|
|
کدخبر: ۱۵۰۵۱۳

مریم سعادت:

اکنون بازی دلنشین او در سریال «باغ سرهنگ» ما را بر آن داشت تا میهمان حرف هایش شویم.

به گزارشافکارنیوز، مریم سعادت را همه می شناسیم، بازیگری که چهره شاد و خندانش پیام آور شادمانی به خانه هایمان بوده است. نقش به یاد ماندنی او در سریال «قصه های تابه تا»(زی زی گولو) ناخودآگاه لبخند را میهمان لب هایمان می کند و اکنون بازی دلنشین او در سریال «باغ سرهنگ» ما را بر آن داشت تا میهمان حرف هایش شویم:

از خودتان بگویید؟

در تهران متولد شدم و در دانشکده هنرهای دراماتیک سابق در رشته تئاتر عروسکی درس خواندم. دو پسر دارم که به وجود آنها افتخار می کنم و از اینکه فرزندان سالم و صالحی دارم خدا را شاکرم.

چطور بازیگر شدید؟

رشته تحصیل من نمایش عروسکی بود، آن روزها، تمرین ما زیاد بود و خودم هم خیلی به تماشای تئاتر می رفتم. کارم را از کارهای کوچک تلویزیونی آغاز کردم و اولین کار جدی من بازی در فیلم بلند تلویزیونی با نام «تکخوان» به کارگردانی آقای حمید جبلی بود.

بیشتر چه نقش هایی را انتخاب می کنید؟

اول فیلمنامه را با دقت می خوانم، نقش های شاد را بیشتر می پسندم و همیشه سعی می کنم در کارهای مختلف، نقش هایی شبیه به هم را انتخاب نکنم.

کدام نقش شما بیشتر در یادها مانده است؟

وقتی از بیننده ها می پرسیم، نقش اعظم خانم در سریال «زی زی گولو» و همین طور نقشم در سریال «بدون شرح» که ناهید خاله بودم، بیشتر در خاطرات مانده است.

از سختی های کارتان برایمان بگویید؟

بچه هایم که کوچکتر بودند، کارم سخت تر بود. آن زمان کارهای سبک تر را بیشتر انتخاب می کردم، اصلاً شهرستان نمی رفتم تا بتوانم به بچه ها و خانه هم به خوبی رسیدگی کنم، اما حالا خدا را شکر بچه ها بزرگ شده اند و خودشان بیشتر کارهایشان را انجام می دهند و به من هم در خیلی امور کمک می کنند.

تا چه اندازه به اهداف کاری تان رسیده اید؟

بیشترین چیزی که خیلی دوست داشتم این نبود که بازیگری معروف باشم، چرا که دلم می خواست بیشتر برای کودکان کار انجام می دادم و در جایگاه کارگردان موفق تر عمل می کردم، البته تا به حال به لطف خدا خوب بوده و کارهای مختلفی برای کودکان انجام داده ام که تله فیلم «الاغ مهربان» یکی از آنهاست و همین طور سریال «مومو و می می». در حال حاضر هم نمایش عروسکی «کنسرت حشرات» که کارگردان آن بوده ام به علت استقبال شدید مخاطبانش که کودکان هستند، هشت سال است که در شهرهای مختلف اجرا می شود و نزدیک به هزار بار روی صحنه رفته است.

در کجاها به عنوان بهترین انتخاب شده اید؟

در اولین جشنواره جام جم کاندیدای بهترین بازیگر زن طنز بودم، در دومین جشنواره به خاطر سریال «مومو و می می» کاندیدای بهترین کارگردان و در تئاتر هم چند بار کاندیدای بهترین بازیگر بوده ام.

به نظرتان نقش شما در سریال «باغ سرهنگ» با روحیات خانم ها سازگار است؟

به نظر من خانم ها بسیار قوی و با اراده هستند، طوری که می توانند در بعضی از کارها بهتر از آقایان عمل کنند. نمی شود گفت کار سنگین و خشن بر روحیه افراد تاثیر نمی گذارد، به هر جهت حرفه آدم روی روحیه اش اثر می گذارد، اما برای یک خانم در مقام مادر که روحیه ای بسیار لطیف و مهربان دارد هیچ اتفاقی نمی افتد.

