شبکههای اجتماعی؛ میدان آگاهی یا کارخانه اضطراب؟
در کمتر از دو دهه، شبکههای اجتماعی از یک ابزار ساده ارتباطی به یکی از تأثیرگذارترین عناصر زندگی روزمره انسان معاصر تبدیل شدهاند. امروز، بخش مهمی از آگاهی ما از جهان، اخبار، قضاوتها، ترسها و حتی امیدها، نه از تجربه مستقیم بلکه از صفحهای چند اینچی تأمین میشود. اما پرسش اساسی این است:
آیا شبکههای اجتماعی میدان گسترش آگاهی عمومیاند یا به کارخانهای برای تولید اضطراب جمعی تبدیل شدهاند؟
آگاهی سریع، اما سطحی
شبکههای اجتماعی بیتردید نقش مهمی در دسترسی سریع به اطلاعات داشتهاند. خبرهایی که پیشتر ساعتها یا روزها طول میکشید تا به مخاطب برسد، اکنون در چند ثانیه منتشر میشود. این سرعت، امکان مشارکت اجتماعی، مطالبهگری و حساس شدن جامعه نسبت به مسائل عمومی را افزایش داده است.
با این حال، همین شتاب بالا اغلب به سطحیخوانی منجر میشود. تیترها جای تحلیل را میگیرند، احساسات جای عقلانیت را، و قضاوتهای فوری جای فهم عمیق را. نتیجه، جامعهای است که «بیشتر میداند» اما «کمتر میفهمد».
اقتصاد توجه و تولید اضطراب
شبکههای اجتماعی بر پایه «اقتصاد توجه» کار میکنند؛ هرچه محتوایی شوکآورتر، ترسناکتر یا خشمبرانگیزتر باشد، بیشتر دیده میشود. الگوریتمها بهجای آرامش، هیجان را ترجیح میدهند و همین مسئله باعث برجسته شدن اخبار منفی، شایعات، بحرانها و روایتهای اغراقشده میشود.
در چنین فضایی، کاربر دائماً با تصاویر گرانی، خشونت، ناکامی، مقایسههای فرساینده و سبک زندگیهای دستنیافتنی مواجه است؛ ترکیبی که به شکل پنهان اما مداوم، اضطراب، ناامیدی و احساس عقبماندگی را بازتولید میکند.
مقایسه دائمی؛ فرسایش آرام روان
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده شبکههای اجتماعی، فرهنگ مقایسه بیپایان است. کاربران خود را نه با واقعیت زندگی اطرافشان، بلکه با نسخههای ویرایششده و اغلب غیرواقعی دیگران میسنجند. این مقایسه، بهویژه در میان جوانان، احساس ناکافی بودن، شکست و بیارزشی را تشدید میکند؛ حتی زمانی که زندگی واقعی آنها از بسیاری جهات طبیعی و قابل قبول است.
مسئولیت فرد، رسانه و پلتفرم
نمیتوان شبکههای اجتماعی را بهطور مطلق مقصر دانست. آنها ابزارند؛ ابزاری قدرتمند که نحوه استفاده از آن تعیینکننده پیامدهایش است.
کاربران، رسانهها و خود پلتفرمها هر سه در قبال سلامت روان جامعه مسئولاند:
-
کاربران با انتخاب آگاهانه محتوا و مدیریت زمان حضور
-
رسانهها با پرهیز از تیترهای هیجانی و انتشار اخبار بدون زمینه تحلیلی
-
پلتفرمها با بازنگری در الگوریتمهایی که اضطراب را سودآور کردهاند
جمعبندی
شبکههای اجتماعی میتوانند هم میدان آگاهی باشند و هم کارخانه اضطراب. مرز میان این دو، نه در ذات فناوری، بلکه در شیوه استفاده، سیاستگذاری رسانهای و سطح سواد رسانهای جامعه شکل میگیرد. اگر آگاهی جای هیجان، و تحلیل جای شتاب را بگیرد، شاید بتوان از دل این فضا، بهجای اضطراب، امید ساخت.