|
|
کدخبر: ۱۷۹۲۳۵

مرتضی مبلغ؛ معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات

اگر شرایط کشور را بررسی کنید متوجه خواهید شد که در بین اصلاح طلب ها طراحی یک نوع وحدت نظر و یک دستی درباره انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد. مجموعه اصلاح طلبان با بررسی شرایط و اوضاع و جمیع واقعیاتی که وجود دارد به این نتیجه رسیده اند که آقای روحانی باید در دور آینده ریاست جمهوری وارد میدان شود و تنها کاندیدای اصلاح طلبان شخص رییس جمهور است.

به گزارشگروه سیاسی امیدنیوز- صبح نوروز؛ ضمیمه نوروزی صبح نو: تعیین میزان موفقیتکاندیداهای ریاست جمهوری، بدون شک تا حد زیادی وابسته به کارنامه عملکرد آنها در دورانی است که بر مسند مدیریت تکیه زده اند. این در حالی است که سنگ محک افراد جامعه درباره کاندیداهایی که برایدور دوم ریاست جمهوریدر معرض انتخاب قرار می گیرند.

رجوع به چهار سال گذشته و مرور نقاط ضعف و قوتی است که در دوره قبلی ریاست جمهوری شان حاصل شده است. این که مهم ترین غفلت ها و کم توجهی های آقای روحانی در کدام حوزه ها صورت گرفته و استراتژی اصلاح طلبان برای حمایت بی چون و چرا از آقای روحانی در دور دوم چیست، پرسشی است که برای دریافت پاسخ آن با مرتضی مبلغ معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات به گفتگو نشستیم.

در سال ۹۶ انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا برگزار خواهد شد، به نظر شما آرایش سیاسی گروه ها و احزاب سیاسی در این عرصه چگونه است؟

- اگر شرایط کشور را بررسی کنید متوجه خواهید شد که در بین اصلاح طلب ها طراحی یک نوع وحدت نظر و یک دستی درباره انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد. مجموعه اصلاح طلبان با بررسی شرایط و اوضا و جمیع واقعیاتی که وجود دارد به این نتیجه رسیده اند که آقای روحانی باید در دور آینده ریاست جمهوری وارد میدان شود و تنها کاندیدای اصلاح طلبان شخص رییس جمهور است.

این نظر هم بر می گردد به مطالباتی که در جامعه مطرح است. به طور کلی اصلاح طلب ها معتقدند که دولت در کنار توانمندی هایی که داشته و خدماتی که انجام داده دارای کاستی هایی هم بوده است. با وجود این که این توقع از دولت روحانی وجود داشت که در همین دوره بر کاستی ها قائق آید و اوضاع را مدیریت کند و حل و فصل انجام دهد تتا حدی که اجازه نمی داد این کاستی ها حتی در دور نخست هم به وجود آید. اما باید در دور دوم حتما این کاستی ها مرتفع شود و به توانایی های لازم تبدیل شود. همچنین باید غفلت هایی که صورت گرفته در دور دوم جبران شود.

در صحبت های تان به بروز برخی کاستی ها و غفلت هایی از سوی دولت اشاره کردید. لطفا در این باره توضیح دهید و بیان کنید که مصادیق این غفلت ها در چه زمینه هایی بوده است؟

- این غفلت ها و کاستی هایی که به آنها اشاره شده در زمینه های متفاوتی بوده است. بخشی از غفلت ها در انتخاب برخی از مدیران به ویژه در بحثمدیریت سیاسی کشور رخ داده است. در حوزه مربوط به نهادهای مدنی، سیاسی و حقوق اساسی مردم و توجه ویژه به آنها، کاستی هایی وجود داشته است. همچنین درمباحثاقتصادیاین توقع وجود داشت که دولت بتواند در کنار زحماتی که کشیده شده ودستاوردهای بزرگیکه به دست آورد، توانمندتر وارد میدان شود. به هر حال این نکته ها را می توان به عنوان برخی کاستی ها و غفلت های دولت یازدهم در نظر گرفت که رفع آنها از دولت مورد انتظار است.

