|
|
کدخبر: ۱۷۹۴۶۴

کردها و روحانی

استان های کرد نشین میتوانند تاثیربسزایی در انتخاب نامزد نهایی داشته باشند و حتی با انتخاب متفاوت خود سرنوشت انتخابات را تغییر دهند.


مطابق یک سنت سیاسی در انتخاباتهای ریاست جمهوری کردهای ایران همیشه به نامزدهای اصلاح طلب رای می دهند.
این قاعده کلی البته در موارد نارضایتی و قهر با صندوقها نقص می شود.

گرچه نظام انتخاباتی ایران با لیبرال دمکراسیهای غربی از بیخ و بنیان متفاوت است، اما در سنت سیاسی تعلق آرای اقلیتها به احزاب و افراد واقع در طیف چپ با آنها همداستان است.
اکنون نزدیکترین نامزد در میان شش کاندیدای موجود به پایگاه رای کردها حسن روحانی است.
نه اصولگرایان از ظرفیتهای سیاسی و گفتمانی برای نزدیک شدن به کردها برخوردارند و نه کردها و اهل سنت قرابتی بین خود و راستگرایان سیاسی و مذهبی کشور می بینند.

با این وصف آیا روحانی در این دوره نیز رای قاطع کردها را بدست می آورد؟
بدون شک رییس جمهور مستقر به پیروی از سنت سیاسی مستمر، رای اول را در کردستان از آن خود خواهد نمود.

اما تقریبا شکی وجود ندارد که رای روحانی در این دوره به تبع مشارکت معنادار و توام با نارضایتی کردها شکسته شده و به اندازه دور قبل نخواهد بود.
اگر ستاد روحانی در فرصت اندک باقیمانده گامی موثر و اساسی در راستای کاستن از نارضایتیهای موجود ننماید، پیش بینی فوق به آسانی به تحقق خواهد پیوست.

در استان کردستان گروهی از کوشندگان مدنی و سیاسی در حال تنظیم نامه ای گلایه آمیز خطاب به رییس جمهور هستند که مضمون آن بازتابنده شک و شکوائیه های مذکور است.

در آذربایجان غربی نیز کردها استدلال می کنند که مشارکت نهادیشان در سطح دوران احمدی نژاد مانده و شکاف توسعه مابین مناطق مختلف استان که منطبق با مرزهای قومی است، دست نخورده مانده است.

مضاف بر آن فضای سیاسی حاکم بر استان به گونه ای بی سابقه و رادیکال قومی شده و نگرانیهای جدی و در طراز ملی هم بوجود آورده است.

آیا نشانه ای از جبران مافات دیده می شود؟
در ایام انتخابات از نحوه چینش مهره ها و عوامل ستاد انتخاباتی می توان تا حد زیادی به صورت بندی و آرایشهای سیاسی آتی پی برد.
با این وصف با تحلیل ستاد انتخاباتی روحانی در آذربایجان غربی می توان به این نکته پی برد که نه ایده جدی و جدیدی وجود دارد و نه اراده ای برای اصلاح و اجرا.
در ترکیب اصلی ستاد فقط یک نفر کرد وجود دارد. از بین تیم سی و پنج نفره اطاق فکر نیز تنها نام پنج نفر کرد دیده می شود.

این نسبتها تقریبا با سهم کردها در مدیریتهای ارشد و میانی استان برابر و تکرار همان وضعیتی است که کردها به آن معترضند.

البته این تمام داستان نیست. در میان اعضای اطاق فکر یاد شده جز چند نام معدود، به زحمت چهره هایی می توان یافت که مثلا ایمانی لایزال به بیانیه شماره سه اقوام و مذاهب و اجرای بی کم و کاست آن در استان داشته باشند.
اگر هم صاحبان ایده های خوب و متعالی تک و توک هم در ستاد یاد شده باشند، باز جای استراژیستهای اهل عمل و مساله شناس و آشنا با پیچ و خمهای فضای منطقه خالی است.

بخشی از وضعیت مغشوش فوق البته محصول آشفتگی در جریانها و جناحهای سیاسی است.
در فقدان یک نظام حزبی موثر و با فسادزدگی موجود در مناسبات سیاسی، طبیعی است که نیتهای خوب مصادره شده و به اراده های نیک تبدیل نشوند

ارسال نظر