|
|
کدخبر: ۱۶۶۴۲۹

غرب با فرهنگ مهاجم و غیرانسانى خویش در مسأله زنان نه تنها به بشریت صدمه وارد کرده است بلکه این صدمات خویش را در لفافى از زر پیچیده و به‌‏عنوان الگویى براى همه جهانیان ارائه مى‌‏کند.

زنان نه تنها نیمى از جامعه را تشکیل مى‌‏دهند بلکه به‌‏علت بر عهده داشتن نقش مرکزى در خانواده و تربیت نسل آینده و به علل مختلف دیگر، از اهمیتى حیاتى در سلامت جامعه و خانواده برخوردارند. به تعبیر امام راحل عظیم‌‏الشأن ملت ایران: اگر زنان شجاع و انسان‏‌ساز از ملت‏ها گرفته شوند، ملت‏ها به شکست و انحطاط کشیده خواهند شد. از این‏‌روست که هر طرحى براى پایه‌‏ریزى یک تمدن نوین اسلامى بدون توجه به نقش و جایگاه زنان در جامعه، طرحى شکست‏‌خورده و ناتمام خواهد ماند. در این میان آنچه طرح اسلامى براى تمدن نوین را تهدید مى‏‌کند، این است که غرب با فرهنگ مهاجم و غیرانسانى خویش در مسأله زنان نه تنها به بشریت صدمه وارد کرده است بلکه این صدمات خویش را در لفافى از زر پیچیده و به‌‏عنوان الگویى براى همه جهانیان ارائه مى‌‏کند. غرب امروزین در مسأله زنان جنایت کرده است و صدماتى به بشریت وارد کرده است که جبران آن به این سادگى ممکن نیست اما همین جنایت‏ها و همین صدمات را به اسم حقوق بشر و حقوق زنان مزین کرده است و با این تدلیس و تلبیس مى‌‏کوشد که ملت‏ها را به پیروى از خویش ترغیب کند. از این‌‏روست که هر عمل خلاف عفت و منافى اخلاقى به اسم حقوق زنان مورد حمایت قرار مى‏‌گیرد و هر امر مقدس و مورد تأیید دینى که یافت شود، مورد حمله قرار مى‏‌گیرد. آنچه بیشتر باعثتأسف است این است که عده‏اى مى‏‌کوشند تا به بهانه‏‌هاى مختلف، فقه اسلامى و ارزش‏هاى رصین و مسلم دینى را به‏‌گونه‌‏اى بازیچه خویش سازند تا با خواسته‏‌هاى غرب در باب زنان هماهنگ شود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «واقعاً فقه ما فقه مترقّى و برجسته‏‌اى است. یک چیزهایى از آن‏ را بعضى مى‏‌گیرند، یک چیزهایى از آن را فراموش مى‌‏کنند، یک چیزهایى را هم به‏‌خاطر هماهنگى با این افکار هوچى‏‌گرانه‌‏ى غربى از این رو به آن رو مى‌‏کنند؛ این‏ را هم دیده‌‏ایم ما.» در چنین فضایى است که انقلاب اسلامى ایران به لطف خداى متعال و با اتکاى به ایمان یک ملت کوشا و پرتلاش توانسته است در عرصه مسائل زنان نیز موفقیت‏هاى فراوانى را کسب کند و اگر بتوانیم دستورات و راهنمایى‏‌هایى رهبر معظم انقلاب را ملاک عمل خویش قرار دهیم، ان‏شاءالله موفقیت‏هاى بزرگ دیگرى نیز کسب خواهیم کرد. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار جمعى از بانوان برگزیده کشور در آستانه‏ى میلاد با سعادت حضرت فاطمه‌‏ى زهرا(سلام الله علیها) از جمله سخنرانى‌‏هاى مهم معظم له در این زمینه است که محورهاى اصلى این بیانات موضوع مطلب حاضر است.
