|
|
کدخبر: ۱۸۴۳۷۸

اسلام یا هر دینی که برای زندگی بشریت آمده است بیشتر بر غلبه اجتماعی آن استوار بوده است تا جنبه فردی.

به نام آنی که نحوه زندگی را در سه روز و فهم آن را در بیست سه سال به انسان عرضه داشت.

فرستادگان الهی در یک تقسیم بندی به نبی و رسل تقسیم میشوند.(طباطبایی،شیعه در اسلام)

«نبى» از ماده «نبأ» به معناى پیام یا پیام مهم است؛ و پیامبران الهى را از این نظر نبى مى گویند که پیام خداوند را به بندگان مى رساندند؛ و گاه گفته شده این واژه از ماده «نَبْوَه» - بر وزن حمزه - به معناى رفعت و بلندى گرفته شده، و اطلاق این واژه بر انبیاء به خاطر بلندى مقام و مرتبه آنها است.

«رسول» در اصل از ماده «رِسْل» - بر وزن فِعل - به گفته راغب در مفردات، به معناى حرکت توأم با آرامش است؛ و از آن جا که فرستادگان پروردگار مأمورند با آرامش با بندگان خدا برخورد کنند به آنها رسول گفته شده؛ ولى رسول معناى وسیعى دارد که هم فرشتگان و هم پیامبران الهى را شامل مى شود و در آیات قرآن هر دو معنا به طور فراوان به کار رفته است.(مکارم شیرازی)

«اَلْنَّبِىُّ اَلَّذِى یَرى فِى مَنَامِهِ، وَ یَسْمَعُ الصَّوْتَ، وَ لایُعَایِنُ الْمَلَکَ، وَ الرَّسُولُ اَلَّذِى یَسْمَعُ الصَّوْتَ، وَ یَرَى الْمَنَامَ، وَ یُعَایِنُ الْمَلَکَ» (نبىّ کسى است که در خواب مى بیند ـ و وحى الهى را از این طریق دریافت مى دارد ـ و صداى [فرشته] را مى شنود ولى فرشته وحى را نمى بیند، ولى رسول کسى است که هم صدا را مى شنود و هم در خواب مى بیند و هم فرشته وحى را در بیدارى مشاهده مى کند.)(کلینی، اصول کافی،ج1،ص176.)

برخی نیز رسولان را پیامبرانى مى دانند که صاحب آیین جدیدند، در حالى که نبى ممکن است صاحب آیین جدید باشد یا نباشد. دقّت در آیات قرآن نشان مى دهد که در بسیارى از موارد مقام نبوّت و رسالت در یک فرد جمع شده است؛ مانند پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) که هم عنوان نبى و هم عنوان رسول در آیات قرآنى به او داده شده است.(آیه.157.اعراف، آیه.45.احزاب.)

فرستادگان الهی با این تفکیک دقیق در جوامعی برگزیده شده اند که به مصحلت جامعه بوده و با روش و آیین جدیدی که برای زندگی جامعه بشری ارمغان آورده اند.

درهر دین یا آیین مذهبی علاوه بر آداب فردی آداب اجتماعی در همان آیین بیان شده است که انسان در هر دو جنبه ذاتی خود به تعالی برسد. این آیین ها و روش ها با توجه به وضعیت جامعه بشری گاهی به صورت کلی بیان شده ند و گاهی به صورت جزء به جزء، زیرا فهم و درک بشر در هر دوره با دوره ای دیگر متفاوت با دوره قبلی و دوره بعدی است.

حضرت آدم که بعنوان اولین فرستاده الهی بوده با توجه به اجتماعی که باید برای ادامه حیات خود تلاش کرده تا به بهترین شکل بتواند از بهره ببرد با آداب و روش های کشاورزی در میان جامعه برگزیده شده اند و همچنین با توجه به الهامی که به فرزندش قابیل شده بود که از روی حسادت برادرش را به قتل رساند با تقلید ار کلاغی که در خواب این الهام به وی شده بود برادرش را دفن کرد و یکی از روش های جدید برای رعایت بهداشت در سطح جامعه است که انسان را در زیر زمین گذاشته تا از بیماری هایی که از جسد پوسیده شده انسان جلوگیری شود.

