلحت اندیشی برای دیگران را یکی از بزرگترین مصائب جامعه می دانند و آن را دستور کار فیلمسازی خود قرار داده اند. اما بدانید اکنون آشکارا به زبان سینمایی خودتان «بدون قرار قبلی» اعلام می کنند اگر صلاح بدانیم می توانیم به شما دروغ بگوییم، پنهان کاری کنیم، مسیر زندگیتان را به آنچه ما می خواهیم تغییر دهیم در حالی که همه اینها را از سر خیرخواهی انجام می دهیم.

  • علی رفیعی وردنجانی

بدون قرار قبلی فیلمی برای فرهنگ ایرانی است که دچار تله غرب‌زدگی شده. بهروز شعیبی با توجه به انباشت تجربی‌اش از آثار تلویزیونی و سینمایی، مشخصا سریال «پرده نشین»، می خواسته اثری هم قد اجتماع و معرفت ایرانی تولید کند. نگاه این فیلمنامه به ادبیات مصطفی مستور بار دیگر ثابت می کند، پیوند اقتباس و برداشت آزاد از ادبیات داستانی می تواند سینما و شکل گیری ایده سینمایی را متحول کند. بازی آهنگرانی منهای لهجه و اداهای غریبه بودنش، تا اندازه‌ای قابل دفاع است. رابطه یاسی با فرزندش، الکس، و چگونگی برقراری ارتباط او با برادر خود و وکیل خانوادگی‌شان، موضوعی است که با آن مسئله پیدا می کنم و حسرت آن را می خورم که ای کاش اینگونه نبود و فیلم راهش را به سمت نقد و دفاع از عقایدی که شخصی و فردی هستند کج نمی کرد.

یاسِ پژمرده

شروع فیلم با آنچه از فیلم‌های ایرانی می‌شناسیم متفاوت است. دکتر، یاسی، در حال احیای بیمار است و ما در یک کات موضوعی می بینیم که مردی ناشناس می میرد. در سکانس بعد به او خبر می دهند که پدرش فوت کرده و وصیت او است که به ایران بازگردد، وصیتی که نانوشته است و... . دکتری که مرگ زیاد دیده چیزی در آن مرگ و خبر فوت پدر حس می کند و غم را بر دل او می نشاند که کاملا مصنوعی است. مسئله‌ای که با شخصیت پیدا می کنم از همین ابتدا نمایان می شود شخصیتی که شعیبی ساخته ذاتا ناامید، خسته و آماده برای گریستن است. این جا به جایی در مکان و سکانس پایانی در حرم امام رضا، چیزی به ذات او اضافه نمی کند. به عنوان مثال چگونه شخصیتی که به یاد نمی آورد بازی در حیاط خانه و اتفاقاتی که در پی آن رخ داده را، می تواند از مشهد و امام رضا تاثیر بپذیرد؟. در بنیاد شخصیت پژمردگی نهادینه شده، پدر و مادرش از هم جدا شده اند، خود از همسرش جدا شده؛ این ابژه‌ها شاید کاربرد مکانیکی در داستان نداشته باشند اما ابزاری برای ساخت ذات شخصیت‌اند. از سویی دیگر دلیل جدایی یاسی از همسرش فرزند ناتوانشان عنوان می شود. فرزندی که به گفته خود او از همه باهوش‌تر رشد کرده و بدون چهاردست و پا راه افتادن شروع به راه رفتن کرده. تصمیم به جدایی یا وصال یک انگاره فرهنگی نیست و نه تنها یک انتخاب شخصی است بلکه حتی نمی توان آن را به طور مستدل عنوان کرد. پس در این جا نقد فیلم بر فرهنگ غرب که با دیالوگی از قول شخصیت بیگانه عنوان می کند: تحمل افراد هم اندازه هم نیست و در جوابش از زبان الهام کردا می شنویم: تنها ما ایرانی ها هستیم و... باطل است. ما نه تنها از همان ابتدای ملاقات فرنگیس، مادر یاسی، با او کم کم وارد عقبه ذهنی – روانی شخصیت می شویم بلکه پس از خوانش نامه‌ای که پدر به عنوان وصیت برای او گذاشته می فهمیم که ازدواج والدینش از ابتدا اشتباه بوده. در خلاصه این فیلم جمله عجیبی آمده است: ... اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را می‌شناسند او را به درک تازه‌ای از انسان و مفهوم مرگ می‌رساند. سوال اصلی این گونه مطرح می شود که آیا این فیلم توانایی آن را دارد که نشان دهد فرهنگ ایرانی نگاه جذاب و مفهومی نسبت به مرگ و انسانیت دارد.