به نظر شما جبهه اصولگرایان در رقابت انتخابات ریاست جمهوری با چه رویه ای وارد میدان خواهند شد؟ ارزیابی شما از آرایش سیاسی این جبهه چیست؟

- درباره پاسخ به این پرسش لازم است ابتدا چند نکته در مورد دسته بندی نیروهای اصولگرا عنوان کنم. به طور کلی ما در بین نیروهای اصولگرا سه گروه را شاهد هستیم که تحت عنوان اصولگرا فعالیت دارند. یک بخش از اصولگرایان به دلیل تجارب گذشته و خسارت هایی که تندروهای اصولگرا در سالیان قبل به کشور و به خود اصولگرایی وارد کرده اند از این جریان تندروی اصولگرا فاصله گرفته اند و مرزبندی خود را مشخص کرده اند.

به عبارت دیگر از تندروهای اصولگرا زاویه گرفته اند و به پختگی و عقلانیت بیشتری رسیده اند. گروهی که از آنها تحت عنوان اصولگرایان معتدل یاد می شود. این بخش از اصولگرایان عمدتا به این جمع بندی رسیده اند که مصلحت کشور در این است که آقای روحانی برای دور دوم هم در رقابت های ریاست جمهوری باقی بماند. طبیعتا این بخش از جبهه اصولگرایان از نامزدی آقای روحانی پشتیبانی خواهند کرد.

با توجه به نکته ای که درباره تقسیم بندی گروه های اصولگرا عنوان شد، دو گروه دیگر از این طیف باقی می مانند. یک گروه از آنها اصولگرایان سنتی و گروه دیگر هم همان اصولگرایان تندرو هستند. آنهایی که سوابق شان نشان می دهد رفتارهای تندرونده و افکار تند دارند. متاسفانه نکته ای که وجود دارد این است که اصولگرایان سنتی همچنان نتوانسته اند حساب خود را از حساب اصولگرایان تندرو جدا کنند.

یعنی همچنان نتوانسته اند پیوند خود را با اصولگرایان تندرو جدا کنند و موفق نشده اند حد فاصلی را بین خودشان و این افراد تندرو به وجود آورند. با توجه به این موضوع این دو گروه با هم عمل می کنند. این در حالی است که تلاش زیادی را انجام می دهند که یک نوع وحدت و اجماعی را به دست آورند اما به دلیل این که سرنوشت آنها به هم گره خورده است، در ایجاد وحدت با مشکل مواجه هستند. من مطمئن هستم که تندروهای اصولگرا با کمال تاسف نمی توانند به وحدتی که مد نظرشان است برسند.

با توجه به این شرایط به این جمع بندی می رسم که گروه های تندروی اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری راه خود را بروند و با کاندیدایی جداگانه به عرصه انتخابات وارد شوند. اصولگرایان سنتی هم سعی می کنند با یک نوع هماهنگی به نامزد خاصی برسند اما به دلیل همین گرفتاری ها و پیچیدگی ها و مشکلاتی که در درون آنها وجود دارد تا این لحظه نتوانسته اند به یک انسجام لازم دست پیدا کنند یا راهبرد روشن و مشخصی را در عرصه انتخابات ریاست جمهوری به دست آورند، بنابراین احتمال بالایی وجود دارد که حتی این گروه های اصولگرا هم نتوانند به یک نامزد واحد برسند. و با چند کاندیدا وارد رقابت های انتخابات ریاست جمهوری شوند.

رویه یا شعاری که از آقای روحانی شاهد هستیم بیشتر به اعتدالیون شباهت دارد و در عین حال عضو جامعه روحانیت مبارز هم هستند. چرا برخی از فعالان اصلاح طلب آقای روحانی را جزیی از این تشکل می دانند؟

- اصلاح طلبان نگاه شان به افراد و جریان سیاسی نگاه عملکردی و رفتاری است. ممکن است به شخصی نگاه کنید و با توجه به فرد و سوابق یک نظر را درباره وی اعلام کنید اما بر اساس این که در مجموع عملکرد خود چگونه رفتار کرده است ممکن است نظر کاملا متفاوتی درباره همان شخص عنوان کنید. منظور بنده این است که قضاوت اصلاح طلبان درباره افراد بر اساس عملکرد است چرا که انتخاب و قضاوت بر اساس کلیشه های سیاسی ممکن است با خطاهایی همراه باشد.