اهمیت مسأله زنان‏
در مهم بودن مسأله زنان و وابسته بودن بسیارى از مسائل جامعه به این مسأله شکى نیست. زنان نه تنها به‌‏لحاظ جمعیتى و عددى، تقریباً نیمى از جمعیت هر جامعه‏‌اى را تشکیل مى‏‌دهند بلکه به‏‌واسطه نقش و جایگاه خاصى که در تداوم نسل‏ها چه به‌‏لحاظ مادى و چه به‌‏لحاظ فرهنگى و اجتماعى دارند و نیز به‌‏علت بر عهده داشتن نقش مرکزى در خانواده و تربیت نسل آینده و به علل مختلف دیگر، از اهمیتى حیاتى در حفظ اصل جامعه و نیز سلامت جامعه و خانواده برخوردارند.
نظام جمهورى اسلامى ایران از ابتدا توجه خاصى به زنان و لزوم نگاه اسلامى به این مسأله داشته و دارد. از همان ابتداى آغاز حرکت انقلاب اسلامى، رهبران این انقلاب به زنان بها دادند و براى زنان نقش قائل شدند. به تعبیر امام راحل عظیم‌‏الشأن ملت ایران: اگر زنان شجاع و انسان‏ساز از ملت‏ها گرفته شوند، ملت‏ها به شکست و انحطاط کشیده خواهند شد.
بر این اساس باید توجه داشت که تمدن‏‌سازى بدون توجه به نقش زنان و خانواده کاملاً ناقص و ناشدنى است و هر طرحى براى پایه‌‏ریزى یک تمدن نوین اسلامى بدون توجه به نقش و جایگاه زنان در جامعه، طرحى شکست‌‏خورده و ناتمام خواهد ماند. رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با برخى از بانوان برگزیده کشور در همین‌‏باره خاطرنشان ساختند: «مسأله‏‌ى زن در دنیاى امروز و ازجمله در کشور ما، یکى از مسائلى است که به جهات مختلف همچنان درخور پیگیرى و تأمّل و کار و فکر است. اولاً نیمى از جمعیّت کشورها زنان هستند؛ چگونه مى‏‌توان به شکل سالمى از این امکان و استعداد عظیم به نفع هر کشورى، ازجمله کشور ما استفاده کرد؟ ثانیاً مسأله‏‌ى جنسیّت که یکى از حسّاس‏‌ترین و ظریف‌‏ترین مسائل آفرینش است، چگونه مى‌‏تواند در خدمت تعالى انسان قرار بگیرد، نه در خدمت انحطاط بشر و انحطاط اخلاقى؟ ثالثاً به‏‌خاطر تفاوتهاى طبیعى‌‏اى که بین جنس زن و جنس مرد وجود دارد، چگونه مى‏‌توان - چه در محیط اجتماعى، چه در محیط خانواده - رفتارى را نهادینه و غیرقابل اجتناب کرد که به زن ظلم نشود؟ این‏ها مسائل خیلى مهمّى است. اگر ما همین دو سه مسأله را محور فکر و تأمّل و بحثو کار قرار بدهیم، یک مجموعه‏‌ى تلاش و کار مطالعاتى و تحقیقى و عملى را به‏‌دنبال خود خواهد آورد. این مسأله‏ى ظلم به زنان را کسى خیال نکند که مخصوص جوامع عقب‏‌افتاده یا جوامع مثلاً فرض کنید وحشى است نه، در جوامع به‌‏اصطلاح متمدّن امروز، این ظلم به جامعه‏‌ى زنان اگر بیشتر از جوامع دیگر نباشد، قطعاً کمتر نیست. خب این‏ها مسائل مهمّى است؛ این‏ها باید رسیدگى بشود، به این‏ها باید پرداخته بشود.»

لزوم پرهیز از الگو‏گیرى از غرب‏
مسأله زن و زنان مسأله‌‏اى محدود به امروز بشر نیست. مسائل زنان و خانواده خاص یک جامعه خاص نیز نیستند. جوامع بشرى همیشه و همه‏‌جا با این مسأله مهم دست به گریبان بوده‌‏اند. آنچه جدید است این است که غرب امروزى مدعى است که براى این مسأله مهم راه‏‌حلى یافته است و با تبلیغات فراوان خود نیز براى بسیارى چنین جلوه داده است که مسأله زنان در غرب را حل کرده است. غرب و سردمداران تمدنى آن در دوره کنونى، الگوى زن مطلوب را به شیوه و سبک زندگى کنونى غربى متصل نموده و چنین جلوه مى‏‌دهند که براى رسیدن به راه‏حل مطلوب در مسائل زنان باید از آن‏ها پیروى کرد.