کودکانگی

مقصد هدف فیلم ساز مشهد است. ما حتی در تهران چیزی از فرهنگ ایرانی نمی بینیم که این خود نگاه جبهه گیرانه فیلم‌ساز را می رساند. در مشهد نیز آنچه دیده می شود مانند عکسی است که در آلبوم خاطرات ورق می خورد. مردانگی مهندس، با بازی مصطفی زمانی، نوعی از انسانیت است که می تواند در هر جغرافیا و زمان دیگری اتفاق افتد. اعتراف مهندس به آن که خواسته من بود که شما به ایران بازگردید کودکانه ترین نقطه فیلم است. اگرچه شک یاسی به کسی که دو سال به طور ناشناس با او چت می کرده و... به این کودکانگی سرپوش می گذارد اما به هیچ وجه بهانه‌ای برای آن نمی شود که مردانگی شخصیت مهندس را که هیچ ربطی به ایرانی بودن او ندارد اینگونه نشان دهیم. تنهایی ناتمام یاسی با هر پلان فیلم بیشتر نمایان می شود و سکانس پایانی که الکس در حال به دور خود دویدن است، ناقل معنای انتظار نیست؛ تیتراژ پایانی فیلم بیشتر این پیام را می رساند تا کل فیلم. در چنین حوزه‌ای می توان از «ناگهان درخت» صفی یزدانیان یا «یک حبه قند» میرکریمی، فیلمی که به مراتب فرهنگ ایرانی را بالغانه‌تر نشان داده و... نام برد. بهروز شعیبی فیلم‌ساز حرفه‌ای است داستان را می شناسد و داستانگویی در مدیوم سینما را بلد است اما آنچه این اثر را از دیگر آثارش جدا می کند تلاش برای به رخ کشیدن برتری فرهنگ ایرانی بر غرب است. تلاشی که به هیچ وجه برای تماشاگر این روزهای جامعه ایران که به طور گسترده توان دسترسی به آثار سینمایی جهان را دارد قابل پذیرش نیست و حتی می تواند معکوس عمل کند.

 

« پاسخی واقعی به تصویر دروغین عنکبوت مقدس »

همان طور که اشاره کردیم، «بدون قرار قبلی» تلاش می‌کند جایگاه و ارزش واقعی حرم امام رضا(ع) را به عنوان مأمن و پناهگاهی برای همه افراد فارغ از محل زندگی و اعتقادات شان، نمایش دهد و در تحقق این هدف نیز موفق است. این تصویر با توجه به مسیری که «یاسمن» طی می‌کند و روندی که قصه دارد بدون اغراق، کلیشه یا شعار نمایش داده می‌شود و مخاطب را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

«بدون قرار قبلی» اگر چه سال گذشته و بدون توجه به فیلم «عنکبوت مقدس» ساخته شده است، اما به هر صورت آن   را می‌توان پاسخ خوبی برای این فیلم موهن دانست، چرا که تصویری درست و واقعی از تاثیر عمیق امام رضا(ع) بر روح انسان و آرامشی را که به او اعطا می‌کند، پیش چشمان مخاطب به نمایش می‌گذارد.

 

 

 

 

ارسال نظر

پربیننده ترین

آخرین اخبار