حضرت داوود با توجه به اینکه در جامعه ای برگزیده شد که جنگ گرم و گسترش قلمرو فرمانروایی در این جامعه در اوج بوده است و همچنین با سلاح های سرد به جنگ یکدیگر میرفتند تلفات جانی و تعداد کشته های جنگی در هر جنگ از جنگ قبلی بیشتر و بیشتر میشد و با توجه به علم لَدُنِّی رسولان شارع مقدس آیین جدید زره سازی زنجیر وار را به رسولش آموزش داده و با این حال تعداد کشته های جنگی رفته رفته کاهش یافته و در وهله اول برای جنگ رو در رو امنیت سازی جنگچویان بوده است.

حضرت موسی که در مصر برگزیده شدند در اجتماعی بودند که کار های خارقالعاده در آن جامعه اوج گرفته بودند که به اصطلاح امروزی جادوگری گفته میشود و با این حال شارع مقدس برای اینکه رسولش در جامعه ای که به کار های خارق العاده که از عوام سر نمیزند بتواند حرفی برای گفتن و همچنین آیین جدیدی که برای بشریت آورده بود را بتواند به نحو احسنت ارائه کند خنثی سازی جادوی جادوگران را بعنوان یک آیین جدید به رسولش داد و همچنین با توجه به اینکه حضرت قومی را به عنوان قوم برگزیده از دست جامعه ای ستم کار نجات داده بود آیین ورش تجارت را نیز در دستور کار خود داشته است که به چه نحوی تجارت و بازرگانی صورت گیرد در صورتی حضرت صالح نیز شریعتی در این راستا برای قوم خود داشته ولی به اندازه قوم یهود و پیروان حضرت موسی در ائج خود نبوده است.

حضرت عیسی در جامعه ای که با پیشرفت علم روبرو بوده است و همچنین علم پزشکی در این قوم و جامعه از جایگاه بالایی برخوردار بوده است بنابراین علم پزشکی به حضرت عیسی تعلیم داده شد تا از این علم برای تعالی و بهداشت فردی و پیرو آن جامعه ای پاکیزه و با رعایت بهداشت جمعی سلامت روانی و جسمی خود را تضمین کنند.

(شیخ صدوق-1390ه.ق-ج3-ص59)

حضرت کحد صواة الله علیه که آخرین رسول از جانب شارع مقدس بوده است در جامعه ای برگزیده شد که از زندگی انسانی فقط زنده ماندن را تعلیم دیده بودند از زنده به گور کردن دختران تازه متولد شده تا نوشیدن خون و جنگ و خون ریزی های وحشتناک (برای مطالعه بیشتر به کتاب های تاریخ اسلام رجوع کنید) ولی با این وضعیت در این جامعه شعر و شاعری و سخن وری در این جامعه در پله های تعالی بوده است که یکی از معجزه های پیامبر اسلام همین قرآنی است که بدون هیچ گونه کم و کاستی در بین ما مسلمان جهان پراکنده شده است، میباشد که تمامی شاعران و سخنوران پیشه ور در قوم پیامبر اسلام از متن و فصاحت آن به وجد آمده بودند. آیا فقط همین یک آیین برای این قوم بوده است؟ یا آیین های دیگری نیز در جریان است که از آن بی خبریم؟

روش و متد هایی در دین اسلام وجود دارد که با اینکه در قومی به بار نشست که از زندگی انسانی به دور بود ولی همین متد ها به دل آنان نشسته و آرامش روانی را به بار آورده بود.

احکام طهارت یا پاکی فردی که باعث شد این قوم به بهداشت فردی اهمیت خاصی نشان دهند

که نتیجه ی آن سلامتی روانی و همچنین بهداشت در سطح جامعه شد و پیش زمینه ای برای عبادت که باید از پاکی جسمی به پاکی روح راه یافت تا به مقام تعالی رسید.

