تبدیل زنان به ماشینهای فداکاری، علت رواج بیماریهای خودایمنی در آنان
میگویند، بیماریهای خودایمنی ازجمله اختلالات رایج در جامعه است که پس از سرطان و بیماریهای قلبی عروقی در میان زنان شیوع بیشتری دارد. نتایج پژوهشها نیز تایید میکند که آمار بیماریهای خودایمنی در زنان بسیار بیشتر از مردان است.

میگویند، بیماریهای خودایمنی ازجمله اختلالات رایج در جامعه است که پس از سرطان و بیماریهای قلبی عروقی در میان زنان شیوع بیشتری دارد. نتایج پژوهشها نیز تایید میکند که آمار بیماریهای خودایمنی در زنان بسیار بیشتر از مردان است.
ریحانه طهرانی، روانشناس در تحلیل و واکاوی این موضوع مینویسد: زنان برای راضی نگه داشتن دیگران شرطی میشوند و این چیزی است که باعث بیماری آنها میشود.همیشه اولویت دادن به نیازهای دیگران بر نیازهای خود یک ویژگی بسیار رایج در زنانی است که به بیماری خودایمنی مبتلا میشوند. بیماریهای مرموز و خودایمنی به شدت در زنان رایج است.
این روانشناس در کانال تلگرامی خود تاکید میکند که ۸۰ درصد از افرادی که مشکلات خودایمنی در آنها تشخیص داده میشود زنان هستند. تعداد زنانی که در طول زندگیشان افسردگی را تجربه میکنند دو برابر مردان است. در عین حال به بسیاری از آنها گفته میشود که علائم بیماری آنها واقعیت ندارند و زیر سوال میروند. این که به آنها گفته میشود در حال تلقین بیماری به خودشان هستند، نشان میدهد در سیستم درمانی ما آگاهی کمی نسبت به سرکوب و تجاوز عاطفی و تأثیر آنها بر روی بدن وجود دارد. زنانی که شرطی شدهاند تا برای راضی نگه داشتن دیگران به خودشان خیانت کنند، بلاخره یک روز بدنشان فریاد میزند نه. بدن آنها علائمی را بروز میدهد که ناشی از خیانت به خود و سرکوبهایی است که در طول زندگیشان تجربه کردهاند. زیرا آگاهی کمی نسبت به ترومای پیچیده وجود دارد و تنها کاری که انجام میشود این است که برچسب اضطراب، بیش فعالی کم توجهی یا مشکلات هورمونی به فرد زده میشود و به سرعت داروهایی برایش تجویز میشوند تا هر چه سریعتر او را به جامعه بازگردانند.
او را بازگردانند تا دوباره و دوباره به فداکاری و خیانت به خودش ادامه دهد. اگر چه پیشرفتهای زیادی در زمینه پزشکی داشتهایم، اما شاهد این هستیم که بیماری افراد پیچیدهتر شده است یکی از دلایل مهمش این است که از نقش فرهنگ جامعه برای تبدیل کردن زنان به ماشینهای فداکاری بیاطلاع هستیم و نقش عواطف را در شکلگیری این بیماریها نادیده میگیریم.
به باور صاحب نظران علوم رفتاری، ما نیاز داریم که زنانمان را آگاه کرده و آنها را به حدی توانمند کنیم تا برای روابطشان حد و مرز تعیین کنند. آنها را متوجه کنیم که محیط کار و روابط ناسالم و عدم ابراز احساساتشان میتواند دلیل اصلی بیماری آنها باشد. ما نیاز داریم که شرطیسازی دختران کم سنوسال را متوقف کنیم شرطیسازی آنها برای راضی نگه داشتن دیگران، ساکت ماندن و خوشایند دیگران بودن. ما اینگونه میتوانیم یک جامعه سالم به وجود آوریم باید دست از ستایش ویژگی یک تنه همه کارها را انجام دادن برداریم و به محدودیتهای انسانی احترام بگذاریم...