برخی افراد ممکن است بر اساس کلیشه سیاسی درباره شخصی اظهار نظر کنند و آن شخص را در گروهی بگنجانند اما زمانی که رفتار و عملکرد فرد بررسی شود، نشان دهنده این است که برخلاف کلیشه به کار گرفته شده عمل کرده است. این نکته ای است که باید درباره چنین انتساباتی در نظر گرفته شود. اصلاح طلبان در سال ۹۲ هم – که از نامزدی آقای روحانی دفاع کردند – به دلیل صحبت ها، مواضع و شعارهای آقای روحانی و همچنین رفتار صادقانه ای بود که نسبت به آن شعارها از خود نشان داد. این در حالی است که برخی افراد دیگر هم ممکن است چنین شعارهایی را بیان کنند اما رفتارشان در راستای عملی شدن شعارها نباشد.

بنابراین در آن زمان اصلاح طلبان به این برآورد رسیدند که رفتار آقای روحانی در راستای شعارهایی است که مطرح کرده است. در واقع اصلاح طلبان به برنامه های آقای روحانی، رفتار و عقاید ایشان رأی دادند و در طول این چهار سال هم آقای روحانی تلاش کرد بر سر میثاق خود با مردم باقی بماند.

حالا اینکه درصد موفقیتش در این زمینه چقدر بود بحثدیگری است اما اینکه با اعتقاد به دنبال تحقق آن وعدها و اجابت مطالبات مردم بود، نکته ای است که روز به روز برای جامعه بیشتر روشن شده است. بنابراین آقای روحانی را باید با این دیدگاه دید. این که اصلاح طلبان عنوان می کنند که نامزد ما آقای روحانی است برگرفته از همین طرز تفکر است، ضمن این که این نکته را هم لازم است اضافه کنم که ما در شرایط خاصی در کشور به سر می بریم که این شرایط وضعیتی است که محدودیت های سیاسی و سنگلاخ هایی در عرصه رقابت وجود دارد.

سیاست خارجی و حوزه اقتصاد در دولت آقای روحانی دستاوردی را به ارمغان نیاورد اما با این وجود اصلاح طلبان روحانی را تنها گزینه در انتخابات می دانند، شما از تاکید بر روحانی با وجود شکست دولت چه تحلیلی دارید؟

- تاکید و اصرار اصلاح طلبان بر آقای روحانی به این دلیل است که در این عرصه بدیل دیگری برای وی وجود ندارد. همانطور که درباره شرایط اصلاح طلبان و شیوه اجماع نظر آنها بر آقای روحانی عنوان کردم این انتخاب بر اساس دو شاخصه صورت گرفته است. یکی واقعیت های موجود و دیگری هم اینکه به هر حال آقای روحانی به شعارهای خود پایبند بوده است.

اگر آقای روحانی خلف وعده می کرد و به میثاق های خود پشت می کرد، در آن زمان جای سوال وجود داشت اما زمانی که با تمام توان سعی کرده است به میثاق خود پایبند باشد و آن مقداری هم که عدم موفقیت وجود داشته به دلایلی است که مورد خواست وی نبوده، باعثمی شود که اصلاح طلبان به این فکر بیفتند که اجازه دهند روحانی یک دوره دیگر ادامه دهد تا بتواند برنامه ها را تکمیل کند. همچنین در کنار این موضوع خلأها و نارضایتی ها هم به عنوان یک مطالبه جدی مطرح است و در انتخابات همه از وی این مطالبه را خواهند داشت.

ضمن این که در دوره بعد دیگر جایی برای غفلت باقی نمی ماند و آقای روحانی باید با تمام توان در عرصه حاضر شود و تیم توانمندتر و قدرتمندتری تشکیل دهد تا هم بتواند خلأها را جبران کند و هم بتواند دستاوردهای برجسته را به کمال برساند.