عبادات در اسلام فقط محدود به خدا نیست بلکه بالاترین عبادت از نگاه جانشین پیامبر خدمت به خلق(انسان) است که علاوه بر جنبه فردی که باعث بهبود بخشی به مهارت های اجتماعی و تعالی جامعه اطراف میشود که بدون سو استفاده از یکدیگر و برای فقط برای سود جویی های شخصی از یکدیگر کمک نگیرند.

صلاة که در دین اسلام با توجه به ویژگی زایایی زبان از که معنای دعا کردن را قبل از اسلام به خود اختصاص داده بوده است بعد از اسلام به معنای خاصی اطلاق داده شده است که نماز معنا گرفته است که در این قِسم نیز اسلام آیات و روایاتی مطرح کرده است که بدین منظور است:

آیه.43.بقره. که انتهای آیه را با لفظ جمع مذکر سالم راکعین به اتمام رسانده است که منطوق کلامش ب رکوع کنندگان نماز جماعت است.

همچنین در روایات آمده است که یک نماز جماعت از ۲۵ نماز در غیر جماعت برتر است(شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۲۶۵؛ کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۳، ص۳۷۳) و ثواب یک نماز جماعت، برتر از چهل سال نماز فُرادا در خانه دانسته شده(نوری، مستدرک الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۶، ص۴۴۶) و فضیلت نماز جماعت به امامت عالِم، مانند فضیلت نماز به امامت پیامبر اکرم(ص)است(علامه مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۱۰ق، ج۸۸، ص۱۱۹).

علاوه بر عباداتی که هم جنبه فردی و اجتماعی بسیار بالایی را دارا هستند عباداتی وجود دارند که در فروع دین در بخش عبادی از آنها یاد شده است که به صورت اجتماعی و جمعی قابل برگذاری است.(برخی نیز این عبادات را دارای دو جنبه میدانند و یک مسئله اختلافی است.)

جهاد اولین عبادتی است که صدر اسلام از آن یاد شده است که دارای اقسام و احکام های اجرایی متفاوتی است که جنبه اجتماعی بر جنبه فردی آن حاکم است و منظور از این جهاد، جهاد اصغر است که به تعبیری آنرا جنگ در راه کیان اسلام نامیده اند.(جهاد اکبر نیز جهاد با نفس است

که برترین عبادت محسوب میگردد). برای مطالعه بیشتر به کتاب تحریر کنزالعرفان فی الشرح القرآن در دکتر حمید مسجد سرایی و همچنین به کتاب فقه استدلالی مراجعه کرده و از مطالب دقیق تری آگاه شوید.

حج نیز جنبه اجتماعی آن بر جنبه فردی غلبه دارد با اینکه یک نوع عبادتی است که به صورت فرادا اجرا میشود ولی دارای جنبه هایی است که بیشتر دارای وجهه اجتماعی است مانند حرام شدن زوجه بر زوج که بعد از طواف باید نماز النسا خوانده گردد تا زوجه بر زوج حلال شود و همچنین محرم شدن تمامی افرادی که در حال اجرای طواف هستند تا از گناه لمس بین زن ومرد جلوگیری شود.

نهی از منکر و امر به معروف که مطلقا یک عبادتی اجتماعی است که دارای مراتب و رتبه و پله های متفاوتی است که اسلام بسیار دقیق به آن پرداخته است و حتی میتوان گفت شیوه اجرایی امر و به معروف و نهی از منکر در اسلام از جزو احکامی است که بیشترین ریز نکته ها را داراست. مانند اینکه شخصی که قصد امر به معروف دارد و خطر این را احتمال میدهد که آبرو شخص در خطر است باید از این عم خوددرای کند و الا دچار کار ممنوعی شده ست و علاوه بر ضمانت اجرای شرعی ضمانت اجرای قانونی نیز دارد. برای اطلاع دقیق تر رجوع شود به قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر مصوب23.فروردین.1394.

