|
|
کدخبر: ۱۸۴۴۹۵

صحبت های ناروا و نابجا در افکار عمومی، چهره سیاست در کشور را خدشه دار کرده است

امید اجتماعی ارتباط مستقیم با مسئله اعتبار دارد و به نوعی فقدان اعتبار نتیجه فقدان امید اجتماعی است.

بسیاری اولویت کنونی کشور را اقتصاد می دانند.اما اقتصاد شرط لازمی برای ایجاد یک شرایط مناسب هست اما شرط کافی نیست. اقتصاد یکی از علل بی قوارگی فضای اجتماعی کنونی است و الزاماً حل شدن مشکل اقتصاد راه حلی برای حاکمیت ارامش بر  روند فعلی نیست و لذاآنچه باید اولویت کابینه سیزدهم باشد مسئله خلق اعتبار است.خلق اعتبار نه با صداوسیما شدنی است نه با ایجاد سازوکارهای تبلیغاتی در فضای مجازی میتوان راه حلی برا آن پیدا کرد.خلق اعتبار مصنوعی همانند تبلیغات شهرداری فعلی در سطح شهر تهران واکنش های کاملا معکوسی را در پی خواهد داشت.شکاف ها و گسل های اجتماعی که در طول روند چند ساله ایجاد شده حالا آرام آرام عمیق تر شده اند، به عبارتی دیگر جامعه ما روح  اعتماد به نفس خود را از دست داده که عامل ایجاد این مسئله قطعاً اقتصادی است اما حل کردن آن فقط با اقتصاد امکان پذیر نیست.در حقیقت جامعه در به رسمیت شناختن مقامات به عنوان سیاستمدار دچار تردید شده است.سیاست شاید در ادبیات عامیانه جامعه با این عنوان که سیاست پدر و مادر ندارد، از سطحی نازل برخودارباشد اما در عمل، جامعه ایران در طول تاریخ از زیرکی سیاستمداران تمجید کرده و می کند .لذا شخصیت سیاستمدار در پیشبرد اهدافش بسیار موثر واقع شده است.تصمیمی که مجلس در خصوص طرح جوانی جمعیت گرفت خیلی سریع  این قانون را، در حوزه قلمرو عمومی به وسیله ای برای استهزا و تمسخر بدل کرد.همین موضوع کوچک راهی است برای فهم اینکه مردم سیاست را بر مدار  واحدی نمی دانند و همین موجب تنزل امر سیاسی و عاملِ امر سیاسی که همان سیاستگذار باشد میشود در حالیکه اگر سیاست را بر مداری واحد بدانند و فرمان آن مدار را در دستان دولتمرد خود ببینند، آن هنگام خیلی سریع هر آنچه که سیاستگذار طراحی میکند را به باد تمسخر و خنده نمی گیرند.تنزل امر‌ سیاسی به تشریفات سیاسی یقه حکمرانی در کشور را گرفته است و این مسئله ارتباط مستقیمی با امید اجتماعی دارد. در حقیقت این تنزل امر سیاسی به تشریفات سیاسی یا به عبارتی دیگر سیاست بازی، هر دولت مردی را دچار فقدان اعتبار میکند و اگر چاره جویی نشود کار هر دولتی را سخت می کند البته این موضوع فقط مربوط به دولت سیزدهم نیست.

در حقیقت صحبت های ناروا و نابجا در افکار عمومی، چهره سیاست در کشور را خدشه دار کرده است.مخدوش شدن چهره این فریبای وحشی اثر سویی بر روند سیاستگذاری در کشور گذاشته و اقناع پذیری جامعه را مختل کرده است. جامعه در فرایند تصمیم گیری های کلان اقناع پذیریَش کاهش پیدا کرده به عبارت دیگر برخورد او با هرگونه تصمیمی اکراه گونه است و این امر، مرضی سخت همچون سرطان برای حکمرانی در کشور است.این بیماری در شرایطی به سراغ ما آمده است که ساختار حکمرانی بیش ترین نیاز را به همکاری و گفتگو با جامعه مخاطب خود دارد.ایجاد گفتگو میان آحاد جامعه در خصوص مسائلی که گریبان کشور را گرفته به بهبود امید در جامعه منجر میشود. افزایش سطح امید اجتماعی در کشور به مراتب سخت تر از مذاکرات کنونی با کشورهای مختلف است و اگر اهمیت این موضوع نادیده انگاشته شود چه مصیبت هایی که به بار نخواهد آورد. امید در جامعه ایرانی همیشه به عنوان راهی برای سُکنا و آرامش در این دیگ همیشه جوشان (ایران)بوده است و چنانکه به اهمیتش پی برده نشود خود را به انحا و اشکال مختلف بروز خواهد داد.هرچند این مسئله معلول خیلی از مسائل است اما فرایند تصمیم گیری و سیاستگذاری اولین جایی  است که ضربه ای سخت از این موضوع خورده و خواهد خورد. امید اجتماعی ارتباطی مستقیم با مسئله اعتبار دارد و به نوعی فقدان اعتبار نتیجه فقدان امید اجتماعی است.

 

یادداشت: مجتبی رفعت دانشجو کارشناسی ارشد علوم سیاسی

 

ارسال نظر

پربیننده ترین