نظر شما به عنوان یک فعال سیاسی اصلاح طلب، خطای استراتژیک آقای روحانی در مدت چهار ساله ریاست جمهوری شان چه بود؟

- موضوعی وجود دارد که البته نباید نام آن را خطای استراتژیک بگذاریم چرا که واژه خطای استراتژیک دارای بار سنگینی است. به نظر من این پرسش را با واژه غفلت یا کم توجهی اصلاح کنیم. به هر حال من فکر می کنم طی این چهار سال در یکی، دو حوزه غفلت هایی صورت گرفت که یکی از آنها به انتخاب مدیران مرتبط است.

آقای روحانی در انتخاب بخشی از مدیران می توانست از مدیران توانمندتر، شجاع تر و کارآمدتری استفاده کند. به این سال ها نگاه کنید که چند درصد از مدیران منتخب آقای روحانی در تراز وی عمل کردند. در این زمینه نقاط ضعفی داشتیم کما این که وی پس از انتخابات مجلس مجبور شد چند نفر از وزرای خود راهم تغییر دهد و به این خاطر که فرصتی نبود خیلی زمینه برای تغییر رویه مدیران آماده نبود. این در حالی است که یکی از رموز اصلی حل مشکلات کشور مدیریت است. مدیران توانمند و شجاعی که بتوانند با تدبیر و انجام کار کارشناسی با شجاعت وارد عمل شوند و مشکلات را حل و فصل کنند.

اگر مدیران محافظه کار و فاقد کارآمدی لازم وجود داشته باشند، نمی توانند مشکلات کشور، آن هم مسائلی در این حد که با آن درگیر هستیم را رفع و رجوع کنند. غفلت دیگر دولت روحانی هم مسائل مربوط به اقتصاد بود. آقای روحانی کار بسیار بزرگی انجام داد. زمانی که وی سر کار آمد تورم افسارگسیخته ای بر کشور حاکم شده بود که همه چیز را زمین گیر کرده بود و داشت جامعه را از پا در می آورد.

آقای روحانی تمام انرژی و همت خود را معطوف به مهار تورم کرد و باید در این باره به وی دست مریزاد گفت چون نه تنها تورم مهار شد بلکه تورم به یک عدد بی سابقه یک رقمی رسید. غفلتی که در این باره انجام شد این است که یک بعدی به ماجرا نگاه شد. یعنی مهار تورم به بهای رکود اتفاق افتاد. رونق در اقتصاد این است که تورم و رکود به شکل متعادل و متوازن پیش روند. تورم موجب به رکود شکننده نشود بلکه به میزانی باشد که رونق از کار نیفتد و رکود حاصل نشود اما این اتفاق در دولت روحانی نیفتاد و رکود حاصل شد و رونق لازم به وجود نیامد و با مشکلات عدیده ای در معیشت مردم و اشتغال مواجه شدیم که این هم غفلتی بود که اتفاق افتاد.

در حوزه سیاسی هم توجه لازم انجام نشد. در ابتدا گفته می شد که دولت باید در سه عرصه به موازات هم و به میزان اهمیتی نسبتا مساوی کار کند. نخستین آن سیاست خارجی بود. با توجهت به بحران تحریم ها و مشکلاتی که وجود داشت این اولویت تعیین شد. البته دولت در این زمینه موفقیت تاریخی به دست آورد.

به نظر من اگر هیچ موفقیت دیگری نبود، همین یک مورد کافی بود که از روحانی تشکر کنیم. پس از این اولویت مسائل اقتصادی مطرح شد که به آن هم کم و بیش توجه شد. سومین اولویت هم سیاست داخلی بود که در این باره غفلت بیشتری اتفاق افتاد. توجه عمیق به مطالبات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مردم و آنچه زیرساخت توسعه کشور است صورت نگرفت. این سه نیاز به طور موازی پیش رفت اما درباره نخستین مورد موفقیت آمیز و درباره مورد دوم موفقیت نسبی حاصل شد اما در زمینه سیاست داخلی میزان موفقیت خیلی کم ارزیابی می شود.

تا چه حد احتمال وجود دارد که در بزنگاه انتخابات گزینه دیگری از سوی اصلاح طلبان جایگزین حسن روحانی شود؟

- اصلاح طلبان تا این لحظه جمع بندی شان آقای روحانی است و من اطمینان دارم که این نظر تغییر نمی کند. یعنی نامزد قطعی اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری آقای روحانی است.

ارسال نظر