در این میان آنچه طرح اسلامى براى تمدن نوین را تهدید مى‏‌کند، این است که غرب با فرهنگ مهاجم و غیرانسانى خویش در مسأله زنان نه تنها به بشریت صدمه وارد کرده است بلکه این صدمات خویش را در لفافى از زر پیچیده و به‌‏عنوان الگویى براى همه جهانیان ارائه مى‏‌کند. غرب امروزین در مسأله زنان جنایت کرده است و صدماتى به بشریت وارد کرده است که جبران آن به این سادگى ممکن نیست. اما همین جنایت‏ها و همین صدمات را به اسم حقوق بشر و حقوق زنان مزین کرده است و با این تدلیس و تلبیس مى‌‏کوشد که ملت‏ها را به پیروى از خویش ترغیب کند. از این‏‌روست که هر عمل خلاف عفت و منافى اخلاقى به اسم حقوق زنان مورد حمایت قرار مى‏‌گیرد و هر امر مقدس و مورد تأیید دینى که یافت شود، مورد حمله قرار مى‌‏گیرد. رهبر معظم انقلاب در بیانات خویش در همین زمینه خاطرنشان ساختند: «اگر ما مى‏‌خواهیم - چه در همین مرکزى که اشاره شد، چه در هر نقطه و دستگاه دیگرى - درباره‌‏ى مسأله‌‏ى زن درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم، باید ذهنمان را از حرفهاى کلیشه‌‏اى فراورده‌‏ى غربى‌‏ها به‏‌کلّى خالى کنیم. غربى‌ها نسبت به مسأله‏‌ى زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه‏‌کننده و مهلک خودشان را به‏‌صورت سکّه‏ى رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هر کسى هم که بر ضدّ نظر آن‏ها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتى وسیع آن‏ها هوچى‏‌گرى مى‏‌کند، مجال حرف‏زدن هم به کسى نمى‌‏دهد. اگر مى‏‌خواهید درباره‌‏ى مسأله‌‏ى زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسى آن همراه کنید و در بلندمدّت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکّرات غربى در مورد زن تخلیه کنید. نمى‌‏گویم بى‌‏اطّلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بى‌‏اطّلاعى نیستیم، بنده طرفدار آگاهى و آشنایى هستم، امّا مرجعیّت آن افکار را به‏‌کلّى رد کنیم. افکار غربى‏‌ها، نظرات غربى‌‏ها، در زمینه‌‏ى مسأله‏ى زن مطلقا نمى‌‏تواند مایه‌‏ى سعادت و هدایت جامعه‏‌ى بشرى باشد. اولاً تفکّرات آن‏ها، تفکّراتى است مبتنى بر معرفت‌‏شناسى مادّى و غیرالهى، که این خودش یک غلطى است. هر دستگاه علمى و فکرى که بر پایه‌‏ى معرفت مادّى و اعتقاد مادّى باشد، طبعاً غلط است. نگاه به حقایق آفرینش را بایستى با نگاه معرفت‏‌شناسى الهى، با اعتقاد به وجود خدا، با اعتقاد به قدرت خدا و حضور الهى و ربوبیّت الهى شناخت و فهمید و دنبال کرد. پس پایه و ریشه و اساس تفکّرات غربى‏‌ها چون مادّى است، غلط است. این یک. دوّم این‏که در رویکرد غربى به مسأله‏ى زن - همچنان‏که در تاریخ انقلاب صنعتى، انسان به‌‏روشنى مى‏‌بیند - یک نگاه کاسب‏گرانه و مادّى و اقتصادى دخالت داشته است. یعنى در اروپایى که زن حقّ مالکیّت نداشت و مایملک زن متعلّق به مرد و شوهرش بود و حقّ تصرّف در مایملک خود نداشت یا از وقتى‌‏که دموکراسى در غرب راه افتاده بود، زن حقّ رأى‌‏دادن نداشت، در یک چنین دنیایى ناگهان مسأله‏‌ى انقلاب صنعتى و