|
|
کدخبر: ۳۱۱۲۰

لجاجت باعثتباهی و تیرگی عقل می شود و نه تنها ضرر و زیان بر شخص وارد می کند، بلکه دشمنان او را فروزانترمی کند، البته لجاجت و پافشاری در دستیابی به خواسته های خوب و خدایی به هنگام راز ونیاز با پروردگار مهربان نه تنها نکوهش نشده، بلکه صفتی ستودنی است.

به گزارشامیدبه نقل از افکارنیوز، یکی از جلوه های منفی و ناشایست افراط در کسب مقام و موقعیت اجتماعی لجاجت است که به صورت اصرار بر حقانیت خود و پافشاری بر بطلان گفتار و رفتار دیگران خود را نشان می دهد که دارای دو چهره باطنی است: حق بودن ما و باطل بودن طرف مقابل. در واقع و حقیقت ماجرا باطل بودن ما و حق بودن طرف مقابل در حقیقت و واقعیت موضوع.


آغاز ورود ما به جامعه، شروعی شیرین برای اثبات شخصیت خود و در پی آن باعث" شهرت " و گاه " محبت و محبوبیت " در بین بستگان و همسایگان و حتی همکاران و همشهریان می شود، به گونه ای که حاضریم برای این موقعیت ممتاز یعنی ارائه شخصیتی مستقل و پایدار، فرصت های بسیار و ثروت های فراوان صرف کنیم تا در هر کوی و برزن، ناحیه و محله و یا شهر و دیار ما را به بزرگی و عظمت بنگرند و با احترام خاصی از ما یاد کنند. این ویژگی ذاتی و همگانی که از آن به " حب بقا " یا عشق به جاودانگی در زندگی " نام می برند گاه با اعتدال همراه است و در بسیاری از مواقع با افراط عجین می شود و راه انسان را به بیراهه ها و حتی پرتگاه ها می رساند.

اعتدال آن با حفظ اصول و بنیان های تعریف شده در ارتباط های فردی و اجتماعی است که از آن میان حرمت نفس عزت نفس واعتماد به نفس است تا در پرتو هریک خردمندانه اعتباری ماندگار نصیب و در پایان حیات خشنودی و خرسندی فراهم می شود. و افراط آن یافتن موقعیت خانوادگی و اجتماعی با از دست دادن عزت نفس حرمت نفس و اعتماد به نفس است، همانند کسانی که برای بدست آوردن دلها به انواع ذلت های شخصیتی همانند چاپلوسی و تملق تن می دهند تا لبخند اطرافیان را به سوی خود جلب کنند و آنان را راضی نگه دارند، غافل از آنکه واژه ها بار خاصی و بوی ویژه ای به همراه دارد و بسیاری از مخاطبان ما از درون پی به دروغ بودن کلمات و عبارات و رنگ و نیرنگ چاپلوسان می برند و با چشمان خود قضاوت دل و اندیشه خود را بازگو می کنند.

در نگاه شخصیت های قدسی تعریف و تمجید بستگان و اطرافیان هرگز به طور مستقل به دور از تاثیرگذاری خداوند در دلها و دیده ها فراهم نمی شود، زیرا پروردگار مهربان " مقلب القلوب " است و چون قلب ها به دست اوست، از مسیر خداجویی و خداخواهی در تمام عرصه های زندگی یعنی انجام تکالیف و عمل به وظیفه به این مهم می توان دست یافت و چونان قطره ای به اقیانوس جاودان رسید و ابدی شد.

حضرت پیامبر(ص) می فرماید: اگر دوست داری خدا تو را دوست داشته باشد خوف از او داشته باش و در زندگی خویش پرهیزگاری را شیوه همیشه خود کن و اگر می خواهی نزد مردم محبوب و مقبول باشی نخست به آنان نیکی و خدمت کن، دوم هیچ امید و طمعی به دارایی های آنان نداشته باش تا همیشه عزیز و سربلند باشی.(بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۱۶۴)

در نگاهی دیگر " لجاجت " نمادی از کوتاهی بینش و بصیرت، ریز شدن در امورکم اهمیت یا بی اهمیت، دل سپردن به تعرف و تمجید دیگران، فکر مشغولی نسبت به جلوه های زودگذر زندگی و نداشتن سعه صدر یا دریا دلی به هنگام رویا رویی با دیگران است. آنان که همانند نیلوفر همیشه با تلاش و کوشش بسیار، خود را به اوج می رسانند و از بلندای حوادثبه صحنه های حیات و هستی می نگرند، هرگز سنگریزه ها را درشت نمی بینند و همیشه با آرامش از فراز گفتگوها و تنش های مختلف عبور می کنند و از درگیری های زیان آور، خود را دور می کنند. بذرهای کینه و دشمنی را در دل و دیده های اطرافیان نمی افشانند، پیش از گفتار، در رفتار عصبانیت خود را جلوه گر می سازند و بی آنکه زشت حرکات مختلف در تنش های اجتناب نا پذیر سراغ آنان بیاید با صلابت و سعادت شخصیت از کنار تیرگی های اخلاقی و اجتماعی راه خود را طی می کنند و سربلند به مقصد می رسند.

پیامبر بزرگوار اسلام(ص) می فرماید: هرکس در حالی که حق به جانب اوست از لجاجت صرف نظر کند، خانه ای درقسمت بالای بهشت برای او بنا می شود و هر کس در حالی که بر باطل است از لجاجت چشم بپوشد خانه ای در وسط بهشت برای او بنا می شود.(مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۷۶) هیچ بنده ای به طور کامل حقیقت ایمان را نمی یابد مگر آنکه دست از مجادله و لجاجت بردارد گرچه بر حق باشد.(بحارالانوار، ج ۲، ص ۱۴۸)

در نتیجه لجاجت باعثتباهی و تیرگی عقل می شود نه تنها ضرر و زیان برمن وارد می کند بلکه دشمنان ما را فروزانترمی کند. گفتنی است لجاجت و پافشاری در دستیابی به خواسته های خوب و خدایی به هنگام راز ونیاز با پروردگار مهربان نه تنها نکوهش نشده، بلکه صفتی ستودنی است که ازسوی پیشوایان ما ستایش بسیاری شده است که فرموده اند: خداوند در خواست کننده لجوج را دوست دارد؛(بحار الانوار ج ۹۳، ص ۳۰۰) کسی که دست کم حاجت خود را سه بار تکرار کند و به دنبال اجابت آن باشد.(ترجمه المراقبات، ج۱ص ۲۴۲).

ارسال نظر