|
|
کدخبر: ۱۷۹۰۷۵

افزایش ناگهانی جمعیت جهان در صد سال گذشته و رشد صنایع مختلف برای رفع نیازها، نیاز به مدیریت منابع بسیار محدود مایع حیات(یعنی آب) بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت احساس می شود. این نیاز در کشوری مانند ایران که شامل یکی از خشک ترین نقاط کره ی زمین(کویر لوت) بوده و در کمربند خشک کره ی زمین واقع شده، نیازمند رسیدگی مضاعف است چرا که در غیر این صورت به طور قطع در آینده ی نزدیک با بحران شدید کم آبی مواجه خواهیم بود.

با افزایش ناگهانی جمعیت جهان در صد سال گذشته و رشد صنایع مختلف برای رفع نیازها، نیاز به مدیریت منابع بسیار محدود مایع حیات(یعنی آب) بیش از هر زمان دیگری در تاریخ بشریت احساس می شود. این نیاز در کشوری مانند ایران که شامل یکی از خشک ترین نقاط کره ی زمین(کویر لوت) بوده و در کمربند خشک کره ی زمین واقع شده، نیازمند رسیدگی مضاعف است چرا که در غیر این صورت به طور قطع در آینده ی نزدیک با بحران شدید کم آبی مواجه خواهیم بود.
از طرفی با کاهش قیمت نفت که بخش قابل توجّهی از درآمد کشور را تشکیل می‌دهد، موضوع گسترش صنایع دیگر برای جبران این درآمد اهمّیت می یابد. کشاورزی یکی از گزینه های مورد نظر بوده و همچنین از مشاغلی است که از دیرباز در ایران وجود داشته است، اما باید دید که آیا با مصرف و جمعیت کنونی، می توان بر روی آن به عنوان یک صنعت در آمد زا(به خصوص برای صادرات محصول) حساب کرد؟
ایران با دارا بودن مساحت بیش از یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع، کشوری به نسبت پهناور محسوب می شود. اما از نظر اقلیمی و جغرافیایی، چندان مناسب کشاورزی(آن هم به طور گسترده) نیست. کویر های ایران خود تشکیل دهنده ی حدود ۲۰% از این مساحت عظیم هستند و با احتساب مناطق نیمه کویری این رقم به حدود ۳۵% مساحت ایران افزایش می یابد که جز چند محصول خاص، برای کشاورزیایران با دارا بودن مساحت بیش از یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع، کشوری به نسبت پهناور محسوب می شود. اما از نظر اقلیمی و جغرافیایی، چندان مناسب کشاورزی(آن هم به طور گسترده) نیست. کویر های ایران خود تشکیل دهنده ی حدود ۲۰% از این مساحت عظیم هستند و با احتساب مناطق نیمه کویری این رقم به حدود ۳۵% مساحت ایران افزایش می یابد که جز چند محصول خاص، برای کشاورزی مناسب نیستند. همچنین با قرار گرفتن معادن بزرگ فلزات صنعتی در این نواحی، منابع آب قابل تخصیص به حوزه ی کشاورزی بسیار محدود می‌شود.
از دیگر مناطق نامناسب برای کشاورزی در ایران می توان به رشته کوه های گسترده ی البرز و زاگرس اشاره کرد. چرا که مناطق کوهستانی هم بخش قابل توجهی از خاک ایران را تشکیل داده اند. برودت هوا و خاک کم عمق از عواملی هستند که کشاورزی را در این نواحی سخت تر می‌کنند. اما شاید مهم ترین عامل ثمر‌بخش نبودن کشاورزی در این مناطق، تجمع زیاد جمعیت در این مناطق به علت وجود آب بیش تر و هوای بهتر باشد؛ نیاز فزاینده جمعیت و همچنین صنایع مختلف به آب و زمین هموار، خود باعثمی شود که منابع کمتری در اختیار بخش کشاورزی قرار گیرد.
از طرفی، در همان نواحی محدود مناسب برای کشت نیز به دلیل عدم رشد کافی در کشاورزی – به عنوان یک صنعت مادر - اشتباهات استراتژیک و غیر منطبق با مبانی مدیریت منابع محدود صورت می گیرد که از جمله ی آنها می توان به کشت محصولات جالیزی و دیگر محصولات پر مصرف آبی اشاره کرد، که خود به مشکلات بومی موجود دامن می زند.
در حال حاضر با توجه به این که آبیاری به شیوه ی سنتی باعثشده است تا مصرف آب در بخش کشاورزی از مجموع بخش صنعتی و خانگی در کشور ما بیش تر باشد، بهتر است در نخستین مرحله‌ی جلوگیری از این روند فاجعه آمیز، به سیستم های آبیاری مدرن تر(مانند آبیاری قطره ای) روی آورد؛ سپس در مرحله ی بعد جلوی کشت عمده‌ی محصولات پر مصرفی مانند هندوانه را گرفت و در عوض به کشت محصولات کم آب و پر درآمدی مانند پسته و زعفران پرداخت. با این تفاسیر، شاید بتوان گفت که کشاورزی سازمان یافته و گسترده(حداقل به شیوه ی سنتی) در اکثر نقاط ایران امری نه چندان مثمرثمر بوده و از نظر اقتصادی صرفه ای ندارد. همچنین با در نظر گرفتن نیاز روز افزون آب شرب و صنعت رو به رشد ایران، به نظر می رسد که در شرایط موجود نمی‌توان به صنعت کشاورزی به عنوان یک منبع درآمد برای کشور چشم داشت. اما این که آینده ی این صنعت در ایران چگونه رقم خواهد خورد، امری است که هم اکنون نمیتوان اظهار نظری قطعی درمورد آن داشت.

پارسا حاجی

ارسال نظر