کارخانجات و حضور مؤثّر شاغل زن در کارخانجات با خرج کمتر براى سرمایه‌‏دارها مطرح شد. آن‏‌وقت آمدند براى زن حقّ مالکیّت قائل شدند، براى این‏که بتوانند او را به کارخانه بکشانند، به او مزد کمترى بدهند و طبعاً آمدن او به میدان اشتغال الزامات خودش را داشت و دنباله‌‏هاى خودش را تا امروز داشت. بنابراین علاوه بر این‏که نگاه به زن یک نگاه غیرالهى و مادّى است، اساساً سیاستهایى که بر اساس آن‏ها، وضعیّت کنونى در اروپا عمدتاً و در دنیاى غرب پیش آمده است، با یک نگاه کاسب‏کارانه و مادّى و اقتصادى همراه بوده. یک جهت دیگر در این‏که ما بایستى از نگاه غربى در مسأله‏‌ى زن پرهیز کنیم، این است: در نگاه غربى، زن وسیله‌‏اى براى اطفاى شهوت است؛ این غیر قابل کتمان است. این‌‏را اگر کسى ادّعا بکند ممکن است کسانى جنجال کنند که نه آقا این‏جور نیست؛ لیکن زندگى آن‏ها را که انسان نگاه مى‏‌کند، اساساً این نگاه حاکم است.»

برخى براى خوش‌‏خدمتى به غرب، به اسلام خیانت و در حق زنان نیز جنایت مى‏‌کنند
مسأله غرب‌‏زدگى و شرق‏‌زدگى متأسفانه بیمارى‏‌اى مزمن در فرهنگ روشن‏فکرى کشور ماست. این روشن‏فکرى که امروزه به شیوه غالب غرب‏زدگى بروز مى‏‌کند، منحصر در یک قشر خاص نیز نیست. تلاش براى همسان‏‌سازى و همگون‌‏کردن اسلام با غرب و تمدن و تفکر غربى از مشکلات این جریان‏هاى غرب‏زده است که در مسأله زنان نیز این بیمارى به‏‌شدت حضور و بروز دارد.
چنین جریان‏هایى تصور مى‏‌کنند که غرب در حل مسائل زنان موفق بوده است و توانسته است مشکلات بشر در این زمینه را کاهش دهد. این در حالى است که مشکلات بشر در غرب امروز خصوصاً در زمینه زنان و خانواده افزایش نیز یافته است. آنچه بیشتر باعثتأسف است این است که عده‌‏اى مى‏‌کوشند تا به بهانه‌‏هاى مختلف، فقه اسلامى و ارزش‏هاى رصین و مسلم دینى را به‏‌گونه‏اى بازیچه خویش سازند تا با خواسته‌‏هاى غرب در باب زنان هماهنگ شود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «واقعاً فقه ما فقه مترقّى و برجسته‌‏اى است. یک چیزهایى از آن‏ را بعضى مى‏‌گیرند، یک چیزهایى از آن ‏را فراموش مى‏‌کنند، یک چیزهایى را هم به‏‌خاطر هماهنگى با این افکار هوچى‏‌گرانه‏ى غربى از این رو به آن رو مى‌‏کنند؛ این ‏را هم دیده‏‌ایم ما… بنده اهل بریده پیدا کردن از روزنامه‌‏ها نیستم، امّا دیروز، پریروز بود، یک چیزى در روزنامه دیدم؛ دیدم خیلى چیز مهمّى است؛ اینجا آوردم براى شما بخوانم. کتابى از «جیمى کارتر» رئیس جمهور پیشین آمریکا، منتشر شده به اسم «تقاضایى براى اقدام» که به موضوع نقض حقوق بشر و تجاوزات وحشتناک علیه زنان پرداخته. جیمى کارتر در این کتاب مى‏‌گوید: هر ساله صدهزار دختر به‏‌عنوان برده در آمریکا فروخته مى‌‏شود. جایى‏‌که صاحب یک روسپى‌‏خانه مى‏‌تواند دخترى را که معمولاً اهل آمریکاى لاتین یا آفریقا است، با قیمتى برابر هزار دلار خریدارى کند. وى هم‏چنین به تجاوزات جنسى که در محوّطه‌‏هاى کالج‌‏ها رخ مى‌‏دهد اشاره دارد؛ به جایى‏‌که از هر بیست‌‏وپنج مورد تنها یک مورد گزارش مى‏‌شود. کارتر هم‏چنین عنوان مى‌‏کند که تنها یک درصد از متجاوزان جنسى در ارتش محاکمه مى‏‌شود. انسان گریه ‏اش مى‏‌گیرد! از این قبیل در روزنامه‏‌ها زیاد مى‏‌بینید، بنده هم زیاد مى‏‌بینم؛ من هیچ‏وقت هم به این‏ها استناد نمى‌‏کنم، لکن خب این‏ها واقعیّتى است. جیمى کارتر هم بالاخره یک شخصیّت معروفى است و این هم کتاب او است. این چه وضعى است در دنیا؟ این چه‏‌جور تکریم زن است؟ نویسنده‏‌ى نامدار و معروف غربى، کتاب رُمان مى‌‏نویسد براى شرافتمندانه نشان دادنِ شغل روسپى‏‌گرى! که البتّه به فارسى هم ترجمه شده است. البتّه در این کتاب اشاره به این است که چگونه دلالان جنسى، مى‏‌آیند از کشورهاى آمریکاى لاتین دخترها را با وعده و وعید و فلان برمى‏‌دارند مى‏‌برند و مى‌‏فروشند به این مراکز؛ که البتّه این مربوط به اروپا است، مربوط به آمریکا نیست. البتّه سعى مى‌‏شود در این کتاب و این رُمان، که شغل روسپى‏‌گرى یک شغل شرافتمندانه‌‏اى وانمود بشود. این است فرهنگ غرب نسبت به زن؛ این است احترام این‏ها نسبت به زن. اگر مى‌‏خواهیم نگاه ما نسبت به مسأله‏‌ى زن، نگاه سالم و منطقى و دقیقى باشد، شرط اوّل آن این است که ذهنمان را از این حرفهایى که غربى‏‌ها در مورد زن مى‌‏زنند - در مورد اشتغال، در مورد مدیریّت، در مورد برابرى جنسى - باید به‌‏کلّى تخلیه کنیم. یکى از بزرگ‏ترین خطاهاى تفکّر غربى در مورد مسأله‏‌ى زن، همین عنوان «برابرى جنسى» است. عدالت یک حق است؛ برابرى گاهى حق است، گاهى باطل است؛ چرا باید انسانى را که از لحاظ ساخت طبیعى - چه از لحاظ جسمى، چه از لحاظ عاطفى - براى یک منطقه‏‌ى ویژه‏‌اى از زندگى بشر ساخته شده، از آن منطقه‌‏ى ویژه جدا کنیم، به منطقه‏‌ى ویژه‌‏ى دیگرى که براى یک ساخت دیگر، براى یک ترکیب دیگرى خداى متعال آماده کرده بکشانیم؟ چرا؟ این چه منطق عقلایى دارد، چه دلسوزى‌اى در این هست؟ چرا باید کارى که مردانه است به زن داده بشود؟ این چه افتخارى است براى زن، که کارى را انجام بدهد که مردانه است؟ من متأسّفم که گاهى خود خانمها، خود بانوان، روى این مسأله حسّاسیّت نشان مى‏‌دهند که ما با مردها چه فرقى داریم؟»

براى پیداکردن الگوى اسلامى به متون دینى مراجعه شود
یک توصیه اصلى و مهم رهبر معظم انقلاب در حل مسائل زنان، این است که باید براى یافتن الگوى مناسب زن اسلامى به متون دینى مراجعه کرد: «الزام دوّم این‏که به متون اسلامى مراجعه کنید. واقعاً از قرآن و از سنّت و از حدیثو از دعا و از متون اسلامى و از کلمات ائمّه و رفتار ائمّه، آن اصول و پایه‏‌هاى اصلى را اتّخاذ کنید. وحى است دیگر، وحى مال خدا است؛ خدا آفریننده‏‌ى من و شماست. من نمى‌‏گویم هرچه به نام دین در دهانها مى‌‏افتد آدم قبول کند؛ نه، از همان دین صحیح، که با شیوه‌‏ى درستِ استنباط و به‌‏وسیله‏‌ى اهل و شایستگان این‏کار انجام مى‏‌گیرد، استفاده شود؛ واقعاً از کتاب خدا، از سنّت پیغمبر، از روش ائمّه‏‌ى معصومین و از کلمات این‏ها استفاده بشود، که ما در زمینه‌‏ى مسائل زنان باید چه راهبردى را اتّخاذ کنیم و خطوط اساسى را از آنجا باید اتّخاذ کنیم.»