خمس و زکات دیگر عمل عبادی است که مسلما جنبه اجتماعی داشته و با توجه به احکام خاصی که در قرآن که اصول کلی اسلام در آن است به طور خاص بیان شده است . راه های مصرف این دو مقوله نیز بیان شده است و علاوه بر ضمانت اجرای شرعی ضمانت اجرای قانونی نیز دارد که بخشی از قانون مصرف بیت المال یا اموال دولتی را به خود اختصاص داده است و همچنین تشخیص نحوه مصرف خمس و زکات و از وظایف اصلی مراجع تقلید است که مستقیما زیر نظر ولی فقیه میباشد.

در فروع دین بخش معاملات نیز به دو بخش ایقاع و عقد تقسیم میشود که اسلام به تبیین احکام

و شرایط خاص برای هر عقد و همچنین شرایط مشترکی بین تمامی عقود مطرح کرده است که اجتماع انسانی را برای تجارت و بازرگانی قانونی و تا از سو استفاده متعاملین از یکدیگر جلو گیری کند و همچنین برای جلوگیری از سو استفاده رباء را مطلقا ممنوع گردانده و ضمانت اجرای سنگینی در این رابطه برای فرد متخاطی تعیین کرده است تا اجتماع را برای معاملات قانونی در امان نگه دارد تا از مدار صحیح خود خارج نشود.

فروع دین در بخش سیاسی نیز به چهار بخش قصاص، حدود، تعزیرات، و دیات تقسیم میشود که علاوه بر طرح مسئله در شرع اسلام در قانون مجازات اسلامی نیز این مطائل مطرح و نحوه اجرای آنرا بازخود داده است.

یکی از مهم ترین ویژگی های اسلام که به تعبیر رسول اکرم با این اتفاق دو قسمت از سه قسمت دین کامل میشود مسئله ازدواج (نکاح) است.

قانونی کردن و در چاچوب قرار دادن این مقدمه که برای ایجاد خرده نظام در چارچوب اسلام است که شرایط بسیار دقیق و ریزی برای آن در نظر گرفته است تا جامعه را از فساد نجات و برای تعالی بهداشت روانی چه فرد و چه اجتماع آماده سازد که این را آماده ساخته است(برای اطلاع دقیق تر رجوع شود به مطلب بشریت بدون جنسیت).

در احکام نکاح یک نکاحی نیز وجود دارد که نکاح موقت نامیده شده است اصلا وجهه ی فردی ندارد زیرا فقط برای لذت جنسی است که نیمه دیگر سکه انسان است ولی برای همین لذت جنسی قاعده ای را مطرح است که لازم است به آن اشاره شود:

در ارتباطات بین دختر و پسر که اسلام در این رابطه نیز شرایطی را مطرح کرده است که جای صحبت در این مقاله نیست ولی یک مقوله از این بحث مرتبط با این قضیه است رابطه جنسی که بدون اینکه محرم یکدیگر باشند رخ میدهد(زنا).

اسلام برای اینکه لذت جنسی را در مرد و زن کنترل کند واجب کرده است که حتما باید تشریفاتی خاص که احکام آن در باب نکاح تمامی کتب فقهی مطرح شده است با یکدیگر محرم

تا بتوان و یا مجوز این صادر گردد تا از یکدیگر بهره جنسی ببرند ولی برای رابطه مشروع نیز ضمانت اجرای شدیدی مطرح کرده است که در باب حدود بخش زنا قانون مجازات اسلامی مص.ب 1392 به تشریح و طرح مسئله کرده است.

برای روابط دختر و پسری که بدون محرمیت با یکدیگر در ارتباط هستند که مسلما نتیجه این روابط به رابطه نامشرع ختم شده که برای هردو پیشمانی های بسیاری به بار می آورد ولی اسلام برای این نیز راه حلی ارائه کرده است که نکاح موقت راه حل آن است .