تا به حال تکه کلامی در نقشی داشته اید که تا مدتها با شما همراه بوده؟

راستش را بخواهید خود من برای داشتن تکه کلام خیلی جبهه می گیرم، اما در سریال «نقطه سر خط» تکه کلام «پَ نَ پَ» در بین مردم خیلی شنیده می شد، این دیالوگ من بود و تا مدتها در خانواده ما هم «پَ نَ پَ» رواج داشت. هنوز هم که بعد از سال ها از پخش سریال «تا به تا» یا همان «زی زی گولو» می گذرد در بعضی ها وقتی مردم مرا می بینند، اسم واقعی ام را نمی دانند و با خوشحالی می گویند: «اعظم خانم! آسی پولیکا چطوره؟» و این نشان می دهد که هنوز هم «آسی پولیکا» در خاطرات مردم مرور می شود. نقش ناهید خاله هم در سریال «بدون شرح» به دل مردم نشسته بود و تا مدت ها به من ناهید خاله می گفتند.

آیا تا به حال شایعه عجیبی در مورد خودتان شنیده اید؟

من خیلی اهل اینترنت و فیس بوک نیستم و خوشبختانه تا به حال در مورد خودم شایعه ای نشنیده ام. نمی دانم شاید هم بوده و من از آنها بی خبرم.(با خنده)

به نظر شما مادران جامعه ما چطور می توانند با فرزندان خود ارتباط خوبی داشته باشند؟

خوشبختانه ما در جامعه مادران دلسوزی داریم که نسبت به تربیت فرزندان شام حساسیت خاصی دارند و همیشه به دلیل محبت و مهری که در قلب مادران به خصوص مادران ایرانی وجود دارد، تلاش می کنند همه تلاش خود را برای موفقیت و سربلندی بچه هایشان به کار ببرند. مانند روح انگیز در سریال «باغ سرهنگ» که در حال حاضر صاحب یک باربری اسات، در حالی که همسرش راننده کامیون بوده و پس از اینکه از دنیا می رود، روح انگیز گواهینامه پایه یک می گیرد، با تلاش فراوان کامیون را به باربری تبدیل می کند و به درخواست دخترش او را برای تحصیل به خارج از کشور می فرستد. ما در جامعه خودمان چنین شیرزنانی را زیاد می بینیم که واقعاً قابل تقدیر هستند.

فرزندان شما رابطه شان با شما چطور است؟ به چه کاری مشغولند؟

ما با هم رابطه خوبی داریم و دوستیم، پسر بزرگم به کارهای فنی در پشت صحنه فیلم ها و سریال ها مشغول است و پسر کوچکم هم به موسیقی علاقمند است.

برایمان از معروف شدن تا محبوب ماندن صحبت کنید.

معروف شدن و محبوب شدن خیلی متفاوت است. خصلت بیشتر ما آدم ها این است که دوست داریم معروف شویم اما وقتی معروف می شویم با رفتاری که شاید از خودمان نشان می دهیم، در بین مردم که بیننده و مشوق ما هستند، محبوبیت کسب نمی کنیم. مثلاً من بازیگر که هدفم شاد کردن مردم است وقتی در جایی مردم مرا می بینند و دوست دارند با من رابطه برقرار کنند و حرف بزنند، اما من به دلیل مشکلی که شاید برایم پیش آمده عصبانی هستم، نباید از آنها فرار کنم یا بی محلی نشان دهم، در عوض باید سعی کنم با توضیح کوتاهی مثل: «ببخشید نمی توانم با شما حرف بزنم، مشکل دارم!» دل آنها را به دست بیاورم. در غیر این صورت شاید مخاطبان خود را که بینندگان تلویزیون هستند از دست بدهم و نباید این طور بشود، چرا که تماشای تلویزیون تقریباً به طور رایگان در اختیار مردم است و آنها بیشتر از هر چیز به بازیگر و بازی او دقت می کنند.

حرف خاصی اگر دارید بفرمایید؟

نه… از آنجایی که به بیشتر انتقادها و اعتراض ها توجهی نمی شود، صحبت خاصی ندارم و برای شما و همه مردم آرزوی سلامتی و موفقیت می کنم.

روزهای زندگی / شماره ۴۳۹ / نیمه اول اسفند ماه ۹۲ / گفتگو از: سهیلا محمدی نیا / صفحه ۲۸

ارسال نظر