مسائل را اولویت‏‌بندى کنید؛ اشتغال زنان از مسائل اصلى نیس‏ت
از جمله مهم‏ترین توصیه‌‏هاى رهبر معظم انقلاب در باب مسائل زنان این بود که مسائل زنان را باید اولویت‏‌بندى کرد و به مسائل اصلى پرداخت، به تعبیر معظم له: «در احصاى مسائل اصلىِ زنان، حقیقتاً به مسائل اصلى بپردازیم، نه به مسائل درجه‏‌ى دو. پرداختن به مسأله‏ى خانواده و به‏‌خصوص مسأله‏‌ى سلامت و امنیّت و آرامش و تکریم زن در محیط خانواده، یکى از مسائل اصلى است. ما چند مسأله‌‏ى اصلى داریم، یکى از آن‏ها این است. نگاه کنید ببینید عوامل سَلب آرامش و سکینه‏‌ى روحى زن در خانواده چه چیزهایى است؟ دنبال این باشید که با قانون، با روشهاى تبلیغى، با روشها و شیوه‌‏هاى گوناگون، این‏ها را برطرف کنید. این، اساس قضیّه است… فکر اسلامى را باید پیدا کرد، دنبال آن باید رفت، ولو حالا یک عدّه‏‌اى بد بگویند. این هم یک مسأله است؛ بنابراین مسأله‌‏ى اصلى را باید پیدا کرد. به نظر من مسأله‌‏ى اصلى، یعنى یکى از مسائل اصلى، مسأله‏‌ى خانه و خانواده است: امنیّت زن در محیط خانواده؛ فرصت زن در محیط خانواده و خانه‏‌دارى براى بُروز استعدادها؛ چیزى مانع درس‌‏خواندن او، مانع مطالعه‏‌کردن او، مانع فهمیدن او، مانع نوشتن او نشود - براى کسى‏‌که اهل این چیزها است - میدان براى این کارها فراهم باشد؛ این اساس قضیّه است. مسأله‌‏ى اشتغال بانوان، جزو مسائل اصلى نیست. البتّه ما با اشتغال بانوان مخالف نیستیم؛ بنده خودم نه با اشتغالشان، نه با مدیریّتهاشان مخالفتى ندارم، مادامى‏‌که با آن مسائل اصلى معارضه و تنافى پیدا نکند؛ اگر معارضه پیدا کرد، آن مقدّم است. یکى از کارهایى که در این زمینه‏‌ى سوّم که عرض کردیم باید انجام بگیرد، طبعاً این است که نگاه کنند ببینند آن مشاغلى که متناسب با این خصوصیّت زن است چیست؟ بعضى از مشاغل هست متناسب با ساخت زن نیست، خب این‏ها را دنبال نکنند.»