در شرایط نکاح موقت که عوام از آن به عنوان صیغه استفاده میکنند متاعقدین اول باید مدت زمان را برای رابطه مشخص کنند در صورتی که در روابط دختر و پسر امروزی بدون هیچ قید زمانی مطرح میشود در صورتی که مکاح موقت این چنین نیست و شرط زمان شرط صحت نکاح موقت است.  شرط مهریه در نکاح موقت شرط صحت و عدم آن مبطل نکاح است و ذاتا نکاح موقت را باطل میکند. یکی از ثمرات نکاح تمکین به معنای خاص زوج از زوجه است و به تبع آن مهریه برای زن به بار مینشیند و مستحق مهریه میشود و این مهریه در نکاح موقت مهم ترین شرط است که باید قید شود که به چه بهایی طرفین حاضر به در اختیار گذاشتن خود وجسم خود برای دیگری هستند در صورتی که در روابط دختر و پسر امروزی چنین چیزی اصلا قابل تصور نیست و با برقراری رابطه نامشروع دونتیجه حاصل میشود یا رابطه به اتمام میرسد که مرد سو استفاده کرده است یا رابطه همچنان باقی است که مرد نیز همچنان به این سواستفاده ادامه میدهد تازمانی که به اتمام رسد این رابطه چه از سمت دختر چه از سمت پسر ولی در نکاح موقت شرط مهریه جلوگیری از سو استفاده میشود زیرا پل گریز مرد را از سواستفاده کردند میبنند و مرد را گریبان گیر مهریه میکند . زن نیز در مقام سواستفاده شده قرار نمیگیرد. در رابطه با اتمام نکاح موقت باید گفت اگر با رابطه بوده باشد تمام مهریه و اگر بدون رابطه باشد نصف مهریه برای زن است زیرا به محض منعقد شدن صیغه نکاح موقت مالکیت برای زن در رابطه با مهریه باز شده و زن مالک مهریه میشود پس میتوان نتیجه گرفت نکاح موقت اصلا نگاهی فردی نسبت به طرفین ندارد بلکه نکاهی اجتماعی و جامعه نگر دارد تا راه های سو استفاده های جنسی و روابط

فسادزا را گرفته تا جامعه را برای بهداشت روانی فردی و اجتماعی محافظت کند(برای مطالب تکمیلی به مطلب بشریت بدون جنسیت مراجعه شود).

با توجه مطالب به بیان شده میتوان این نتیجه را گرفت که اسلام یا هر دینی که برای زندگی بشریت آمده است بیشتر بر غلبه اجتماعی آن استوار بوده است تا جنبه فردی زیرا دینی که اجتماعی باشد اجتماعی دینی را در بر دارد و همچنین برای بدست آوردن اجتماعی دینی حتما نباید دینی اجتماعی وجود داشته باشد بلکه باید دینی کامل و بدون هیچ غلبه گری حاکم در دو بخش فردی و اجتماعی باشد که علاوه بر نفس اجتماعی انسان و اجتماع نفس فردی انسان و فردگرایی یک اجتماع را در بر داشته باشد و بتواند هر دو بخش فردی و اجتماعی را به صورتی موازی و بطور مساوی به تعالی برساند و با توحه به احکام و حکم های جزئی و کلی که در سه بخش فروع دین، عبادی، معاملی و سیاسی مطرح شده در دین اسلام نیز این نتیجه بدست می آید که تمامی آیین های قبلی مقدمه ای برای آیین اسلام بوده تا کلیت جامعه بشری پذیرش دین کامل از هر لحاظ اسلام آماده شود تا جامعه انسانی هم در مسیر اجتماعی که دین محور است و همچنین دینی که محوریت آن مطلقا نه فرد و نه اجتماع است بلکه با مقدمه فردگرایی در دین به غلبه اجتماعی دین میرسد و نتیجه ی اجتماع دینی در قالب دین اجتماعی رخ میدهد که به تعالی در خور انسان رسید.

 

یادداشت: پارسا یوسفی کروئی کارشناس فقه و مبانی حقوق اسلامی

 

 

ارسال نظر

پربیننده ترین