خدمات انقلاب اسلامى به زنان در ایران چشمگیر است‏
انقلاب اسلامى ایران به لطف خداى متعال و با اتکاى به ایمان یک ملت کوشا و پرتلاش توانسته است در عرصه مسائل زنان نیز موفقیت‏هاى فراوانى را کسب کند و اگر بتوانیم دستورات و راهنمایى‌‏هایى رهبر معظم انقلاب را ملاک عمل خویش قرار دهیم، ان‏شاءالله موفقیت‏هاى بزرگ دیگرى نیز کسب خواهیم کرد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «هنگامى‏‌که به همین مناسبت غالباً بنده مواجه مى‏‌شوم با بانوان مسلمان، زنان مؤمن و تحصیل‏‌کرده، خدا را عمیقاً شکر مى‏‌کنم؛ واقعاً این یکى از بزرگ‏ترین افتخارات نظام اسلامى است که در سایه‌‏ى نظام اسلامى این‏همه زن فرزانه و تحصیل‏کرده و خوش‌‏فکر و ممتاز از لحاظ فکرى و عملى در جامعه‌‏ى ما وجود دارند؛ خیلى نعمت بزرگى است و مایه‌‏ى افتخار است. حالا امروز که فقط این خانم محترم صحبت کردند، لکن جلسات متعدّدى ما داشتیم که خانم‌ها متعدّد صحبت کردند؛ هر کدام که بیاناتى را ابراز کردند، یک دریچه‌‏اى از نگاه نو، فکر نو به روى ذهن انسان گشوده مى‏‌شد. تربیت این‏‌همه انسان والا، برجسته و خوش‌‏فکر یکى از بزرگ‏ترین افتخارات نظام اسلامى است. امروز وقتى ما نگاه مى‌‏کنیم، نام زنان ما بر تارک کتابهاى متعدّدى - کتابهاى علمى، کتابهاى پژوهشى، کتابهاى تاریخى، کتابهاى ادبى، کتابهاى سیاسى، کتابهاى هنرى - گذاشته شده؛ جزو برترین نوشته‏‌ها و آثار مکتوب امروز نظام اسلامى - چه مقالات و چه کتابها - نوشته‏‌هاى بانوان ما است، که این واقعاً مایه‌‏ى افتخار است. در تاریخ ما بى‏سابقه است؛ ما دور‌ه‏‌هاى گوناگون را دیدیم، آشنا هم بودیم با فضاى فرهنگى کشور؛ ما هرگز این‏‌همه انسان برجسته‏‌ى در زمینه‏‌هاى مختلف - چه در مسائل حوزوى، چه در مسائل دانشگاهى - نداشتیم. در کنار این‏ها، بُروز و ظهور کاملاً برجسته‌‏ى هویّت و شخصیّت مستقلّ زن ایرانى، در عرصه‏‌ى مجاهدتها، از جمله در دفاع مقدّس و دنباله‏‌هاى آن تا امروز؛ این همه همسران شهدا، همسران جانبازان، مادران شهیدان، بازماندگان برجسته‏‌ى کسانى‏‌که رفتند جانشان را در راه خدا دادند و این‏ها با اراده‏ى محکم، عزم راسخ و با صبر، هر انسانى را در مقابل خودشان خاشع و خاضع مى‏‌کنند. بنده که حقیقتاً هروقت با این زنان برجسته مواجه مى‏‌شوم، در مقابل آن‏ها احساس خضوع مى‏کنم. بنده زیاد برخورد مى‏‌کنم با مادران شهیدان، با همسران شهیدان، با همسران جانبازان: این بانوى فداکارى که یک عمر زندگى خودش را مى‏‌گذارد براى مدیریّت‌‏کردن و بهبودبخشیدن به زندگى یک معلول و جانباز، براى خاطر خدا؛ این چیز کوچکى نیست، این‏ها به زبان آسان است. آن مادرى که دو فرزند، سه فرزند، چهار فرزند را در راه خدا داده و همچنان محکم ایستاده، به ما سفارش مى‏‌کند که بایستید؛ محکم باشید! انسان واقعاً در مقابل این‏‌همه عظمت احساس خشوع مى‏‌کند. این‏ها واقعیّتهاى زنانه‌‏ى جامعه‌‏ى ما است که بسیار افتخارآمیز و مهم است. خب بحمدالله این، آن بخش روشن و درخشان مسأله‏‌ى زن در کشور است.»

ارسال نظر

پربیننده ترین

آخرین اخبار